تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۶  ، 
کد خبر : ۸۷۰۱۸

عباس عبدی و خوانندگان بینوا؟! (بخش دوم و پایانی)


مصطفی تبریزی

و اما چهارمین نکته درباره نوشتار آقای عباس عبدی تحت عنوان مغلطه در راه حل. (1)

4- آقای عباس عبدی توضیح می‌دهند: "بروز و ارتکاب هر فعل یا ترک فعلی دو رکن دارد: رکن عینی و رکن ذهنی. مثلا رکن عینی اعتیاد، دسترسی به مواد مخدر است اما رکن ذهنی آن علاقه و آمادگی به مصرف این مواد است... در اینجا باید تمرکز را بر رکن ذهنی و حرمت و غیراخلاقی بودن سرقت نیز متمرکز کرد و میان این دو موازنه‌ای برقرار نمود." آقای عبدی معتقدند بدون کار بر روی رکن ذهنی تمرکز زیاد بر رکن عینی وضعیت را بدتر می‌کند. اما به چه دلیل؟ آقای عبدی چیزی در این زمینه نگفته‌اند و خوانندگان مجبورند وقت بگذارند تا صرف یک ادعا را از آقای عبدی بخوانند!

با توجه نمود که آنچه آقای عبدی "رکن ذهنی" خوانده است خود حضور و وفور "رکن عینی" را نیز در بر می‌گیرد. مثلا دسترسی به مواد مخدر و وفور آن که رکن عینی است از آن جهت که ایجاد تمایل و عطش به وجود می‌آورد باید رکن ذهنی محسوب شود. اختلاط دختر و پسر مجرد خود به وجود آورنده یا تشدیدکننده رکن ذهنی است. بنابراین مرزگذاری آقای عبدی مبهم و غیرمعتبر است. در نتیجه راهکار جلوگیری از فساد جنسی قطعا در برگیرنده تدابیر لازم جهت کنترل اختلاط‌ها و پوشش‌ها می‌شود زیرا این امور توامان هم رکن عینی فسادند و هم تولیدگر یا تشدیدکننده رکن ذهنی. آیا حتی عامی‌ترین خوانندگان نمی‌دانند که پوشش تحریک برانگیز زنان عطش جنسی تولید می‌کند و لذا یکی از مهمترین راهکارهای جلوگیری از بی‌بندوباری جنسی در جامعه اعمال محدودیت‌های پوششی آست؟ آقای عبدی دولت را متولی تغیرات عینی و "صاحب‌نظران اجتماعی، روحانیون و ... را متولی تغییرات ذهنی و ترویج و تبلیغ ارزش‌های پسندیده می‌شمارد. "البته اگر این گروه زمینه مساعده ذهنی را فراهم کنند حق دارند از دولت‌ها بخواهند که رکن عینی رفتار مناسب را نیز فراهم کند اما نمی‌توانند ضعف‌های خود را نادیده گرفته و چپ و راست برای دیگران نسخه بپیچند که فلان و بهمان کنید." اولویت کار فرهنگی و پرورش روحیه دینداری در افراد هیچ مخالفی ندارد اما این اولویت اولویت ذاتی است نه زمانی. آیا باید تجویز کنیم که روحانیون بر سر منابر و صاحب‌نظران در تریبون‌ها و رسانه‌ها به مردم توصیه کنند که شهوت‌رانی نکنید، ولی پیشتر چندان کاری با پوشش زنان نداشته باشیم (یا حتی مثل غرب از محجبه‌ها هزینه دریافت کنیم!) اصولا متولیان تغییرات ذهنی بدون اعمال تغییرات عینی کاری از پیش نخواهند برد. نمی‌توان در عین بازگذاردن عرصه عمومی جامعه برای تولید و عرضه و ترویج محرکات شهوانی به جوانان گفت چشم فروپوشید و با تقوا باشید و ... تجربه مسلمانان غرب که آقای عبدی بدان می‌بالند، صرفا تجربه یک اقلیت محص است.

