به گزارش خبرگزاری فارس، نشریه "آمریکن فری پرس " طی یادداشتی نوشت: همه اینها در زمانی اتفاق می افتد که طالبان حملات خود به بخشهایی از پاکستان را افزایش داده است و تهدیدی برای صفوف پشتیبانی ناتو در افغانستان محسوب می شوند.
در همین حال ، در پشت صحنه ، سعودی ها در حال مذاکرات پنهانی با اعضای حلقه مرکزی رهبری ارشد طالبان یعنی ملا عمر ، می باشند . این گزارش حاکی است ، هدف از این مذاکرات ، پیش برد گفتگویی بین آمریکا، پاکستان،دولت افغانستان و طالبان است.سعودی ها در دهه 1980 ، حامی بزرگ جنگجویان طالبان بودند، وقتی که آنها تحت عنوان مجاهدین، در حال جنگ با شوروی بودند. یک دهه بعد ، سعودی های ثروتمند ،برای راه اندازی مدارس مذهبی طالبان، کمک هایی ارسال کردند که اسلام افراطی را تبلیغ می کردند. بر اساس این گزارش ، اکنون عربستان سعودی در نقش یک واسطه ، بیش از یک سال است که به ایفای نقش پرداخته است.در اواخر سال 2008 ، نمایندگان دولت سعودی، مذاکراتی را با رهبران طالبان آغاز کردند با این امید که توجه رسانه ها را به خود جلب نمایند.بعنوان بخشی از مراحل انجام کار ،آمریکا، بخشی از جنگجویان مهم طالبان را از بند زندان بگرام آزاد نمود تا بتوانند در این گفتگو راجع به حل اختلاف ، شرکت کنند.
این هقته نامه در ادامه یادآور شد : ولی این مذاکرات پنهانی ، طالبان را از حضور در بخش هایی از پاکستان و حضور قوی تر در افغانستان ، باز نداشت .بنظر می رسد این موضوع بیانگر این مطلب باشد که اگر طالبان قرار بود در مذاکرات رسمی برای حل مشکل افغانستان شرکت کنند ، ترجیح می دادند که این کار از موضع قدرت انجام شود. در حالیکه اوباما تصمیم دارد مشکل افغانستان را با حضور نظامی بیشتر حل نماید،تهدید طالبان برای پاکستان ، نگران کننده تر است.سالها طول کشید تا آمریکا و طراحان نظامی ناتو متوجه شوند که مشکلات افغانستان از سال 2001 به طور پیوسته به پاکستان سرایت کرده و در نتیجه ، بازخورد آن به افغانستان می رسد و در هر دو کشور موجب آشوب و اغتشاش می شود. بر این اساس ، در سال 2008 ، ناتو متوجه شد که گذرگاه خیبر که محل دریافت کمکهای ناتو بود ، بدلیل فعالیتهای شورشیان ،نه فقط از ناحیه طالبان بلکه از طرف جنگجویان خارجی و گروههای جنگ طلب اسلامی نیز مورد حمله قرار می گرفت.پس از شکست طالبان، در پی حملات 11 سپتامبر ، بسیاری از جنگجویان طالبان ، از مرزها ، به پاکستان گریختند که در استانهایی مانند وزیرستان ، استقبال خوبی از آنها شد. این گزارش می افزاید : در 4 سال بعد ، آنها سازمان خود را بازسازی نموده و به نواحی قومی دیگر گسترش دادند،بدون اینکه از جانب ارتش پاکستان یا سرویسهای اطلاعاتی آن که تاریخچه روابط نزدیک با آنها را داشتند،بازدااشته شوند. در اواخر سال 2005، رهبران طالبان اقرار نمودند که هدف آنها شکست ناتو در افغانستان و بوجود آوردن یک ایالت پشتو در پاکستان بوده است.آنها همچنین به یک سازماندهی غیر رسمی با ارتش پاکستان دست یافتند و سپس رهبری آن را ژنرال پرویز مشرف برعهده گرفت که اعلام نمود هیچ یک از طرفین نباید به دیگری حمله کند. این موضوع طالبان را مطمئن ساخت که می توانند آزادانه و بدون مجازات در نواحی قومی فعالیت کنند وهمچنین به القاعده اجازه داد تا مجدداً شروع به کار کرده وطی مدتی ، جنگجویان خود را در صف طالبان قرار دهد. طالبان،دقیقاً مانند هنگامی که افغانستان را در کنترل داشتند مدارس را تعطیل کرده وقوانین بسیار سخت گیرانه اسلامی را در مناطق تحت کنترل خود برقرار نمودند.حتی در دره سوات، جایی که ارتش پاکستان حضور نظامی شدیدی دارد ، طالبان آ زادانه عمل می کند ودادگاههای شرعی خودشان را دارند. بیشترین تاثیر رشد طالبان، با اطلاع مسئولین پاکستان انجام گرفت و از دید آژانسهای اطلاعاتی غربی که مدت طولانی از آنچه در پاکستان می گذشت ،غافل شده بودند،پنهان ماند.
