تاریخ انتشار : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۶:۵۳  ، 
کد خبر : ۸۶۲۰۷

افغانستان و چالشهای انتخاباتی


میرحامد حسین‌میری
حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان طی فرمانی خواستار برگزاری انتخابات ریاست جمهوری این کشور در بهار سال آینده شد.‌
اولین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان برای نخستین بار در تاریخ سیاسی این کشور، در چهارم اکتبر 2004 میلادی یعنی مهرماه 1383 شمسی برگزار گردید.
ملت این کشور پس از 257 سال برای اولین بار یک نظام مبتنی بر آرای مردم را در میهن خود تجربه کردند! با توجه به اینکه مردم افغانستان در شرایط بسیار ناگواری تحت نظام‌های عمدتاً شاهی وحاکمیت‌های کودتایی و نظامی حیات خودرا سپری کرده بودند، خیلی امیدوار بودند که نظام جدیدالتاسیس مبتنی بر آراء مردم از یک سو و کمک‌های وعده داده شده مجامع بین‌المللی از جانب دیگر عامل اصلی بهروزی مردم فقیر در کشور توسعه نیافته افغانستان خواهد شد. مردم افغانستان انتظار داشتند که نظام جدید با کارکرد مطلوب خود بتواند مقبولیت لازم را در بین افکار عمومی جامعه کسب کند و ذهنیت نهادینه شده دیکتاتوری طویل‌المدت نظام‌های گذشته را از بین مردم بزداید.
بدیهی است که مشروعیت هر نظام با آراء مردم تحقق می‌یابد اما مقبولیت آن صددرصد بستگی به عملکرد افراد مسئول در نظام مذکور دارد.
ناگفته نماند که حامد کرزی رئیس جمهوری کنونی افغانستان در اولین انتخابات با کسب 9 میلیون رای از سایر رقیبان انتخاباتی بخصوص رقیب مطرح خود، محمد یونس قانونی، رئیس کنونی مجلس نمایندگان افغانستان پیشی گرفت.
اما افزایش فساد اداری، ناامنی‌ها، کشت و قاچاق مواد مخدر، عدم تطبیق قانون بویژه در دستگاه‌های اجرایی و قضایی و نارضایتی روزافزون مردم از دولت، مواردی است که سبب دلسردی و بی‌اعتمادی جامعه نسبت به مدیریت ضعیف در ریاست جمهوری کرزی شده است.
علیرغم مسایل و مشکلات فوق‌الذکر، کرزی رئیس جمهور افغانستان درصدد است تا با استخدام زمان و فرصت‌طلبی‌های معمول علاوه بر سه دوره اضطراری، انتقالی و انتخابی، بار دیگر خود را در ساختار قدرت ریاستی افغانستان برای 5 سال آینده ابقا کند. چون دوره قانونی ریاست جمهوری افغانستان به تاریخ اول خردادماه 1388 شمسی به پایان می‌رسد و براساس قانون اساسی این کشور که در زمان حاکمیت کرزی تدوین، تنفیذ و اجرایی شده است، کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان مسئولیت‌ برگزاری انتخابات را برعهده دارد.
گرچه قانون اساسی تصریح دارد که انتخابات ریاست جمهوری افغانستان طی 30 الی 60 روز قبل از پایان موعد مقرر قانونی ریاست جمهوری صورت پذیرد، لیکن کمیسیون مستقل انتخابات سه ماه پیش بدلیل مسایل امنیتی و عدم تامین بودجه لازم، برگزاری انتخابات را که باید در اردیبهشت ماه 1388 شمسی انجام می‌شد، به تاخیر انداخت و تاریخ 29 مردادماه 1388 را زمان مناسب برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان اعلام کرد.
البته در آن زمان نه تنها با تصمیمات اتخاذ شده کمیسیون مستقل انتخابات از سوی مقامات و نهادهای مسئول افغانستان مخالفتی به عمل نیامد بلکه بسیاری از نهادهای متولی برگزاری انتخابات از جمله سازمان ملل متحد از آن استقبال نیز کرد.
