تاریخ انتشار : ۰۹ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۳  ، 
کد خبر : ۸۶۸۶۲

بازخوانی نهضت تندروها (بخش دوم)


«مردم شریف و مسلمان ایران! سازمان موسوم به "مجاهدین انقلاب اسلامی" در جهت بدبین کردن نسل جوان به اسلام و روحانیت و تفکیک دین از سیاست -که هدف دشمنان جهانی اسلام نیز هست- تلاش می‌کند. سخنان موهن یکی از اعضاء مرکزیت این سازمان در همدان (توهین او به عقاید دینی، مراجع تقلید و مردم متدین ایران) و حمایت بی‌دریغ آن سازمان از گفته‌های او شاهدی بر این مدعاست. جامعه مدرسین حوزه علمیه قم چنین سازمانی را فاقد مشروعیت دینی می‌داند و متدینین را از همکاری با آنها بر حذر می‌دارد.» جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
با وجود آنکه سخنرانی نخست آغاجری که طی آن "دین" را "افیون توده‌ها و حکومت‌ها" خوانده بود، حواشی زیادی ایجاد کرد، اما او باز هم بر سر این بود که اهداف سازمان را در مسیر سکولاریزه کردن کشور با جدیت پی بگیرد. او این بار بیش از آنکه از مطهری بگوید، بر شریعتی تکیه کرد و در سالگرد درگذشت او در 29 خرداد 81 در خانه معلم همدان حاضر شد. آغاجری این‌بار جملاتی را بر زبان راند که نه تنها فضای کشور را به کلی ملتهب کرد، بلکه در خارج از کشور نیز دستاوریزی برای رسانه‌های معاند قرار گرفت. جملاتی که صدور حکم اولیه ارتداد او را در پی داشت. جملات آغاجری اگر چه در قالب یک سخنرانی به ظاهر علمی بیان می‌شد اما به اعتراف هم‌کیشان خود او، چندان با فضای علمی جلسه همخوانی نداشت.
عباس عبدی از جمله کسانی بود که صراحتاً به این عدم همخوانی اشاره کرد. او طی مصاحبه‌ای رسماً اعلام کرد: «ادبیات به‌کار گرفته شده توسط آغاجری مناسب بحث علمی نبوده. اگر وی قصد داشت به تحلیل وضعیت روحانیت بپردازد، بهتر بود به زبان علمی‌تر بحث می کرد، تا در نتیجه مجبور به استفاده از کلمات عمومی و لحن تحقیرآمیز نشود.»(16)
با وجود آنکه تندروهای اصلاحات خود به لحن تحقیرآمیز سخنان آغاجری معترف بودند و بعضاً در نوع بیان آغاجری اشکالاتی وارد می‌دانستند، هیچ‌گاه حاضر نشدند، سخنان وقیحانه یار غارشان را محکوم کنند. آنها تلاش کردند تا با سیاسی‌کاری حواشی ایجاد شده را جمع کنند. اما سخنان بی‌شرمانه آغاجری به این سادگی‌ها جمع‌شدنی نبود.
آغاجری در خانه معلم همدان بدون در نظر گرفتن تفاوت های بنیادی مسیحیت قرون وسطی و اسلام ناب از پروتستانتیزم اسلامی سخن به میان آورد و روحانیت، مرجعیت، مردم و مقدسات را یک جا به باد تمسخر گرفت. او آموزه‌های دین را سیاه و تاریک لقب داد و مردم را به واسطه تقلید میمون صفت خواند و تصریح کرد: «برای اصلاحات باید دین را تغییر داد.»(17)
آغاجری نهضت پروتستانتیزم را تئوریزه می‌کرد: «نهضت پروتستانتیزم می‌گفت ما مسیحیت را باید از دست روحانیت سنتی کلیسایی آزاد کنیم و دین را باید از دست پاپ نجات داد.» و از این مسیر حمله به روحانیت را در دستور کار داشت: «کی قبل از صفویه ما این سلسله مراتب را داشته‌ایم؟ ...نظام کلیسایی. از بالا شروع می‌شود، پاپ، اسقف‌ها، کاردینال‌ها، کشیش‌ها، کشیش محلی، کشیش فلان، بعد به تدریج در دوره ما تأثیر این فرهنگ و البته تحت تأثیر زمینه‌های اجتماعی و اقتدارگرایی در ایران، به سمت این سلسله مراتب طبقه‌ای با یک نظم سلسله مراتبی و یک نفر در رأس آن به نام آیت‌الله العظمی فی العالمین و السموات و الارضین و... تا آخر، این در رأس و بعد همین‌طور می‌آید پایین سلسله مراتب، آیت‌الله، حجت‌الاسلام، ثقة‌الاسلام، چی چی‌الاسلام (خنده تمسخر حضار) حالا در این چند سال اخیر که حوزه ما تبدیل به مسند دولتی هم شده، مسئله حساس شده، قبلا این عناوین دولتی نبوده.»
