محمود شوری
تبادل الفاظ نرم میان روسیه و آمریکا در روزهای اخیر مجددا تحلیل گران را به سمت این پرسش سوق داده است که آیا بهبود رابطه روسیه با آمریکا می تواند موجب بروز چالش هایی برای جمهوری اسلامی ایران بشود یا نه اگرچه هنوز هیچ اقدامی جدی برای تغییر در شرایط کنونی روابط روسیه و آمریکا که بعد از بحران گرجستان به وخیم ترین وضعیت خود پس از جنگ سرد رسیده بود صورت نگرفته است اما تبادل چنین الفاظی نشانگر آن است که به تدریج زمینه ها برای تغییرات احتمالی در مناسبات میان آمریکا و روسیه فراهم می شود. در شرایط موجود به نظر می رسد هر دو طرف در حال رسیدن به این نتیجه هستند که تداوم اختلافات نمی تواند برای آنها نفعی در پی داشته باشد. اما از منظر جمهوری اسلامی ایران نگاه دقیق به ماهیت مسائل موجود در روابط روسیه و آمریکا از یک سو و روابط روسیه و ایران از سوی دیگر نشان می دهد که تغییرات احتمالی در مناسبات میان آمریکا و روسیه نمی تواند موجب بروز چالش های جدی برای جمهوری اسلامی ایران بشود.
پس از آنکه در مرداد سال گذشته روسیه بدون هرگونه نگرانی از واکنش های احتمالی حامیان غربی گرجستان نیروهای خود را به بهانه حمایت از نیروهای تحت پوشش سازمان ملل در اوستیای جنوبی تا نزدیکی های تفلیس به پیش برد بسیاری از ناظران نگران این موضوع بودند که روسیه و آمریکا مجددا در فضایی از تقابل و رویارویی قرار بگیرند. واکنش های اولیه در غرب به این اقدام روسیه همان گونه که انتظار می رفت پر سر و صدا اما کم محتوا بود. هیچ کس در غرب علاقه ای نداشت که به خاطر آنچه که در گرجستان گذشته بود مجددا بخشی از انرژی و توان عملیاتی غرب صرف رویارویی بی حاصل با روسیه شود. به همین دلیل وعده خانم رایس وزیر امور خارجه وقت آمریکا در مورد مجازات روسیه به سرعت به فراموشی سپرده شد. با آمدن اوباما به نظر می رسد که شرایط تا حدود زیادی در حال تغییر است . اما پرسش مهم این است که محدوده این تغییر تا کجاست آیا گسترش همکاری های احتمالی میان آمریکا و روسیه می تواند بر نوع روابط ایران و روسیه تاثیرات قابل توجهی به جا بگذارد؟
هم روس ها و هم آمریکایی ها دلایل خاص خود را برای این تغییر نگرش دارند. پس از تجربه ناموفق بوش در دست زدن به ماجراجویی های بی ثمر در سیاست خارجی آمریکا به نظر می رسد که اوباما قصد دارد انرژی و توان سیاست خارجی این کشور را در برخی موضوعات مهم تر صرف کند. به همین دلیل با توجه به تمرکز سیاست خارجی اوباما بر ریشه کنی موضوع تروریسم در افغانستان و پاکستان دستگاه سیاست خارجی آمریکا چاره ای جز تعامل با برخی کشورهای موثر در این فرایند که مهم ترین آنها روسیه و ایران هستند ندارد. روسیه هم از جهت سلبی و هم از جهت ایجابی برای سیاست جدید آمریکا در افغانستان حائز اهمیت است . توانمندی ها و ظرفیت های روسیه هم می تواند موانع مهمی را برای اقدامات آمریکا در افغانستان ایجاد کند و هم کمک قابل توجهی برای پیشبرد اهداف آمریکا در منطقه باشد. بنابراین چنانچه دولت جدید آمریکا بخواهد دستاورد قابل قبولی در افغانستان داشته باشد باید بتواند فضای تنش آلود موجود با روسیه را تا حد امکان تغییر دهد.
علاوه بر این مسئله ایران نیز مسئله دیگری است که دولت جدید آمریکا امیدوار است در سایه برقراری روابط نزدیک با روسیه به حل و فصل آن بپردازد. با تلاش برای بهبود روابط با روسیه آمریکایی ها امیدوار هستند حداقل در دو زمینه بر نوع رابطه روسیه و ایران تاثیر بگذارند :
اول در زمینه موضوع هسته ای ایران و دوم در زمینه همکاری های نظامی ایران و روسیه . در زمینه هسته ای آمریکا از یک سو به دنبال کاهش همکاری های فنی ایران و روسیه است و از سوی دیگر خواهان آن است که روس ها همکاری بیشتری برای اعمال تحریم های جدیدتر علیه ایران داشته باشند. اما در زمینه همکاری های نظامی ایران و روسیه آمریکا خواهان متوقف شدن هرگونه ارسال سلاح و تجهیزات نظامی به ایران و احیانا احیای مجدد قرارداد گور ـ چرنومردین است .
طرح موضوع احتمال معلق ساختن طرح سپر دفاع موشکی از سوی اوباما و به دنبال آن اظهارات جوزف بایدن در اجلاس امنیتی مونیخ در خصوص ضرورت آغاز مجدد روابط روسیه و آمریکا در حقیقت از این نیازهای آمریکا نشات می گیرد. با این حال آمریکا در مسیر دستیابی به این اهداف با چند مشکل و مانع اساسی مواجه است :
اول اینکه آمریکا نمی تواند از طرح های جاه طلبانه خود به ویژه موضوع گسترش ناتو به شرق به طور کامل چشم پوشی کند و این مسئله همچنان در آینده به عنوان یک مانع جدی در روابط روسیه و آمریکا باقی خواهد ماند. همان گونه که کنت والتز نیز تاکید کرده توسعه ناتو از منطقی برخوردار است که چندان از طریق روندهای همکاری جویانه قابل مهار نیست . صنایع تسلیحاتی آمریکا که در صدد تصاحب سهمی از بازار اعضای جدید ناتو هستند شدیدا در لابی های خود به نفع این توسعه فعالیت دارند. روس ها هم به خوبی می دانند که غزل دوستی خواندن آمریکایی ها ممکن است چندان دوام زیادی نداشته باشد. تمایل به ارتقای دائمی برتری استراتژیک آمریکا موضوعی نیست که با تغییر نام ها در کاخ سفید کاملا به فراموشی سپرده شود. به همین دلیل بعید است روس ها به سرعت دل به این تغییرات ببازند.
دوم اینکه بهایی که آمریکایی ها می خواهند برای جلب همکاری روسیه در افغانستان و ایران بپردازند آنقدر قابل توجه نیست که روسیه را متقاعد به واگذاری تمامی کارت های بازی خود ـ که تعداد آنها زیاد هم نیست ـ بکند. در حال حاضر روس ها با اعمال نفوذ در خصوص بسته شدن پایگاه هوایی مناس قرقیزستان بهای همکاری خود در افغانستان را افزایش داده اند و به نظر می رسد که روس ها هم می خواهند در این آشفته بازار سود بیشتری را برای خود کسب کنند و نه آنکه تمامی دارایی های خود را به حراج بگذارند.
سوم اینکه روس ها به خوبی می دانند که چنانچه بخواهند بر سر موضوع ایران معامله ای با آمریکا داشته باشند این معامله نه تنها موجب تغییری در رفتار ایران نخواهد شد بلکه ایران را به سمت اتکای بیشتر به توانمندی ها و منابع داخلی ـ و در نتیجه کاهش زمینه های بازیگری احتمالی روسیه ـ سوق خواهد داد. در خصوص نیروگاه هسته ای بوشهر با توجه به پایان مرحله احداث و آغاز مرحله راه اندازی چنانچه روسیه بخواهد همچنان بازی دوگانه خود را ادامه دهد و راه اندازی این نیروگاه را به تعویق بیندازد برای متخصصین ایرانی راه اندازی این نیروگاه امر غیرممکنی نیست هرچند که ممکن است این دوره سیزده ساله چند سال بیشتر به طول بینجامد.
در زمینه تجهیزات پیشرفته نظامی نیز واقعیت این است که حتی در صورتی که از امروز روس ها تصمیم به قطع همکاری های خود با ایران بگیرند با توجه به پیشرفت های فنی ایران و همین طور سطح تجهیزاتی که روس ها در جریان این همکاری ها در اختیار ایران قرار داده اند مطمئنا ایران صدمه ای استراتژیک را متحمل نخواهد شد. تجربه ماهواره و ماهواره بر سفیر امید نشان داد که ایران از این توانمندی برخوردار است که در صورت اضطرار نیازهای تکنولوژیک خود را برطرف سازد.
علاوه بر این در صورتی که روسها در معامله با آمریکا به تخریب روابط دوستانه موجود با ایران بپردازند این امر چیزی جز از بین رفتن همدلی ها و همسویی های کنونی میان ایران و روسیه در زمینه های مختلف از جمله مسائل دریای خزر آسیای مرکزی و قفقاز برای روسها به همراه نخواهد داشت .