5- آقای عبدی اختلاط جنسیتی را در جامعه امروز به ناچار و بر حسب ضرورت رو به پیشرفت و ازدیاد قلمداد می‌نمایند و معتقدند "راهی برای جلوگیری از آن نیست و اگر کسی خواهان  روابط سالم‌تری میان دو جنس است باید طرح دیگری دراندازد" و سپس می‌نویسند: "علی‌رغم تمام این تفکیک‌های جنسیتی و نظام‌های پوششی و حجاب شاید در کمتر جامعه‌ای چون ایران زنان تا این اندازه از حریم امن محروم باشند."‌

این "شاید" که خواندنش وقت خوانندگان بینوا را بیهوده گرفته است صرفا یک احتمال است و تحقق خارجی ندارد. آنتونی گیدنز گزارش می‌کند که بنابر بررسی روت‌هال دربار 1236 زن در لندن از هر شش تن یک تن مورد تجاوز قرار گرفته و از هر پنج تن بقیه، یک تن توانسته بود با مبارزه مانع اقدام به تجاوز شود. البته گیدنز اشاره می‌کند که این صرفا گزارش است و رقم واقعی بیش از اینهاست. نیمی از تجاوزات جنسی در خانه خود زن یا در خانه تجاوز کننده رخ داده است. (2) بگذریم از روابط نامشروع با رضایت طرفین، صنعت فحشا، توریسم جنسی، فحشای کودکان، همجنس بازی و دیگر ناهنجاری‌ها. آنتونی گیدنز همچنین بر طبق آمار مک کینون گزارش می‌کند که در انگلستان از هر ده زن، هفت زن در دوره شغلی خود به مدت طولانی دچار آزار جنسی می‌گردند. (3)

مانوئل کاستلز ویژگی جامعه آمریکا در دهه 1990 را خشک شدن چشمه شوق به زندگی مشترک به دلیل تلاش مکرر برای پیوند دادن آن با شرایط تازه زندگی می‌داند. او نشان می‌دهد که بزرگسالان به طور فزاینده‌ای میل به برقراری رابطه جنسی بیرون از چارچوب ازدواج دارند. در حدود نمی از این زندگی‌های مشترک بدون ازدواج طی یک سال خاتمه می‌یابند، 40 درصد آنها به ازدواج ختم می‌شود و 50 درصد ازدواج‌ها به طلاق می‌انجامد. (4) معضل اشتغال و عدم دسترسی به ازدواج در سنین پایین که از علل قطعا اساسی بالا رفتن آمار نابهنجاری‌های جنسی در کشور ما هستند (به طوری که با رفع این دو مشکل و بدون حمایت از آزادی‌های بی‌حد و حصر و ناهماهنگ با فرهنگ ایرانی می‌تواند شاهد نزول آمار جرایم جنسی بود)، در غرب شاید معضل به حساب نیایند، اما فساد جنسی در غرب به مراتب وضعیت بدتر و اصولا غیرقابل مقایسه‌ای با کشور ما دارد. آیا نباید پرسید کدام عامل جز آزادی‌های بی‌حد و حصر (که به نام رکن عینی فساد از مرکز اهمیت و تاکید آقای عبدی کنار می‌رود) چنین وضعیتی را ایجاد نموده است؟ ‌آخرین نکته اینکه پذیرش وضعیت کنونی اختلاط دختران و پسران در دانشگاه‌ها و دیگر مراکز و آن را غیرقابل اجتناب خواندن یک تحکم و زورگویی است و هیچ دلیلی بر آن وجود ندارد. اگر هم عجالتا نتوان آن را کاملا یا به طور اکثری از میان برداشت،‌ لااقل به همان میزان که مقدور است باید از آن غفلت ننمود و آن را امری ارزشمند شمرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات