به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، مجله تایم با اشاره به این مطلب در گزارشی درباره زمان آغاز مذاکرات آمریکا با ایران نوشت: منطق متعارف میگوید که اوباما باید تا انتخابات ریاست جمهوری ایران در ژوئن (خردادماه 88) سال جاری پیش از هر گونه اقدامی منتظر بماند.اما هیلاری مان لورت، کارشناس پیشین مسایل ایران در وزارت امور خارجهی آمریکا و شورای امنیت ملی این کشور میگوید به دلیل مشخص نبودن نتیجهی انتخابات در ایران، منتظر این رویداد بودن اقدامی بیهوده است.
وی میگوید که گفتوگوی آمریکا ـ ایران نباید بر اشخاص متکی باشد و این مذاکرات تنها در صورتی معنا دارد خواهد بود که «درباره مسایل و چیزهای اساسی باشد».
در ادامهی این گزارش با تاکید بر این که در ایران نهایتا تصمیمگیری درباره این موارد با مقام معظم رهبری است، آمده است: بنابراین بهترین زمان آغاز مذاکرات همین حالاست و گفتوگوی سریع به اوباما نیز اجازه خواهد داد بخشی از سرمایهی سیاسی وی را که از انتخابات حاصل شده است برای متقاعد کردن افکار عمومی آمریکا به این که نزدیک شدن به ایران ایدهی خوبی است، صرف کند.
در ادامه این مطلب با عنوان این که «چه کسی باید از جانب آمریکا گفتوگو کند؟» آمده است: این یک موضوع مشکلساز است. مرد منتخب اوباما دنیس راس است که نمایندهی آمریکا در خاورمیانه در دولتهای جورج بوش پدر و بیل کلینتون، رییسانجمهور پیشین آمریکا بوده است. راس رویکردی جنگ طلبانه در برخورد با ایران دارد و بر دیپلماسی زورمدارانهی تحریم تاکید میکند.
او خود برای مصاحبه در دسترس نبود اما موضعش در قبال ایران کاملا مشخص است. او از مدتها قبل خواستار افزایش تحریمها علیه ایران بوده است.
وی در سال 2007 به تایم گفت که «اگر ایران فکر میکند که واقعا به لحاظ اقتصادی منزوی میشود، که تاکنون بر اثر تحریمها این اتفاق نیافتاده است، آنگاه فرصتی برای تغییر رفتارشان به وجود خواهد آمد".
راس همچنین گفت که آمریکا 18 ماه زمان دارد تا از سناریوی حملهی اسراییل به ایران برای توقف برنامهی هستهیی جلوگیری کند. چنین دیدگاههایی به علاوهی ارتباطات بلند مدت راس با اسراییل انتصاب وی را از نظر ایران منفور جلوه خواهد داد.
وی در پایتختهای عربی به طور کلی در سراسر روند صلح اسکو جانبدار اسراییل در نظر گرفته شد و نقش محوری وی در نهادهایی نظیر 11 موسسهی سیاست خلق یهود در بیتالمقدس و گروه «متحدعلیه ایران هستهیی»، وی را به سختی از نظر ایران گزینهای بد جلوه خواهد داد.
تایم در بخش «دربارهی چه چیزی باید صحبت کنند؟» این گزارش افزود: موضوعات مهم کاملا روشن است. آمریکا میخواهد ایران برنامههای هستهیاش را رها کند و از حمایت حماس و حزبالله دست بردارد. ایران بر حق خود برای داشتن برنامهی انرژی هستهیی تاکید دارد و میخواهد به تحریمهای اقتصادی و مالی ایران پایان داده و تضمین داده شود که آمریکا به دنبال تغییر رژیم در ایران نیست.
اما برخی کارشناسان ایرانی میگویند که بهتر است با دنبال کردن همکاری در حوزههایی که با منافع دو طرف تلاقی دارد، دنیامیک مثبتتر و اعتمادسازتری را دنبال کرد.
افغانستان موضوع کاملی برای آغاز گفتوگو است.ایران همانند آمریکا میخواهد شاهد از بین رفتن طالبان و القاعده باشد. (ایران تقریبا در 1998 پس از آن که نیروهای طالبان هشت دیپلمات و یک روزنامهنگار ایرانی را در افغانستان کشتند، با طلبان وارد جنگ شد) و نمونهای از این همکاری نیز وجود دارد: ایران و آمریکا پس از 11 سپتامبر در جنگ با طالبان با یکدیگر همکاری کردند و بیش از یک سال با تلاشهایی برای با ثبات کردن دولت کرزای در کابل به طور کامل همکاری داشتند.
ریچارد هالبروک، نمایندهی اوباما در افغانستان و پاکستان نیز در گزارش خود به کمک تهران در جنگ علیه قاچاق مواد مخدر در افغانستان اشاره کرد.
سجادپور گفت که یک گفتوگوی مثمرثمر و همکاری درباره مواد مخدر انجام گرفته است. پس میتوان به تدریج دامنه گفتوگوها را گسترش داد تا برنامههای هستهیی، حماس و حزبالله را نیز شامل شود.
همه کارشناسان مسایل ایران در اینباره توافق ندارد که همکاری در مقیاس کوچک به مذاکرات تمام عیار در خصوص مسایل مهم منتهی شود.
مان لورت، هشدار میدهد که این همکاری با شکست روبهرو خواهد شد مگر این که با گفتوگوهایی « با یک دستور کار جامع که به نزدیک شدن و درک استراتژیک میان ایران و آمریکا منجر شود» همراه شود.
لزلی گلب، عضو شورای روابط خارجی آمریکا نیز معتقد است که ایرانیها حتی علاقهای به سازشهای کوچک ندارند و بر مذاکرات اساسی تاکید خواهد کرد به این دلیل که پیشتر و درباره افغانستان در مسیر همکاریهای کوچک با آمریکا قرار داشتهاند و در نهایت چیزی در ازای تلاشهایشان ندیدهاند.
گلب افزود: آنها در انتظار مکالمهی گستردهتر خواهند بود.
وی گفت: فقط پس از آغاز مذاکراتی جامع «هر دو طرف میتوانند اقداماتی برای همکاری انجام دهند که حسننیتشان را نشان دهد.