سریعالقلم با تاکید بر اینکه برای فهم وضع فعلی خودمان در کشور به درک عمیق تاریخ خود نیاز داریم، سابقه تاریخی ایران را در حوزه سیاست در مقایسه با حوزههایی مانند عرفان، معماری و هنر ضعیف دانست و گفت:« موضوعاتی مانند تحمل، تحمل آرا و دیدگاههای مختلف، احترام به آرا در جامعه ما جدید است و نزدیک به نیم قرن بیشتر نیست که احترام گذاشتن به آرای دیگران، پذیرفتن دیدگاههای مختلف، داشتن رهیافتهای گوناگون به موضوعات اجتماعی و سیاسی در ایران مطرح شده است. به همین ترتیب، مسائل ایران در دوره تکاملی سیر میکند و اتفاقاتی که در کشور ما میافتد در یک سیر خطی تاریخی رو به تکامل است.»
سریعالقلم درادامه گفت:« آینده را مثبت میبینیم و فکر میکنم آنچه رخ میدهد مقتضیات رشد است. مبنای نظری حکومت در ایران، در طول تاریخ عشیرهیی بوده است.عشیرهای میآمد و اعضای عشیره حاکم قبلی را به قتل میرساند و حاکم میشد. از این منظر اگر به نظریههای علم سیاست بپردازیم، حکومت ملی در تاریخ ایران نداشتهایم. هر رشتهای و هر معرفتی برای خود واژگانی دارد، من از مهندسین و اطبایی که متن را میخوانند خواهش میکنم، اگر معنای Nation-state را دقیق نمیدانند، آنچه در ذهن دارند نبافند. این لغت برای ما دانشجویان علم سیاست معنای خاصی دارد. به این معنا، حکومت ملی در ایران نداشتهایم و مقدمات حکومت ملی در واقع در ایران بعد از انقلاب اسلامی شروع شده است؛ انتخابات در حال رشد، رقابت نسبی در کشور، طرح دیدگاههای مختلف و حوزههای متنوع قدرت را پس از انقلاب داشتهایم. به لحاظ علمی و نظری نیز بسیاری از پایهها و استوانههای حکومت ملی بعد از انقلاب در ایران به وجود آمده است و قبل از آن تنها به صورت پراکنده و ناپایدار بوده است؛ از این رو راهی طولانی در پیش داریم. موضوعات سیاسی مثل موضوعات مهندسی نیستند که بدانیم سدی را که میسازیم سه سال بعد به اتمام میرسد یا مثل جراحی نیست که آزمایشاتی انجام و عمل صورت گیرد و شخص هم دوره نقاهت را بگذراند و تمام شود. موضوعات علوم انسانی و به ویژه علوم سیاسی، فرآیندی هستند. یک ملت ممکن است نزدیک به یک قرن طول بکشد تا به صورت روانی و نهادینه شده و نه صرفا به صورت حقوقی و قانونی تحمل آرای را در وجود خود ایجاد کند.»
سریعالقلم با بیان اینکه نهادینه شدن احترام به آرای دیگران، زمان میبرد، گفت:« اکثریت افراد در حوزههای اجرایی و فکری جامعه که تحمل آرای مختلف را ندارند، شناخت عمیقی از خود هم ندارند، یعنی اگر آرای مختلف را نمیپذیریم به این دلیل است که عمدتا در دوایر غریزی زندگی میکنیم؛ اگر افراد کینهتوزی و حسادت و غیبت و سخنچینی و تخریب میکنند، همه مشتقات غریزی انسانی است؛ این حوزهها نفسانی است و اگر کسی به درجه تکامل اندیشه برسد، متوجه میشود که اصلا امکانپذیر نیست دو نفر مثل هم فکر کنند و این خلاف قوانین خلقت است.»
وی زیبایی و عظمت جامعه را در تفاوت انسانها دانست و ادامه داد: « اگر تاریخ عملکرد ائمه شیعه را مبنا قرار دهیم، آنها هم به تفاوت آرا اعتقاد داشتند و احترام میگذاشتند و حتی با دشمنان خودشان بسیار محترمانه برخورد میکردند، چه برسد به افرادی که در دایره خودشان بودند و متفاوت میاندیشیدند.»
این استاد دانشگاه در ادامه احزاب کشور را وابسته به اشخاص دانست و درباره نوع حرکت جامعه به سوی تحزب، گفت:« این فرآیند نیازمند زمان است و بسیار طولانی هم خواهد بود. باید صبور باشیم و کار فرهنگی، آموزشی و رسانهیی انجام دهیم. عنصر محرکه در ایجاد فرهنگ رقابتی و فرهنگ تحمل در حوزه سیاست غیردولتی بودن اقتصاد یک کشور است و همه تحولات از آنجا آغاز میشود.»
وی ادامه داد:« از نظر حرفهیی و تخصصی، رفتار انتخاباتی معطوف به احزاب است. در کشورهایی که انتخابات هست، اگر بخواهیم بر اساس متون تخصصی علم سیاست و تجربیات دنیا بحث کنیم، مردم باید به برنامه به جای فرد رای دهند. تا زمانی که مردم عادت نکردهاند به برنامههای یک نفر رای دهند، حتما در رفتارهای انتخاباتی مشکل خواهیم داشت و فراز و نشیبهای قابل توجه سینوسی را طی خواهیم کرد؛ زیرا به هر حال هیچ جای دنیا نباید از شهروندان انتظار داشت درباره افراد به شناخت عمیق برسند.»
سریعالقلم افزود:« در ایران به فرد رای داده میشود که البته از منظر تاریخی، مرحلهای از رشد است؛ زیرا هنوز به فرد رای میدهیم، با این وجود نسبت به گذشته که هیچ انتخاباتی در کار نبوده، قطعا اوضاع بهتری است. لغتهای مردم، افکار و انتظارات مردم، حقوق مردم، حقوق شهروندی و... واژگانی هستند که حداکثر 50 سال است در ایران مطرح شده است؛ البته در دوره مشروطه در حلقههای فکری و روشنفکری هم مطرح شد؛ اما به صورت عمومی نیم قرن بیشتر نیست که مطرح شده است. قبل از آن منظورشان از مردم، بیشتر رعایا بود و مردم حکم رعیت داشتند، در تاریخ یک پادشاه داشتیم که مرکز ثقل جهان بود و تعدادی اشراف و خان که در کل 500 نفر در جمعیت 20 میلیونی میشد، بقیه همه رعیت بودند. ما درباره چنین کشوری صحبت میکنیم؛ البته در کشورهای صنعتی و غربی نیز چه توسعه اقتصادی و چه توسعه سیاسی، جنبه تدریجی و تکاملی داشتهاند. توسعه امری فرآیندی بوده است. در کشورهای در حال توسعه مثل ما توسعه اقتصادی و سیاسی با برنامه جلو میرود اما در جوامع توسعهیافته کسی برای این روندها برنامهریزی نکرد، تحولاتی روی هم انباشته و حادث شد اما توسعه در کشورهای در حال توسعه به شکل برنامه است. با این حال همین که این اتفاق افتاده، امری مثبت است که الان هر کس که در ایران متولد شده است، حق رای دارد.»
وی تاکید کرد: « نکته اساسی برای انتخاب داشتن برنامههای مختلف برای مدیریت کشور است. باید افراد را در قالب احزاب و برنامهها تعریف کنیم که نیازمند آموزش است و زمان میبرد. بخشی از جامعه این مساله را درک کرده است، اما آموزش عمومی در کشور ندارد و هنوز افراد کلیدی هستند. راه را شروع کردهایم اما هنوز راه طولانی در پیش داریم. وضعیت امروز ما رو به تکامل است؛ البته با نرخ سرعت دنیا در تحولات به طور مقایسهای عقب هستیم.»
وی در ادامه با تاکید بر اهمیت بلوغ سیاسی گفت:« ما نباید برش بزنیم بلکه باید فرآیندی به وضعیت خودمان نگاه کنیم. رفتار انتخاباتی به آموزشهای طولانی نیاز دارد تا مردم به سمت برنامه و اندیشه رقابتی در جامعه بروند. باید درنظر گرفت در بیشتر کشورهای صنعتی، احزاب بعضا چند قرن تاریخ دارند و زمان برده است که آنها به اینجا رسیدهاند و تبعا ما نیز باید به سمت نظام حزبی حرکت کنیم و از فرد به برنامه منتقل شویم.»
این استاد دانشگاه مناظره میان کاندیداها را به وجود آوردنده فضای مناسب انتخاباتی در کشور دانست و افزود:« باید فضایی ایجاد کنیم که کاندیداها در موضوعات مختلف با هم مناظره کنند. ما مناظره بین کاندیداها در حوزههای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، زنان، جوانان، آموزش و پرورش، آموزش عالی، سیاست خارجی، امنیت اجتماعی و امنیت ملی داریم. در آن زمان ما یک درجه بلوغمان بالاتر میرود و مردم میتوانند، تفاوتها را ببینند، این آفت بسیار بزرگی بوده است که هر کسی برای خود صحبت میکند اما کاندیداها حتی در شهرستانها، دانشگاهها، فرهنگسراها و... باید بیایند و مناظره کنند تا مردم رقابت را ببینند و آن جاست که مردم رشد میکنند و کاندیداها را با برنامههای مختلف برای مدیریت جامعه انتخاب میکنند؛ البته کاندیداها ممکن است همپوشانی داشته باشند؛ کما اینکه در انتخابات آمریکا، کلینتون و اوباما با هم همپوشانی داشتند و به صورت تنگاتنگی با هم رقابت کردند و نتیجه این انتخابات نشان داد که اگر خانم کلینتون هم نامزد حزب دموکرات میشد، عملا به ریاست جمهوری میرسید. فرقی نمیکرد، مردم میخواستند به اندیشههای متفاوت رای دهند.»
دکتر سریعالقلم درباره موانع رشد بلوغ سیاسی و رشد و توسعه رفتار انتخاباتی گفت: « اول اینکه اقتصاد ما دولتی است؛ یعنی فعالیت اقتصادی و مسوولیت معاش مردم نزد دولت است و این بزرگترین آفت رشد جامعه است. این رشد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است؛ بنابراین تا زمانی که اقتصادمان دولتی است و بالای 70 درصد در دست دولت است، ما در حوزههای فرهنگی و سیاسی رشدمان ضعیف خواهد بود. ضعف طبیعی است؛ زیرا دولت به لحاظ منابع مالی نیاز به مردم ندارد. مانع دوم توسعه، فرهنگی است. تاریخ عمیق انباشتهشدهی فردی داریم. حرکت از فرد به طرف سیستم و به طرف قاعده زمان میبرد. حتی آرام آرام به سمتی میرویم که زنان در جامعه بتوانند مشاغل را بر عهده داشته باشند و تحصیل کنند تا به ایفای نقش اجتماعی برسند. این حرکت در جامعه ما جدید است. به لحاظ فرهنگی نگاه ما باید به جامعه عوض شود. در بحثهای تخصصی علم سیاست، تفکیکی بین جامعه و نهاد دولت داریم. این تجربه دنیاست که جامعه باید احساس کند میتواند متفاوت از دولت باشد، یعنی در جامعه باید فضاهای تنفسی وجود داشته باشد.»
سریعالقلم در ادامه فضای باز انتقاد را بسیار ضروری دانست، گفت:« حتی درمیان بعضی تحصیلکردههای جامعه، اگر حرفی متفاوت بزنید، با شما برخورد میکنند؛ اما در جامعه روحانیت ایران، ظرفیت تحمل آرای مختلف به مراتب بیشتر از گروههای دیگر در جامعه ماست. طلبهها با هم جدل میکنند، افراد روحانی با همدیگر حدود و ثغوری دارند که اقشار دیگر جامعه ما ندارند و این نشان میدهد که در جامعه روحانیت، اصول فکری و فرهنگی وجود دارد که در بخشهای دیگر جامعه که متخصص و به اصطلاح خودشان مدرن شدهاند و تحصیلات عالیه دارند، تحمل آرای مختلف وجود ندارد. با احتیاط به عنوان یک دانشجو، میگویم که ما هنوز جامعه تشکیل ندادهایم. جامعه باید رنگارنگ باشد؛ زیرا انسانها متفاوت هستند و ما همدیگر را تحمل میکنیم، انسانها فکر میکنند اختیار و حقوق دارند؛ به رنگها، غذاها و مبانی فلسفی مختلف علاقهمند هستند. تلاقی این تفاوتها، جامعه را زنده میکند و به طرف رشد میبرد.»
وی افزود:« وجود نظام حقوقی برای تشکیل یک جامعه اهمیت دارد؛ باید نظام قوی حقوقی حکومتی داشته باشیم تا همه در سر جای خود، حدودشان را بدانند. تجربیات مشابه زیادی در دنیا داریم؛ بنابراین برای توسعهیافتگی هم باید در بخش فرهنگی و هم در بخش اقتصادی کار کنیم.»
این استاد دانشگاه در ادامه درباره تاثیرگذاری مذهب بر رفتارهای انتخاباتی گفت:« جامعه ما جامعهای مذهبی است و ابراز عقاید مذهبی، جزئی از فضای باز فکری و رقابتی است؛ کمااینکه در بسیاری از کشورها تشکلهای مذهبی و دینی هم در کار سیاسی نقش دارند. انجمنهای خیریه فعالیت میکنند، کاندیدا ارائه میدهند و از کاندیدا حمایت میکنند. تنها مهم است که مردم به سطحی از آگاهی برسند و ببینند کدام حزب و گروه و اندیشه در کشور بهتر میتواند مدیریت کند. ما در یک دوره تکاملیم و از آنجا که یک جامعه مذهبی هستیم، اینها را مشکل نمیدانم.
باید اجازه دهیم، همه این روندها در کشورمان رخ دهد و گرایشهای مختلف مذهبی در کار سیاسی شرکت کنند. همه اینها باعث رشد جامعه میشود.اگر از لغت واجب برای شرکت مردم در انتخابات استفاده شود، خوب است. تا آنها به انتخابات بیایند و در آن شرکت کنند. اگر بخشهای دیگر جامعه هم تشکل پیدا کنند و با رهیافت دیگری در همین انتخابات شرکت کنند، به لحاظ تاریخی، تکاملی مشاهده خواهد شد و ممکن است 30 سال دیگر انتخابات در ایران به شکل دیگری باشد، حزبی یا برنامهای یا رقابتیتر باشد و اینها خود فرازهای رشد است.»
سریعالقلم با تاکید بر اینکه الگوی دینی با الگوی عقلانی تضادی ندارد، گفت:«علمای مذهبی در روندهای جامعه ایران نقش داشتهاند. بالاخره مراجع نقشی مهم در ایران دارند و همیشه داشتهاند و خواهند داشت. اگر بخشی از جامعه آرای مراجع را آرای خود میداند، این واقعیت جامعه ایرانی است. اینها بخشهایی از جامعه ما هستند، باید اجازه دهیم جامعه در انتخابهای خود آزاد باشد.»
این استاد دانشگاه در ادامه به میزان تاثیرگذاری قشر دانشگاهی بر آرای مردم اشاره کرد و گفت:« آگاهی مردم در ایران، ارتباط کمی با دانشگاه دارد. این یک واقعیت است که باید آن را پذیرفت. دانشگاه و دانشگاهیان در ایران مثل اکثر کشورها، دایرههای تاثیرگذاری بسیار محدودی دارند و بیشتر بر روی طیف تحصیلکرده جامعه اثر دارند. بافت جامعه ما، مذهبی است و در واقع اتفاقی که در کشور ما باید بیفتد، در میان مراجع، دانشگاهیان، نخبگان، دانشگاهیان، هنرمندان و تمام گروههای موثر در جامعه این است که ما مصالح کشور را در اولویت قرار دهیم، این اتفاق باید بیفتد.»
سریعالقلم در ادامه گفتوگوی خود با خبرنگار ایسنا درباره تفاوتهای رفتار انتخاباتی مردم گفت: « رفتارهای بسیار متفاوت عامه مردم در انتخابات، تابع این است که ما تشکیلات حزبی و سیاسی در کشور نداریم که به جامعه آموزش دهد. ما تشکیلات حزبی نداریم و مبارزات انتخاباتی ما در ایران عملا دو سه هفته بیشتر در حوزه ریاست جمهوری نیست و پارلمان هم کمتر است. بخشی عمده از این رقابتها هم تلویزیونی است و کمتر پیش میآید تا یک کاندیدا واقعا بتواند در شهری کوچک در مدرسهای با دانشآموزان صحبت کند، در کارخانهای با کارگران حرف بزند و نظرش را برای مردم مطرح کند. در واقع انتخابات ما، به شکل انتخابات از راه دور است.»
وی با تاکید بر لزوم وجود رقابت رسانهای در ایران افزود:« اگر اقتصاد غیردولتی شود به طور طبیعی رقابت رسانهای رخ خواهد داد. اگر در جامعه ثبات باشد و ما ایرانیها این قدر نگران آینده نباشیم که چه اتفاقی میخواهد بیفتد، به رقابت رسانهیی نزدیک میشویم. وقتی ثبات باشد همه کارها صورت میگیرد. لازم است دولت از حوزههای مختلف در ایران جدا باشد. الان دولت در ایران تعیین میکند که بهترین کتاب سال چیست. در حالیکه این اقدام با مبانی علم و عقل سازگاری ندارد و حتی یک رسانه دولتی تعیین میکند که چهرههای ماندگار چه کسانی هستند؛ در حالیکه در حوزه هنر، هنرمندان باید جمع شوند و این کار را کنند، در حوزه فلسفه، هم فلاسفه ایران جمع شوند و بگویند این فرد زحمت کشیده و ما به اجماع رسیدهایم که این فرد چهره ماندگار در فلسفه است. اینکه یک نهاد دولتی، بهترین مورخ ایران را انتخاب کند، ارزش علمی ندارد و یک امر تشریفاتی است.»
دکتر سریعالقلم در پایان سخنان خود به نقش اخلاق در انتخابات اشاره کرد و گفت:« اخلاق در گفتارهای اجتماعی در ایران اهمیت دارد. البته من میتوانم با اطمینان قابل توجهی عرض کنم که کشوری را در دنیا سراغ ندارم که به این درجه از اخلاق در آن صحبت شود. حتی در کشورهای اسلامی مثل مصر، عربستان، پاکستان، ترکیه و... به قدری که در کشور ما حرف از اخلاق زده میشود، آن جاها نیست. ما خیلی حرف از اخلاق میزنیم اما به طور شگفتانگیزی آنچه درباره اخلاق میگوییم، در رفتارهای ما انعکاس محدود دارد و این خیلی موضوع مطالعاتی خوبی است که چطور ذهن ما مثل منظومه مستقلی برای خود عمل میکند و رفتارهای من ایرانی نوعی هم در دنیای دیگری است و من بین این دو در هیات فیزیکی و وجودی خود ایرانیام نتوانستهام ارتباط برقرار کنم و این یک واقعیت است. به نظر من اخلاق خوب است و حتما در سیاست کاربرد دارد؛ اما زمانی اخلاق را میتوانید در سیاست نهادینه کنید که سیاست ابتدا جنبه حقوقی و رویهای پیدا کند و بعد هم میتوانید اخلاق را به آن اضافه کنید. به مدد اخلاق، حقوق سیاسی را نهادینه کنید و آن عملی است که جامعه بگوید من مسائل را مراعات میکنم، به خاطر اینکه قانون میگوید و اینجا اخلاق رفتاری میشود. اخلاق در اجتماعات چه سیاسی و چه غیر آن، بدون سوار کردن اتاقکهای حقوقی امکانپذیر نیست. حقوق بسیار مهم است.