به دنبال توهین‌های بی حد و حصر آغاجری به روحانیت و حوزه‌های علمیه اقشار مختلف مردم همگام با علما به اعتراض برخاستند. آیت‌الله استادی رئیس شورای عالی حوزه علمیه قم دست به قلم برد و خطاب به خاتمی نوشت: «سخنان آقای هاشم آغاجری را از طریق تلکس خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران دریافت نمودیم که موجب تأثر و تاسف عمیق گردید. این اولین بار نیست که در برخی محافل و مجامع مقدسات اسلام و روحانیت شیعه مورد بی‌مهری قرار گرفته و یا با عباراتی دو پهلو دست خوش هتک و توهین می‌شود. اما تعابیر به کار رفته در صحبت‌های این شخص در توهین به روحانیت به قدری صریح است که قابل تحمل از سوی هیچ مسلمان متعهدی نمی‌باشد. سؤال اصلی اینجاست که این نوع اظهارات تا کی باید تکرار گردد؟ آیا نباید حضرتعالی از نفوذ اجرایی و معنوی که بر گروه‌های هوادار یا مدعی هواداری از دولت و مجلس دارید، استفاده کرده و به این بی حرمتی ها خاتمه دهید؟»(18)
دولت اصلاحات همچنان با تساهل و تسامح سخن می‌گفت و می‌کوشید تا دو سوی میدان را داشته باشد. دولتمردان هیچ گاه حاضر نشدند اظهارات وقیحانه آغاجری را آن‌گونه که باید محکوم کنند. و اینها همان کسانی هستند که امروز از شکاف بین دولت نهم و علما و بی اعتنایی دولت به حوزه سخن به میان بیاورند. همان ها که در دوره حیات سیاسی شان لحظه ای را برای حمله به دین و علما از دست ندادند.
حرف های آغاجری موجبات استقابل گسترده رسانه های بیگانه و معاندین نظام را فراهم آورد. علی رضا نوری زاده در مصاحبه با رادیو آمریکا اعلام کرد:«حرفی که آغاجری می‌زند، حرف اغلب آزاداندیشان است. به نظر من حرف‌های آغاجری موجب یک انقلاب و تحول فکری در عرصه رابطه دین و مردم خواهد بود.»(19)
دکتر محمود احمدی‌نژاد در پایان نشست شورای مرکزی جمعیت ایثارگران با اشاره به هتاکی‌های آغاجری گفت: «تندروها و افراطیون دوم خرداد این روزها حمله به روحانیت و دین را در دستور کار قرار داده‌اند و متأسفانه این همان جریان افراطی است که همواره مانع از استقرار آرامش و شکل‌گیری وفاق در کشور است و به نام اصلاح‌طلبی متحجرانه‌ترین شعارها را به زبان جاری می‌کند. اینان به دنبال اسلام التقاطی و سپس سکولار کردن جامعه هستند.»(20)
او همچنین ادامه داد: «این افراطیون روزی سخن از "عبور از خاتمی" و روزی دیگر "عبور از قانون اساسی" و امروز شعار "عبور از دین" را سر می‌دهند. اینان می‌دانند که روحانیت نماد مقاومت، ایستادگی و سربلندی جامعه ایرانی در طول تاریخ بوده است و بزرگترین مانع برای تحقق اهداف ضد اسلامی و ایرانی تندروها محسوب می‌شوند و روحانیت است که مانع بازگشت استبداد و حاکمیت استکبار در ایران می‌باشد. لذا امروز حمله به روحانیت را در دستور کار قرار داده‌اند.»(21)
شخصیت‌های مختلف سیاسی نسبت به جریانات پیش‌آمده اعلام موضع می‌کردند. مهندس سید مرتضی نبوی مسئول واحد سیاسی جامعه اسلامی مهندسین گفت: «تفکرات آغاجری به هیچ وجه به خود وی منحصر نمی‌شود. وی صرفاً به عنوان یک مهره پیاده کم‌ارزش یک جریان فکری عمل کرده است. آغاجری به صراحت حرف هایی را زده است که مجموعه طیف سکولار و ضد دین نفوذ کرده در درون دوم خرداد بدان معتقد هستند.»(22)
او با اشاره به جریان ضد دینی در دولت اصلاحات ادامه داد:«وجود جریان ضد دین در درون جبهه دوم خرداد که آغاجری صرفا مهره‌ای پیش‌تاخته از آن است دیگر برای افکار عمومی ثابت شده است و بسیاری از بزرگان این جبهه به ویژه آقای خاتمی و آقای کروبی نیز نسبت به خطر آن هشدار داده اند. جبهه دوم خرداد باید این هشدارها را جدی بگیرد و از مماشات نسبت به این جریان ضد دینی خودداری کند. چه در غیر این صورت احتمال تکرار حوادثی شبیه ماجرای اخیر همواره وجود دارد.»(23)
سید احمد خاتمی نیز این چنین لب به سخن گشود: «آنان که در پی تئوریزه کردن مجدد بردگی ملت ایرانند از سالیان پیش لبه تیز هجمه خود را علیه روحانیت اصیل و فداکار قرار دادند و آخرین آن اهنتی است که گوینده سخن وقیح "دین افیون توده ها و حکومت هاست" در خانه معلم همدان به روحانیت اصیل نموده است. به نظر می رسد مشکل گوینده و گویندگان این سخن روحانیت نیست بلکه مشکل آنها همان دین است که آن را افیون می دانند. آری از کسانی که از دین چنین تصوری دارند و از سوسیالیسم تعدیل شده به عنوان دین برتر یاد می کنند، انتظاری جز این نیست.»(24)
او به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اشاره کرد و افزود:«در اینجا باید از سازمانی که گوینده این سخن عضو آن است، سازمانی کهصندلی‌های مهم حکومت دینی را قبضه کرده است، پرسید آیا این سخنان را قبول دارید یا نه؟ خوشحال می‌شویم که بدون هیچ توجیه و اما و اگر بگویند که ما این مواضع را قبول نداریم. و اما اگر پاسخشان مثبت است، باید بدانند که سازمان منافقین هم از همین رهگذر به جهنم مخالفت با نظام اسلامی افتاده و در دام استکبار قرار گرفتند. امید آنکه تجربه شده را بار دیگر تکرار نکنند. که "من جرب المجرب حلت به الندامه"»(25)
غلامحسین الهام که آن روز سمت سخنگویی قوه قضائیه را در اختیار داشت، از جمله کسانی بود که نسبت به اظهارات آغاجری رسما واکنش نشان داد. او گفت:«امروز به صورت علنی شمشیرکشی به سوی دین میسر نیست. بنابراین دین زدایی به صورت آرام در زمینه ارکان جامعه دنبال می شود. در حالی که امکان پذیر نیست نظامی عنوان اسلامی داشته باشد، کارگزاران آن اسلامی نباشند، نمی شود نظام، اسلامی باشد، اما در بدنه آن اصحاب معاویه حکومت کنند.»(26)
او به سابقه حمله مستقیم به دنین اشاره کرد و هدف از بیان این دست حرف ها را این گونه توصیف کرد: «با این حرف جامعه را آزمایش کردند که دیدند ایستادگی وجود دارد. حالا به نهادهای دینی پرداخته‌اند و اهل مرجعیت را تخریب می کنند.»(27)
واکنش‌ها به سخنان آغاجری البته کمی متفاوت بود. برخی به شدت این اظهارات را محکوم کردند، برخی سعی کردند به راحتی و با ابراز نگرانی جزئی از کنار این اظهارات بگذرند و برخی دیگر در حمایت از سخنان آغاجری برآمدند.
