تاریخ انتشار : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۱  ، 
کد خبر : ۸۵۸۳۲

ژنرال‌ها در پاکستان باید خود را کنار بکشند


«دور جدید ناآرامى سیاسى در پاکستان را ممکن است بعضى یک تجربه دموکراتیزه شدن بدانند اما این آشوب حداقل یک عنصر نگران کننده را به وجود آورده است.» به گزارش ایسنا، پاکستان همیشه ناآرام، براى چندمین بار متوالى به باتلاق ناامنى و شورش کشیده شد. انگار اسلام آباد نباید هیچ گاه رویى از آرامش را ببیند تا کشورهاى همسایه آن نیز بتوانند با خیالى راحت به حیات خود ادامه دهند. حتى برگزارى انتخابات دموکراتیک پارلمانى و انتقال آرام قدرت نیز نمى تواند آرامشى پایدار و باثبات براى این کشور درگیر افراط گرایى، وضعیت بد اقتصادى و رقابت براى قدرت به ارمغان آورد. یک روزنامه عرب زبان در گزارشى تکرار شرایط حساس و بحرانى سیاسى در پاکستان را مورد تحلیل و ارزیابى قرار داده است. در این گزارش مى خوانیم: ژنرال اشفق پرویز کیانى، رئیس با نفوذ ارتش پاکستان با نقشى سیاسى وارد این بازى شد. ژنرال کیانى در دیدارهاى جداگانه با آصف على زردارى، رئیس جمهور و یوسف رضا گیلانى، نخست وزیر در مورد راههاى پایان دادن به این ناآرامى که هر روز ابعاد گسترده ترى به خود مى گیرد، بحث و گفت وگو کرد. صدها تظاهرکننده از حزب اپوزیسیون مسلم لیگ شاخه نواز به رهبرى نواز شریف، به همراه وکلاى آشفته پاکستانى در یک سرکوب ادامه دارد دستگیر شدند. این روزنامه در ادامه نوشته است: اما به جاى این که این تلاش کیانى، اقدامى با نیت خوب باشد، در واقع یک نکته منفى نیز دارد و آن این که آیا ارتش شروع کرده است به ورود به دعواهاى سیاسى کشور؛ امرى که براى آینده این کشور آسیاى جنوب شرقى آکنده از جنجال مملو از عواقب خطرناک است. به ویژه با توجه به نقش جنجال برانگیز ارتش در تاریخ پر فراز و نشیب پاکستان. اما هنوز هیچ نشانى از قصد و آمادگى ارتش پاکستان در به دست گرفتن مسئولیت این کشور قرار گرفته در سراشیبى سقوط نیست. ارتش تاکنون در بیش از نیمى از ۶۲ سال هویت پاکستان به عنوان یک کشور مستقل، در راس حکومت بوده است و میراث چنین دخالت هاى ارتش در گذشته به هیچ عنوان دلپذیر نیست.
در ادامه این گزارش در توصیف ناخوشایند بودن آن سالها نوشته شده است: در جریان سالها دخالت ارتش، موسسات سیاسى و مدنى تقریبا به طور کامل ارزش خود را از دست دادند و از آن سو نیز یک ارتش سیاسى شده حس حرفه اى خود را در جهت یابى از دست داد. افزون بر این دلیل دیگرى نیز وجود دارد که ارتش را مجبور مى کند از پذیرش مستقیم مسئولیت پاکستان در حال حاضر خوددارى کند. بحران امنیتى تحمیلى از مناطق مرزى افغانستان که امروز پاکستان را در خود گرفته به اندازه کافى بزرگ هست که توجه کامل ارتش را به خودش جلب کند. بنابراین، امکان ندارد که سران ارتش با به دست گرفتن مسئولیت کامل کشور و انجام وظیفه ها ى امنیتى، خودشان را در تصویر جا بدهند.
اما نقش کیانى در تلاش براى پایان دادن به بحران کنونى الزاما بدین معنى است که پاکستان در خطر شرکت دادن ارتش خود در امور ملى اش به عنوان یک حلال مشکلات سیاسى است. البته این کار در گذشته نیز انجام مى شده است؛ به طور نمونه در سال ،۱۹۹۳ عبدالوحید کاکار، ژنرال پیشین ارتش براى پایان دادن به بن بست نفرت انگیز ایجاد شده میان رئیس جمهور و نخست وزیر وقت وارد مذاکره شد. سپس هم رئیس جمهور و هم نخست وزیر با اجبار ژنرال کاکار سرانجام استعفا دادند و راه را براى یک دولت موقت که انتخابات جدید را سازمان دهى کرد، باز کردند. در موردى دیگر، در سال ،۱۹۹۹ دقیقا شش ماه پس از دخالت ژنرال کاکار، ارتش نهایتا به رهبرى ژنرال پرویز مشرف، یک کودتاى کامل را انجام داد. در این شش ماه فاصله بین این دو مورد، ارتش متوجه شد که بسیار در سیاست داخل شده است. این روزنامه مى نویسد: سیاستمداران اپوزیسیون به طور عادى با شخصیت هاى ارشد ارتش تماس هاى مکرر داشته و از آنها کمک خواسته اند تا به آن چه که چالش هاى سیاسى اسلامى بودند، بپردازند. از تاریخ پاکستان درس هاى زیادى مى توان گرفت تا به سیاستمدارهاى این کشور نسبت به خطرات گستاخ کردن ارتش براى گرفتن یک نقش سیاسى و سپس هموار کردن راه براى ژنرال ها تا مسئولیت ها را به عهده بگیرند، هشدار داد. یکى از چنین درس هاى مهم تاریخى این است که کودتاچیان پاکستان سریعا کنترل امور را به دست نگرفتند، بلکه بر عکس به وجود آمدن چنین واقعیتى مدتى به طول انجامید به طورى که اختلال و انحطاط به یک فلج کامل در سراسر کشور منجر شد.
این روزنامه در نتیجه گیرى این وقایع خطاب به سیاستمداران پاکستان مى نویسد: این که سیاستمداران پاکستان در وضعیت امروز اختلافات خود را به یک شکل سیاسى و دوستانه حل کنند، امرى حیاتى است. چنین راه حلى با داشتن شکیبایى کامل در برابر نقطه نظرهاى مختلف و اجازه دادن به هر کس براى ابراز عقاید و نظرات خود به طور آزادانه باید به دست آید. اما سرکوب چند روز گذشته یک روند ناخوشایند را به وجود آورده است. استفاده دولت از تاکتیک هاى ابزارى قوى براى سرکوب تظاهرات آینده تنها بى توجهى افراطى و عدم شکیبایى در برابر حق تظاهرات آزاد را برجسته تر مى کند. تصمیم نواز شریف نخست وزیر اسبق پاکستان براى درخواست از هوادارانش به منظور انجام یک اقدام سرنوشت ساز علیه دولت، شکست کابینه وزرا را در کنترل چالش هاى بزرگتر پیش روى پاکستان برجسته تر مى کند. شریف براى آن که از رد صلاحیتش براى حضور در رقابتهاى آینده سیاسى نگران باشد، دلیل موجهى دارد.
او علنا زردارى را به سازماندهى این حکم دادگاه عالى از طریق نفوذش بر قضات ارشد متهم کرده است. اما این که او در پى آن برآید تا سیستم سیاسى پاکستان را به گونه اى ناآرام کند که اسلام آباد به سوى یک فلج ملى پیش برده شود، حتى براى یک رهبر اپوزیسیون نیز بسیار خطرناک است. در پایان این گزارش آمده است: همانطور که نظم دموکراتیک پاکستان به سوى یک شکست احتمالى در یک وضعیت بحرانى پیش مى رود و از ارتش قوى و نیرومند این کشور خواسته شده تا حلال مشکلات باشد، خطرى وجود دارد مبنى بر این که بار دیگر هم ژنرال هاى ارتش آ خرین حرف را بزنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات