سیروس عبدی
پرواز اوباما به آناتولی در شرایطی که اخیرا شاهد چرخشی محسوس در سیاست خارجی آنکارا بودهایم، جالب به نظر میرسد. شاید بتوان سفر باراک اوباما، رئیسجمهور ایالات متحده به ترکیه را در راستای وعدههای انتخاباتیاش که مملو از شعارهای آرمانگرایانه بود، تعبیر کرد چراکه وی تلاش دارد با سفر به ترکیه خود را در عمل به شعارهایش ثابت قدم و عزم خود را برای ارتباط نزدیکتر با کشورهای مسلمان نشان دهد. رئیسجمهور دموکرات آمریکا، پیش از این، رایزنیهای گستردهای را برای انتخاب کشوری مسلمان برای سفر خود انجام داده و از میان گزینههای متعدد، ترکیه را برگزیده بود. انتخاب ترکیه برای نخستین سفر باراک اوباما به یک کشور مسلمان، پیامهای روشنی به برخی از کشورهای عربی نظیر عربستان و مصر داشت که همواره مدعی رهبری جهان اسلام بودهاند و ظرف سالهای اخیر، برای جلب نظر ایالات متحده از هیچ تلاشی فروگذار نکردهاند.
در حال حاضر اوباما با سفر به یک کشور اسلامی میکوشد چهره مخدوش آمریکا را که به واسطه ضعف عملکرد جورج بوش ایجاد شده و سبب گسترش اندیشههای قوی آنتیامریکنیسم در این کشورها شده است، تا حدی ترمیم کند. افزون بر این، دو طرف در حال حاضر میکوشند تا روابط مخدوش شده آنکارا- واشنگتن را که به دلیل مخالفت ترکیه با حمله به عراق در زمان سلف اوباما، جورج بوش پسر، به سردی گراییده بود، از رکود چند سال گذشته خارج سازند. شاید یکی از دلایل انتخاب ترکیه برای سفر اوباما، به محبوبیت نسبی سران این کشور در میان افکار عمومی مسلمانان جهان باز میگردد. موضعگیریهای سران ترکیه یعنی عبدالله گل، رئیسجمهور این کشور و رجب طیب اردوغان، نخستوزیر و رئیس حزب عدالت و توسعه، در جریان جنگ غزه تحسین مسلمانان را به دنبال داشت. بویژه موضعگیری اردوغان در اجلاس داووس علیه رئیس جمهور رژیم صهیونیستی محبوبیت وی را در داخل و خارج کشور بشدت ارتقا داد.
مخالفت شدید عبدالله گل، رئیسجمهور ترکیه نیز با انتخاب راسموسن، نخستوزیر دانمارک که به بهانه آزادی بیان، با انتشار کاریکاتورهای موهن به پیامبر اسلام(ص) در سال 2006 موافقت کرده بود، جایگاه آنکارا در نگاه افکار عمومی جهان اسلام را بیش از پیش ارتقا داده است. از این رو اوباما با علم به این نکات میکوشد که حمایت رهبران ترکیه را جلب کرده و از این حربه به منظور تغییر نگرش مسلمانان به آمریکا استفاده کند. نکته دیگر آنکه سیر تحولات سالهای اخیر، ترکیه را تا حد زیادی از اتحادیه اروپا دور کرده است. سران آنکارا با علم به این موضوع و اتخاذ رویکردی واقعبینانه، استراتژی سیاست خارجی جدید خود را نه بر پایه نگاه به غرب که بر اساس روابط نزدیک با همسایگانشان پایهریزی کردهاند. سران کاخ سفید که این مسأله را به وضوح دریافتهاند، در حال حاضر میکوشند با ترمیم مناسبات خود با ترکیه، از فاصله گرفتن بیش از پیش آنکارا از واشنگتن ممانعت به عمل آورند چراکه ترکیه به لحاظ جغرافیایی در حد فاصل میان دو قاره آسیا و اروپا و منطقه آسیای میانه و قفقاز قرار دارد و تمامی این حد و مرزهای جغرافیایی، موقعیتی راهبردی برای ترکیه ایجاد کرده است که واشنگتن را نیازمند روابطی نزدیک با آنکارا کرده است.
به نظر میرسد که رئیسجمهور ایالات متحده در جریان این سفر تلاش خواهد کرد تا مقامات ترکیه را به قبول نقشی بیشتر در افغانستان و در قالب ناتو راضی کند. در مقابل سران ترکیه نیز درخواستهای مهمی از رئیسجمهور ایالات متحده دارند. یقینا یکی از مهمترین دغدغههای دولتمردان ترک، مسأله به رسمیت شناخته شدن نسلکشی ارامنه در کنگره آمریکاست که مدتهاست واهمه آنکارا را به دنبال داشته است. به رسمیت شناخته شدن کشتار ارامنه با توجه به لابی بسیار قوی ارامنه در ایالات متحده به هیچ وجه دور از ذهن به نظر نمیرسد، بنابراین احتمالا اوباما تضمینهایی را به سران آنکارا برای ممانعت از وقوع این مساله ارائه خواهد کرد. افزون بر این، دولت اردوغان از اوباما انتظار دارد که از اصلاح قانون اساسی- که ترکیه را جولانگاه نظامیان کرده و بسیاری از مواقع سبب از بین رفتن آزادی و دموکراسی در این کشور شده است- حمایت کند. همچنین ترکیه میکوشد تا حمایت آمریکا را برای مقابله با پ.ک.ک در داخل خاک عراق جلب کند و از باز شدن پروندههای حقوق بشری درباره نحوه تعامل با کردها نیز پیشگیری به عمل آورد.
اما شاید بتوان گفت که اوباما بزرگترین امتیاز را همزمان با سفرش به استانبول به آنکارانشینان تقدیم کرد چرا که وی پس از شرکت در اجلاس «جی20» و در ادامه تور اروپاییاش به ترکیه سفر کرد و با این اقدام عملا ترکیه را جزئی از اروپا محسوب کرده و تلویحا از پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا حمایت کرد. سوای این موضوع با توجه به تعامل نزدیک الیزه و کاخ سفید، اوباما میتواند نظر مساعد سارکوزی را که از مخالفان سرسخت پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا محسوب میشود، جلب کند.