حجت الاسلام و المسلمین کروبی که آن روز ریاست مجلس شورای اسلامی را عهده دار بود طی مصاحبه ای در خصوص توهین های صورت گرفته گفت:«متاسفانه برخی حرف ها و کارهای کشور روی حساب نیست. برای ما یک عنوان حجت الاسلامی باقی مانده که یک آقای دانشگاهی آمده و می خواهد آن را از ما بگیرد و می گویند این عناوین از کلیسا آمده است!»(28)
برخی تلاش کردند اعتراضات مردمی را توطئه ای علیه اصلاحات معرفی کنند. همان ها که پیشتر توهم توطئه را به رقیب نسبت می دادند! حسین مجاهد رئیس جبهه مشارکت همدان اظهار داشت:«مدتی به اجتماعات ما حمله نمی شد. در حالی که مسائل مورد طرح در آن جلسات نیز زیاد با مباحث جلسات اخیر فرق نمی کرد. گویا خودشان به بی فایدگی این اقدامات رسیده بودند... گروه های فشار دریافته اند که اگر فضا باز شود و نیروهای دوم خردادی بتوانند از طریق جلسات بحث و سخنرانی با مردم ارتباط برقرار کنند، استقبال قابل توجهی از آراء و اندیشه های آنها می شود. به همین خاطر می خواهند فضا را ببندند.»(29)
این سخنان اگر چه در باب دفاع از اتهاماتی که متوجه آغاجری است، مطرح می شد، اما در واقع اعترافی بزرگ بود به این موضوع که سخنان آغاجری همان موضوعاتی است که اعضای سازمان و اعضای جبهه مشارکت به آنها اعتقاد دارند و در جلسات مختلفشان بیان می کنند.
به دنبال اعتراضات گسترده مردم به سخنان آغاجری، سازمان مجاهدین انقلاب رسما بیانیه ای صادر کرد. بیانیه ای که نوعی دفاع تمام عیار از آغاجری به حساب می آمد. در این بیانیه آمده بود:«سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران افتخار می کند که اعضایی همچون دکتر هاشم آغاجری دارد. اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران از جًملًه دکتر هاشم آغاجری همچون گذشته معتقد به استقلال نهاد دین و مرجعیت از حکومت و قدرت است و این استقلال را ضامن سلامت نهاد دین و حفظ ایمان می دانند.»(30)
به دنبال این بیانیه، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به ریاست آیت‌الله مشکینی تشکیل جلسه داد و در نهایت اطلاعیه‌ای صادر کرد که طی آن سازمان مجاهدین فاقد مشروعیت دینی دانسته می‌شد. در این اطلاعیه آمده بود: «مردم شریف و مسلمان ایران! سازمان موسوم به "مجاهدین انقلاب اسلامی" در جهت بدبین کردن نسل جوان به اسلام و روحانیت و تفکیک دین از سیاست -که هدف دشمنان جهانی اسلام نیز هست- تلاش می‌کند. سخنان موهن یکی از اعضاء مرکزیت این سازمان در همدان (توهین او به عقاید دینی، مراجع تقلید و مردم متدین ایران) و حمایت بی دریغ آن سازمان از گفته‌های او شاهدی بر این مدعاست. جامعه مدرسین حوزه علمیه قم چنین سازمانی را فاقد مشروعیت دینی می‌داند و متدینین را از همکاری با آنها بر حذر می‌دارد.»
اطلاعیه صریح جامعه مدرسین حوزه علمیه قم جای هیچ شک و شبهه‌ای باقی نمی‌گذاشت. جامعه مدرسین همان مجموعه است که امام راحل درباره آن فرموده بودند:«به فرزندان انقلابیم بفرمایید که تندروی عاقبت خوبی ندارد. اگر آنان جذب حضرات آقایات جامعه محترم مدرسین نشوند، در آینده گرفتار کسانی خواهند شد که روح اسلام آمریکاییند.»
با اطلاعیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم عملا ماجرا وارد فاز جدیدی شد، باب تخریب جامعه مدرسین نیز باز شد و حمله به روحانیت شدت گرفت...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات