تاریخ انتشار : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۶:۵۱  ، 
کد خبر : ۸۵۶۶۹

چالش‌های فراروی «تقریب»


آیت‌الله محمدعلی تسخیری / دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی - ایران
والصلاه و السلام علی محمد و آله و صحبه و بعد: کوشش های علما و اندیشمندان و مصلحان گرایشی عمومی به سمت و سوی « تقریب مذاهب اسلامی » و چیرگی زبان گفتگوی منطقی و ترجیح آن بر هر زبان دیگری را در راستای همسویی با گرایش های اصیل اسلامی و هماهنگ با گرایش های جهانی به این شیوه و گفتگوی تمدنها و فرهنگ و ادیان به بار آورده است . واقعیت اینست که همه متون اسلامی و مفاهیم و احکام شرعی و اظهارات و سخنان پیشوایان و علما و نیز رفتار آنان در جهت بکارگیری این شیوه و ایجاد زمینه ای برای تحقق چنین نتایجی است . ما ضمن به فال نیک گرفتن این مسئله معتقد به لزوم تعمیق و ژرفا بخشیدن آن در اذهان و جانها هستیم زیرا آنرا در عین حال گرایشی علمی روانی و اخلاقی تلقی می کنیم که در پی فراتر رفتن انسان مسلمان از اختلاف نظرهای خود با دیگران و چشم پوشی از پیامدهای این اختلاف ها و مقتضیات تنوع در رفتار و نیل به مواضع یگانه ای در برابر چالش های بزرگ فراروی امت و نیز در برابر مسایل داخلی است که خود از لوازم و ابزارهای شخصیت یگانه آنست . این روند ژرفابخشی مستلزم هر آن کارهایی است که می تواند گرایش و تمایل به نزدیکی و از آنجا تفاهم و همدلی را به ملکه و اخلاق اجتماعی اصیل و عامی تبدیل سازد که با وجود آن هر آن صدای ضد « تقریبی » و « دور ساز » را به حالتی غیر عادی و خروج از جمع و حرکتی نامانوس و مشمئز کننده جلوه گر سازد. این هدف زمانی محقق می شود که علما و اندیشمندان در وهله نخست این ایده را اولا کاملا درک کنند و با آن خو بگیرند و ثانیا تاریخ و پیامدهای آن بر روند حرکت تاریخی و تمدنی امت را مورد بررسی و مطالعه قرار دهند و ثالثا " توده های مردم را نسبت به آن و آثاری که در پی دارد آگاه سازند و ایده را به اقدام عملی ملموس و روزانه ای تبدیل نمایند تا آن ملکه را تحقق بخشد و اخلاق مطلوب را فراگیر سازد.
و ای بسا این مسئله نیازمند اجرای طرح‌های اجتماعی مشترکی در عرصه‌های مطالعاتی اجتماعی و غیره باشد و در این میان دو نکته مهمی که باید بر آنها انگشت گذارد عبارتند از:
الف ـ بکارگیری و بهره برداری از انگیزه های دینی و اجتماعی و حتی سیاسی به عنوان مقتضیات حرکت به سوی « تقریب » در اندیشه و وحدت در عمل و بازیابی آن حالتهایی که در آن همکاری و نزدیکی میان علما در مشترکات ـ که گستره وسیعی هم دارند ـ صورت گرفت چنانکه برخی ها را برآن می داشت که از اختلاف داشتن در مسایل با دیگران عذرخواهی کنند.
ب ـ شناخت موانع و دشواری هایی که فرا راه این امر قرار می گیرد.
نکته نخست به رغم اهمیتی که دارد چندان مورد توجه ما نیست و البته می توان از شیوه های متنوع قرآنی در سوق به وحدت با یاری گرفتن از فراخوان مستقیم و انگشت گذاردن بر روح برخوردهای عقلانی و گفتگوی منطقی با دیگران و یادآوری وحدت دشمنان ـ به رغم تناقض ها و تضادهایی که با هم دارند ـ در جبهه رویارویی با امت اسلامی و نیز نتایج مثبت وحدت و پیامدهای منفی تفرقه و پراکندگی و امثال آن ـ که مفصل است و باید در جای خود بدان پرداخت ـ یاری گرفت . ولی آنچه مورد توجه و عنایت ماست نکته دوم یعنی شناخت موانع و مشکلات موجود بر سر راه این تقریب و همسویی است گواینکه به لحاظ محدودیت زمانی نمی توانیم به طور مفصل و گسترده به این موضوع بپردازیم .
چالش‌هایی که «تقریب» با آنها روبروست:
این چالش‌ها فراوان و سخت هستند که برخی از سوی دشمنان و برخی نیز برخاسته از درون امت‌اند که ای بسا مهمترین آنها عبارتند از:
یکم ـ عامل خارجی: کاملا روشن است که دشمنان این امت شرایطی را ایجاد می کنند که منجر به پراکندگی و تفرقه آن شود و در برابر هر آنچه به وحدت آن انجامد می ایستند. پیش از این هم دیدیم که استعمار غربی طی دوره اشغال جهان اسلام وبویژه در زمانی که تقریبا همه جهان اسلام را به اشغال خود در آورده بود و در نیمه اول قرن بیستم میلادی آخرین دولت اسلامی قدرتمند « عثمانی » را از پای درآورد سیاستی با هدف های سه گانه زیر را در پیش گرفت:
1 ـ باقی نگاه داشتن امت بر عقب ماندگی های علمی اقتصادی فرهنگی آموزشی و غیره .
2 ـ اشاعه لائیسم غربی و چیره ساختن آن بر روح اسلامی حاکم بر جهان اسلام و تحریک گرایش های ملی و نژادی که البته این طرح خیلی زود با شکست مواجه شد و یکی از نویسندگان معاصر را بر آن داشت تا از به عنوان : « پیروزی بسیار بی دوام لائیسم )1920 ـ1970 ) » یاد کند .
3 ـ چند پاره کردن جهان اسلام و تقسیم آنها به کشورها و ملل پراکنده و برانگیختن نعره های مذهبی جغرافیایی ملی و نژادی و حتی تاریخی بطوریکه هر بخش از آن را تشویق کرد تا بر تاریخ پیش از اسلام یا تاریخ پس از اسلام ویژه خویش انگشت بگذارد و حتی دیدیم که برخی ملل آسیای میانه را تشویق می کرد تا طاغوتهایی چون « تیمور لنگ » را به عنوان قهرمان ملی مورد ستایش و بزرگداشت قرار دهند و جنایات وحشیانه اش علیه ملل امت اسلامی را بفراموشی بسپارند و اینها همه بر اثر هراس از وحدت اسلامی بود که مرتبا از سوی رهبران و اندیشمندان و نویسندگان غربی از آن سخن می رفت و برای مبارزه و نبرد دائمی با جهان اسلام تئوری پردازی می شد و بر این اساس است که نویسنده غربی خانم « شیرین هانتر » در پیشگفتار کتاب خود « آینده اسلام و غرب » چنین می گوید: رمانی را که « جان بوشان » ـ که در آن زمان در سال 1916 م سرگرد اطلاعات در ارتش بریتانیا بودـ تالیف کرد مبتنی بر فرضیه تحقق یک انقلاب اسلامی بود که می توانست در صورت بروز مسیر جنگ جهانی اول را به زیان نیروهای متفق دگرگون سازد. نوشت : « اسلام اعتقادی مبارزه جویانه و جنگی است چه هنوز هم The Green Mantle « بوشان » در این رمان با عنوان « عبای سبز » شیخ یا رهبر دینی آن در محراب می ایستد و در یک دست قرآن و در دست دیگر شمشیر مشهور را حمل می کند; حال اگر فرض کنیم که امیدی به نجات باشد که به کشاورزان مناطق عقب افتاده دهد و رویاهای آنان در مورد بهشت را وسوسه کند می دانی چه اتفاقی خواهد افتاد دوست من به زودی درهای جهنم در این جهان باز خواهد شد; گزارش هایی از علما از همه جا بدستم رسیده است ; از بازرگانان کوچک در جنوب روسیه بازرگانان اسب در افغانستان تجار ترکمن حجاج در سر راه به مکه و « اشراف » (سادات ) شمال آفریقا و پوستین پوشان مغولی و فقرای هند و تجار یونانی در خلیج و نیز کنسول های محترمی که از کد استفاده می کنند همه و همه در روایاتی که برای ما ارسال می کنند بر همین نکته اتفاق نظر دارند که شرق در انتظار اشاره ای الهی است . » پس از حدود سه چهارم قرن « چارلز کراوثمر » مفسر سیاسی آمریکایی از بیم ها و نگرانی های مشابهی سخن گفت و یادآور شد که « ایالات متحده آمریکا » با دو خطر ژئوپولیتیک احتمالی روبروست که یکی از آنها از همان منطقه ای سرچشمه می گیرد که « جان بوشان » در رمان خود (عبای سبز) یاد کرده و به صورت « جهان اسلام متحدی زیر پرچم بنیادگرایی به شکل ایرانی آن در می آید که علیه غرب کافر به جنگ مرگ و زندگی می پردازد » 1. در اینجاست که ما شاهد ایفای نقش دست های بیگانه ای هستیم که درگیری های فرقه ای را در پاکستان و عراق و افغانستان و لبنان و دیگر کشورها و مناطقی که پیروان مذاهب مختلف با یکدیگر همزیستی دارند تحریک می کنند و ای بسا برای تحقق همین هدف بوده که از همه رسانه های گروهی و قلم ها و زبانهای مزدور بهره گرفته و از نفوذ ایرانی (و شیعی ) و هراساندن توهمی و از آنجا پراکندن و تفرقه امت و به باد دادن نیروها و امکانات آن صحبت می کند تا امت اسلامی وحدت خود را به فراموشی بسپرد و مسئله اصلی و اساسی و واقعی و دشمن واقعی خویش را از یاد ببرد و مسئله به صورت درگیری های عربی ـ فارسی یا عربی ـ کردی درآید و وانمود شود که مبارزه ای میان خیزش اسلامی و استعمار و استکبار جهانی و دردانه آن صهیونیسم جهانی مطرح نیست .
دوم : منافع شخصی برخی زعما و حکام :
که مسئله ای است که ما در دورانهای سیاه گذشته و امروز نیز شاهد آنیم بگونه ای که برخی ها از نفوذ خود برای تحریک عموم مردم و بویژه برخی وابستگان به اهل علم برای برانگیختن نعره ها و درگیری های فرقه ای و طایفه ای سواستفاده می کنند. یکی از نویسندگان مورخ در توصیف یکی از جنگ فرقه ها با تحریک مقامات حاکمه می گوید : « هیچ سالی بدون خشونت میان آنچه که به عنوان فرقه های سنی و فرقه های شیعی در سایر سرزمین های مناطق عربی اسلامی توصیف می شد نمی گذشت . ترک ها خود در سال 1249 هجری قمری عملیات سرکوب فرقه ای علیه شیعه را بر عهده گرفتند و بیشتر قربانیان این عملیات از منطقه « الشاکریه » در بغداد بودند که در پی آن به زندان مرکزی بغداد حمله شد و یکی از دو پل ارتباطی میان دو طرف « کرخه » و « رصافه » به آتش کشیده شد... »  او به سخن درباره نقش حکومت های فرقه ای و طایفه ای در فتنه انگیزی در مصر در درگیری های فرقه ای پس از شکل گیری جنبش سیاهان در جنوب عراق و کشیده شدن درگیری ها به « مدینه منوره » و « طبرستان » و شمال آفریقا ادامه می دهد2.
کتاب های دیگری نیز وجود دارد که درباره این پدیده سخن می گویند از جمله « مقدمه ابن خلدون » و غیره .
کافی است نقش درگیری های عثمانی ـصفوی راـ که به مدت چهار صد سال بدرازا کشیدـ در ایجاد فتنه های فرقه ای داخلی و تضعیف امت اسلامی و از آنجا از دست رفتن شوکت و عزت و قدرت امت اسلام در برابر چالش های گوناگون خاطرنشان سازیم .
در اینجا مایلم عین گفته های آقای « الباز العرینی » مترجم کتاب « الحروب الصلیبیه » (جنگهای صلیبی ) نوشته نویسنده غربی « ارنست بارکر » را نقل کنم که می گوید :
علت اصلی در موفقیت صلیبی ها (مسیحیان ) تنها به فراوانی شمار ایشان و کمکهای دریافتی ایشان از دولت بیزانس باز نمی گردد بلکه اساسا " مبتنی بر تفرقه مسلمانان و عدم وحدت سیاسی و دینی آنها بود; و در همان زمان که نیروهای صلیبی راه شرق را در پیش گرفتند درگیری میان برادران « دقاق » و « رضوان » ـ از امرای سلاجقه ـ برای دستیابی به حکومت سوریه تشدید یافت و در حالی که صلیبی ها در حال نزدیک شدن به شام بودند میان آن دو جنگ در گرفت . اختلاف های دینی و سیاسی حاصل میان خلافت عباسی در بغداد و خلافت فاطمی در قاهره نیز از دید صلیبی ها پنهان نبود و هنگامی که امرای سنی در شام کوشیدند با خلیفه فاطمی تماس بگیرند و از او برای متوقف ساختن پیشرفت صلیبی ها یاری جویند خلیفه فاطمی را آماده تحقق این هدف نیافتند.
در حالی که موفقیت صلیبی ها ناشی از اختلاف های سیاسی و دینی در جهان اسلام بود امرا و سران مسلمانان کوشیدند بر عوامل این تفرقه چیره شوند بنابراین جنبش جهاد دینی را اعلام کردند و پیروزی هایی بدست آوردند که به وحدت مصر و شام و شمال الجزیره (شبه جزیره العرب ) انجامید و بدین ترتیب صلیبی ها در سواحل دریا مورد محاصره قرار گرفتند; پس از آن خلافت فاطمی از میان برداشته شد و دیار مصر به مذهب سنی فراخوانده گردید و وحدت معنوی نیز تحقق یافت و « صلاح الدین الایوبی » توانست صلیبی ها را شکست دهد و بخش اعظم سرزمین هایی را که برآن چیره شده بودند باز پس گیرد و این سیاست همچون قاعده و شالوده ای شد که « ایوبی ها » و « ممالیک » بدان عمل کردند و در سال 1391 میلادی پای صلیبی ها به طور کامل بریده شد و علاوه بر آن سرزمین های اسلامی و در پی شکست های پی در پی مغول ها از خطر این قوم نیز بدور ماند.
این کتابی که به زبان عربی برگردانده ام تصویری از همگامی جنبش صلیبی با هدف های استعماری ارایه می دهد و عوامل مختلفی را که در سمت و سو دهی به جنگ های صلیبی دخیل بودند روشن می سازد و نشان می دهد که دشمنی میان غرب و شرق ریشه در قرن های متمادی گذشته دارد و غرب با یاری گرفتن از شیوه های استعماری سعی کرده آرزوها و اهداف استعماری خود را در شرق تحقق بخشد. در پیوستی که به این کتاب افزوده ام به توضیح هشیاری جهان عرب در آن زمان و درک اینکه جز با اتحاد و شکیبایی در جهاد با دشمن نمی توان نیروهای دشمن را از پای در آورد پرداخته ام گو اینکه شایسته است این نکته را نیز یادآور شویم جهاد دینی که رهبران و سران مسلمانان آنرا سر دادند از سوی همه مردم در سرتاسر جهان عرب مورد پذیرش و پاسخ مثبت قرار گرفت . مولف کتاب در فصل سوم آن و بهنگام سخن از درگیری های مسلمانان ـ که زمینه را برای موفقیت حمله صلیبی فراهم آوردـ می گوید :
« وضع آسیای صغیر (ترکیه کنونی ) و سوریه در سال 1097 میلادی از نقطه نظرهای متعددی متناسب با موفقیت صلیبی ها بود چه سلجوقیان فقط به اشغال نظامی فتوحات خود اقدام می کردند. نیروهای سلجوقی در برخی شهرها از جمله « نیقیه » و « انطاکیه » مستقر شدند و آماده رویارویی با صلیبی ها و مقاومت جانانه در برابر آنها گشتند; همچنین در سرتاسر سرزمین های اسلامی لشکریان سلجوقی چه به صورت حضور پایدار در جاهای معین یا به شکل گذرایی و انتقالی مستقر گشتند ولی مردم آن دیار و ساکنین آنجا همواره دشمن اردوگاههای نظامی سلجوقی بودند همچنانکه در مناطق بسیار گسترده ای اصولا " هیچ نیروی نظامی ای حضور نداشت . در این میان فاطمی ها تردیدی در بهره گیری از این درگیری ها و تضادها بخود راه نمی دادند چه شکاف دینی بزرگی خلیفه فاطمی در قاهره و رهبر مذهب شیعی را از خلیفه عباسی در بغداد و رهبر مذهب سنی جدا می ساخت ; این اختلاف را می توان با اختلاف و نزاعی که میان دو کلیسای یونانی و لاتینی وجود داشت مقایسه کرد و حتی به دلیل وجود جنبه های سیاسی در این اختلاف ها بر آن برتری هم داشت . و بهر حال این اختلاف ها و درگیری ها منجر به فلج شدن حرکت مسلمانان گردید همچنانکه حسادت ها و کین توزی های میان « الکسیوس » و « لاتین » به فلجی حرکت در جنگ های صلیبی منجر شد. امرای صلیبی بطور کامل متوجه شکاف و رخنه ای که میان خلیفه قاهره و امرای سنی مذهب در سوریه وجود داشت شدند و از طریق فرستادگان خود کوشیدند تماس هایی با خلیفه قاهره برقرار سازند به این امید که به یاری کمک های وی بر « بیت المقدس » که در آنزمان « سقمان » فرزند امیر « ارتق » به نیابت از ترک ها بر آن حکمرانی می کرد دست یابند3.
ولی خلیفه (فاطمی ) بر آن شد تا خود به تنهایی عمل کند و از جنگ و ستیز موجود میان امرای سوریه و بیم و هراسی که پیشروی صلیبی ها ایجاد کرده بود سواستفاده کرد و در اوت سال 1098 بر « بیت المقدس » چیره شد و این به رغم عدم بهره گیری رهبران حمله صلیبی از درگیری های موجود میان مسلمانان و استفاده از آن در موفقیت های خود و رسیدن به خواستهایی که در نظر داشتند بود. در واقع موفقیت های بدست آمده آنها عمدتا " ناشی از همین درگیری ها بود. تفرقه پدید آمده میان امرای شام و شکافی که میان عباسی ها بوقوع پیوست زمینه چیرگی بر « بیت المقدس » و تشکیل مملکت « بیت المقدس » را برای صلیبی ها فراهم ساخت . ولی سرنوشت مسیحیت لاتینی در شرق زمانی رقم خورد که در حدود سال 1130 میلادی نیروی جدیدی پا به عرصه گذاشت که توانست شام را متحد گرداند و پس از اتحاد به سوریه بپیوندند و آنها یکجا در اختیار « صلاح الدین ایوبی » قرار گرفتند.
در فصل سیزدهم از این کتاب نویسنده از پیشنهادهای ارایه شده از سوی « پییر دبوا » در نامه خود با عنوان (بازگرداندن سرزمین مقدس ) برای جبران شکست های جنگ های صلیبی سخن بمیان آورده می گوید :
« می دانیم که زوال نظام های موجود تنها پس از گذشت مدت زمان دراز به رسمیت شناخته می شود لذا مردم را بر آن می دارد تا در رساله معروف fierre Dubois کوشش های جدیدی بکار گیرند و ریشه های خشک شده را زندگی جدیدی بخشند . مثال آن نیز « پیر دبوا » است که آنرا در سال 1307 میلادی خطاب به « ادوارد اول » Derecuperatione Sanctae Terrae خود با نام « بازگرداندن سرزمین مقدس » پادشاه انگلستان نگاشت و طی آن بر تشکیل مجمعی در اروپا برای تثبیت صلح و منع درگیری هایی که همچون حوادث سال 1192 میلادی منجر به ناکامی جنگهای صلیبی شد پافشاری کرد; همزمان با این دفاع جهانی (گروهی ) دفاع از تجربه کلیسا و درآمدهای آن و در نظر گرفتن شالوده ای برای تامین مالی جنگ های صلیبی آینده مطرح گردید. در میان این پیشنهادها مواردی بود که از سوی کسانی مطرح شد که در شناخت و آشنایی با شرق شهره بودند و به لحاظ عملی نیز این پیشنهادها اهمیت فوق العاده ای داشتند گواینکه جنبه سیاسی نداشتند. به عنوان مثال تشکیل ناوگان بین المللی که به محاصره دریایی مصر بپردازد و انجام ائتلافی با مغول ها و اتحاد دو طایفه دینی بزرگ یعنی « داوی ها » و « اسپارتها » سه اساس بزرگ این پیشنهادها را تشکیل می داد4.
سوم : تکفیر
این پدیده از جمله مهمترین موانع در برابر « تقریب » است و به رغم اینکه اسلام حد و مرز میان کفر و ایمان را با روشنی تمام بیان کرده و دقیقا " این مرز را مشخص ساخته است چنین حالت شگفتی با قدرت تمام مطرح شده است .
در حدیثی به نقل از « طعباده بن الصامت » روایت شده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم ) فرمود : هر کس شهادت « لا اله الا الله وحده لا شریک له و محمدا " عبده و رسوله و عیسی عبدالله و رسوله و کلمه القاها الی مریم و روح منه " دهد و اذعان کند که بهشت حق است و آتش دوزخ حق است ; با هر کاری که کرده باشد خداوند او را وارد بهشت می کند » .
و در روایتی خداوند او را از درهای هشتگانه بهشت ـ هر کدام را بخواهد ـ وارد بهشت می سازد و دو شیخ و « ترمذی » روایت کرده اند : هر کس شهادت « لا اله الا الله و محمدا " رسول الله » گوید خداوند آتش دوزخ را بر وی حرام می سازد5.
و از امام صادق (علیه السلام ) شنیده شده که فرمود : اسلام شهادت « لا اله الا الله و تصدیق پیامبری خداست و بدان از ریختن خونها پیشگیری شده و نکاح ها و ارث ها جاری شده است و بر ظاهر آن جماعت مردم شکل گرفته است » 6.
قرآن کریم و پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم ) نیز پیروان خود را به برخورد عقلانی گفتگوی منطقی و پذیرش تعدد اجتهادی در صورت پی ریزی بر پایه های منظبط شرعی فراخوانده اند ولی با اینحال این پدیده در پرتو شرایط تعصب آمیزی ابتدا در مسئله خوارج رخ نمود. و به رغم اینکه امت این حالت را سپری کرد و در دوران پیشوایان مذاهب اوضاع به روال منطقی خود بازگشت و این پیشوایان با شکوهترین چهره منطقی را ارایه و پیروان خود را بر اساس آن پرورش دادند عوامل فراوانی باعث بازگشت مجدد این نغمه شوم شد.
به نظر من مهمترین چیزی که ما را با این پدیده روبرو ساخت چیزی است که می توان آنرا نکوهش دیگران نسبت به پیامدهای سخن ایشان به رغم عدم باور مطلق آنان به چنین پیامد یا ملازمتی دانست .
مثلا " در گذشته خوارج « حضرت علی » (علیه السلام ) را تکفیر کردند چون معتقد بودند لازمه موضع وی در برابر داوری العیاذ بالله کفر آنحضرت است . آنها یادآور شدند که وقتی آنحضرت (ع ) به هر دو داور گفت : « ببینید اگر معاویه بر حق بود او را تثبیت کنید و چنانچه من به حق بودم مرا تثبیت کنید » . به خود شک کرد. « و بنابر این او به خودش شک کرد چون نمی دانست که او یا معاویه بر حق است و ما نسبت به او شک و تردید جدی تری داریم » .