این نشریه در ادامه افزود: سال گذشته میزان بمب گذاریهای انتحاری در پاکستان بیش از افغانستان بود. در نتیجه، ارتش پاکستان داشتن پلیس ضد شورش گسترده از مرزهای افغانستان تا پیشاور ، مرکز استان مرزی شمال غربی وحتی تا اسلام آباد ، پایتخت کشور را بسیار مشکل می بیند. جنگ طلبان حتی در کراچی ، مهمترین بندر ومرکز صنعتی پاکستان نیز گسترش یافته و سازماندهی شده اند.
اعضای ارتش پاکستان که اکثراً به غرب مشکوک می باشند از دومین جمعیت بزرگ مسلمانان جهان هستند که تعداد آنها به 173 میلیون نفر می رسد. بنابر این بسیاری از اعضای ارتش با رشد عقاید ضد آمریکایی مسلمانان پاکستان همراه می باشند. اکثریت آنها سنی هستند و به همین جهت بشدت به عربستان سعودی وابسته می باشند، بطوری که این کشور یک میلیون مهاجر پاکستانی را درون مرزهای خود پذیرفته است.برای آمریکا ومتحدانش استفاده از هواپیماهای جاسوسی وگروههای نظامی ویژه برای حمله به اهداف طالبان و القاعده در پاکستان برای ازبین بردن خطر رشد آشوب در آنجا کافی نیست. اصولاً این وظیفه ارتش پاکستان است که قانون را در نواحی قومی وقبیله ای برقرار سازد ولی ارتش بدلیل اینکه بمدت طولانی با این مشکل برخوردی نشده بود ، این وظیفه را بسیار مشکل می بینند .
در ماه ژانویه نزدیک به 300 نفر شامل شهروندان، آشوبگران و اعضای نیروهای امنیتی پاکستان ،کشته شده و تقریباً همین تعداد نیز مجروح گردیدند. در حادثه ای در دره سوات ،4 سرباز اسیر را در میدان شهر سر بریدند. آنها همچنین یک کشیش و 8 نفر از اطرافیان وی را کشتند. آنها اغلب مردم را در ملاء عام به قتل می رسانند ، با این اتهام که آنها جاسوس آمریکا یا نیروهای امنیتی پاکستان هستند . به این ترتیب، آنها حکومت وحشت بوجود می آورند که از قد علم کردن مردم محلی در برابر آنها جلوگیری می کند و این کار شبیه عملکرد سوداگران مواد مخدر در آمریکا ومکزیک است. آنها همچنین مشکلی برای دست یابی به اسلحه ندارند . پاکستان و افغانستان مملو از سلاحهایی هستند که بسیاری از آنها در دهه 1980 توسط آمریکا به مجاهدین داده شده بود. طالبان همچنین به زرادخانه های نیروهای امنیتی در پاسگاههای مرزی در مرز افغانستان نیز هجوم بردند. و نظامیان مسلح شده توسط آمریکا و مسئولین پاکستان و افغانستان را خلع سلاح نمودند. دولت مرکزی پاکستان ترجیح می داد که صلح با طالبان از طریق گفتگو صورت پذیرد ولی این همان چیزی نیست که طالبان هم در نظر دارد در حالی که به آشوب و خشونت در افغانستان و پاکستان دامن می زند. از نقطه نظر ناتو شکست طالبان ممکن نیست مگر اینکه ارتش پاکستان نیز کاملاً دراین موضوع دخالت کند. دولت اوباما این موضوع را بروشنی برای پاکستان بیان نمود که در صورتی که ارتش پاکستان به کمک آمریکا نشتابد از میلیاردها دلار کمک محروم خواهد شد .
نویسنده این مقاله در پایان می نویسد : آمریکا ومتحدانش در ناتو معتقد می باشند که خروج موفقیت آمیز آز افغانستان فقط زمانی تحقق خواهد یافت که طالبان از مواضع و پایگاههای خود در پاکستان رانده شوند این پیش شرط پیشرفت گفتگوهای آتی با آشوب طلبان است . تنها مشکل این است که آیا تعرضات آتی در مناطق قومی پاکستان آسیب شدیدتری وارد نخواهد کرد. هم اکنون بعضی از ناظران ، مناطق تحت کنترل طالبان در پاکستان را بعنوان ایالتی در ایالت دیگر تعبیر میکنند. اگر این تعبیر درست باشد خطر جدی برای ثبات پاکستان در آینده وجود خواهد داشت. صرف نظر از پیامد تعرضات طراحی شده ، احتمال شکست طالبان بسیار کم خواهد بود. و سعودی ها شانس زیادی برای خنثی کردن بی ثباتی هایی را خواهند داشت که با ارسال دهها میلیون دلار برای طالبان در طول سالها برای ساخت مدارس ضد غرب، به آن قوت بخشیده بودند. این مدارس بطور پیوسته مردان جوانی را برای جنگ بر علیه مهاجمان غربی تربیت کرده است .
حال این موضوع به سعودی ها مربوط می شود که از طالبان بخواهند بر سر میز مذاکرات رسمی برای پایان بخشیدن به تنش در افغانستان بنشینند.هر چند ، حتی این کار نیز ممکن است به حل مشکل ارتش پاکستان منجر نشود.