حبیبالله مهرجو
سلطه تاریخی بیگانگان در ایران و وابسته دانستن رضا شاه به این سلطه توسط نیروهای مذهبی و اشغال ایران توسط متفقین موجی از احساسات ضدبیگانه را در ایران خصوصا بین قشرهای مذهبی به وجود آورد. روحانیت سیاسی با نمایندگی آیت الله کاشانی توانست این احساسات را به یک حرکت ضد استعماری تبدیل کند. این حرکت، خصوصا استعمار انگلیس را هدف قرار داد که نزدیک به نیم قرن ذخایر ملی ایران را به یغما می برد.
فتواهای پی درپی مراجع و علما ، بسیج توده های مذهبی توسط آیت الله کاشانی ، عملیات کوبنده فداییان اسلام ، مهمترین نقش را در نهضت ملی شدن نفت ایفا کرد.
البته درصدد انکار نقش سایر نیروها و نخبگان سیاسی در نهضت ملی شدن نیستیم ولی این موضوع را که ملی شدن نفت را یکسره به نام دکتر مصدق ثبت کرده اند، انکار می کنیم و اینکه نیروهای مذهبی اندیشه آزاد کردن نفت را طرح کردند و مصدق از آخرین نفراتی بود که در نیمه دوم سال 1329 از جرگه مخالفین ملی کردن نفت، به موافقین پیوست.
در بسیاری از نوشته هایی که درباره نهضت ملی شدن نفت نوشته اند، این نظریه نهفته است که «جبهه ملی به رهبری دکترمصدق نفت را ملی کرد» و اگر قدری خواسته اند انصاف بدهند ، اضافه کرده اند که «نیروهای مذهبی به رهبری کاشانی هم نقشی در ملی شدن نفت داشته اند.» واقعیت این است که وقتی به منابع اولیه مراجعه می کنیم به نظریه ای متفاوت می رسیم که «نیروهای مذهبی به رهبری کاشانی و با حمایت علما و مراجع، با بسیج توده های مسلمان و قدرت نهایی فداییان اسلام ، مجلس شورای ملی و سنا را که اکثریت آن از هواداران سلطنت و انگلیس بودند، وادار به تصویب ملی کردن صنعت نفت کردند و اقلیت مجلس یعنی جبهه ملی به رهبری مصدق نیز در فرایند ملی شدن صنعت نفت قرار گرفتند.
پس از اشغال ایران توسط دولت انگلیس و شوروی و سپس آمریکا در جنگ جهانی دوم، رقابت استعمارگران برسر منافع خصوصا نفت، تشدید شد. آمریکا که در سال های 1300 - 1302 در دستیابی به نفت ایران ناکام مانده بود در این جهت خود را مستحق تر می دانست و بیشتر در فکر راهیابی به معادن نفتی ایران بود.
در فوریه 1943 (بهمن 1321 ) رئیس کمیسیون دفاع ملی آمریکا در گزارشی به سنا اعلام نمود که شرکتهای آمریکایی باید به سراغ نفت خاورمیانه بروند. به دنبال این گزارش، دولت آمریکا تشکیلاتی را به نام سازمان ذخایر نفتی به وجود آورد تا به دنبال معادن نفتی جدید درکشورهای دیگر باشد.(1)
این خیز آمریکا برای انگلیس نگران کننده بود، در همان زمان دولت آمریکا در حال فرستادن شرکت های نفتی به سوی ایران بود که ناگهان همسایه شمالی هم که خود را همیشه در جریان امتیاز نفت مغبون می دانست، به راه افتاد.
سفیر ایران در شوروی تلگرافی را ارسال نمود که خبر از تصمیم دولت اتحاد شوروی مبنی بر اعزام هیئتی برای مذاکره در مورد نفت خوریان می داد. دولت ایران موافقت خود را با این تصمیم اعلام نمود.(2)
در 24 شهریور هیئت شوروی به ریاست آقای «کافتارادزه» معاون کمیساریای ملی امور خارجه وارد تهران شد و پس از ملاقات با نخست وزیر، سفری هم به مناطق نفتخیز شمال کردند که این سفر نشانه موفقیت هیئت در مذاکرات بود .
به هر حال رقابت خارجی ها به داخل و بین هواداران ایرانی آنها هم سرایت کرد. اگر در جریان ورود شرکت های آمریکایی و انگلیسی، این نمایندگان چپ گرا و توده ای بودند که دولت را استیضاح کردند، بعد از ورود هیئت شوروی ، این راستگرایان بودند که دست به ابتکار عمل می زدند.
پس از اعلام موضع دولت، روزنامه های حزب توده، دولت را به باد انتقاد گرفتند و خود آقای کافتارادزه طی یک مصاحبه مطبوعاتی در دوم آبان در سفارت شوروی تصمیم دولت ایران را منفی و موجب تیرگی مناسبات دو کشور دانست.
دکتر مصدق پنج روز بعد در مجلس شورای ملی در یک نطق رهنمود مفصلی پاسخ کافتارادزه را داد. در حقیقت پیشنهاد دکتر مصدق یک نطق مصلحت جویانه بود که دولت شوروی خیلی عصبانی نشود والاحقیقت این بود که دولت ایران برمبنای استقلال خود هیچ تعهدی نباید داشته باشد که نفت خود را حتی به قیمت عادلانه به شوروی بفروشد. همین که شوروی در عکس العمل به نفتخواران غربی چشم طمع به طرف ایران دوخت ، غربگرایان مجلس به تکاپو افتادند، تا جایی که «در محیط پارلمانی شایع شده بود که آقای سیدضیاءالدین طباطبایی (هوادار غرب) طرحی راجع به تحریم امتیازات نفت تهیه نموده و منتظر است که در موقع مقتضی به مجلس پیشنهاد کند.»
دکتر مصدق که با سید ضیاء در رقابت بود، پیشدستی کرد و طرحی را به همان نام به مجلس پیشنهاد کرد. مصدق با احتیاط نسبت به کلیه جوانب امر ، ابتدا توسط یکی از نمایندگان رضایت شوروی را جلب کرد و سپس طرح خود را تهیه نمود.
مصدق در نامه ای در بیست و سوم اسفندماه 1323 به سفیر کبیر شوروی که طرح مصدق «موجب بدبینی و دلتنگی ماموران اتحاد شوروی گردیده» بود ، پرده از ارتباط و اجازه خود از سفارت شوروی و استشاره از وی در مورد طرح یازدهم آذر 1323 خود برداشت. (3) این نامه کمال رفتار محافظه کارانه مصدق را نشان می دهد که حتی بدون اجازه سفارت شوروی حاضر به دادن طرحی ملی نیست! به هر حال مصدق با احتیاط کامل و به قول خودش کسب اجازه از سفارت شوروی طرح «تحریم امتیازات» را به مجلس پیشنهاد کرد.
فردای روز تصویب قانون «تحریم امتیازات» رحیمیان، نماینده قوچان، طرحی را تهیه و به مجلس ارائه داد تا ضربتی همانند به منافع غرب در ایران وارد نماید. رحیمیان پس از قرائت طرح پیشنهادی خود خطاب به دکتر مصدق گفت: «آقای دکتر شما که طرح مفید دیروز را راجع به عدم اعطای هرگونه امتیاز به خارجی ها پیشنهاد کردید و تصویب شد، اکنون باید اولین کسی باشید که این طرح را امضا کنید.» دکتر مصدق در پاسخ گفت : «نمی توانیم قرارداد را یک طرفه فسخ کنیم» (4)
گرچه مصدق همان گونه که در مخالفتش با طرح رحیمیان بیان نموده بود، هیچ قصدی برای اخلال در منافع انگلیس نداشت و تنها قصدش جلوگیری از منافع شوروی بود، ولی تصویب این قانون سرآغازی برای تشدید رقابت در مجلس بر سرمنافع ابرقدرت ها گردید و روند قانونی ملی شدن صنعت نفت را آماده کرد.
قانون رد مقاوله نامههای نفتی با شوروی
با شکست کامل آلمان و تسلیم ژاپن جنگ جهانی به پایان رسید. دولت شوروی و انگلیس موظف بودند مطابق پیمان سه جانبه 29 ژانویه 1943 (9 بهمن 1320) در عرض کمتر از شش ماه پس از خاتمه جنگ نیروهای خود را از خاک ایران تخلیه نمایند. اما دولت شوروی از تخلیه ایران سرباز زد و دلیل ادامه اشغال ایران را حفاظت از معادن بادکوبه اعلام کرد در حالی که دولت شوروی از دیرباز چشم طمع به منافع شمال ایران داشت و در صدد بود دولت دست نشانده «پیشه وری» را رسمیت و تثبیت نماید. دولت ایران نیز شکایتی را به سازمان ملل علیه شوروی تسلیم نمود. جو غالبی که در مجلس به وجود آمده بود به این نتیجه رسید که باید قوام السلطنه که معروف به دوستی با شوروی است ، روی کار بیاید تا با مذاکره با دولت شوروی مسئله را حل و فصل نماید. قوام در تاریخ 1324/11/28 به نخست وزیری منصوب شد و راهی مسکو گردید. در مسکو با استالین و مولوتوف چندین جلسه مذاکره کرد ولی این مذاکرات به نتیجه ای نرسید.(5)
قوام در 17 مارس (27 اسفند) به نماینده ایران در آمریکا ابلاغ کرد موضوع شکایت ایران را به شورای امنیت احاله دهد. سرانجام فشار دولت آمریکا و انگلیس بر شوروی و قرار طرح شکایت ایران در 26 مارس در شورای امنیت موجب گردید تا دولت شوروی یک روز قبل از طرح شکایت اعلام نماید که ارتش خود را در مدت پنج تا شش هفته از خاک ایران خارج کند. این اعلامیه شوروی اثری در طرح شکایت ننمود و چون دولت شوروی تضمینی یا قراردادی دو طرفه امضا نکرده بود، شکایت در شورا طرح شد و در روز 29 مارس شورا به طرفین اعلام کرد تا چهارم آوریل وقت دارند رسما اعلام کنند آیا قراردادی بین دو دولت منعقد شده یا نه؟ شورا با پشتوانه آمریکا و انگلیس شوروی را مجبور کرد تا به دولت ایران اعلام کند«سادچیکف» سفیر جدید شوروی در ایران نمایندگی دارد تا با دولت ایران وارد مذاکره شود.
سرانجام بین قوام و سادچیکف قراردادی امضا شد. در این قرارداد ایران صاحب 49 سهم و شوروی 51 سهم شد. مدت قرارداد نیز پنجاه سال پیش بینی شده بود. این قرارداد چیزی جز امتیاز برای شوروی نبود و تنها نام او را شرکت مختلط ایران و شوروی گذاشته بودند.(6)
مجلس پانزدهم شورای ملی بعد از یک سال فترت، آغاز به کار کرد. طبق موافقت نامه قوام- سادچیکف ، دولت موظف بود در اسرع وقت لایحه ای تهیه و به مجلس پانزدهم پیشنهاد دهد.
سرانجام، قوام روز 29 مهر 1326 مقاوله نامه نفتی ایران - شوروی (قوام - سادچیکف) را به مجلس تقدیم کرد، اما چنان ماهرانه صحبت کرد که نشان داد این موافقت نامه به دلیل شرایط سخت آن روز یعنی اشغال ایران و اعلام استقلال فرقه دموکرات در آذربایجان و تحت فشار روس ها تنظیم شده است. در همین جلسه که به نظر می رسید نمایندگان قبلابا نخست وزیر هماهنگی لازم را به عمل آورده بودند، طرحی مطرح نمودند. در بند سوم این طرح آمده بود: «امتیاز نفت به بیگانگان و ایجاد هر شرکتی که خارجی ها در آن سهیم باشند ممنوع است.» این بند سرنوشت ساز عامل تغییر و تحولات فراوان در تاریخ ایران شد و گامی دیگر برای ملی شدن صنعت نفت ایران گردید.
قرارداد الحاقی گس - گلشائیان
گام بعدی در راستای ملی شدن صنعت نفت مطرح شدن قرارداد گس - گلشائیان بود. پس از قانون مهرماه 1326 اجرای بند «هـ» که دولت را موظف به اقدام جهت احقاق حق ملت ایران می کرد ، یکی از معضلات همه دولت ها شد. دولت قوام از شرکت نفت ایران - انگلیس جهت اجرای این قانون درخواست نماینده کرد که با سقوط دولت قوام این امر به تعویق افتاد. در زمان دولت حکیمی آقای گس، کارشناس نفتی شرکت به ایران آمد و اعلام نمود شرکت از قرارداد 1933 تخلفی ننموده است. د ولت حکیمی در سال 1327 سقوط کرد و دولت هژیر روی کار آمد. وی با طرح 25 ماده ای خود که اختلافات با شرکت را در برمی گرفت مجددا با آقای گس وارد مذاکره شد و طرح 25 ماده ای راهی لندن شد. پس از چندی دولت هژیر سقوط کرد و دولت ساعد روی کار آمد. دولت ساعد هیئتی را به ریاست گلشائیان، وزیر دارایی ، با اختیارات تام تشکیل داد تا با هیئت انگلیسی مذاکره و تصمیم گیری نماید. نتیجه این مذاکره به امضا رسیدن موافقت نامه ای شد که به قرارداد الحاقی گس - گلشائیان معروف شد. ساعد فردای همان روز (1328/4/27) قرارداد را برای تصویب به مجلس برد، اما با مخالفت و سنگ اندازی نمایندگان اقلیت ، تصویب طرح به مجلس بعدی موکول شد . اصل این قرارداد تغییراتی از قبیل: افزایش حق امتیاز ایران از چهار شیلینگ به شش شیلینگ، افزایش تخفیف فروش داخلی از 10 درصد به 29 درصد، افزایش پرداخت سالیانه از 750 لیره به 4 میلیون لیره و ... گرچه اصل این قرارداد نه حقوق ضایع شده ایران را تامین می کرد و نه ایران را به حق آینده خود می رساند اما طرح، بند «هـ» و مقدمات آن و خود این قرارداد برای ملت ایران با برکت بود و باعث کشانده شدن پای روحانیت سیاسی به صحنه مبارزه برای ملی کردن صنعت نفت شد. آیت الله کاشانی تلاش کرد تا مبارزه را هدفدار تر نماید و آن را به یک بسیج ملی و جهاد مقدس علیه استعمار تبدیل نماید.
هنگامی که دولت هژیر روی کار آمد ، آیت الله کاشانی به او به دیده یک مهره انگلیسی می نگریست و مذاکرات نفتی او را از همین دیدگاه ارزیابی می کرد. آیت الله کاشانی در سال 1327 اعلامیه شدید اللحنی علیه شرکت نفت صادر کرد. در این اعلامیه آیت الله خواهان لغو امتیاز بود. طرح لغو امتیاز نفت در بین مردم برای انگلیس و رژیم بسیار گران بود. پس از صدور همین اعلامیه بود که در جریان ترور شاه در 15 بهمن بلافاصله آیت الله را بی هیچ دلیلی دستگیر و به لبنان تبعید کردند. آیت الله کاشانی در بیانیه ای از لبنان، یکی از عوامل تبعید خود را مسئله نفت اعلام کرد و خطاب به مردم گفت که «راضی نشوید نفت که باعث نجات مردم از گرسنگی و بیچارگی است به رایگان به دست اجنبی بیفتد.»
مجلس شانزدهم در بیست بهمن 1328 آغاز به کار کرد. دولت ساعد به د لیل عدم رای اعتماد در 27 اسفند ساقط شد و منصور به خواست سفارت انگلیس به شاه تحمیل شد و مامور تشکیل کابینه گردید.
منصور برای جلب رضایت نیروهای مذهبی از آیت الله کاشانی که در لبنان در تبعید به سر می برد دعوت کرد که به ایران بیاید . اما ورود پیروزمندانه آیت الله کاشانی نه تنها به نفع منصور تمام نشد، بلکه تظاهرات خودجوش و مردمی که از ورود آیت الله سرچشمه می گرفت موجب تزلزل در ارکان حکومت وی گردید.(7)
آیت الله با طرح شعار «نفت ایران متعلق به ملت ایران است» اندیشه ملی شدن نفت را در اذهان جرقه زد و پس از این بود که کم کم بحث ملی شدن نفت در اذهان نمایندگان و مطبوعات و علما شعله ورتر شد . منصور که از یک طرف با از دست دادن پشتوانه خود، یعنی انگلیس مواجه شد و از طرف دیگر با مخالفت های پی در پی آیت الله روبرو گردید، به ناچار در پنجم تیر پس از سه ماه حکومت ، مجبور به استعفا شد و رزم آرا جایگزین وی گردید.
فردای انتصاب رزم آرا، آیت الله کاشانی اعلامیه ای صادر نمود. وی در این اعلامیه مجلس را از رای اعتماد به رزم آرا برحذر داشت.
رزم آرا چون به دیکتاتوری متهم شده بود، برای اثبات اصلاح طلبی خود، لایحه ای با عنوان «تشکیل انجمن های ایالتی و ولایتی» تقدیم مجلس کرد. آیت الله نسبت به رزم آرا با سوءظن می نگریست و این لایحه را عامل تجزیه ایران قلمداد کرد. آیت الله علت اساسی مخالفت خود را با این لایحه ، دخالت بیگانگان اعلام کرد و تصریح کرد: «این آقایان به میل بیگانگان و تجزیه طلبان به بهانه دادن اختیارات به مردم محل می خواهند مملکت را تجزیه کنند.»
این لایحه با شکست مواجه شد و حتی به مرحله رای گیری هم نرسید.(8)نمایندگان در کمیسیون نفت در خلال بحث های خود جسته وگریخته از ملی شدن صنعت نفت سخن به میان می آوردند با اینکه تا قبل از آن، حتی الغای قراردداد 1933 مورد مخالفت افرادی چون مصدق بود. دکتر مصدق می گوید:« نخستین بار حسین فاطمی فکر ملی کردن صنعت نفت را در خانه نریمان پیشنهاد کرد و نمایندگان جبهه ملی آن را تصویب کردند.» شهید آیت معتقد است «اولین کسی که در کمیسیون نفت پیشنهاد ملی شدن نفت را داد حائری زاده بود و نه مصدق» آیت الله کاشانی می دانست که زمینه ملی شدن صنعت نفت در حال فراهم شدن است ، لذا مصمم شد تا توده های مردم و اقشار مختلف را به صحنه آورد و با بسیج مردمی، نهادهای رسمی را وادار به تصمیم گیری کند. آیت الله کاشانی برای اینکه همه گروههای اسلامی را وارد مبارزه نفت کند با هماهنگ نمودن گروهها ، از همه آنها حمایت می کرد که از جمله آنها فداییان اسلام بودند که با شور اسلامی مردم را به متینگ های مختلفی که در مورد ملی شدن صنعت نفت بود دعوت می کردند.برگزاری این میتینگ ها و به تبع آن تظاهرات مردم در دفاع از ملی شدن نفت مانند بمب صدا کرد و همگان با توجه به پیشینه فداییان اسلام (در قتل کسروی و هژیر) منتظر یک دگرگونی بودند. آیت الله کاشانی سعی می کرد در موضع رهبری نهضت موانع قیام مردم را نیز برطرف نماید. آیت الله نیز افکار عمومی جهانی را مدنظر داشت و با خبرنگاران خارجی نیز مصاحبه به عمل آورد تا افکار جهانی را به مظالم انگلیس و خواست ملت ایران متوجه سازد. بی شک نقش آیت الله کاشانی در ملی شدن صنعت نفت، نقش اول جنبش است.به دنبال طرح ملی شدن صنعت نفت مراجع دیگر و عالمان وقت مانند: آیت الله خوانساری، آیت الله بهاءالدین محلاتی، آیت الله شاهرودی ، حجت الاسلام سیدمحمود روحانی قمی و عده ای دیگر از علما و مراجع با صدور فتاوای خود ضمن تجلیل از آیت الله کاشانی، نظر ایشان را در مورد ملی شدن صنعت نفت قویا مورد تائید قرار دادند.(9)
قتل رزمآرا و ملی شدن صنعت نفت
ماموریت رزم آرا از ناحیه شاه ، انگلیس و آمریکا، حل مسئله نفت بود. وظیفه اصلی وی در ابتدا به تصویب رساندن لایحه گس - گلشائیان در مجلس شورای ملی بود. رزم آرا سعی می کرد که از ملی شدن صنعت نفت جلوگیری کند . او در جلسه خصوصی مجلس به شدت علیه ملی شدن صنعت نفت سخن راند و گفت:« ایران دارای آن قدرت صنعتی نیست که به خودی خود استخراج نفت نموده و در بازارهای دنیا بفروشد... ملی کردن صنعت نفت بزرگترین خیانت است !»پس از کارشکنی های مداوم و شگردهای توطئه آمیز رزم آرا، رهبران نهضت ملی شدن صنعت نفت به این نتیجه رسیدن که تنها مانع ملی شدن صنعت نفت شخص رزم آرا است.اعضای جبهه ملی از نواب خواستند تا با یک اقدام جوانمردانه و انقلابی ، سد راه حکومت ملی یعنی رزم آرا را از میان بردارند. نواب به شرط اجرای احکام اسلامی ، پیشنهاد را پذیرفت . آنها نیز قول دادند در صورت موفقیت، خواسته نواب را عملی نمایند.(10)بعد از اینکه سیدعبدالحسین واحدی مرد شماره 2 فداییان در میتینگ مسجد شاه در یازدهم اسفند به رزم آرا سه روز مهلت داد و رزم آ را بی اعتنایی کرد، در روز 16 اسفند 1324 ، استاد خلیل طهماسبی وی را در ساعت 11 :15 مورد هدف سه گلوله قرار داد و نخست وزیر در دم جان باخت و بزرگ ترین مانع ملی شدن صنعت نفت از سر راه برداشته شد. فردای آن روز ، کمیسیون نفت پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را در سراسر کشور پذیرفت . روز بعد آیت الله کاشانی در یک موضع گیری شجاعانه، قتل رزم آرا را واجب و خلیل طهماسبی را منجی ملت لقب داد . جمعیت فداییان اسلام نیز با انتشار اعلامیه ای شدیداللحن مسئولیت قتل را پذیرفت و اخطار کرد حضرت خلیل باید آزاد شود.(11)و بدین سان، نفت با تلاش نیروهای مذهبی ، ملی شد. البته نباید نقش دیگر نیروهای ملی مانند: اقلیت مجلس، جبهه ملی و مصدق را نادیده گرفت و بلکه باید در مقال دیگری بدان پرداخت.
پینوشتها در دفتر روزنامه موجود است.