ویژگیهای تحجر و تحجرگرایی از دیدگاه امام خمینی
جمود و قشری گری ویژگی های زیادی دارد. یک سری ویژگی های عمومی که از شاخصه های اصلی و همیشگی آنها است و در هر زمان و مکانی بیانگر تحجر و تحجر گرایی است و یک سری ویژگی های خاص که براساس تغییرات زمانی و مکانی و موقعیت های فرهنگی و سیاسی آن ویژگی ها نیز مدرن شده و با شکلی خاص نمایان می شوند.
برای شناخت بهتر و دقیق تر این ویژگی ها مناسب است به فرمایشات حضرت امام در آثارشان مراجعه کنیم . ایشان این ویژگی ها را این گونه به تصویر می کشند :
.1 مقدس نمایی و تقدس مآبی ;
.2 قشری گرا و سطحی نگر (توجه به ظواهر دین )
.3 نگاه ابزاری به دین (خشونت گرا سختگیر طرد و تهمت تکفیر)
.4 عوامزدگی و عوام گرایی
.5 قلت توجه به تفکر و تعقل در ابعاد مختلف
.6 روحیه تک بعدی و تک محوری قانون گریزی
.7 راحت طلبی و رفاه گرایی
.8 تنگ نظری و واپس گرایی
.9 کج اندیشی و کج فهمی
.10 عدم توجه و درک صحیح نسبت به نقش زما ن و مکان در اجتهاد و مسائل مستحدثه
.11 تقلید کورکورانه و شخصیت زدگی و شخصیت پرستی
.12 دورویی و ریا گرایش شدید به دروغ مصلحتی
.13 پیچیدگی رفتاری و تغییر روش ها
.14 انتقاد ناپذیری و عدم تحمل مخالفان
.15 عدم توجه به مشارکت عمومی و رقابت سیاسی
.16 درگذشته معتقد به جدایی دین از سیاست و در حال حاضر معتقد به حکومت اسلامی بدون نقش موثر مردم .
.17 تجمل گرایی با شعار ساده زیستی
.18 برداشت های غلط و افراطی با کیفیت خاص از آیین های مذهبی و دینی
مواضع امام خمینی در برابر تحجر گرایی
امام در مقاطع مختلف بارها خطر تحجر و تحجر گرایی و انسان های مقدس مآب را گوشزد نموده و تندترین جملات و حملات را علیه آنان دارند و در دسته بندی خاص خود آنان را به عنوان مخالفین اسلام ناب محمدی (ص ) و مروجان اسلام آمریکایی یاد کرده و خواستار مقابله باآنان شده اند.
با عنایت به آثار حضرت امام درباره این موضوع به صورت اجمالی به مواضع ایشان در چهار مقطع تاریخی اشاره می کنیم .
گفتار اول : مقطع تاریخی 1343 ـ1321
نخستین موضع آشکار و رسمی حضرت امام در قبال تحجر و تحجر گرایی در سال 1322 با تالیف کتاب کشف اسرار بود. در این کتاب که در زمان کوتاهی به نگارش درآمد حضرت امام به دفاع از اسلام اصیل و عقاید مذهبی به صورت عقلانی فلسفی و نقلی (حدیثی و قرآنی ) پرداخته است . به عقاید متحجرانه و برداشت های غلط و افراطی وهابیت پاسخ داده و اشکالات مطرح شده آنان و کتب « اسرار هزار ساله » حکمی زاده را به تفصیل تشریح و با استدلال جواب داده اند.
حضرت امام علاوه بر مبارزه نظری و عقیدتی با تحجر و تحجرگرایی به صورت عملی نیز در سایه مرجعیت حضرت آیت الله بروجردی بابرداشت های غلط از دین و دگر اندیشی و افراطی گری مبارزه می نمودند. از جمله حمایت از اقدامات مرجع بزرگ شیعه آیت الله بروجردی در رابطه با وحدت مسلمین پیگیری مسائل سیاسی وقت و اقدامات غلط رژیم پهلوی مذاکره و تذکر به شاه از طرف آیت الله بروجردی مصاحبه با مطبوعات وقت به عنوان سخنگو و نماینده آیت الله بروجردی
تا زمانی که آیت الله بروجردی در قید حیات بودند حضرت امام ضمن احترام به مقام شامخ مرجعیت و در سایه مرجعیت سعی کردند به صورت نظری و عملی سد تحجر و تقدس مآبی و دگراندیشی را شکسته و چهره منزه و پاک اسلام و مذهب شیعه را نمایان کنند.
ایشان در دهه سی در کتاب « آداب الصلوه » خویش عمده ترین حجاب های رشد و تعالی و معرفت حقایق را جمود و تحجر می دانند که انسان را به قهقرا و خودمداری و خودمحوری می کشاند :
« یکی دیگر از حجب که مانع از استفاده از این صحیفه نورانیه است اعتقاد به آن است که جز آن که مفسرین نوشته یا فهمیده اند کسی را حق استفاده از قرآن شریف نیست و تفکر و تدبر در آیات شریفه را به تفسیر به رای که ممنوع است اشتباه نموده اند. »
گفتاردوم : مقطع تاریخی 1357 ـ1342
پس از رحلت آیت الله بروجردی رویارویی و مبارزه حضرت امام با قشری گری و کج اندیشی علنی تر و گسترده تر شد. از حالت خصوصی و درون حوزوی خارج و عمومیت پیدا کرد و به شکل های مختلف و در جبهه های متفاوت نمود پیدا کرد.
با شروع نهضت حضرت امام و مبارزه رژیم شاه چهره نفاق و دورویی عافیت طلبان و مقدسین رفته رفته روشن گردید. خمودگرایان و جمودگرایان دربرابر امام و یارانش صف کشیدند و او را تا سر حد تکفیر مورد طعن قرار دادند. لکن ایشان در جبهه بیرونی ـ مبارزه با طاغوت زمان ـ و جبهه درونی ـ مبارزه با مقدس نماها و متحجران حوزه های علمیه با کمال شجاعت مبارزه نمودند تا در افکار عمومی جماعت مقدس نما که مردم را از داخل حوزه های علمیه از اسلام و اصلاحات اجتماعی باز می دارند اصلاح یا طرد شوند. آخوندهای درباری که دین به دنیا میفروشند از این لباس خارج و طرد شوند.
حضرت امام هنگامی که در نجف اشرف تشریف داشتند در مباحث درس ولایت فقیه خود چنین می فرمودند :
بعضی در حوزه ها به گوش هم می خوانند که این کارها (مبارزه با رژیم پهلوی و تشکیل حکومت ) از ما ساخته نیست . ما فقط باید دعا کنیم و مساله بگوییم .
حضرت امام در عکس العمل به این تفکر ساده لوحانه و کج اندیش آنها را دعوت می کند که :
« این فسردگی را از خود دور کنید... در معرفی اسلام جدیت به خرج دهید و تصمیم به تشکیل حکومت اسلامی بگیرید... دست به دست مردم مبارز و آزادیخواه بدهید. حکومت اسلامی قطعا برقرار خواهد شد. به خودتان اعتماد داشته باشید. »
« اینها افکار جماعتی است که به مقدسین معروف اند و در حقیقت « مقدس نما » هستند نه مقدس . باید افکار آنها را اصلاح کنیم و تکلیف خود را با آنها معلوم سازیم چون اینها مانع اصلاحات و نهضت ما هستند و دست ما را بسته اند. روزی مرحوم آقای بروجردی مرحوم آقای حجت مرحوم آقای صدر مرحوم آقای خوانساری رضوان الله علیهم برای مذاکره در یک امر سیاسی در منزل ما جمع شده بودند به آنان عرض کردم که شما قبل از هر کار تکلیف این مقدس نماها را روشن کنید. با وجود آنها مثل این است که دشمن به شما حمله کرده و یک نفر هم محکوم دست های شما را گرفته باشد. اینهایی که اسمشان « مقدسین » است (نه مقدسین واقعی ) و متوجه مفاسد و مصالح نیستند دستهای شما را بسته اند و اگر بخواهید کاری انجام بدهید حکومتی را بگیرید... آنها شما را در جامعه ضایع می کنند. شما باید قبل از هر چیز فکری برای آنها بکنید. »
ایشان اوضاع را در اوایل نهضت اسلامی در دهه 40 و 50 چنین توصیف می کنند :
« اوضاع مثل امروز نبود هر کس صد درصد معتقد به مبارزه نبود زیر فشارها و تهدیدهای مقدس نماها از میدان به در می رفت ; ترویج تفکر « شاه سایه خداست » و یا باگوشت و پوست نمی توان در مقابل توپ وتانک ایستاد و اینکه ما مکلف به جهاد و مبارزه نیستیم و یا جواب خون مقتولین را چه کسی می دهد و از همه شکننده تر شعار گمراه کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان ـ علیه السلام » باطل است و هزاران « ان قلت » دیگر مشکلات بزرگ و جانفسرایی بودند که نمی شد با نهضت و مبارزه منفی و تبلیغات جلوی آنها را گرفت . »
« از آن طرف هم علمای اسلام را که دنبال این بود (ند) که اسلام را ترویج بکنند ـ اینها را هم اتهامات بر آنها زدند (که ) : اینها یک مردمی هستند کهنه پرست . اینها یک مردمی هستند که دربار یا قوه های سرمایه دار اینها راگماشته اند اینجا. برای اینکه مردم را خواب کنند و سرمایه دارها کارهایشان را انجام بدهند. اینها مردم را همه اش دعوت می کنند به اینکه ساکت باشید هر کس به شما ظلم کرد ساکت باشید هر که مال شما را برد حرف نزنید; و اینها یک دسته هستند که مردم را خواب کرده انند و می کنند آرام می کنند که وقتی که آن اشخاصی که از خارج می خواهند اموال اینها را ببرند آنها آسوده ببرند و دیگر کسی حرف نزند خود آنهایی که می خواستند اموال شما را ببرند این تبلیغات را می کردند. یک جوری شد که در یک زمانی خود دا خله ایران هم باور کرده بود این مسائل را »
گفتار سوم : مقطع تاریخی 1363 ـ1357
پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز پرونده قشر متحجر و مقدس مآب باز بود. اگر به تاریخ اول انقلاب توجه نماییم خواهیم دید که در مقاطع مختلف گروه متحجران و مقدسین در برابر هر نوع برداشت نو و نگرش جدید موضع گیری می کردند . اما وقایع سال های 57 تا 63 به ویژه مسائل مربوط به لیبرال ها و جبهه ملی ترورها و اقدامات خشونت آمیز گروهک ها آغاز جنگ تحمیلی و دیگر اتفاقات باعث شد که بیشتر انرژی و توان امام و مسئولان انقلاب و نظام نوپای اسلامی در برخورد با این جریانات و اصلاح این امور قرار گیرد و برای مدتی برخورد با مساله تحجر و تحجر گرایی تا حدودی مسکوت بماند.
جریان تحجر و تحجر گرایی از این موقعیت و فرصت بدست امده کمال استفاده را برده و بدون اینکه به مشکلات عدیده کشور و نظام توجه داشته باشند و یا در حل آنها همراهی نمایند سعی نمودند در جای جای کشور حضور یافته و در پست های مهم دولتی رسوخ و نفوذ کنند و به صورت خزنده خود را مطرح نمایند. لکن حضرت امام با کمال بیداری و هوشیاری نسبت به کج اندیشی و خطر وجود نفوذ آنان هشدار داده و سعی می کردند در حد ضرورت چهره آنان را افشا نمایند. در این مقطع تاریخی حضرت امام در تنویر افکار عمومی نسبت به قشر متحجر چنین می فرمایند :
« ما می دانیم که ابرقدرت ها و حکومت های وابسته به آنان با اسلام شاهنشاهی و ملکی مخالف نیستند بلکه بی شک آنها را تایید نیز می کنند. اسلامی که به وسیله ایادی ابلیسی خود و جهال بصورت عالم عرضه شود ـ که علمای اسلام و مسلمانان نباید در امور سیاسی و اجتماعی مسلمین دخالت کنند و نباید در امور مسلمانان اهتمام نمایند و حکم واضح عقل موافق با قرآن را نادیده گرفته و حدیث مجاری الامور بید العلما بالله را ضعیف و سخن شریف و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه احادیثنا. و دیگر احادیث از این قبیل را بی مبنا یا به تاویل کشانند ـ صد درصد مورد تایید آنان است . چه بهتر که دست علمای متعهد و مسلمانان بیدار را این درباریان روحانی نما و بازیخوردگان غافل از سیاست بازی شیاطین ببندند و راه را برای چپاول و سلطه قدرت ها باز کنند.
آنان از اسلامی که موید آنهاست چه باک دارند از اسلام علی بن ابیطالب ـ علیه صلواه الله و سلامه ـ می ترسند. اگر آن شهید دلباخته اسلام و اسلام شناس حقیقی مثل اینان فکر می کرد و به گوشه عزلت به عبادت خدا مشغول می شد وراهی جز بین مسجد و منزل نمی پیمود نه جنگ صفین و نهروان پیش می آمد و نه جنگ جمل و نه مسلمانان فوج فوج به قتل می رسیدند و شهید می شدند. و اگر سید الشهدا ـ علیه السلام ـ مثل اینان فکر می کرد و در کنار قبر جدش به ذکر و دعا می پرداخت . فاجعه بزرگ کربلا پیش نمی آمد و دوستان ارجمند خداوند قطعه قطعه نمی شدند و آل الله به اسارت نمی رفتند و از آنها بالاتر اگر رسول اکرم ـ صلی الله علیه و اله وسلم ـ مانند اینان فکر می کرد و به نصیحت و بیان احکام عبادات می پرداخت . آن همه رنج و مصیبت نمی دید و آن همه مسلمانان به شهادت نمی رسیدند. و در علمای معاصر اگر مرحوم آیت الله عظیم الشان اقا میرزا محمد تقی شیرازی با آن مقام بزرگ در علم و ورع و تقوا همانند اینان فکر می کرد در عراق جنگ بین مسلمانان و انگلیسی های متجاوز غاصب پیش نمی آمد و آن همه مسلمانان شهید نمی شدند و استقلال عراق تامین می شد. حکومت هایی که در عصر حاضر با دل و جان و اسم اسلام در خدمت ابرقدرت ها. بویژه آمریکا هستند و عامل تامین منافع آنان درجهان می باشند و آخوندهای درباری از خدا بی خبر که موید آنان و مخالف با رژیم اسلامی هستند و کوشش در هدم اسلام پرخاشگر بر ستمگران به سیره رسول الله ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ و علم کردن اسلام شاهنشاهی و ملوکی هستند که مسلمانان متعهد را به جرم شکایت از ظلم آمریکا و اسرائیل می خواهند از فریضه حج محروم کنند باید مورد تایید شوروی و آمریکا و اسرائیل باشند. »
« ما امروز هم گرفتار به همان مسائل هستیم . همان مسائلی که آنها مبتلا به آن بودند با وضع دیگری هستیم منتها توسعه اش برای خاطر وضع دنیا عوض شده و بیشتر شده است . آن روز اگر چنانچه حضرت رسول ـ سلام الله علیه ـ و حضرت امیر ـ سلام الله علیه ـ مبتلا بودند به یک نحو محدودی و نگذاشتند صدای آنها برسد و همان مقدار که رسید می بینید که نورانیتش عالم را گرفته است . امروز بایک وضع بسیار توسعه داری اسلام مبتلا به آن هست . آنها نگذاشتند که یک حکومت اسلامی تحقق پیدا بکند با اسم اسلام امروز هم ما مبتلای به همین معنا هستیم که با اسم اسلام می خواهند نگذارند که حکومت اسلام محقق بشود;یک دسته غیر متوجه و جاهل و یک دسته عالم متهتک »
« و اسف در این است که در بین همه کشورها یک منحرفی با یک دستاری سرش و یک تحت الحنک در بین جماعت مسلمین آنها هستند. و دامن می زنند به این امور. یعنی اسلام را با آن دشمن اند آن آخوندهای درباری بدتر ـ برای این که ـ اگر اسلام بیاید آخوند درباری بدتر لطمه می بیند تا آن ارتشی آنها به صلاح نزدیکترند. این طایفه اند که اگر فاسد شدند. عالم را فاسد می کنند »
« تذکری که به شوراها لازم است داده شود ـ ولو اینکه خودشان توجه دارند ـ یکی این است که توجه کنند که در شوراها یک وقت افراد نفوذی از منحرفین به صورت اسلام و به صورت مقدس مآبی وارد نشوند. اینها که شیاطین هستند همانطوری که شیطان به شکلهای مختلف وارد می شود و انسان را گول می زند اینها هم همان شیطانها هستند و به صورتهای مختلف وارد می شوند. باید آقایانی که در شورا هستند با شناسایی تمام از سوابق آنها و از کارهایی که بعد از انقلاب متعهد بودند و در ضمن انقلاب ـ و مهم این است که قبل از انقلاب چه جور بودند ـ بررسی بشود به اینکه اینها مردمی هستند که به انقلاب عقیده دارند. متعهد به اسلام هستند و برای خدمت به این توده های مستضعف که همیشه محروم بودند آمده اند خدمت کنند »
« اسلام همیشه گرفتار یک همچو مردمی بوده است که با اسم « اسلام » می خواستند اسلام را بکوبند. مگر محمدرضا قران طبع نمی کرد مگر سالی یک دفعه نمی رفت به مشهد مگر دائما صحبت از عدالت اسلامی و عدالت نمی کرد مگر نمی گفت حضرت عباس مرا در یک قضیه ای نجات داد می گفت اینها را. اینها یکی از قدترهای (آنها است ) واقعا قدرت است . قدرتهای بزرگی که دارند این است که همچو با جدی بدون اینکه هیچ پرده حیایی در کار باشد جدا می گویند که این کار را خدا کرده است این کار را دنبال خدا هستیم ما هم دنبال چه هستیم که شاید شماها هم اگر یک وقت ببینید باورتان بیاید خیلیها باورشان آمده بود خوب یک شاهی است که دارد می گوید « قرآن » و دارد می گوید « اسلام » و دارد می گوید چه خوب چه کارش دارید ما مدتی باید زحمت این را بکشیم که آن چهره دوم این را به مردم بفهمانیم . این یک چهره است یک چهره با اسم قرآن و اسم خدا و اسم نهج البلاغه و اسم اینها بیاید توی میدان (که ) خطرناک است . ما اگر بتوانیم آن چهره دوم این جمعیتها را آن چهره دوم امثال محمدرضا را به مردم معرفی کنیم آن وقت ما پیروز می شویم و این در قضیه محمدرضا شد; چهره دومش را به قاعده نشان داد »
« این مقدس مآبی که هر روز می رود پشت سر فلان آقا نماز می خواند و گاهی هم سهم امام می دهد برای اغفال آن آقا لکن در واقع مخالف با این رژیم است و می خواهد بزند این رژیم را و از هم بشکند مشکل است با او معارضه کردن . این را جز افشاگری آلان جور دیگر راه نداریم . راه این است که مطالب اینها و خیانتهای اینها را هر کس پیدا کرد این را بگوید که این طور شد »
« محمدرضا ایستاده بود و می زد و می کشت . و تکلیف ملت با او معلوم بود. ملت می رفت به جنگش . اما یک دسته ای که در ظاهر اظهار اسلام می کنند در ظاهر برای اسلام دعوت می کنند در ظاهر حرف اسلام می زنند. قلمهایشان و قدمهایشان برای اسلام است لکن زیر پرده با اسلام مخالف اند. مخالفت با اسلام می کنند در زیر پرده . با اینها باید چه بکنیم کار با اینها بسیار مشکل است . و حل مسئله منافقین (دشوار است ) پیغمبر اکرم هم نمی توانست حل بکند. حضرت امیرهم گرفتار اینها بود و حلش نمی شد بکنی . حلش مشکل است . مقدس نماها روشنفکر مآبها و منافقان مثلث تزویر و ریا آن که ما امروز مبتلای به آن هستیم و آن دسته منافقینی که اظهار اسلام می کنند و کمر اسلام را می خواهند بشکنند. کار مسلمانها با اینها مشکل است حل مسئله اینها بسیار مشکل است . این غیر از آنی است که « نصیری » است که مطلبش معلوم است . و « هویدا » معلوم بود که مردم را چه کرده و تکلیف مردم با او معلوم بود. و گرفتند آنها را و به جزای خودشان رساندند. اما آن آدم مقدس مآبی که تسبیح هم دستش گرفته است و می گوید به اسلام هم من خدمت می کنم . این مقدس مآب را چه باید بکنیم این طایفه منافقین هم که نمی شود با آنها کاری کرد. اسلام از صدر از اولی که اسلام پیدا شده تا حالا مبتلای به این جمعیت هست . و حل مسئله اینها مشکلتر از هر مسئله ای است برای اسلام و مسلمین . اشخاصی که فریاد برای اسلام می زنند و می زدند. و از ملیت و از اسلامیت و از اینها می گفتند. بعد معلوم شد که این آقا که این قدر اسلام مآب است و اینقدر ملی است رابطه دارد با آمریکا. بعضی از این روشنفکرهای ما این طوری اند منافق اند اگر صاف می ایستادند مردانه می ایستادند مثل آن فرض کنید ادمی که می ایستد می گوید که من طرفدارم »
امام خمینی در دهه سی در کتاب آداب الصلاه عمده ترین حجاب های رشد و تعالی و معرفت حقایق را جمود و تحجر می دانند که انسان را به قهقرا و خودمداری و خودمحوری می کشاند
نخستین موضع آشکار امام خمینی در برابر تحجر و تحجرگرایی در سال 1322 با تالیف کتاب کشف الاسرار بود . در این کتاب امام به دفاع از اسلام اصیل پرداخت و به عقاید متحجرانه و افراطی پاسخ داد
از دیدگاه امام خمینی جدایی دین از سیاست تحریف دین و مذهب اختلاف و تفرقه عدم پیشرفت و نوگرایی گذشته گرایی و... از پیامدهای تحجر و تحجرگرایی است. ادامه دارد ...