در شرایط کنونی و پس از گذشت سه ماه، حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان با توجه به اوضاع بحرانی و فضای غبارآلود سیاست افغانستان، می‌خواهد از آب گل‌آلود انتخابات، ماهی مراد خود را صید کند.
به این ترتیب طی فرمانی خواسته است تا انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در ماههای بهار سال آینده برگزار شود. تا از یک سو رقبای احتمالی خود را در مضیقه زمانی قرار دهد و از جانب دیگر اصل غافلگیری را در رابطه با حامیان خارجی اعمال نماید. صرف نظر از اینکه فرمان کرزی با واکنش‌های تند داخلی مواجه گشته است و رئیس مجلس سنا، رئیس کمیسیون مستقل انتخابات، شخصیت‌ها و گروههای افغانی، فرمان کرزی را عملی ندانسته حتی دولت آمریکا و انگلیس نیز برگزاری انتخابات را در بهار سال آینده غیرممکن پنداشته‌اند.
بدیهی است که انتخابات ریاست جمهوری افغانستان چه زود و یا دیر برگزار خواهد شد و فرد مورد نظر چه بسا خود کرزی و یا همسنخ او برای یک دوره پنج ساله دیگر در قصر دلگشای ریاست جمهوری افغانستان رحل اقامت خواهد افکند، اما مشکلات اساسی مردم افغانستان را که همچنان به قوت خود باقی است چه کسی پاسخ خواهد گفت؟! مشکل عمده و بنیادی مردم افغانستان فقدان رهبر ملی مورد اعتماد اقشار مختلف این کشور است تا در قبال مردم خود احساس مسئولیت نموده و با تمام وجود خدمتگزاری نماید و خواست آنان را بر اهداف مخالفان ترجیح دهد.
ناگفته پیداست که اتکای بیش از حد سران افغانستان بخصوص در سی سال اخیر به قدرت‌های خارجی، باعث شکاف عمیق و فاصله باورنکردنی میان مردم و حکومت شده است به حدی که مردم افغانستان را حتی نسبت به سرنوشت خودشان بی‌تفاوت ساخته است! در چنین شرایطی که شاهد مفرط کاهش سرمایه اجتماعی در افغانستان هستیم تفاوت چندانی نخواهد داشت که چه کسی طی پنج سال آتی بر مقدرات مردم حکمفرمایی کند.
اما این واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت که عنصر زمان در معادلات سیاسی جهان از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است و زمان شناسی توسط افراد سیاسی و اپرتونیست نیز اهمیت به سزایی دارد. در واقع مدیریت زمان شاخصه بارز موفقیت در دستیابی به مقاصد و اهداف از پیش تعریف شده تلقی می‌گردد.‌
بنابراین کرزی علیرغم اینکه تحت فشار افکار عمومی ناچار به نقض فرمان خود شد اما به تلاش‌های خود ادامه می‌دهد تا تیم جدید کاخ سفید را با حرکات شتاب‌آلود خود که آنان عمیقاً در حال مطالعه و پژوهش راهبردی مسئله افغانستان هستند، گمراه نماید وناگزیر از گزینه‌های حداقلی در انتخابات آتی افغانستان شوند. با توجه به سفر اخیر سه وزیر مستعفی کابینه پیشین کرزی و استاندار ننگرهار که از اقوام وی محسوب می‌شود، به آمریکا جهت اعلام آلترناتیو سیاسی و همچنین مذاکرات پنهانی دولت کرزی با گروه طالبان و حکمتیار رهبر حزب اسلامی افغانستان و سایر کنش‌ها به نظر می‌رسد که کرزی لااقل یکبار دیگر در صورت فقدان آلترناتیومناسب گزینه حداقلی آمریکا در افغانستان خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات