عبدالباری عطوان
مترجم: اسماعیل اقبال
پس ازبرطرف شدن غبارکنفرانس شرم الشیخ که در تاریخ 2/3/2009 با عنوان بازسازی نوار غزه برگزار شد، حال میتوان گفت که در کوتاه مدت و درازمدت بازنده، اصلی این کنفرانس اهالی نوار غزه هستند. اما بدون هیچ تردیدی، برندگان اصلی این کنفرانس، حداقل درحال حاضر، حسنی مبارک رئیسجمهوری مصر و تا حد کمتری آقای محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان در رامالله هستند.
اختصاص پنج میلیارد دلار ازسوی حاضرین دراین کنفرانس که نیمی ازآن برای کمک به دولت خودگردان در رام الله ونیمی دیگر برای بازسازی غزه تعیین شده در وهله نخست بنظرمی رسد دستاورد مثبتی باشد، اما باید متوجه این نکته بود که آنچه دراین کنفرانس اتفاق افتاد، صرفا وعدههایی بود که تحقق آن مشروط به رسیدن به اهداف سیاسی وفراهم شدن شرایطی مشخص در این منطقه شد.
اما در اینجا باید با صراحت بیشتری سخن بگوییم. برگزارکنندگان این کنفرانس بدنبال اهداف مهمی بودند. هدف اصلی و نخست آنها، بازگرداندن اعتبار حسنی مبارک و رژیم او به شرایط قبل ازبحران بود، چون وجهه سیاسی رئیسجمهوری مصر بدلیل مدیریت بد او درخلال تجاوز وحشیانه رژیم صهیونیستی به نوار غزه، در افکارعمومی مردم مصر، ملتهای عربی و جهان، به شدت آسیب دید. حسنی مبارک با بستن گذرگاه رفح و جلوگیری از رسیدن کمکهای انسانی به فلسطینیها، مرتکب خبط بزرگی شد.
اما وجهه سیاسی حسنی مبارک باز هم متزلزل شد و این وضع زمانی به اوج خود رسید که نزدیکترین متحدین اویعنی اسرائیلیها و آمریکاییها اعتبار او را مورد تردید قرار دادند، چون اسرائیلیها بیتوجه به طرح ابتکاری دولت مصر به طور یکجانبه جنگ را در غزه متوقف کردند. از سوی دیگر، آمریکاییها بدون مشورت با دولت مصر و مطلع ساختن حسنی مبارک، موافقتنامه امنیتی را با اسرائیلیها امضاء کردند که براساس آن به منظور جلوگیری از قاچاق سلاح از مرزهای مصربه نوار غزه، به حراست ازمرزهای آن کشور میپرداختند.
مبارک پس ازاینکه با کاهش نقش کشورش درتحولات منطقه مواجه شد وپس ازاینکه متوجه اعتراض داخلی به عملکرد خود در این وقایع شد، ناگهان - هرچندقدری دیر - از خواب برخاست و تصمیم گرفت تا سفرهایی را به کشورهای اروپایی و عربی داشته باشد. او در بحرین با پادشاه این کشور به منظور مقابله با چالشهای فراروی این کشور ابراز همدردی کرد، سپس به خارطوم رفت تا با عمرالبشیر رئیسجمهوری سودان دیدار کند، او همچنین فراموش نکرد تا دیداری هم از ریاض داشته باشد و به منظور آشتی با سوریه، با این کشور مواضع هماهنگی را اتخاذ نماید.
کنفرانس شرم الشیخ اول که پیش از اجلاس اقتصادی سران در کویت برگزارشد و کنفرانس شرم الشیخ دوم که فعالیت آن در روزدوشنبه دوم مارس 2009 خاتمه یافت، به منزله کمک فوری به رئیس جمهوری مصر از سوی دوستانش مانند نیکولا سارکوزی (فرانسه)، سلویوبرلوسکنی( ایتالیا) که در هر دو کنفرانس شرکت کرده بودند و خانم هیلاری کلینتون، وزیرخارجه آمریکا بود که فقط درکنفرانس دوم شرکت داشت.
این بسیار زیباست که درحالی که تحرکات ایران، ترکیه و اسرائیل درسطح منطقه در جریان است، حسنی مبارک نیز چنین تحرکاتی را با هدف بازگرداندن نقش از دست رفته مصر، انجام دهد، اما مهم این است که این نقش درجهت صحیح خود به کار گرفته شود، به شکلی که جایگاه پیشتازانه مصر را بار دیگر احیاء کند و روشن است که رسیدن به چنین جایگاهی با خودفریبی و اوهام امکانپذیر نیست.
اگر صفحات نخست روزنامههای رسمی مصر در روز بعد از این کنفرانس را ورق میزدیم ملاحظه میکردیم که تمامی آنها ازدستاوردهای بزرگ در شرمالشیخ نغمه سر دادهاند، تمامی سرمقالهنویسها در خصوص اعاده نقش پیشتازانه مصر قلم زدهاند، تمامی عناوین این روزنامهها از قرمز و سبز و سیاه، همه از این نقش سخن میگویند.
اما باید گفت حضور برلوسکنی، کلینتون و سارکوزی درکنفرانس شرم الشیخ باعث اعاده و بازگشت نقش وجایگاه مصر نخواهد شد، بلکه مصرباید خط مشی سیاسی کنونی را تغییر دهد، چون ناکامی و فاجعهبار بودن این خط مشی سیاسی برای مصر و تمامی منطقه به اثبات رسیده است. برای تحقق این هدف ضروری است تا مصر به منابعی بازگردد که نقش پیشتازانه و رهبری مصر بر منطقه، بلکه جهان سوم را تضمین میکند. ما نمیخواهیم بار دیگر چون گذشته وارد جنگ شویم، چون ما خوب این مهم را درک میکنیم که درگیری نظامی، هرگونه همنوایی و توافق را غیرممکن میسازد، ما باید از برگهای فشار فراوانی که دراختیار داریم و میتواند به ترمیم کاستیها منجرشود، به خوبی استفاده کنیم.
نمیتوان منکراین حقیقت شد که اختصاص رقم 5 میلیارد دلار که کشورهای شرکت کننده درکنفرانس شرم الشیخ متعهد به اعطای آن شدهاند، رقم بسیاربزرگی است، اما این رقم، زمانی بسیارکم بنظر میرسد که به خسارت مالی کشورهای حوزه خلیج فارس دراثربحران مالی جهان سرمایهداری، نگاهی بیفکنیم. در اثر اینبحران کشورهای خلیج فارس 600 میلیارد دلار درزمینه سرمایهگذاریهای خارجی ضرر کردهاند. علاوه براین، در سرمایهگذاریها و پروژههای داخلی نیر متضرر شدهاند و با ادامه بحران مالی جهان، این خسارات افزایش نیزخواهد یافت.
محمود عباس که ازسوی تمامی طرفهای حاضر درکنفرانس، باعبارات زیبایی مورد ستایش قرارگرفت، به برخی کمکهای مالی دست خواهدیافت که تنها میتواند حکومت خودگردان را از ورشکستگی که درآن بسرمی برد، نجات دهد. حکومت خودگردان برای پرداخت حقوق کارمندان خود درکرانه باختری ونوارغزه (140 هزارکارمند) مجبورشده است تا 70 میلیون دلار قرض بگیرد.
البته برخی دراینجا معتقدند که این کسری بودجه حکومت خودگردان ساختگی است وباهدف ترساندن آنهایی صورت گیرد که اگربه سوی جبهه دیگرمنحرف شوند ومذاکرات آنها به پایان فاجعه باری منجرشود، ازاین کمکها محروم خواهندشد.
آوارگان فلسطینی درغزه قربانیان اصلی هستند، چون کمکهای اختصاص یافته برای بازسازی، به سرعت به آنها نمیرسد، مدت زمان زیادی طول میکشد تا روی این موضوع که آیا آنها صلاحیت دریافت این کمکها را دارند یا خیر، توافق شود. بعد دولت حماس باید یک سلسله امتیازات اساسی بدهد تا شروط کمک دهندگان را عملی سازد، ازجمله اینکه دولت حماس باید اسرائیل را به صراحت به رسمیت بشناسد وحق این رژیم را برای موجودیت بپذیرد. همچنین حماس باید با تشکیل دو دولت اسرائیلی وفلسطینی بنابرمعیارهاوملاکهای موردنظراسرائیل که مورد تایید آمریکا نیز هست، موافقت و از حق مقاومت صرفنظر کند.
تخصیص کمکها برای بازسازی غزه، خواه حجم آن زیاد باشد و خواه کم به هرحال در میان ملت فلسطین وکودکان فلسطینی این سوال را مطرح میکند: <زمانی که تجاوز رژیم صهیونیستی به غزه شروع شد، این 75 کشور کمکدهنده کجا بودند؟ چرا برای توقف حملات مداخله نکردند و اجازه دادند تا این حملات سه هفته ادامه یابد؟ وقتی آنها دیدند که هواپیماها، تانکها و ناوهای جنگی رژیم صهیونیستی دیگر جایی را برای بمباران نمییابند، آنگاه تصمیم گرفتند حملات را متوقف سازند و تنها به جلوگیری از خونریزی اکتفا کنند.
من تمامی سخنانی را که در طول جلسه افتتاحیه کنفرانس شرم الشیخ و کنفرانسهای مطبوعاتی پس ازآن ایراد شد، دنبال کردم، اما حتی یک عبارت روشن وآشکار که دراین سخنان اشارهای به کشتارهای جمعی اسرائیل در نوار غزه داشته باشد یا آنها را محکوم کرده باشد، نشنیدم. حتی درسخنان سخنرانان عرب نیز چنین اشارهای نشده بود. هیچ یک از سخنرانان حاضر در کنفرانس ازاسرائیل درخواست نکردند تا هزینه بازسازی آنچه را که ویران کرده بود، خود بپردازد. تنها از اسرائیل خواهش و تمنا کردند تا آنچه را که درآینده بازسازی خواهدشد، بار دیگر تخریب نکند!
من آرزو داشتم که یک رهبر یا مسئول عربی دراین کنفرانس بلند میشد و به رئیسجمهوری فرانسه یا ایتالیا و یا به خانم کلینتون وزیر خارجه آمریکا میگفت: شما که برای حماس شرط گذاشتهاید تا به موجودیت اسرائیل اعتراف کند و ایده تشکیل دو کشور را بپذیرد، در ازای پاسخ مثبت حماس به این خواسته، به آنها چه خواهید داد؟ آیا شما نتانیاهو که این ایده را رد میکند تحت فشار قرار خواهید داد؟ آیا شما برای نتانیاهو که آشکارا اعلام میکند یکی از دلایلش برای عدم ورود به حزب کادیما و حزب کارگر یا هر نوع حکومتی که آنها تشکیل دهند، تنها رد ایده تشکیل دوکشور درکنارهم بوده است، برنامهای دارید؟ شما به چه مدت زمان نیاز دارید تا یک کشور مستقل فلسطینی ایجاد شود؟ آیا به هشت سال دیگر نیاز دارید یا به هشتادسال دیگر؟!
به درستی باید گفت آنها به مردم فلسطین وهم و خیال میفروشند. معادله جدید که از کنفرانس شرمالشیخ حاصل شده است، عبارت <بازسازی در مقابل آرامسازی دائم> است. این به آن معناست که باید از اندیشیدن به مقاومت، چشمپوشی کرد و فقط به مذاکرات تکراری بیهوده ادامه داد تا اسرائیل بتواند شهرکسازی در سراسر کرانه غربی را تکمیل کند.
ما نسبت به عملیات بازسازی که بدنبال ایجاد فتنه دیگری برای فلسطینیها است، هشدارمی دهیم. گویا آنها برای تحقق اهدافی که نتوانستند از طریق محاصره و تجاوز عملی سازند، میخواهند با ایجاد فتنه و تفرقه میان فلسطینیها به آن اهداف دست یابند.
اگر هدف از بازسازی واقعا کاهش رنج فلسطینیها است، پس چرا آن را از طریق شروط غیرقابل عملی، سیاسی میکنید؟ اگرهدف شما واقعا بازسازی است، پس چرا از طریق حکومتی که بر غزه سلطه ندارد، میخواهید به آن برسید؟ راهحلهای دیگری نیز وجود دارد که میتوان به کمک آن جلوی بسیاری از این مشکلات را گرفت. یکی از بهترین راهحلها این است که کمکها در اختیار و تحت نظارت سازمان ملل و سازمانهای تخصصی قرار گیرد تا به انجام این ماموریت مبادرت ورزند. سازمان ملل میتواند همه را ملزم به همکاری برای بازسازی کند. اما هدف شما بازسازی نیست، بلکه هدف تسلیم کردن و ذلیل نمودن ملت فلسطین است. هدف اصلی شما این است که ملت فلسطین را مجبور سازید که فرهنگ مقاومت را به فراموشی بسپارد.
نغمه جدیدی که این روزها رهبران و مسئولین عربی کرارا آن را تکرار میکنند، این است که طرح صلح عربی تا ابد بر روی میز باقی نخواهد ماند! این سخن، سخن پسندیدهای است، اما به ما بگویید شما این طرح را چه زمانی کنار میگذارید؟ آیا سقف زمانی، یک سال،2 سال و یا ده سال وجود دارد؟ سوال دیگر این است که درصورت کنار گذاشتن این طرح،آیا طرح جایگزینی در اختیار دارید؟ اما منطق میگوید درصورت شکست طرح <الف>، طرح <ب> به عنوان طرح جایگزین وجود دارد. آیا نظامهای رسمی عربی براساس این منطق عمل میکنند؟ اما هیچ نشانهای مبنی بر اینکه جواب مثبت باشد، وجود ندارد.
از شرم الشیخ و کنفرانسهای آن نتیجهای که اعراب و مسلمانان را خوشحال کند، حاصل نشد، بدین ترتیب، این استراحتگاه به صورت آشپزخانهای برای تهیه طرحهای توطئهآمیز و خرابکارانه و نصب دام برای امت عربی درآمده است، ما بر این باور نیستیم که کنفرانس شرم الشیخ یک استثناء بود، بلکه ناگزیریم تا در تعامل با نتایج این کنفرانس، شدیدا احتیاط کنیم تا از زیانهای احتمالی ناشی ازآن، قدری بکاهیم.