امام خمینی(ره)، حرکت مردم را عمومی کرد
جهانگیری در ادامه یادآورد: اتفاقی مهم که در انقلاب افتاد، این بود که امام(ره)، حرکت مردم را عمومی و عامه مردم را در راه مبارزه همراه کرد. انقلاب در سال 56 با مراسم دورهای چهلم شهدا، در میان عامه مردم رفت و در شهرهایی مانند کرمان نفوذ کرد. توده مردم هم خیلی مشارکت داشت. شاید علت آن اهمیت موضوع مذهب برای مردم بود و به همین دلیل در جامعهای مانند جامعه ایران نمیتوان حرکت مهمی بدون توجه به مذهبی بودن مردم انجام داد و تکیه امام(ره) بر این نکته بسیار خوب بود.
وی، خواستههای مردم به صورت عمده را متجلی در شعارها دانست و گفت: در سخنرانیهایی که شکل میگرفت، وضع سخت طبقه متوسط به پایین مردم مطرح میشد؛ خیلی وضع از لحاظ اقتصادی سخت بود. جز مناطق محدودی از شهرهای بزرگ بقیه مناطق از امکانات اولیه برخوردار نبودند. روستاها، آب و برق و راه نداشتند اما در شهرهای بزرگ مثل کرمان و جز یک منطقه کوچکی از شهر، بقیه شهر وضع نامطلوبی داشت؛ حتی تهران هم این وضع را داشت.
جهانگیری با تاکید بر وضعیت نابسامان شهرهای بزرگ در قبل از انقلاب، اظهارکرد: در خاطرات افراد رژیم شاهنشاهی هم به این موضوع اشاره شده است. وقتی از بعد صنعت مطالعه میکنیم، میبینیم به هرحال آنها جرقه صنعتی شدن ایران را در دهه 40 زدند و تصمیم گرفتند که ایران را صنعتی کنند، اما به دلیل اشکالات در برنامهها، از یک سو و از سوی دیگر فشارهای اقتصادی بر مردم و مساله مذهب برای مردم، نارضایتیها را به حرکتی پیش برنده رساند که مردم را به مبارزه هدایت کرد و مردم هم با تمام وجود وارد مبارزه شدند.
مردم با اینکه میدانستند درگیری و خطر وجود دارد، میآمدند
وی با اشاره به خاطرهای از دوران انقلاب در شهریور57 به یاد آورد: در مسجد ملک کرمان، تجمعی شکل گرفته بود و همزمان دولت ازهاری اعلام کرده بود که هر تجمعی ممنوع است. بین انقلابیون کرمان اختلافنظر شده بود که از مسجد بیرون بروند یا نه. بالاخره از مسجد بیرون آمدند و من هم در همان درگیری زخمی شدم؛ توده مردم با اینکه میدانستند درگیری و خطر وجود دارد، میآمدند.
جهانگیری اظهارکرد: آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی وجه غالب شعارهای مردم بود و به عنوان خواسته اصلی مطرح میشد، مردم ایران در تاریخ نشان دادهاند که هر وقت عرصه بر آزادی آنها تنگ میشد، سعی میکردند دوباره آن را به دست بیاورند.در صد سال اخیر یکی از خواستههای مردم آزادی بوده است و آزادی را طلب میکردند؛ البته در دورههایی دستاوردهایی هم داشته است و دوباره که با مشکل روبهرو میشدند، اقدام میکردند.
وی افزود: بحث دیگر بحث استقلال بود؛ استقلال در بخشهایی مثل حضور خارجیها در سیاستگذاری و دخالت سفارتخانهها و قدرتها در مسایل سیاسی و تصمیمگیریهای ایران مطرح بود.
عدم دخالت بیگانگان در مسایل سیاسی، خواسته مردم از استقلال بود
جهانگیری در ادامه به ایسنا گفت: عدم دخالت بیگانگان در مسایل سیاسی، خواسته مردم از استقلال بود. استقلال در مسایل اقتصادی هم عمدتا در خودکفایی نمود پیدا میکرد. صنعت وابسته و کشاورزی خودکفا منظور بود تا صنعت و کشاورزی مستقلی داشته باشیم. نمودهای اصلی، شعارهای مردم و خواستههای آنها بود که مردم راهکار آن را در شعار جمهوری اسلامی میدیدند.
