سروش صاحب فصول
شکست رژیم صهیونیستی را در جریان حملات سه سال اخیر خود به لبنان و باریکه غزه با تعابیر مختلف و گوناگونی توصیف کرده اند که شکست طلسم برتری نظامی شکست افسانه پیروزی همیشگی اسرائیل و...نمونه هایی از این تعابیر است اما به نظر می رسد با واکاوی و مداقه در آنچه طی سه سال گذشته بر رژیم صهیونیستی رفته است مشخص خواهد شد که چهره مخوف غیرقابل شناخت و وهم آلودی که سران این رژیم همواره سعی داشتند مردم و دولتهای مسلمان از آن در ذهن داشته باشند مهمترین و اساسی ترین چیزی است که از بین رفته است .
واقعیت این است که سران رژیم اشغالگر قدس همواره در تلاش هستند با تکیه بر کارکردهای گسترده و پنهان عملیات روانی و سوابق تاریخی این رژیم را دارای ساختاری پیچیده و غیرقابل نفوذ و تحلیل جلوه دهند که هر کشور و ملتی درصورت ایستادگی در برابر آن با انبوهی از پیچیدگی ها ابهامات غیرقابل دستیابی مواجه می شود که تاب مقاومت را از آن می گیرد; اما شکست مفتضح ارتش اسرائیل در دو جنگ 33 روزه لبنان در سال 1385 و جنگ 22 روزه غزه در سال جاری نقطه پایانی بر این تصویر اغراق شده و بزک کرده است چرا که جهانیان و بیش از همه مردم کشورهای منطقه دریافتند که رژیم صهیونیستی آن دولت اسطوره ای غیرقابل شکستی که دستگاه های امنیتی و نظامی آن از چنان پیچیدگی و قدرتی برخوردار است که هیچ قدرتی مقاومت در برابر آن را ندارد نیست بلکه این رژیم در خوش بینانه ترین حالت ساختار و حکومتی است که از قواعد شناخته شده و عرفی نظام های ملت ـ دولت در سراسر دنیا پیروی می کند.
به نظر می رسد شکست ارتش رژیم صهیونیستی در جنگ لبنان و فلسطین این رژیم را از جایگاه خودساخته ای که در سالیان طولانی بر آن جای گرفته بود به حضیض ناتوانی و بی اعتباری فرو غلتانده است . این اتفاق مبارک و میمون درحال حاضر راه را برای واکاوی وضعیت این رژیم در سایر حوزه ها هموار کرده که نشان دهنده شرایط بسیار نامطلوب آنست .
رژیم اشغالگر قدس نیز دست کم مانند هر دولت دیگری درگیر چالشهای اقتصادی فراوانی است که تحت تاثیر عوامل سیاسی و بین المللی قرار دارد و به تبع آن رفتارها و اقتدار حکومت صهیونیست ها در فلسطین اشغالی نیز از شرایط اقتصادی تاثیر می پذیرد.
آمارهای موجود نشان می دهد که رژیم صهیونیستی طی سال گذشته و خصوصا پس از جنگ 22 روزه غزه در حوزه اقتصاد با مشکلات فراوانی دست به گریبان است .
بنابر اعلام بانک مرکزی اسرائیل بحران اقتصادی جهان و جنگ پرهزینه غزه طی سال جاری میلادی چارچوب اقتصادی این کشور درهم شکسته شده رشد اقتصادی به پائین ترین سطح از 7 سال گذشته و نرخ بیکاری نیز به 7 6 درصد خواهد رسید .
بنابرهمین گزارش میزان کسری بودجه دولت صهیونیستی در سال جاری میلادی به حدود 4 درصد تولید ناخالص داخلی خواهد رسید.
رشد اقتصادی نیز در امسال با 1 3 درصد کاهش به 0 2 درصد می رسد و میزان صادرات در سال جاری 6 9 درصد کاهش خواهد یافت .
این تصویر ناامید کننده از وضعیت اقتصاد رژیم صهیونیستی نشان می دهد که سران این رژیم در سال جاری میلادی تا چه حد در تامین نیازهای اولیه مردم دچار مسئله خواهند شد مردمی که با انبوهی از وعده ها و رویاپردازیهای اغواگرانه به سرزمین بیت المقدس کوچ داده شده اند.
این وضعیت علاوه بر پیامدهای ناهنجار اقتصادی سیاسی و اجتماعی امکان ماجراجویی بیشتر را در آغاز تجاوزی دیگر به کشورهای همسایه سلب می کند.
ب مشروعیت و مقبولیت داخلی
گذشته از بحث مشروعیت تشکیل دولتی به نام اسرائیل که همواره از سوی کشورهای مستقل مسلمان محل تردید و تشکیک بوده و هست باید توجه داشت که روابط شهروندان تحت قیادت دولت صهیونیستی و حکمرانان این رژیم نیز مانند هر دولت ـ ملت دیگری متاثر از شیوه اداره حکومت و میزان موفقیت دولت در تامین نیازهای شهروندان است . به طور معمول حکومتها برای مشروعیت بخشی به حضور و حکمرانی خود نیازمند دو سطح از مقبولیت هستند. در سطح نخست سعی می کنند با تعریف مبانی و آرمانهای محوری و اساسی با ملت خود به یک توافق و تفاهم بین الاذهانی دست یابند تا برمبنای آن مردم مشروعیت حکمرانی عده ای خاص را برخود بپذیرند و به آنان اجازه دهند در چارچوب میثاقی به نام قانون اساسی به اداره امور مملکت بپردازند.
در سطح دوم از مشروعیت نیز که معمولا پس از عبور از سطح مشروعیت در مبانی قرار دارد حکومتها باید با مدیریت درست و حرکت در راستای تحقق اهداف متفق علیه در قانون اساسی نیازهای مردم تحت حکومت را تامین کنند تا از نظرگاه اجرایی و عملی نیز از مقبولیت و مشروعیت لازم برخوردار باشند.
با این اوصاف به نظر رژیم اشغالگر قدس که گذشته از تردیدهای جدی که در اصل حقانیت و مشروعیت وجود دارد به عنوان یک حکومت دارای شهروندانی است که صهیونیست هستند در هیچ کدام از دو سطح تعریف شده از مشروعیت و مقبولیت از وضعیت قابل قبولی برخوردار نیست .
در سطح مشروعیت در مبانی که در آن با تبلیغ کشور بزرگ اسرائیل و با طرح شعار از نیل تا فرات سعی می شد مهاجرت یهودیان سراسر جهان را به سرزمین فلسطینیان گسترش دهند امروز شاهد عقب نشینی سران رژیم صهیونیستی از این اهداف بلندپروازانه و به تبع آن عقب نشینی ارتش این رژیم از سرزمینهای اشغال شده هستیم . در پی بروز شکستهای پی درپی این رژیم در تحقق وعده های خود گسلهای اجتماعی و عقیدتی بالقوه در میان یهودیان ساکن فلسطین سرباز کرده و جریانهای اجتماعی و سیاسی مختلفی به وجود آمده اند که با تمرکز بر بخشی از وعده های تحقق نیافته مشروعیت رژیم صهیونیستی را بیش از پیش دچار خدشه می کنند.
ضعف عملکرد و تصمیمات نادرست صهیونیست ها در امور اجرایی که مسائلی از جمله هزینه های اقتصادی سنگین دو جنگ لبنان و غزه افزایش شدید جمعیت فقدان امنیت عمومی و به تبع آن کاهش درآمدهای ناشی از گردشگری افت نرخ سرمایه گذاری خارجی و از همه مهمتر گسترش حس ناامنی و وحشت بر آن دامن می زند رژیم صهیونیستی را با عدم مشروعیت و مقبولیت شدیدی مواجه کرده است .
تبلور این شرایط نامطلوب را حتی می توان در ارکان مختلف حکومت رژیم صهیونیستی نیز مشاهده کرد به عنوان نمونه در گزارشی که وینوگراد که یک مرکز نظارتی در بدنه این رژیم است از علل شکست ارتش صهیونیستی در جنگ 33 روزه لبنان تهیه کرده بیش از 100 بار از کلمه « شکست » استفاده شده است که نشانگر تضعیف شدید اعتماد به نفس و مشروعیت نزد خود صهیونیست ها است چرا که ملتی که بپذیرد شکست خورده دیگر هیچ اعتماد و اطمینانی به حکومت خود نخواهد داشت .
اما در چنین شرایطی عکس العمل سران رژیم صهیونیستی به این بحران مشروعیت و روشهای آنان برای ترمیم آن در نوع خود تامل برانگیز و در عین حال عبرت آموز است ; بررسی نتایج انتخابات اخیر پارلمان در اسرائیل نشان داد که سیاستمداران صهیونیست با استفاده از حس تحقیرشدگی خفت و ناکامی شدیدی که مردم ساکن سرزمین های اشغالی در پی شکستهای پیاپی دچار آن شده اند. با دمیدن در آتش انتقام و دادن وعده های خجالت آور مبنی بر نسل کشی فلسطینیان که در قالب وعده استفاده از سلاحهای کشتار جمعی و غیرمتعارف علیه مردم فلسطین و سعی دارند مشروعیت از دست رفته خود را بازیابند و تاسف بار اینکه صهیونیست های فریب خورده و نگران و مستاصل که در پی وعده های دروغین اسلاف صهیونیستهای فعلی به سرزمین اشغالی مهاجرت کرده اند باز هم دل به همین وعده ها می دهند و با ریختن آرا خود به سبد تندروها همچنان به این چرخه باطل ادامه می دهند. از این روست که نمی توان و نباید شهروندان صهیونیست در رژیم اشغالگر قدس را در آنچه سران این رژیم مرتکب می شوند بدون تاثیر و بی نقش دانست . همان ها که از حکومت خود خشونت و جنایت و وحشی گری بیشتری طلب می کنند!
ج جهان و معضلی به نام حکومت صهیونیستها
اگر تا اواخر دهه گذشته اینگونه تبلیغ می شد که با حذف فلسطین مشکل خاورمیانه حل می شود و مردمان بی پناه این سرزمین بزرگترین معضل امنیت جهان هستند امروزه و با آشکار شدن اهداف و ماهیت رژیم صهیونیستی این رژیم به لقمه ای گلوگیر برای حامیان خود تبدیل شده است .
عملکرد رژیم صهیونیستی در جریان جنگ غزه و فشاری که افکار عمومی جهان به دولتهای حامی این رژیم برای سلب حمایت خود از آن وارد آوردند نشان دهنده این وضعیت است در راس این دولتها دولت تازه به قدرت رسیده آمریکا به ریاست باراک اوباما است که با وجود تبلیغات گسترده ای که بر « تغییر » سیاستهای پیشین آمریکا انجام داده است در بدو کار با روی کار آمدن دولتی تندرو و افراطی در اسرائیل مواجه شده که با مشکلات سیاسی و اقتصادی پیچیده ای دست به گریبان است .
واقعیت این است که با وجود تعهدی که دولتمردان آمریکایی مبنی بر حمایت از رژیم صهیونیستی برای خود قائل هستند عملکرد و رفتار این رژیم هزینه های سیاسی و اجتماعی حمایت از این رژیم را برای هر کشوری خصوصا دولت اوباما که مایل است خود را تحول خواه جلوه دهد به شدت افزایش داده است .