اعضاء حزب کارگزاران برای بار اول نیست که در آستانه یک انتخابات، هرکدام یک طرف میروند و مأموریتی جداگانه برای نزدیک شدن و حمایت از یک کاندیدا را بر عهده میگیرند این تشتت البته فقط در ظاهر است و در اصل ماجرا، یک تقسیم مأموریت برای تقسیم مدیریتها است.
در انتخابات دهم ریاست جمهوری نیز هر یک با گرایش به سمت یکی از کاندیداهای جریان دوم خرداد سعی دارد وفاداری به شیوه پیشین را حفظ کرده و در واقع صحنه گردانی را در هر میدانی تا رسیدن به قدرت به دست گیرند، حتی اخیراً نیز با طرح احتمال کاندیداتوری دبیرکل حزب، وارد بازی تازه ای شده اند.
در شرایطی که غلامحسین کرباسچی، تمامقد جامه حمایت از کروبی به تن کرده، حسین مرعشی از مصوبه این حزب برای حمایت از کاندیداتوری خاتمی می گوید، در مقابل جلسات برخی از چهره های شاخص این جمع با میر حسین موسوی هم برگزار می شود تا آنها از هیچ کاندیدایی در طیف خود غافل نمانند و یک پازل دلالی سیاسی کامل داشته باشند.
البته مرعشی خود درباره این تناقض رفتاری در اعضای حزب متبوعش میگوید: «اعضای حزب کارگزاران همواره مورد مشورت بزرگان نظام قرار گرفتهاند و هر جا از هر کدام از اعضای حزب برای مشاوره دعوت شود، اعضای حزب مشورت میدهند.» شاید همین ویژگی است که در یک انتخابات این قابلیت را ایجاد می کند که دبیر کل، رئیس ستاد یک کاندیدا و هر یک از اعضا، رؤسای کمیته های کاندیداهای دیگر شوند.
طنابی که کرباسچی و طیف اصفهان کارگزارن برای کروبی بافته اند اما در حال رنگ به رنگ شدن هم هست چون در شرایطی که کروبی چشم به حمایت کرباسچی دوخته و امید دارد که با حمایت او، جمع حامیانش جمعتر شود، خبر می رسد در روزهای گذشته تعدادی از هنرمندان و برخی سینما گران به دیدار کرباسچی آمده اند و از او تقاضا کرده اند در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند. البته کرباسچی هم با تأیید این درخواست ها میافزاید: «درحال بررسی شرایط و موضوع انتخابات هستم و فعلاً در باره آمدن یا نیامدن خود قضاوتی نمی کنم. همانگونه که نامزدهای دیگر مدتها برای فکر کردن به این موضوع، زمان را سپری کردند، من نیز تا روز ثبت نام، فرصت فکر کردن به این موضوع را دارم.»
کرباسچی در جریان اولین چرخشهایی که به سمت کروبی داشت، در گفتگویی با ضمیمه روزنامه اعتماد ملی انتقادات بیسابقهای هم نسبت به خاتمی (کاندیدای مورد حمایت حزبش) بیان کرد و در پاسخ به اینکه ممکن است به طول کشیدن اعلام نظر خاتمی یک تاکتیک سیاسی آگاهانه باشد، گفته بود: «اصلاً حرف من این است که نباید مردم و افراد را در وضعیت صبر و انتظار نگه داشت و این رفتار با سیاستورزی مدرن همخوان نیست. بالاخره دیگران هم میخواهند برنامه ریزی کنند که کاندیدا بشوند یا نشوند یا از فلان فرد حمایت کنند یا نکنند. نباید اینقدر فرد محور بود و به دیگران اهمیت نداد. آیا اگرخدای نکرده به هر دلیل آقای خاتمی کاندیدا نشود، نباید این فرصت باقی باشد که جایگزینی بهجای ایشان به عنوان کاندیدای اصلاح طلبان مطرح شود؟»
در سوی دیگر، مرعشی همزمان که از مصوبه حزبش برای حمایت از خاتمی خبر داد، گفته بود: «ما نمیتوانیم در این انتخابات ریسک بکنیم؛ بنابراین باید از نامزدی حمایت کنیم که بتواند پیروزی ائتلاف اصلاحطلبان را رقم بزند. مزیت آقای خاتمی هم در همین است که بیشترین احتمال پیروزی در انتخابات را داراست. علاوه بر این، ایشان از حمایت بیشتر احزاب اصلاحطلب و حتی میانهرو برخوردار است.»
شاید همین ریسکگریزی هم هست که هر یک از اعضا را روانه یک ستاد انتخاباتی می کند و درست در نقطه مقابل این مصداق برای حمایت، مصداق دیگری نیز مییابد؛ کرباسچی در شورای مشاوران کروبی قرار میگیرد و می گوید: «اگر خاتمی و کروبی با هم در انتخابات شرکت کنند، قطعاً از کروبی حمایت می کنم. آزموده را آزمودن خطاست.» وی البته برای اینکه متهم به تکروی هم نشود، ادامه میدهد: «رقیب ما جریان مقابل است، ما نباید در جریان خودمان به دنبال رقیب بگردیم.»
محمد عطریانفر، عضو دیگر کارگزاران نیز مأموریتی مشابه کرباسچی دارد و این روزها به کروبی نزدیک شده، هرچند مواضع متفاوتی نیز اتخاذ کرده است. همچنین تیم رسانهای او در همشهری، شرق، هممیهن و شهروند نیز اینروزها، ساختمان روزنامه اعتمادملی را بهعنوان خانه جدید خود انتخاب کردهاند. عطریانفر، گاه حمایت اصلاح طلبان از کروبی را محتمل الوقع دانسته و در جای دیگر اعلام کرده بود که آنها در صورت انصراف خاتمی از میرحسین موسوی حمایت می کنند. عطریانفر هرچند که سعی دارد به مصوبه حزبش پایبند باشد اما نمی تواند از موسوی هم غافل بماند و زمین بازی او را از دست بدهد و به همین دلیل چندی پیش گفته بود: «چنانچه آقای خاتمی در انتخابات حضور پیدا کنند، حتماً از ظرفیت آقای مهندس موسوی در جهت تقویت و همبستگی بیشتر و اثرگذاری بهتر حول محور ایشان استفاده خواهد شد و بالعکس، چنانچه آقای خاتمی از حضور در عرصه انتخابات انصراف دهند، در صحنه رقابتهای انتخاباتی به طور قطع آقای مهندس موسوی را به عنوان کاندیدای نهایی خود خواهیم داشت و طبعاً میتوانیم از ظرفیتهای جریان اصلاحات در طول 8 سال مدیریت آقای خاتمی و نیز 8 سال دولت سازندگی آقای هاشمی در جهت تقویت و ضرورت حضور آقای مهندس موسوی استفاده کنیم.»
اما در کنار مرعشی سخنگوی حزب، برخی اعضا از جمله محمدعلی نجفی و اسحاق جهانگیری به جمع گردانندگان ستاد خاتمی پیوسته و در حالی که چندی پیش خبری مبنی بر انتخاب نجفی یا کرباسچی به عنوان رییس ستاد کروبی عنوان شد، محمد علی نجفی اعلام کرد که ریاست کمیتههای اقتصادی و آموزش ستاد مرکزی خاتمی را پذیرفته است.
نجفی هم هرچند که کرباسچی معتقد است اصلاً 5 سال است از این حزب استعفا کرده، اما میگوید: «موضوع رسمی حزب کارگزاران این است که اگر خاتمی وارد عرصه رقابتها شود، از ایشان حمایت کند. ولی اگر خاتمی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری نشد، حزب کارگزاران همه کاندیداهای موجود از جمله کروبی و چهرههای معتدل اصولگرا مانند ولایتی و روحانی را مورد بررسی قرار خواهد داد.»
در این میان، برخی از اعضای این حزب از جمله بیژن زنگنه و عباس آخوندی به موسوی چراغ سبز نشان داده و ترجیح می دهند در این مجموعه تعریف شوند تا مکملی برای سفره سیاسی رنگین کارگزاران باشند.
قابلیت حمایت از کاندیداهای انتخاباتی از هر جریان و با هر تفاوتی، تنها محدود به کروبی، خاتمی و موسوی نمی شود، آنها از هر کسی که اندکی نزدیکی به آنها داشته و احتمال نامزدی او در انتخابات میرود، حمایت کردهاند و گاه از عبدالله نوری، گاه حسن روحانی یا علی اکبر ولایتی و ناطق نوری سخن به میان آورده اند و به این ترتیب بازی در تمام زمین ها را آزموده اند.
شیوه ای که اکنون کارگزاران برای رفتار سیاسی خود در انتخابات دهم ریاست جمهوری برگزیده، شیوه ای مسبوق به سابقه است؛ به طوری که در انتخابات مجلس پنجم که اولین نشانهی ظهور این حزب روشن شد، در فهرستی با عنوان "جمعی از کارگزاران سازندگی ایران" و در حالی که نام عبدالله نوری را در صدر قرار داده بودند، در عین حال نام افرادی از جمله موحدی کرمانی، دری نجف آبادی، ناطق نوری، مرحوم ابوترابی و... را نیز گنجاندند که البته مرحوم ابوترابی واکنش درخوری به این بازی چند نبش نشان داده و کارگزارانیها را مجبور به حذف نام خود از این لیست کرد.
گویا گدانندگان کارگزاران به علم آمار و احتمالات علاقه ویژه ای دارند و از آنجا که می دانند احتمال بهرهبرداری در یک بازی چند نبش همیشه بیش از یکسویه رفتن است، از بهکارگیری این رفتار سیاسی مضایقه نمیکنند.