امیر مدنی
پیام "بی سابقه" نوروزی رییس جمهور آمریکا که با تشجیع و تشویق صلح دوستان جامعه بشری آماده شده بود، و در میان ناخشنودی افراطیون و برخی از دول عرب به مثابه "گام نخست"، به "مردم و لیدران" ایران ارسال شد. این پیام اگرچه به تکرار برخی اتهامات می پردازد اما مبتنی بر زبان و احترام و اراده ای نوین است.
پاسخ تفضیلی مقامات عالی نظام به پیام اجمالی رییس جمهور آمریکا، نشانگر آنست که علیرغم خواست احتمالا موجود عادی سازی روابط و ایجاد تغییر در وضعیت سی ساله مبتنی بر بی اعتمادی، منافع و بینش ها اغلب متفاوت و گاه متضاد باقی می مانند. اگر در افغانستان و عراق سیاست های دو کشور دارای نزدیکی با اهدافی متفاوت و در مساله اتمی و تروریسم مواضع متضاد است.
دو سیستم به طور کلی هنوز روبرو و آلترناتیو یکدیگر به نظر می رسند. اما به هر شکل دو حکومت آگاهی دارند که اتهامات و الحان تهییجی یاری گر در حل مسایل نبوده و نیستند و در این مرحله تنها می توان با پذیرش تفاوت ها گام هایی در جهت شناخت متقابل و ایجاد امنیت و... از برای تثبیت وضع و کاهش هزینه ها برداشت. طرفین به مثابه قدرت برتر جهانی و منطقه ای آگاهی و اشراف دارند که همزیستی مسالمت آمیز دو سیستم متفاوت راه حلی کم هزینه تر و مفیدتر و عقلانی تر برای عبور از بحران های بسیار سخت امنیتی و اقتصادی است. می باید با صبر و تلاش و کار منتظر نضجی بیشتر در ذهنیت حاکمیت کنونی کاخ سفید نسبت به ضرورت درک نقش مرکزی ایران بود.
در همین راستا در جامعه حکومتی ایران فعالیت هایی در حال شکل یابی هستند که بیانگر درک ضرورت تغییر و انطباق با شرایط نوین جهانی و ملی می باشند. تغییری که لایه های جامعه مدنی ایران و "اصلاح طلبان ساختاری" با شتابی دیگر از طریق حقوق طلبی ها و خواست عادی سازی روابط با همگان از مدت ها پیش خواهان آنست.
بعضی بر این باورند که اعلام مقام معظم رهبری در داشتن یک رای و اشاره روشن به حمایت نکردن از کاندیدایی خاص در انتخابات ریاست جمهوری از جمله به آن معنی است که از صندوق رای می تواند گرایشی متفاوت بیرون بیاید و باید محترم شمرده شود.
اعطای اکثریتی نیرومندتر به رییس معتدل و پراگماتیست (و باورمند به مذاکره) مجلس خبرگان از سوی مجلسی که متامل ترین بخش حاکمیت است نشانه ای بارز از درک وضعیت نوین جهانی و تعیین گر سویه جدید است. تلاش های تصحیحی طیف اصولگرایان حامی (تک کاندیدا یی) و غیرحامی (چند کاندیدایی) ریاست جمهوری وقت نیز گامی در این راستاست.
چشم پوشی رییس جمهوری پیشین و بانی اصلاحات از کاندیداتوری با نگاه به افق های وسیع تر اصلاحاتی که باید در سطوحی عالی (به کارگردانی و پشتیبانی رییس مجلس خبرگان رهبری) نهادینه شده تا بتواند جامعه تکلیفی سنتی را به سوی جامعه حقوقی مدرن هدایتگر شوند، نشانی دیگر از تغییری است که از قوه در حال تبدیل به فعل است.
پایداری رییس اصلاح طلب اسبق مجلس در دفاع از حقوق آسیب دیدگان و تلاش برای توافق بر کاندیدایی واحد نیز باید در همین راستا ارزیابی شود.
این پازل عقلانی سازی بیشتر که با چشم به 20 میلیون آرای خاموش (تقریبا نیمی از رای دهندگان ایرانی) بر آنست تا مذاکره را جانشین مقابله کند. با ورود آخرین نخست وزیر ایران به رقابت ریاست جمهوری تکمیل می شود.
به باور تحلیل گران آخرین نخست وزیر نزدیک به اصلاح طلبان که مورد پشتیبانی محافل دفاعی و عقیدتی نیز می باشد، به عنوان کاندیدای مدنی و غیرنظامی بخشی از نظام و اصلاح طلبان با رای انتخاب کنندگان و در حرکتی ملی در یک مهندسی قدرت در حوزه افقی وارد صحنه خواهد شد تا بحران سنگین اقتصادی را مدیریت کرده با غلبه بر ناتوانی ها و نبرد بر ضد فقر و فساد و ثبات راس قدرت را برای آفرینش امنیت اجتماعی و تشنج زدایی در روابط خارجی به دیگر سطوح گسترش دهد و در فضایی تثبیت شده با جهان و آمریکا به مذاکره بپردازد.
جامعه ایرانی، در صورت های بیانی گوناگون خود بر آنست تا با رد سلطه و با پرهیز از شور و اشتیاقات هیجانی و تبدیل شعار به شعور و ایدئولوژی به ایده و اندیشه و فرهنگ در چارچوب منافع ملی و سنن مدنی چندین هزارساله خود با آمریکای آزاد شده از اشتیاقات فرقه نومحافظه کار اما پیگیر منافع ملی خود به مذاکره بنشیند.