ولی امام (علیه السلام ) با این سخن پاسخشان داد : این هرگز شک بخودم نبود ولی می خواستم منصفانه سخن گویم خداوند متعال نیز می فرماید : « و انا او ایاکم لعلی هدی او فی ضلال مبین » (من یا شما بر راه هدایت یا در گمراهی آشکاری هستیم ) و این هرگز شک نبود و خداوند می دانست که پیامبرش بر حق است 7.
پس از دوره پیشوایان مذاهب این حالت گستردگی بیشتری یافت و در مورد « افزودن صفات بر ذات الهی » و « تحسین و تقییح عقلی » شاهد آن بودیم که طرفین متنازع برآن بودند که دیدگاههای یک طرف او را به کفر می رساند; ما همچنین این پدیده را در مسایل فراوانی از جمله در « توسل » « شفاعت » و « البدا » و حتی در مواردی چون : « استحسان » و « قیاس » و « مصالح مرسله » و غیره می یابیم . حال آنکه اگر همگان به گفتگوی منطقی روی آورند خواهند دید که دست کم طرف دیگر توجیهاتی برای ایمان به این یا آن مسئله دارد و ای بسا در آنصورت متوجه شوند که این نزاع ها لفظی است و حقیقتی ندارد. و ای بسا به عنوان مثال نزاع در خصوص مسئله ای فقهی بدان انجامید که مخالفان به گمراهی و بدعت گذاری متهم شوند. مثلا " مسلمانان اتفاق نظر دارند که اسلام از طلاق زن بالغ همبستر شده ولی غیر حامله در صورتی که پاک نباشد یا در حین پاکی با او نزدیکی شده باشد نهی کرده است ولی در تاثیر آن بر افساد طلاق اختلاف نظر دارند برخی برآنند که به مجرد حصول گناه طلاق تحقق می یابد و دیگران قایل به بطلان طلاق در این حالت هستند ولی برخی ها اینان را به گمراهی و بدعت گذاری توصیف می کنند8.
حملات متقابل به سطح بسیار عجیبی رسیده است . مثلا " مرحوم « تقی الدین السبکی » در کتاب خود « طبقات الشافعیه الکبری » در حق استاد خویش « الذهبی » که عالم معروفی است می گوید : این استاد ما « الذهبی » (رحمه الله علیه ) از این قبیل است : علم و دیانت دارد و در مورد اهل سنت (یعنی اشاعره ) تحمل مفرطی دارد و بنابراین جایز نیست به وی اعتماد شود... و به چنان حدی از تعصب افراطی رسیده که باعث تمسخر شده است . 9
و در باره « ابن حزم » می گوید : « کتابش « الملل و النحل » از بدترین کتاب هاست . » 10
جهل و تعصب نیز کار را بدتر کرده است . چه کسانی وارد عرصه فتوا شده اند که هرگز شایستگی و اهلیت آنرا ندارند و به جز آنچه خداوند نازل فرموده فتوا می دهند و این چیزی است که در جنبش های تکفیری دوران ما شاهد آنیم که به طور گسترده ای منجر به ریخته شدن خونهای بی گناه و به نام دفاع از دین و امت شده است حال آنکه دین و امت از آن بری هستند.
چهارم: تردید در نیت شرکت‌کنندگان در گفتگو:
اینکار به ایجاد فضای آرام و مطلوب یاری نمی رساند و به نوعی گریز یا تعلل و بهانه گیری و ممانعت از تحقق نتایج مطلوب می انجامد. ما این وضع را در روند گفتگوی پیروان ادیان با یکدیگر دیدیم چه هر طرف در پی تحمیل رسوبات ذهنی خویش بر طرف دیگر است و مثلا " طرف مسیحی تمام کینه های صلیبی و الهامات خاورشناسان در خصوص « بدعت اسلامی » و نگرانی های خود از خیزش اسلامی راـ که رقیبی برای طرح های توسعه و سلطه طلبانه غرب بشمار می روندـ با خود حمل می کند و طرف اسلامی نیز تمامی سوابق ذهنی سترگ خود از خدمت تبشیر مسیحی به استعمار طی قرنهای متمادی را با خود یدک می کشد.
ولی کار و تلاش جدی و توجه به آموزه های هدایت گرانه و فراخوان اسلام به خوش گمانی نسبت به برادر مسلمان مانع از آن می شود که این عامل نقش خود را در منع « تقریب » بویژه اگر در سطح علمای دست اندر کاری که در عرصه های علم و اخلاص و کوشش در راه تمامی امت یکی از دیگری بهترند ایفا نماید.
پنجم: جنجال و به رخ کشیدن گذشته و حمله علیه مقدسات و بی‌احترامی به یکدیگر
هر کدام از موارد فوق می تواند در حد خود مانعی در جهت تحقق گفتگوی مطلوب و از آنجا رسیدن به « تقریب » باشد. ما متون اسلامی فراوانی یافته ایم که جملگی بر منع این موارد تاکید دارند : آیه کریمه : قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی وفرادی ثم تتفکروا ما بصاحبکم من جنه (سوره سباـ 46 ) بگو : تنها شما را به سخن یگانه ای اندرز می دهم و آن اینکه : دو تن دو تن و تک تک برای خداوند قیام کنید سپس بیندیشید در همنشین شما دیوانگی نیست ...) مانع از گفتگو در فضایی انفعالی و ساختگی است .
و آیه شریفه : قل لا تسالون عما اجرمنا ولا نسال عما تعملون (سوره سباـ 25 ) بگو : نه آنچه ما گناه کرده ایم از شما می پرسند و نه آنچه شما می کنید از ما پرسیده می شود.) مانع از درگیر ماندن با گذشته می شود و احترام به دیگری را تحمیل می کند. این امر در آیه ای که از دشنام گفتن حتی به خدایان مشرکان نهی می کند نیز کاملا " مشهود و روشن است .
ششم : علاوه بر آنچه گفته شد اختلاف در شیوه های استدلال و راههای استنباط مانع از « تقریب » و نزدیکی در نتایج حاصله است لذا باید سعی کرد موارد زیر رعایت گردد :
1 ـ تهی گشتن از فرضیه های قبلی و پیش فرض ها پیش از آغاز روند گفتگو .
2 ـ توافق بر شیوه واحدی برای استنباط که البته اینکار چندان دشوار نیست .
3 ـ تعریف دقیق موضوع گفتگو تا هر طرف به مسئله و مفهومی مغایر با دیدگاه طرف دیگر ننگرد .
موانع دیگری (بر سر راه « تقریب » ) وجود دارد از جمله :
1 ـ در نظر گرفتن رای و نظر نا مانوس در یک مذهب به عنوان نشان و باور اصلی آن مذهب . که البته امری غیر منطقی است از جمله مثلا " یکی از محدثین سخنی را می گوید که دیگر محدثان همان مذهب در طول تاریخ آن را رد کرده اند ولی مخالفانشان اصرار دارند که همین سخن را بر کل مذهب تعمیم و به آن نسبت دهند.
2 ـ اطلاع از دیدگاههای مذهب از زبان دشمنان آن مذهب .
که این نیز بدور از منطق است زیرا دشمنان گاه می کوشند برای محق جلوه دادن مذهب خود اوهامی را به مذهب مورد نظر نسبت دهند.
3 ـ ورود نااهلان به روند گفتگو .
این کار را قرآن و منطق رد می کند خداوند متعال در خطاب به اهل کتاب که ادعایی دارند که نسبت به آن اطلاعی ندارند می فرماید : هاانتم هولا حاججتم فیما لکم به علم فلم تحاجون فیما لیس لکم به علم (سوره آل عمران ـ 66 ) هان ! شما همان کسانی هستید که در آنچه بدان دانشی داشتید چون و چرا کردید دیگر چرا در آنچه بدان دانشی ندارید چون و چرا می کنید و خداوند می داند و شما نمی دانید.
4 ـ پیروی از شیوه های پیچ در پیچ برای چیره شدن بر طرف دیگر .
کاری که گفتگو را به بازی بی نتیجه و ثمری تبدیل می کند و دیگر موارد و موانعی که در اینجا مجال پرداختن به آنها نیست

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات