نوشته: سانجای اوپادیا / مترجم: کورش ایراندوست
با گذشت بیش از یک ماه از سفر تاریخی <مان موهان سینگ> نخستوزیر هند به چین، تحلیلگران مسائل شرق آسیا و نیز آن دسته از تحلیلگران که مناسبات نوین قدرت در دنیا را مطالعه میکنند، همچنان سرگرم بررسی این سفر و آثار و عوارض آن هستند.
در این میان یک کشور کوچک و آسیبپذیر هم هست که خود را بیش از پیش مشمول فشار و فرسایش ناشی از نزدیک شدن غولها به هم میبیند.
در نپال احزاب سیاسی و شورشیان مائوئیست ظرف دو سال گذشته پیرو رهنمودهای هند بودهاند. اما اینک چین آهسته آهسته خود را وارد مسائل داخلی این کشور کوهستانی واقع در قلب ارتفاعات هیمالیا میکند. پیداست که به این ترتیب، آینده نپال، چه تحت حکومت پادشاهی و چه جمهوریت، تابع روابط دو همسایه بزرگ آن خواهد بود.
سینگ در سفر به چین با همتای خود <ون جیابائو11 > موافقتنامه از جمله <دیدگاه مشترک طرفین به قرن >21 را امضا کرد، اما همین سند حجیم و پراحساس هم نمیتواند برجو سوءتفاهم میان هند و چین سرپوش بگذارد. دو کشور در سال 1962 با هم جنگیدند. صمیمیت روزافزون هند با ایالات متحده و طرحهای مشترک آن کشور با آمریکا در امور هستهای البته ناخوشایند چین است.
گسترش روابط سیاسی و نظامی دهلی نو با کشورهای سنگین وزن منطقه چون ژاپن و استرالیا نیز چین را به واقعیت راهبرد تحدیدی متوجه میکند که آمریکا در حال اجرای آن به دور چین است.
از طرفی، اگرچه رسانههای دولتی چین از زمان دیدار سینگ از پکن از <فصل نوین> روابط دو کشور سخن میگویند، تحلیلگران هندی نمیتوانند تردیدهای خود درباره واقعیت داشتن چنین فصلی را پنهان کنند. آنان مناقشه مرزی حل نشده از زمان جنگ سال 1962 و روابط گرم چین با پاکستان را شواهدی براثبات تردیدهای خود میگیرند.
اوضاع نپال همیشه تحت تاثیر مناسبات چین و هند قرار داشته است.
بنیانگذار نپال در قرن هجدهم، آن کشور را <سنگ زیرین آسیا در کشاکش دو همسایه غول پیکر> لقب داده است. اینک در حالی که نپال با دوره بیست ساله جنگ داخلی مائوئیستی خداحافظی میکند سایه دو همسایه غول پیکر بیش از گذشته برسر این کشور افتاده است.
چین در سال 2005 با کودتای نظامیان و رسیدن شاه <گیانندرا> به قدرت در نپال از این رویداد حمایت کرد. جانشینان مائو در پکن از دستگاه سلطنتی نپال و سرکوب شدید پیروان مائو در نپال حمایت کردند، اما دهلی نو همراه با واشنگتن و لندن مبارزه گسترده ای را علیه رژیم پادشاهی نپال دنبال کرد و این مبارزه البته موجب شد که شاه گیانندرا بیشتر به سوی چین کشیده شود.
هند با حمایت آمریکا توانسته ائتلافی ضد سلطنتی مرکب از احزاب مخالف پادشاهی نپال و شورشیان، مائوئیست تشکیل دهد و قیام مردمی سال 2006 در پی تشکیل آن ائتلاف، رژیم سلطنتی را سرنگون کرد.
دولت جدیدی که بر سر کار آمد پادشاه را فاقد هرگونه قدرت سیاسی خواند و او را در درون کاخش محصور ساخت تا پس از برگزاری انتخابات درباره او تصمیمگیری شود. مائوئیست ها هم پس از آن که رژیم پادشاهی سرنگون شد، حاضر به امضای پیمان صلح با دولت شدند و رزمندگان و سلاحهای خود را به اردوگاههای تحت نظارت سازمان ملل متحد انتقال دادند.
با این همه اوضاع چندان امیدبخش نیست. انتخابات برای تشکیل مجلس موسسان و تهیه قانون اساسی جدید تاکنون دوبار به تعویق افتاده است.
حال قرار است این انتخابات در سومین موعد خود در ماه آوریل برگزار شود، اما عده کسانی که به برگزاری انتخابات در جو نه چندان امن فعلی امیدوارند اندک است. از زمان امضای پیمان صلح مائوئیستها و دولت، حدود 10 گروه مسلح در حوالی منطقه مرزی نپال و هند شکل گرفتهاند.
اقوام مختلف در هرگوشه کشور خواهان خودمختاری بیشتر و داشتن حق نماینده هستند. کشتار، انفجار، آدمربایی و خرابکاری بیوقفه ادامه دارد.
اما در چین، پناهندگان تبتی که از آن کشور به نپال گریختهاند، موجب شدهاند که دولت پکن، ناآرامیها در نپال را با حساسیت خاصی زیر نظر بگیرد.
پکن از دیرباز پشتیبان رژیم سلطنتی نپال بود و آن را ستون ثبات در آن کشور میشمارد، اما در سال های اخیر دولت چین وارد مرحله گفت و گو با احزاب سیاسی نپالی از جمله مائوئیستها شده است. هیاتهای سیاسی چینی پی در پی به کاتماندو میروند و از آن سو پکن میزبان سیاستمداران نپالی وابسته به احزاب و خطمشیهای مختلف بوده است. گمان میرود که چین در پی تشکیل جبهه گستردهای مرکب از ملیون نپالی باشد که بتواند دربرابر نفوذ هند در نپال مقاومت کند.
این فعالیتها خوشایند هند نیست.
هند از مدتها پیش به این طرف <دکترین مونروئه> خاص خود را در جنوب آسیا اعمال میکند، در حالی که در داخل هند، حزب <بهاراتیا جاناتا> بزرگترین حزب مخالف دولت، طرفدار رژیم پادشاهی در نپال است.
به عقیده بسیاری از صاحبنظران هندی، فعالیتهای پکن در نپال که افزون است و فعالیتهای چین در بنگلادش و سریلانکا همه و همه به منظور محاصره کردن هند صورت میگیرد.