به گزارش رجانیوز به نقل از کتاب دههی سرنوشتساز، تشکیل شورای انقلاب اسلامی، اولین گام در این زمینه بود و یکی از اهداف شورای انقلاب، انتخاب افراد مناسب برای ادارهی کشور پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود. امام مدام در این زمینه با اعضای شورای انقلاب رایزنی میکرد. حضرت امام در این زمینه علاوه بر شورای انقلاب اسلامی، با دیگر شخصیتها و گروههای سیاسی نیز رایزنی و از آنان کسب رأی و نظر کرد. امام در یکی از نامههایی که در آذرماه 1357، به آیتالله حسین نوری همدانی- از شاگردان و یاران خویش- ارسال کرد، معیارهای خود را برای افرادی که باید بعد از پیروزی انقلاب اسلامی کشور را اداره کنند، اینگونه شمرد:
1- نداشتن افکار و مکاتب انحرافی، بلکه تمایل نداشتن به آن مکاتب، فقط افکار اسلامی داشته باشند.
2- لیاقت ادارهی یک وزارتخانه [را] داشته باشند، یعنی مطلع و مدیر باشند.
3- معروف به ملیت و خوشنام باشند.
4- در دولتهای فاسد و مجلسین معروف به فساد عضویت نداشته باشند.
5- از سرمایهداران و معروف به سرمایهداری نباشند.
6- از طبقه روحانیون نباشند."
و در پایان نامهشان دستوری به این شرح به وی و نیز دیگر روحانیون و علمای قم صادر کردند:
"در اسرع وقت در مجمعی از رفقای با اطلاع روشن در قم، مطلب را طرح و بیدرنگ کوشش کنید در پیدا کردن چنین اشخاصی حداقل 10 نفر را تعیین، ولو به کمک مطلعین بلاد دیگر، با تصدیق واجد شرایط و امضای آن. این مطلب به تهران هم تذکر داده شده است."
امام پس از بازگشت به کشور، در سخنرانی پرشوری که در بهشت زهرا ایراد کرد، به صورت علنی ودر میان اجتماع صدها هزار نفر که در بهشت زهرا تجمع کرده بودند، تشکیل دولت را اعلام کردند و فرمودند:
"... من دولت تعیین میکنم. من تو دهن این دولت میزنم. من دولت تشکیل میدهم. من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین میکنم. من به واسطهی این که ملت مرا قبول دارد دولت تعیین میکنم. این آقا [بختیار] که خودش هم خودش را قبول ندارد و رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد و فقط آمریکا از آن پشتیبانی کرد... ملت میگوید یک مملکت، 2 دولت ندارد، لیکن دولت غیرقانونی باید برود. تو [خطاب به بختیار] غیرقانونی هستی، دولتی که ما میگوییم قانونی است، دولتی است که متکی به آرای ملت است، متکی به حکم خداست..."
بنابراین به صراحت دولت بختیار را غیرقانونی خواندند و اعلام کردند که دولت تشکیل میدهند و پایههای مشروعیت آن را برای رأی مردم و نیز وظیفهی شرعی قرار دادند. پس از استقرار امام در مدرسهی علوی و رفاه، تکاپوها برای تشکیل دولت موقت آغاز شد. هاشمی رفسنجانی در این زمینه میگوید:
"از اولین روز ورود امام به ایران، مهمترین بحث در بین ما، تعیین نخست وزیر و اعضای دولت انقلاب بود و چون از ابتدا تصمیم بر این بود که روحانیت در امور اجرایی دخالت نکند، همهی ما به این نتیجه رسیده بودیم که در این زمینه از نیروهای نهضت آزادی و جبهه ملی استفاده شود."
وی دربارهی انتخاب مهندس بازرگان به نخست وزیری در شورای انقلاب نیز میگوید:
"ما به عنوان اعضای شورای انقلاب پس از بحث و بررسی موضوع [انتخاب نخست وزیر] در جلسهی 14 بهمن ماه 1357، مهندس بازرگان را پیشنهاد دادیم."
این پیشنهاد در جلسهی شب چهاردهم بهمن ماه 1357، به اطلاع امام رسانیده شد و جلسهای با حضور امام و نیز اعضای شورای انقلاب در اینباره تشکیل شد. روزنامهی اطلاعات که از آن جلسه با عنوان "جلسهای مهم" یاد میکند، گزارش داد:
"پس از بازگشت امام از پاریس، مهندس مهدی بازرگان از جمله کسانی بود که بارها با امام ملاقات داشت و این ملاقاتها همگی دور از چشم خبرنگاران صورت میگرفت. به دنبال جلسهای که دیشب تا ساعت 11 شب تداوم داشت، خبرنگار سیاسی اطلاعات در تماس با یکی از نزدیکان امام کسب خبر کرد که این مذاکرات دربارهی مستقر شدن حکومت عدل اسلامی به جای دولت غیرقانونی است و در این دولت، مهندس مهدی بازرگان نقش مهمی خواهد داشت."
در این جلسه، موضوع پیشنهاد مهندس بازرگان به نخست وزیری در حضور امام مورد بحث قرار گرفت. مهندس بازرگان در زمینهی انتخاب خود به نخست وزیری میگوید:
"مطلب را باید از عصر روز 14 بهمن، 3 روز بعد از ورود امام به تهران شروع کنیم. عصر شنبه که به مدرسهی رفاه رفتیم، امام ما را مخاطب قرار داده، پرسیدند برای نخستوزیر چه کسی را تعیین کنیم؟ حاضران ساکت مانده به یکدیگر نگاه میکردند. اسامی اشخاص را از جمله آقای صدر حاج سید جوادی بینالاثنین به میان آمد. نمیدانم مرحوم مطهری بود یا یکی دیگر از روحانیون شورای انقلاب، مرا مطرح کرد. اعضای غیرروحانی هم کسی را در نظر نداشتند، ولی نظر عموم روی من رفت و اگر کسی موافقت نداشت، حرفی نزد. آیتالله خمینی تبسم و اظهارخشنودی کرده، گفتند به این ترتیب خیالم از هر دو طرف راحت شد... شورای انقلاب اصرار داشت فوراً از من بله بگیرد و اعلامیه صادر کند. من نخواستم فوراً قبول کنم و گفتم اجازه دهید مطالعه [و] مشورتی بنمایم... آیتالله خمینی با تبسم فرمودند بگذارید فردا صبح.
صبح یکشنبه 15 بهمن 1357، حوالی ساعت 10 جلسه کردیم. مقدمتاً از حسن ظن آقایان و شخص امام تشکر کردم، بعد با اشاره به متن حاضر شده اساسنامه (مصوب شورای انقلاب) متذکر شدم که شورای انقلاب، مقام مجلس ملی را دارد و میتواند مرا عزل نماید... پس از تذکر و تصریح مطالب فوق گفتم خواهش میکنم آقایان نسبت به رأی و پیشنهادی که دادید، تجدیدنظر فرمایند."
مهدی بازرگان در ادامه میگوید که با اشاره به سوابق و نیز منش سیاسیام اعلام کردم:
"معتقد به دموکراسی و اهل همکاری و مشورت و اعتقاد به دیگران هستم و خیلی مقید به نظم بوده از تندی و تعجیل احتراز میکنم و علاقهمند به مطالعه و عمل تدریجی هستم. در گذشته این طور بودهام و برای آینده هم همین رویهام را عوض نخواهم کرد...
عکسالعمل مثبت یا منفی ندیدم. من تکرار کردم که غیر از آنچه بودهام، نخواهم بود... سکوت و قبول و اصرار مجدد آقایان روحانی شورای انقلاب و امام در برابر شرایط و اتمام صحبت من، باعث تعجبم شد و انتظار آن را نداشتم."
ولی برخی اعضای شورای انقلاب اسلامی از جمله اکبر هاشمی رفسنجانی تأکید میدارند که مهندس بازگران شرایطی را عنوان نکرد و صرفاً از روحیه و منش و شیوهی کاری خودشان سخن گفتند. و به این ترتیب، مهندس بازرگان را به عنوان نخست وزیر موقت انتخاب کردند. مراسم معارفهی بازرگان در بعد از ظهر 16 بهمنماه 1357، در آمفی تئاتر مدرسهی رفاه برگزار شد. کمیتهی استقبال از امام که هماهنگی همهی برنامههای امام را برعهده داشت، بعد از اعلام برگزاری مراسم فوق، آمفی تئاتر را مرتب و جایگاه مخصوص استقرار خبرنگاران امام و اعضای شورای انقلاب را مشخص کردند و رأس ساعت 17 بعدازظهر، مراسم برگزار شد.