وی افزود: مردم فکر میکردند راهکاری که در آن جمهوریت و اسلامیت باشد، قادر است آزادیها را به مردم بدهد و استقلال را تامین کند. مساله حکومت اسلامی هم در سخنرانیها مطرح میشد اما آنچه که به عنوان موضوعی عمومی مطرح میشد، جمهوری اسلامی بود.
جهانگیری، استقلال را در بعد استبداد داخلی و خارجی، خواسته مردم دانست و تشریح کرد: نمود مبارزه با استبداد داخلی درخواست مردم برای آزادی بود. مردم فکر میکردند که هیچ قدرتی در داخل نباید بتواند آزادیهای مشروع را مگر در قانون محدود کند و در سخنرانیها هم به این مساله تاکید میکردند که آزادیها را هیچ کسی نباید و نمیتواند محدود کند.
روند دستیابی به آرمانهای انقلاب اسلامی رو به بهبود است
وی افزود: واقعیت این است که نسبت به قبل از انقلاب اوضاع بسیار خوب شده است؛ ما در دورهای قرار داشتیم که رژیم، حداقلهای آزادی را برای مردم قائل نبود اما الان ما معتقدیم که آزادی وجود دارد؛ البته جاهایی از آن اشکال دارد. باید به سمتی برویم که اشکالات را هم برطرف کنیم.
جهانگیری، روند دستیابی به آرمانهای انقلاب اسلامی را رو به بهبود دانست و بیان کرد: یکی از نمودهای دخالت مردم در تعیین سرنوشت خودشان انتخابات است. در حالیکه در آن زمان انتخابات واقعا بیمعنا شده بود. بعد از مشروطه دوره محدودی انتخابات معنا داشت و موضوعی به نام انتخابات بعد از آن برای مردم مطرح نبود و حکومت نیز موروثی بود، اما در حال حاضر انتخابات ما شکل انتخابات را دارد، گرچه ممکن است اشکالاتی هم به آن وارد باشد.
وی با تاکید بر محدودیتهای زمان جنگ اظهار کرد: انتخابات مجلس دوم و سوم در وضعیت حاد جنگ انجام شد. وقتی کشورها دچار جنگ میشوند، محدود میشوند.بسیاری از کشورهایی که در آنها انقلاب بود، سالها طول کشید تا پس از آن مجلس تشکیل دهند و قانون اساسی بنویسند، شورای انقلاب تشکیل داده و کشور را اداره میکردند. امام(ره) نگذاشتند که این فرآیند به یک سال برسد و بلافاصله مجلس و دولت شکل گرفت و قانون اساسی نوشتند؛ رییسجمهور هم آمد. در حالیکه در کشور در طول یک سال رییسجمهور، رییس دیوان عالی کشور و نمایندگان و بلافاصله رییسجمهور و نخست وزیر نیز به شهادت رسیدند.
امام خمینی(ره) میخواستند جلوی برداشت غلط از شعارها را بگیرند
جهانگیری افزود: این اتفاقات به این معنا بود که کشور هنوز تثبیت نشده بود و در وضعی چنین، یک لحظه تردید نشد که باید مجلس بر مسایل کشور حاکم شود و مردم رییسجمهور خود را انتخاب کنند و رییسجمهور، کشور را اداره کند. این روحیه امام(ره) به نظر من حتی در زمان جنگ حاکم بود؛ امام(ره) میخواست طوری حرکت کند که از آرمانهای انقلاب که از ابتدا گفته شده بود، فاصله نگیرد.الان گرچه انتخابات ما ممکن است اشکالاتی داشته باشد، اما در منطقهای قرار داریم که هنوز کشورهای همسایه ما وقتی خانمها اجازه رانندگی پیدا میکنند، افتخار میکنند. ما نباید منطقه خود را با دیگر مناطق مقایسه کنیم. در مجلس دوم عدهای به امام(ره) نامه نوشتند که شما اجازه ندهید تا خانمها در انتخابات شرکت کنند و رای بدهند. در چنین فضایی، امام(ره) میایستاد و مقاومت میکرد. بر اساس واکنش امام(ره)، احساس میکردیم که امام خمینی(ره) میخواستند جلوی برداشت غلط از شعارها را بگیرند.
وی با تاکید بر اهمیت درک شعارهای انقلاب در زمان خود بیان کرد: ما شرایط قبل را درک کردیم؛ در شرایط قبلی اوضاع بسیار سخت بود اما نسل جدید ابهامات بسیار جدی دارد. از اشکالاتی که نسل ما و نسل قبل از ما دارد، این است که نتوانستیم مسایل را برای نسل جدید خوب تشریح کنیم؛ بخشی از آن به این علت است که حکومت در اختیار ما قرار گرفت و ما فراموش کردیم که برای نسل جدید آرمانها را باید دوباره تعریف کنیم.
جهانگیری بیان کرد: مردم اگر در آن زمان خود را با کشورهای اطراف مقایسه میکردند اما نسل جدید الان به دلیل دسترسیهای گسترده، خود را با دنیا مقایسه میکند. در سوابق انقلابیون گفته میشد که یک نفر اعلامیه امام(ره) را از شهری به شهر دیگر میبرد. آن زمان اقدامی مهم بود اما الان با اینترنت، دقیقترین خبری که در هر نقطه دنیا هست دیده میشود. این دوره نیازهای خود را دارد؛ جوانی که در این دوره زندگی میکند نسبت به جوان آن دوره، خواستههای متفاوتی دارد.
آرمانهای انقلاب باید برای نسل جدید دوباره معنا شود
وی با تاکید بر لزوم اینکه آرمانهای انقلاب برای نسل جدید باید دوباره معنا شود، اظهار کرد: علت، این است که انقلاب و مدیریت آن توسط نسل قبل فرصت شناخت مساله نسل جدید را نداشته است. دشواری پاسخ دادن به این مساله برای من دشوارتر است اما به هر حال نتوانستیم این مساله را تشخیص دهیم و عدم آگاهی ما به مشکلات یا تفاوت میزان آگاهی دوره دانشجویی ما با نسل جدید، علت آن است. فرزند من دهها امکان اطلاعاتی و تحلیلی را دارد که من نداشتهام و بر اساس این منابع جدید، نیازهای جدیدی برای خود تعریف میکند که متفاوت است.
وی افزود: شاید مهمترین دلیل این است که نسل اول، خود را به روز نکرد و بخش عمدهای از آن نسل نیازهای امروز را نشناخت تا به آن پاسخ دهد. به جوان امروز نمیتوان اشکال گرفت، جوان بر اساس نیازهای خود، مسایل را طرح میکند. انتقاد به نسلی وارد است که باید خود را بهروز میکرده است و نیازها را میشناخته تا پاسخ بگوید.
جهانگیری با اشاره به اهمیت پاسخگویی به نیازهای نسل جوان بیان کرد: بیان امام(ره) که میفرمود باید فرزند زمان خود بود، شاید یکی از معانیاش این باشد که در هر لحظه از زمان نیازهایی وجود دارد که ما باید مطابق با آنها رفتار کنیم.
توسعه جامع موضوعی است که استقلال و آزادی در آن نهفته است
وی با تاکید بر عدم جدایی استقلال و آزادی از شعار توسعه و عدالت تصریح کرد: توسعه گاهی تنها به اقدامات فیزیکی و اقتصادی تعریف میشود و گاهی هم تعریف جامعی از آن صورت میگیرد که بخشهای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی را نیز در برگیرد و توسعه پایدار در صورتی که جامع همه اینها نباشد، موفق نیست. موضوع توسعه، دغدغه امروز انسان است که همه نیازهای مختلف پیرامون آن باید دیده شود. توسعه جامع موضوعی است که استقلال و آزادی در آن نهفته است و عدالت نیز حتی در سرمایهدارترین کشور دنیا که بر اساس نظام سرمایهداری اداره میشود، جزو شعارهای رهبران آنهاست.
جهانگیری با تصریح معنای عدالت بیان کرد: گاهی عدالت را به بحثهای اقتصادی محصور میکنند اما گاهی هم در جای خود قرار گرفتن تعریف میکنند. حق دخالت مردم در سرنوشت خود هم از عدالت مراد میشود اما به این معناست که فردی که شایستگی انجام کاری را دارد، باید در جای خود قرار گیرد. عدالت صرفا بحث اقتصادی نیست که محدود شود. اما از آن جایی که عدالت با زندگی روزانه سروکار دارد، برای مردم بیشتر قابل لمس است.وقتی مردم میبینند که دولت امکاناتی دارد و این امکانات بر اساس تشخیصی که میدهند توزیع نشود، مردم ناراضی میشوند یا وقتی که میبینند حداقلهای زندگی را ندارند، برایشان مساله میشود.
حاکمیت باید به دنبال عدالت باشد
جهانگیری با بیان اینکه حاکمیت باید به دنبال عدالت باشد، اظهار کرد: یکی از افتخارات مکتب شیعه این است که امیرالمومنین(ع) شهید راه عدالت است؛ یعنی مهمترین ویژگی برای حضرت علی(ع) این است که عدالت را برقرار کند. وقتی در زندگی او دقیق شویم تنها یکی از اقدامات او این بود که به فقرا غذا دهد، اما وقتی از بیتالمال میخواستند ناحق استفاده کنند، جلوگیری میکرد و وقتی رفتار نامناسب از منصوبانش میدید، برخورد میکرد؛ البته اعتبار و آبروی انسانها برای او مهم بود تا به شکلی رفتار نکند که آبروی انسانها حتی آنهایی که با او زاویه داشتند، آسیب ببیند.
عدالت خمیرمایه هر کاری است
توسعه میتواند همگام با عدالت باشد
وی در پاسخ به این سوال که آیا عدالت بر توسعه مقدم است؟ به خبرنگار ایسنا گفت: عدالت خمیرمایه هر کاری است. عدالت را در هیچ مقطعی نمیتوان از صحنه کار کنار گذاشت. توسعه میتواند همگام با عدالت باشد؛ حتی در زندگی شخصی هم باید عدالت را رعایت کرد. انسان در رفتار خانوادگی خود هم باید رفتاری نمایانگر عدالت را داشته باشد، در حکومت هم هر حرکتی باید بر مبنای عدالت باشد.
جهانگیری افزود: اگر منظور از عدالت این باشد که به همه روستاها قبل از نیروگاه زدن برق برسانیم، پاسخ منفی است؛ زیرا اول باید نیروگاه باشد و در توزیع برق عدالت را رعایت کرد. عدالت به این معناست که روزی که مدیر شدید از فردا صبح باید عدالت را مبنای حرکت خود قرار دهید و مردم نیز از شما انتظار دارند که حتی در سخنرانی خود نیز عدالت را رعایت کنید و رفتار تبعیضآمیز نداشته باشید.
جهانگیری ادامه داد: مردم انتظار دارند که انتخاب افراد در جایگاههای مختلف بر مبنای عدالت باشد. پس عدالت یعنی هر کسی در جای خود قرار گیرد. اگر کسی شایستگی ندارد و صرفا به این علت که آشناست در جایی قرار بگیرد، حرکت خلاف عدالت است.
منابع انسانی باید بر اساس عدالت مدیریت شوند
وی با تاکید بر لزوم مدیریت منابع انسانی بر اساس عدالت اظهار کرد:در مدیریت منابع انسانی اشکالات جدی داشتهایم. یکی از مقولات مطرح درباره توسعه این است که از همه منابع باید استفاده مطلوب صورت گیرد. در این میان از بین منابعی که در اختیار حکومت و مدیران وجود دارد، هیچ منبعی مانند منابع انسانی با ارزش نیست. وقتی منابع انسانی تبدیل به سرمایه میشوند، به این معناست که فرد از دو ویژگی دانش و تجربه، برخوردار و قادر است از منابع دیگر در جهت پیشرفت منابع کشور استفاده کند.
جهانگیری افزود: مثلا در یک کارخانه، کارگری که میتواند از ماشینآلات محافظت کند باید مورد توجه و حفاظت دقیقی باشد و نباید او را از دست داد. با وجود داشتن دهها نیروی دیگر کسی که قادر است از همه سرمایههای دیگر مطلوب بهرهبرداری کند، باید مورد توجه باشد زیرا سرمایه انسانی است و در هر مقطعی حتما از منابع انسانی باید بهره برد.
جهانگیری با تاکید بر طبیعت انقلابها مبنی بر نابسامانی در زمانی کوتاه، اظهار کرد: در اوایل انقلاب، جو احساسی در جامعه حاکم شد و در چنین شرایطی طبیعی است که برخی از افراد از صحنه کنار گذاشته شوند اما به هر حال وقتی جو عقلایی میشود، هر چیزی باید سر جای خود قرار بگیرد؛ ما در استفاده مطلوب از نیروهای انسانی، اشکالاتی داشتهایم.
وی، یکی از دلایل پیشرفت برخی کشورهای آسیا را، سیاستگذاری مناسب دانست و گفت: سیاستگذاری کار نیروی انسانی خوب است و مدیر خوب و سرمایه انسانی میتواند سیاستگذاری خوب انجام دهد. سیاستگذاری خوب وقتی اتفاق میافتد که ما به مبانی علمی، اعتقاد و به موفقیتهای دیگران باور داشته باشیم و شرایط کشور خود را خوب تجزیه و تحلیل کنیم؛ در نتیجه خطای سیاستگذاری کم میشود و میتوان سیاستگذاری صحیح داشت.
استمرار سیاستگذاری مهمتر از خود سیاستگذاری است
وی با بیان اینکه سیاستگذاریها را باید استمرار داد افزود: در کشورهایی که پیشرفت کردند هیچ کشوری پیدا نمیشود که مدیر بعدی همه سیاستهای مدیر قبلی خود را زیر سوال ببرد. در مطالعه برخی از کشورهای آمریکای لاتین و شرق آسیا که با کودتا مواجه شدند، میبینیم دولت کودتا، سیاستهای قبلی را به هم نزده است و در نتیجه توسعه یافتهاند. استمرار سیاستگذاری مهمتر از خود سیاستگذاری است.
مردم از رییسجمهوری که انتخاب میکنند، توسعه میخواهند
وی با تفکیک پستهای سیاسی از کارشناسی بیان کرد: یک دولت وقتی عوض میشود میتواند پستهای سیاسی را تغییر دهد و نباید وقتی دولتی، وزرا را تغییر میدهد، فکر کنیم کار بدی انجام داده است؛ این مساله طبیعی است که مردم در مقطعی به رییسجمهوری جدید رو میکنند و او نیز در ادامه فعالیتهای خود کابینه را عوض میکند. مهم این است که مردم از رییسجمهوری که انتخاب میکنند، توسعه میخواهند.
پیشرفت و عدالت خواستههای مردم از دولتهاست
جهانگیری افزود: پیشرفت و عدالت خواستههای مردم از دولتهاست. دولت تصمیمات خود را در عین تغییر دادن، نباید طوری اتخاذ کند که عدالت را تحت تاثیر قرار دهد. بر مبنایی که دنبال توسعه و پیشرفت هستیم باید حتی پستهای سیاسی را هم مرتب کرد اما مبنای اساسی برای توسعه، تغییر بر مبنای شایستگیهاست تا توسعه صورت گیرد. اگر نتیجه کار این باشد که ورودی و خروجی از سیستم کابینه، یعنی ورود پول نفت و مالیات مردم و درآمدها مناسب باشد، کابینه مناسب بوده است.
وی با تاکید بر شایستگی به عنوان لازمه سامان دادن ورودی و خروجی از کابینه گفت: مهم این است که در ازای ورودی، خروجی مناسب و سامان یافته باشد. مهمترین علت سامان برونداد دولت، شایستهسالاری است.
جهانگیریی با در نظر گرفتن سه دهه گذشته انقلاب و تحلیل دولتهای پس از انقلاب اسلامی تصریح کرد: هر دولت را باید در زمان و جایگاه خود دید. دولتهای قبل از آقای موسوی بسیار کوتاهمدت بودند و آنها حتی فرصت چینش مناسب کابینه و برگزاری جلسات را نداشتند. در همان مدت کوتاه هم شهید رجایی کارهای خوبی انجام داد.
وی افزود: در فضا و جو احساسی انقلاب، در کردستان و خوزستان و ترکمن صحرا، ناآرامی بود و کشور هنوز نهادهای خود را به جهت جریان انقلاب در اختیار قرار نگرفته بود. در آن فضا، اختلافات هم نقش داشت اما به این شکل نبود که عدهای، عده دیگر را کنار بگذارند. عدهای به هر دلیلی مثلا اعضای نهضت آزادی، این گونه نبود که ارادهای آنها را کنار بگذارد بلکه در مجلس اول و دولت اول شرکت کردند. عدهای اقدامی کردند و بازرگان و دولتش استعفا کردند، خوب میتوانستند استعفا نکنند. امام(ره) هم پذیرفت، در مقطعی ممکن است که فضا طوری بود که دیگر نتوانستند، برگردند. باید دید که کجا ما مقصر بودیم و حتی از اعتمادی که رهبر انقلاب به ما کرد و کارها را به ما سپرد، خوب استفاده نکردیم و بعد دیگران کجا تقصیر داشتهاند و جریان روشنفکری را از صحنه کشور کنار گذاشتند. حتما به این نتیجه میرسیم که عمدتا خود جریان روشنفکری اشکال پیدا کرد و همه تقصیرها گردن دیگران نیست و آنها هم وقتی کنار رفتند، در فضای انقلاب و اتفاقات پس از آن مثل انفجارها و ترورها، دیگر بازنگشتند.
جهانگیری با اشاره به سرکار آمدن دولت بنی صدر در اوایل انقلاب بیان کرد: از فردای روزی که بنیصدر آمد، از امام(ره) فاصله گرفت و امام(ره) هم کمتر در کارهای اجرایی دخالت میکردند. بنیصدر با روحانیون دیگری که کار اجرایی داشتند، برخورد پیدا کرد و به جایی رسید که مجلس با او برخورد کرد و به دنبال آن، انفجارها و کشتارهایی از مقامات صورت گرفت. اگر عکسالعملها و عملها را با هم ببینیم، شاید مسایل توجیه شود. البته شاید هم در مواردی عکسالعمل و عمل چندان با هم سازگار نبودهاند.
وی با اشاره به اهمیت تثبیت و استمرار دولتها تصریح کرد: در کشورهای غربی دولتهایی را داریم که شش ماه سرکار هستند اما ساز و کارهای آنها این گونه است که دولت و کابینه نقش کلیدی ندارد و تغییر هم میدهند و در روند توسعه هم اختلالی ایجاد نمیشود. در ایران به هر حال دولت نقش مهمی دارد و در دوره 4 سالهای که سر کار است، فرصت دارد تا کارهایی را انجام دهد.
جهانگیری در ادامه به تحلیل وضعیت ورودی و خروجی دولت مهندس میرحسین موسوی پرداخت و به ایسنا گفت: در شرایط جنگ و بعد از انقلاب و حرکات احساسی با وجود مدیران بدون تجربهای که از دانشگاه یا حوزه آمده بودند، این دولت شکل گرفت و این افراد تازهکار تسلط و سنخیتی با کار در وزارتخانهها نداشتند؛ اما در این شرایط حتی منابع درآمدی کشور با کاهش فروش نفت و تحت تاثیر جنگ به جایی میرسد دولت، بخش خصوصی را کنار میگذارد و بر همه شئونات اقتصادی کشور حاکم میشود. با این شرایط گسترده جنگ، همین که توانستند کشور را اداره کنند و شیرازه کشور از هم نپاشد، اتفاقی مهم افتاده است.
وی افزود: در آن دوره مجلس بودم؛ کل بودجه ارزی کشور 7 میلیارد دلار بود، 4 میلیارد مستقیما به جنگ میرفت. تنها 2 میلیارد برای واردات کالاهای اساسی خرج میشد؛ گندم، برنج و دارو که اگر نمیآمد، بحران داخل کشور داشتیم. با مابقی میخواستیم کل وزارتخانهها را اداره کنیم. پیداست که اگر تولیدی وجود داشت معجزه بوده است و در چنین شرایطی دولت آقای موسوی حاضر بود.
جهانگیری به تحلیل دولت آیتالله هاشمی رفسنجانی پرداخت و بیان کرد: در فضای بعد از جنگ انتظارات طبیعی مردم از پایان جنگ، توسعه و حرکت چرخهای اقتصادی بوده است. ابتدا آقای هاشمی فضای مهمی برای توسعه باز کرد، کارهای اقتصادی بالا رفت؛ با اینکه منابع درآمدی 15 یا 16 میلیارد دلار بود.
جهانگیری افزود: کارخانهها فعال شدند. بخش خصوصی در عرصه وارد شد. فضا باز شد و همه جریانات احساس کردند تا حدی در حکومت نقش دارند و هیچ جریانی احساس حذف شدن از صحنه سیاسی را ندارد و همه به نوعی در سیستم نقش دارند. به هر حال بروندادهای آن دوره هم مشخص است؛ در مقطعی هم دولت آقای هاشمی با مشکل مواجه شد. خصوصا در دوره دوم، دچار بحران بدهی خارجی شد و نقدینگی داخلی بالا رفت و منجر به افزایش نرخ تورم شد و مجبور شدند، بخشی از سیاستها را تغییر دهند. در تغییر سیاستها به صورت طبیعی برخی از هزینههایی که قبلا انجام گرفته و بر دوش مردم افتاده بود، به همان نسبت در اختیار مردم قرار نگرفت.
جهانگیری، دولت سید محمد خاتمی را در دو دوره، تحلیل و اظهار کرد: در این دولت، سیاستهای دولت قبلی استمرار داشت و خیلی از اعضای دولت آقای هاشمی، عضو دولت آقای خاتمی هم بودند و در دولت اول، شاید تقریبا نصف اعضای دولت از دولت پیشین بودند و نیمی دیگر نیروهای جدید که ایشان به دولت اضافه کرد. از سوی دیگر محدودیتهایی به صورت طبیعی رودرروی خاتمی بود.
وی ادامه داد: کاهش بهای نفت و درآمد دولت در سال 77 طوری بود که وزرای اقتصادی و دکتر حبیبی -معاون اول خاتمی- ساعتها برای تامین بودجه جاری جلسه میگذاشتند تا راهحل پیدا کنند و بخشی از مشکلات کشور و حقوق کارمندان دولت را تامین کنند.
جهانگیری، دولت خاتمی و هاشمی را شبیه به هم دانست و به ایسنا گفت: هیچ نیرویی در این دوره احساس نمیکرد که از صحنه اداره کشور کنار رفته است، ممکن است احساس کنند که در قوه مجریه نیستند اما حتما جای دیگری در قوه قضاییه، مجلس، صدا و سیما و... حضور داشتند و از تجربه و توان آنها استفاده میشد و در مجموعه نظام فعال بودند.
جهانگیری در ادامه از اینکه یک جریان با هویت که برای پیروزی انقلاب تلاشها و رنجهای بسیاری کشیده است، از صحنه حذف شده انتقاد کرد و گفت: باید دولت راهکاری پیدا کند که از فکر و اندیشه افراد و گروههای مختلف برای پیشبرد و کار خود استفاده کند زیرا پیشرفت کار دولت، پیشرفت کشور است.
مردم و دولت باید برای دستیابی به توسعه و پیشرفت تلاش کنند
وی با تاکید بر ضرورت و لزوم تغییر در جامعه ایران، وظیفه مردم و دولت را تلاش برای دستیابی به توسعه و پیشرفت خواند و بیان کرد: به دلیل چسبندگی و علاقه به نظام، جایی که لازم میدانم، حرف میزنم. با اینکه من سیاسی نبودم، اما الان لزوم بیان تجربیات را میبینم.
وی با اشاره به اهمیت توسعه در دهه چهارم، با تاکید بر اینکه ایران شایستگی پیشرفت را دارد گفت: ایران کشوری است که استعدادهای طبیعی اعم از منابع طبیعی، شرایط جغرافیایی، منابع زیرزمینی و نیروی انسانی خلاق و تحصیل کردهای دارد. موج جوانان ایران را امروز معدود کشورهایی دارند. معنای جوان تحصیلکرده کارآفرینی است؛ یعنی میتواند تولید کند و مولد باشد. کالا، کار و خدمات تولید میشود. در حالیکه بسیاری از کشورها بحران سن بالای مصرفکننده و کمبود نیروی تولیدکننده دارند، وضع ایران عکس آن است.
همه جریانهای درون کشور پیشرفت ایران را میخواهند
وی افزود: با اتکا به همین پتانسیل گفتهاند که اگر ایران خوب سیاستگذاری شود، در سال 2025 میتواند به یکی از قدرتهای بزرگ تبدیل شود. ایران این شایستگی را دارد. همه جریانهای درون کشور، پیشرفت ایران را میخواهند و به نظر میرسد که در این خواسته با هم اختلاف نظری ندارند و به دنبال پیشرفت ایران هستند؛ ایرانی که به ارزشهای دینی مردم توجه کند و بالاخره به عنوان الگوی خوب توسعهیافته ستایش شود.
جهانگیری در ادامه بیان کرد: تمام کشورهایی که پیشرفت کردند چند ویژگی عمده داشتند؛ یکی این که در تمام سطوح خواسته پیشرفت، یک خواسته عمومی است؛ از بالاترین فرد اراده دارند که ایران باید توسعه پیدا کند و این باید در ایران شکل بگیرد.
توسعه، سیاستگذاری صحیح میخواهد
وی افزود: دوم اینکه توسعه، سیاستگذاری صحیح میخواهد و باید این سیاستگذاری بین منابع طبیعی و انسانی برنامهریزی کند. سرمایه انسانی تربیت شده در جمهوری اسلامی است که میتواند اقدام کند و درست نسیت که سرمایه انسانی جمهوری اسلامی را از صحنه سیاستگذاری کشور کنار بگذاریم و فکر کنیم کار مهمی انجام دادهایم. این سیاستها باید در دوره طولانی استمرار داشته باشند. هرکسی آمد قبلی را تخریب نکند.
وی در ادامه با انتقاد از مشکل سیاستگذاری و استمرار ندادن سیاستها بیان کرد:گاهی وقتی یکی میرود و دیگری میآید، طوری برخورد میشود گویی دیگری از رژیم دیگری بوده است.
جهانگیری، بحرانهای سی سال گذشته را محدود ارزیابی و خاطرنشان کرد: ما اگر بر اساس علم، عقل و عزم کشور را اداره کنیم، هیچ بحرانی نمیتواند ایران را از پا در آورد و اصلا بحرانی برای ایران پیش نمیآید. بحران وقتی برای کشوری پیش میآید که در اداره عالمانه کشور و عزم برای اجرای تصمیمات دچار مشکل شود. اگر این سه مساله انجام شود همه خواستههای ایران محقق میشود. ایران میتواند خواستههایش را محقق کند.
توسعه در ایران شدنی است
وی در پایان گفت: در دوران مسوولیتم و در دوره فعلی فرصت داشتم تا فکر کنم؛ ایران را با هر جا مقایسه کردم، دیدم توسعه در ایران شدنی است. کشور 70 میلیونی با نیروی انسانی که از دانشگاه بیرون میآید میتواند، حتی بحرانها را اداره کند؛ البته بعضی اوقات خودمان بحران میسازیم و بعد از بحران گله میکنیم.