مسئلهی تصویر اسلام در رسانههای تبلیغاتی غرب، در روزگار ما اهمیتی ویژه یافته است، زیرا رسانههای تبلیغاتی غرب، آینهی جوامع غربیاند و از این طریق میتوان، نگرهی غرب نسبت به اسلام و مسلمانان را کشف و درک کرد. دولتها، سیاستمداران و دستگاههای تبلیغاتی غربی، برای دستیابی به اهداف خود از ابزارها و شیوههای متنوع تبلیغی، بهره میگیرند.
مطالعات متعدد نشان داده است که وقوع برخی حوادث مرتبط با مسلمانان، موجب افزایش سطح اقدامات غیر واقعگرایانه میشود.به طور قطع میتوان گفت که اسلام در بیشتر رسانههای تبلیغاتی غرب، «خطری بزرگ برای تمدن غربی» به حساب میآید و مسلمانان نیز عموماً گروههای خشونت طلب و تندرو که جهاد را پیشهی خود قرار داده و به چند همسری (تعدد زوجات) اعتقاد دارند و مخالف سکولاریسم و آمیختگی با دیگر مردم هستند، شناخته شدهاند.
در رسانه های غربی، انسان مسلمان به گونهای تصویر میشود که گویی سوار بر اسب در دست شمشیری دارد یا عربی است که کیسهای پر از دلار حمل میکند و در حقیقت دستمایهی جوکها و طنزهای روزنامههای غربی را فراهم ساخته است.
چنین تصویر غیرواقعی و مغروضانهای از مسلمانان در رسانههای اکثر کشورهای غربی وجود دارد.
تصویر اسلام در رسانههای تبلیغاتی فرانسه
در رسانههای تبلیغاتی فرانسه، اسلام به شکلی تقلیلگرایانه، در قالب جهانی بیگانه که کمترین اشتراک ارزشی را با غرب دارد، تعریف شده است.
مشکل اینجا است که این تقلیلگرایی، تنها متوجه جامعهی اسلامی فرانسه نیست، بلکه مستقیماً دین و تمدن اسلامی را هدف گرفته است. مجموعهای از واژگان جهتدهی شده، مانند تندروی، افراط، جهاد، جنگ مقدس، چندزنی، تروریسم، نفت، ایران، الجزایر، هجرت، احیای اسلامیسازی و حاشیهنشینی در دستگاههای تبلیغاتی به کار گرفته میشود تا ذهن مخاطب غربی - یعنی فرانسوی - را نسبت به اسلام بدبین کند.
چنین تصاویر تیره و تاری، به قاعده و مبنایی برای خوانندهای که خود را از اندیشیدن در این قضایا معاف میدارد و توان دستیابی به شناختی واقع گرایانه و صحیح را ندارد، تبدیل میشود. برای مثال در قضیهی سلمان رشدی، غربیها کوشیدند تا غرب را فضای انسانیت، حقوق بشر و آزادی بیان نشان دهند و در مقابل، اسلام را به عنوان تهدید ابدی و منبع عدم تسامح و تندروی تصویر کنند.
با تحلیل گفتمتن تبلیغاتیای که طی یک دههی اخیر در غرب حاکم بوده است، روشن میشود که بیتردید، راهبرد و برنامهریزی شدهای برای ترویج هراس از اسلام در پشت این گفتمان سیمای اسلام در ابزارهای تبلیغاتی فرانسوی، چهرهای خشن و سیاه است و مسلمانان، انسانهایی معرفی میشوند که تندروی، خشونت، جهاد، چند همسری و انفصال از دیگر انسانها را مبنای کار خود قرار دادهاند.
برای نمونهی، یک مؤسسهی نظرسنجی در فرانسه، در سال 1989 میلادی، طی نظرسنجی از گروههایی از مسلمانان و غیرمسلمانان فرانسه، به این نتیجه رسید، در حالی که مسلمانان، اسلام را مساوی صلح و پیشرفت میدانند، غیرمسلمانان به عکس، آن را با خشونت و ارتجاع پیوند زدهاند و همین نظرسنجی در سال 1994 م نیز تکرار شد و در نتیجه، نسبت تفاوت و تضاد میان نظر دو دسته به جای اینکه کمتر شود، بیشتر شده بود و این نشان میدهد که سیاست تبلیغاتی غرب در درازمدت، تیرهتر کردن سیمای اسلام را تعقیب میکند.
پدیده اسلامهراسی
واژهی «اسلامترسی» در قاموس سیاسی اروپا، معانی مشخصی دارد، چنان که در قرن نوزدهم، واژهی «سامیستیزی» چنین وضعی داشت، تحت این عنوان که منظور از آن تروریسم اسلامی است، دهها همایش و میزگرد سیاسی و فکری در غرب برگزار شده است تا به بررسی نقاط هراس از اسلام و مسلمانان و ابعاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن بپردازد.
نخستین کار نظرسنجی میدانی از سوی مؤسسهای مستقل که محور پژوهش خود را اوضاع مسلمانان در انگلستان قرار داده است، انجام شد. مؤسسهی رنیمید ترست پیش از این نیز پژوهش مشابهی در باب سامیستیزی در جهان، در سال 1994 م انجام داده است. این مؤسسه در پژوهش اخیر خویش، دیدگاههای مختلف در باب نزاع کنونی میان مسلمانان و غیرمسلمانان را گردآوری کرده و در پایان، به مجموعهای از رهیافتهای اجتماعی و حقوقی دست یافته که در برقراری پلهای تفاهم میان گروههای دینی در انگلستان یاری میرساند.این پژوهش به دلیل احساس نیاز به آگاهی بخشی همگانی، نسبت به حساسیتهای موروثی یا ساختگی مختلف، مورد توجه جدی قرار گرفت.
یکی از روزنامههای عربی، با اشاره به این پژوهش، از آن چنین نتیجه گرفت که ملت انگلستان در حال تبدیل به ملتی است که مسلمانان را ناخوش میدانند. این پژوهش که به شکلی موثق، دقیق و اطمینانبخش، به وسیلهی گروهی از صاحبنظران انجام شده و در نوع خود، نخستین پژوهش به شمار میآید، نتیجه میگیردکه دلایلی وجود دارد که در بریتانیا نسبت به مسلمانان اجحاف می شود. این پژوهش نسبت به خطر اینگونه رفتارها هشدار داده و به اتخاذ اقداماتی سریع برای مقابله با این رفتار فرا میخواند.
در کمیسیون تحقیق پیرامون «اسلام هراسی»، ریچارد چارلز اسقف لندن و خاخام جولیاتوبرگر و پروفسور اکبر احمد، استاد انسان شناسی دانشگاه کمبریج و دکتر زکی بدوی متفکر مسلمان و رییس شورای یهودی برابری نژادی مشارکت دارند.
این پژوهش اشاره می کند که در بیست سال گذشته، پدیدهی اسلامهراسی روشنتر، خشنتر و خطرناکتر شده است و برانگیختن هراس از اسلام، گاه به گونهای ویرانگر و خباثتآمیز جریان داشته است و به بخشی از زندگی روزمره بریتانیاییها تبدیل گشته است.
این پدیده شبیه سامیستیزی است که در اوایل قرن بیستم رواج داشته است. این پژوهش میافزاید: شیوع احساسات ستیزهجویانه نسبت به مسلمانان، میتواند صداهای معتدل در متن اقلیتهای مسلمان را خفه کند و تندروی و دشمنی نسبت به فرهنگ غربی را برانگیزد.
پروفسور گوردن کاونی از دانشگاه ساسکس که ریاست کمیسیون را برعهده دارد، در مؤخرهای که برای این پژوهش نوشته، آورده است که هر جا ابزارهای تبلیغاتی رواج داشته باشد، بسیاری مردم از آن پیروی میکنند و یکی از دلایل دشمنی نسبت به اسلام این است که به فرهنگ های مسلمانان به عنوان فرهنگهایی جامد و ایستا و تمامیتخواه و مخالف تکثرگرایی نگریسته میشود.
از دلایل دیگر عداوت نسبت به اسلام، نظریه جدید دربارهی اسلام است که آن را منبع تهدید برای تمدن غربی و جایگزین معاصر کمونیسم، فاشیسم، نازیسم و متمضمن نیات جنگطلبانه و توسعهطلبانه میداند. دلیل دیگری که وی برای دشمنی غربیها با اسلام ذکر میکند، این ادعا است که مسلمانان از اعتقادات دینی خود برای تحقق اهداف سیاسی و راهبردی و نظامی بهره میگیرند. همچنین مخالفت نژادپرستان با مهاجران است. نژادپرستان معتقدند که سنتهای آسیایی منبع تهدید برای اصالت فرهنگ بریتانیایی است. با اینکه مسلمانان میتوانند، ارزشهای فراوانی را به فرهنگ غربی انتقال دهند، اما غالباً از حلقه مناقشات نخبگان مستثنا میشوند و حتی میتوان گفت که غربیها در حال پذیرش اسلامهراسی، به عنوان مسئلهای طبیعی هستند و چنان که این گزارش نشان میدهد، بیان اندیشههای مسلمانستیز اهتمامی روزافزون در انگلستان یافته و این خطر به طور جدی وجود دارد که اسلامهراسی، به پدیدهای ریشهدار در فرهنگ این جامعه تبدیل شود.