تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۷  ، 
کد خبر : ۸۶۳۲۱

رویارویى با فقر یا با آمریکا؟


نویسنده: صادق زیباکلام/استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی
به‌زعم برخى از تحلیلگران سیاسى در ایران، آمریکا از بدو تولد انقلا‌ب اسلا‌مى تا به امروز همواره درصدد براندازى آن بوده است. در ابتدا آنان سعى کردند تا با نفوذ عناصر لیبرال و وابسته به آمریکا انقلا‌ب را به انحراف بکشانند که موفق نشدند. بنى‌صدر را روى کار آوردند که آن هم به بن‌بست رسید. بعد نوبت به طرح کودتاى نوژه رسید که آن هم شکست خورد. سپس رفتند به سر وقت حمله نظامى از طبس که آن هم ناکام ماند. بعد به صدام گفتند که به ایران حمله کند و از طریق جنگ ما را از پاى درآورند که آن هم ناکام ماند. سپس نوبت به ترورها توسط مجاهدین (منافقین) رسید که آن هم شکست خورد. بعد از جنگ سعى کردند از طریق محاصره اقتصادى ما را به زانو درآورند که نتیجه نداد.
11 سپتامبر به این سو و پس از اشغال افغانستان و عراق رفتند به دنبال استراتژى محاصره نظامى و حتى حمله نظامى به ایران که آن هم ناکام ماند. البته هر شخص دیگرى به جاى آمریکایى‌ها مى‌بود و ظرف سى سال این همه طرح مى‌ریخت و در تمامى آنها هم بدون استثنا شکست مى‌خورد، رویارویى با ایران اسلا‌مى را رها مى‌کرد اما آمریکایى‌ها از رو نمى‌روند و مجددا رفته‌اند سر وقت یک استراتژى جدید: <رویکرد هوشمند> یا <استراتژى براندازى نرم.> به‌زعم نظریه‌پردازان وطنى، آمریکایى‌ها که در طرح ایجاد خاورمیانه بزرگ با شکست مواجه شدند و بسیارى از نقشه‌هایشان در عراق، افغانستان، لبنان و فلسطین به گل نشست، دریافته‌اند که نه از طریق محاصره اقتصادى و نه از طریق تهدید نظامى قادر به رویارویى با انقلا‌ب اسلا‌مى ایران نیستند. بنابراین تغییر روش داده و اوباما را با چهره‌اى <نرم> و در نقطه مقابل جورج بوش و حلقه خشونت‌طلبان نئومحافظه‌کار < روى کار آورده‌اند.> استراتژى‌شان از رویارویى <سخت> تغییر یافته به استراتژى <نرم> و <هوشمند.> یعنى آمریکایى‌ها از حالا‌ به بعد تلا‌ش خواهند کرد تا از طریق به‌کارگیرى مستقیم و غیرمستقیم چهره‌ها، سیاستمداران، نویسندگان، روشنفکران، دانشگاهیان و سایر اقشار و لا‌یه‌هاى منتقد و ناراضى در داخل کشور، زمینه‌هاى به وجود آمدن بحران و نارضایتى عمومى را فراهم آورند.
نارضایتى‌اى که مالا‌ً منجر به درگیرى‌ها، اعتصابات و ناآرامى‌هاى گسترده در داخل کشور خواهد شد. بنابراین دیگر نباید نگران حمله نظامى آمریکا باشیم و از حالا‌ به بعد باید مراقبت تحرکات ناراضى‌ها، منتقدان و مخالفان داخلى باشیم. یکى پس از دیگرى، کارشناسان فرهیخته، عالم و مسلط به تحولا‌ت بین‌المللى در رسانه‌هاى کشور بالا‌خص رادیو و تلویزیون (به‌ویژه رادیو گفت‌وگو) ظاهر مى‌شوند و اندر تبیین و تحلیل شکست‌هاى استراتژیک آمریکا از جانب ایران اسلا‌مى ظرف سه دهه گذشته از یک‌سو و رویکرد استراتژیک جدید آمریکا از سویى دیگر به بحث و نظریه‌پردازى مى‌پردازند. البته آنان که به سلطه فرهنگ توهم توطئه و رواج بیمارى مزمن جهان‌بینى توطئه اندیش، در میان متخصصان و کارشناسان ما ، اشراف دارند، این دست نظریه‌پردازى‌ها و تجزیه و تحلیل‌هاى <استراتژیک>، <تاریخى>، <علمى> و <تخصصى> چندان برایشان تازگى ندارد.
آنچه جاى نگرانى دارد این است که از فردا ممکن است عده‌اى از مسوولا‌ن به بهانه مبارزه و رویارویى با استراتژى جدید <براندازى نرم>، چماق به دست گرفته و بر سر هر منتقد و ناراضى‌اى بکوبند. چرا که وقتى پدیده‌اى از اساس <من‌درآوردى> باشد، مى‌توان آن را به هر شکل و شمایلى درآورد و هر نوع سوءاستفاده از آن کرد. هر انتقاد و مخالفتى را مى‌توان مشمول برنامه <براندازى هوشمند> یا نرم کرده و به این بهانه آن را ساکت نموده و یا حتى به استنطاق کشید. همه ما داستان دستگیرى <هاله اسفندیارى> و دیگران را به اتهام به راه انداختن انقلا‌ب مخملى به یاد مى‌آوریم. بعد هم جملگى برگشتند به آمریکا و کانادا و به دنبال کار و زندگى‌شان. اینکه چرا این نوع رفتارها اینطور در جامعه ما رونق دارد جاى بحث زیادى دارد. بالا‌خره سطح دانش بین‌المللى، سیاسى و تاریخى ما باید با سطوح علمى دیگرمان همخوانى داشته باشد و لذا از بابت رواج این دست نظریه‌پردازى‌ها خیلى نباید در شگفت ماند. شاید اگر این نظریه‌پردازان به جاى ساختن اینگونه توهمات و سپس درصدد مقابله با آنها برآمدن، یک‌قدرى هم نگاهى واقع‌بینانه‌تر به وضعیت جامعه‌مان و آثار و تبعات سیاست‌هاى اقتصادى و اجتماعى مسوولا‌ن ما مى‌انداختند، درمى‌یافتند که به جاى نگرانى و دغدغه از استراتژى نرم یا هوشمند آمریکا، بهتر بود نگران وضعیت اقتصادى میلیون‌ها نفر از اقشار و لا‌یه‌هاى کم‌درآمدتر جامعه مى‌شدند که هر روز بیش از پیش براى سر پا ایستادن با فشار و دشوارى‌هاى بیشترى روبه‌رو مى‌شوند. درست در شب 22 بهمن که مسوولا‌ن با خبر پرتاب موفقیت‌آمیز ماهواره، عرش را سیر مى‌کردند و تحلیلگران با حرارت سرگرم افشاى رویکرد جدید آمریکا بودند، مدیرکل دفتر برنامه برنامه‌ریزى و فناورى اطلا‌عات کمیته امداد اعلا‌م کرد که سالا‌نه 200 هزار خانوار پشت نوبت حمایت کمیته امداد مى‌مانند. به سخن دیگر هر سال 200 هزار خانوار (و نه 200 هزار نفر) براى تامین حداقل معیشت‌شان روانه کمیته امداد امام مى‌شوند اما آن کمیته تنها کارى که مى‌تواند برایشان انجام دهد، این است که آنان را صرفا در لیست انتظار قرار مى‌دهد چون بودجه ندارد.
همان مسوول اعلا‌م کرد که تعداد متقاضیان یا مددجویان از کمیته امداد به‌دلیل بالا‌ رفتن فشارهاى اقتصادى در نیمه دوم امسال به‌شدت رو به افزایش گذاشته است؛ به‌علا‌وه اظهار داشتند که طى برنامه چهارم 13888-1384) تعداد خانوارهاى تحت پوشش کمیته امداد از رشد 30 درصدى برخوردار بوده است و در حال حاضر این کمیته قریب به 2 میلیون خانوار را تحت پوشش دارد.
به بیان ساده‌تر دست‌کم دو میلیون خانوار در ایران هستند که درآمد ماهانه آنان به 50 هزار تومان هم نمى‌رسد. البته یک مقام ارشد دولت اصولگرا پاسخ دندان‌شکنى به سخنگوى کمیته امداد دادند و فرمودند که اگر امداد مبلغى را که به مددجویان مى‌پردازد کاهش دهد، در آن صورت 200 هزار خانوار مراجعه‌کننده جدید، متقاضى دریافت کمک نمى‌شوند و برعکس اگر مبلغ ماهانه را به جاى 30، 40 هزارتومان، 200 هزارتومان نماید، در آن‌صورت به جاى 200 هزار خانوار، 5 میلیون خانوار متقاضى کمک مى‌شوند که البته به این شیوه مملکت‌دارى و درایت باید صدآفرین گفت. شاید اگر به ‌جاى رویارویى با استراتژى براندازى هوشمند یا نرم، مسوولا‌ن به رویارویى با فقر، گرانى، تورم و بیکارى مى‌رفتند، خیلى جاى نگرانى براى طرح‌هاى آمریکا باقى نمى‌ماند. شاید اگر همراه با فخر و مباهات به فرستادن ماهواره به فضا، مسوولا‌ن براى سرانه بهداشت و درمان کشور که 5 هزار تومان در سال است و حتى از برخى از کشورهاى آفریقایى هم کمتر است، نیز فکرى مى‌کردند، جاى نگرانى از طرح‌ها و توطئه‌هاى آمریکا باقى نمى‌ماند. 11 سپتامبر به این سو و پس از اشغال افغانستان و عراق رفتند به دنبال استراتژى محاصره نظامى و حتى حمله نظامى به ایران که آن هم ناکام ماند.
البته هر شخص دیگرى به جاى آمریکایى‌ها مى‌بود و ظرف سى سال این همه طرح مى‌ریخت و در تمامى آنها هم بدون استثنا شکست مى‌خورد، رویارویى با ایران اسلا‌مى را رها مى‌کرد اما آمریکایى‌ها از رو نمى‌روند و مجددا رفته‌اند سر وقت یک استراتژى جدید: <رویکرد هوشمند> یا <استراتژى براندازى نرم.> به‌زعم نظریه‌پردازان وطنى، آمریکایى‌ها که در طرح ایجاد خاورمیانه بزرگ با شکست مواجه شدند و بسیارى از نقشه‌هایشان در عراق، افغانستان، لبنان و فلسطین به گل نشست، دریافته‌اند که نه از طریق محاصره اقتصادى و نه از طریق تهدید نظامى قادر به رویارویى با انقلا‌ب اسلا‌مى ایران نیستند. بنابراین تغییر روش داده و اوباما را با چهره‌اى <نرم> و در نقطه مقابل جورج بوش و حلقه خشونت‌طلبان نئومحافظه‌کار < روى کار آورده‌اند.> استراتژى‌شان از رویارویى <سخت> تغییر یافته به استراتژى <نرم> و <هوشمند.> یعنى آمریکایى‌ها از حالا‌ به بعد تلا‌ش خواهند کرد تا از طریق به‌کارگیرى مستقیم و غیرمستقیم چهره‌ها، سیاستمداران، نویسندگان، روشنفکران، دانشگاهیان و سایر اقشار و لا‌یه‌هاى منتقد و ناراضى در داخل کشور، زمینه‌هاى به وجود آمدن بحران و نارضایتى عمومى را فراهم آورند.
نارضایتى‌اى که مالا‌ً منجر به درگیرى‌ها، اعتصابات و ناآرامى‌هاى گسترده در داخل کشور خواهد شد. بنابراین دیگر نباید نگران حمله نظامى آمریکا باشیم و از حالا‌ به بعد باید مراقبت تحرکات ناراضى‌ها، منتقدان و مخالفان داخلى باشیم. یکى پس از دیگرى، کارشناسان فرهیخته، عالم و مسلط به تحولا‌ت بین‌المللى در رسانه‌هاى کشور بالا‌خص رادیو و تلویزیون (به‌ویژه رادیو گفت‌وگو) ظاهر مى‌شوند و اندر تبیین و تحلیل شکست‌هاى استراتژیک آمریکا از جانب ایران اسلا‌مى ظرف سه دهه گذشته از یک‌سو و رویکرد استراتژیک جدید آمریکا از سویى دیگر به بحث و نظریه‌پردازى مى‌پردازند. البته آنان که به سلطه فرهنگ توهم توطئه و رواج بیمارى مزمن جهان‌بینى توطئه اندیش، در میان متخصصان و کارشناسان ما ، اشراف دارند، این دست نظریه‌پردازى‌ها و تجزیه و تحلیل‌هاى <استراتژیک>، <تاریخى>، <علمى> و <تخصصى> چندان برایشان تازگى ندارد. آنچه جاى نگرانى دارد این است که از فردا ممکن است عده‌اى از مسوولا‌ن به بهانه مبارزه و رویارویى با استراتژى جدید <براندازى نرم>، چماق به دست گرفته و بر سر هر منتقد و ناراضى‌اى بکوبند.
چرا که وقتى پدیده‌اى از اساس <من‌درآوردى> باشد، مى‌توان آن را به هر شکل و شمایلى درآورد و هر نوع سوءاستفاده از آن کرد. هر انتقاد و مخالفتى را مى‌توان مشمول برنامه <براندازى هوشمند> یا نرم کرده و به این بهانه آن را ساکت نموده و یا حتى به استنطاق کشید. همه ما داستان دستگیرى <هاله اسفندیارى> و دیگران را به اتهام به راه انداختن انقلا‌ب مخملى به یاد مى‌آوریم. بعد هم جملگى برگشتند به آمریکا و کانادا و به دنبال کار و زندگى‌شان. اینکه چرا این نوع رفتارها اینطور در جامعه ما رونق دارد جاى بحث زیادى دارد. بالا‌خره سطح دانش بین‌المللى، سیاسى و تاریخى ما باید با سطوح علمى دیگرمان همخوانى داشته باشد و لذا از بابت رواج این دست نظریه‌پردازى‌ها خیلى نباید در شگفت ماند. شاید اگر این نظریه‌پردازان به جاى ساختن اینگونه توهمات و سپس درصدد مقابله با آنها برآمدن، یک‌قدرى هم نگاهى واقع‌بینانه‌تر به وضعیت جامعه‌مان و آثار و تبعات سیاست‌هاى اقتصادى و اجتماعى مسوولا‌ن ما مى‌انداختند، درمى‌یافتند که به جاى نگرانى و دغدغه از استراتژى نرم یا هوشمند آمریکا، بهتر بود نگران وضعیت اقتصادى میلیون‌ها نفر از اقشار و لا‌یه‌هاى کم‌درآمدتر جامعه مى‌شدند که هر روز بیش از پیش براى سر پا ایستادن با فشار و دشوارى‌هاى بیشترى روبه‌رو مى‌شوند.
درست در شب 22 بهمن که مسوولا‌ن با خبر پرتاب موفقیت‌آمیز ماهواره، عرش را سیر مى‌کردند و تحلیلگران با حرارت سرگرم افشاى رویکرد جدید آمریکا بودند، مدیرکل دفتر برنامه برنامه‌ریزى و فناورى اطلا‌عات کمیته امداد اعلا‌م کرد که سالا‌نه 200 هزار خانوار پشت نوبت حمایت کمیته امداد مى‌مانند. به سخن دیگر هر سال 200 هزار خانوار (و نه 200 هزار نفر) براى تامین حداقل معیشت‌شان روانه کمیته امداد امام مى‌شوند اما آن کمیته تنها کارى که مى‌تواند برایشان انجام دهد، این است که آنان را صرفا در لیست انتظار قرار مى‌دهد چون بودجه ندارد. همان مسوول اعلا‌م کرد که تعداد متقاضیان یا مددجویان از کمیته امداد به‌دلیل بالا‌ رفتن فشارهاى اقتصادى در نیمه دوم امسال به‌شدت رو به افزایش گذاشته است؛ به‌علا‌وه اظهار داشتند که طى برنامه چهارم 13888-1384) تعداد خانوارهاى تحت پوشش کمیته امداد از رشد 30 درصدى برخوردار بوده است و در حال حاضر این کمیته قریب به 2 میلیون خانوار را تحت پوشش دارد.
به بیان ساده‌تر دست‌کم دو میلیون خانوار در ایران هستند که درآمد ماهانه آنان به 50 هزار تومان هم نمى‌رسد. البته یک مقام ارشد دولت اصولگرا پاسخ دندان‌شکنى به سخنگوى کمیته امداد دادند و فرمودند که اگر امداد مبلغى را که به مددجویان مى‌پردازد کاهش دهد، در آن صورت 200 هزار خانوار مراجعه‌کننده جدید، متقاضى دریافت کمک نمى‌شوند و برعکس اگر مبلغ ماهانه را به جاى 30، 40 هزارتومان، 200 هزارتومان نماید، در آن‌صورت به جاى 200 هزار خانوار، 5 میلیون خانوار متقاضى کمک مى‌شوند که البته به این شیوه مملکت‌دارى و درایت باید صدآفرین گفت. شاید اگر به ‌جاى رویارویى با استراتژى براندازى هوشمند یا نرم، مسوولا‌ن به رویارویى با فقر، گرانى، تورم و بیکارى مى‌رفتند، خیلى جاى نگرانى براى طرح‌هاى آمریکا باقى نمى‌ماند. شاید اگر همراه با فخر و مباهات به فرستادن ماهواره به فضا، مسوولا‌ن براى سرانه بهداشت و درمان کشور که 5 هزار تومان در سال است و حتى از برخى از کشورهاى آفریقایى هم کمتر است، نیز فکرى مى‌کردند، جاى نگرانى از طرح‌ها و توطئه‌هاى آمریکا باقى نمى‌ماند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات