به نوشته آلبرایت؛ کاخ سفید ما را تشویق کرده است تا از یک نوع فرهنگ ترس که سیاست خارجی ما را هدایت و محدود کرده، استقبال کنیم، سیاستی که در عین حال باعث شده است توانایی ما در ارتباط مؤثر با دیگران مسموم شود.
وزیر خارجه اسبق آمریکا افزوده است: یکی از جلوههای ترس، بیمیلی از توجه جدی نسبت به چشماندازهای راههای جایگزین است.
موقعیت آمریکا در جهان طی سالهای اخیر در حال سقوط آزاد بوده است، زیرا اینگونه تصور میشود که کشور ما در تلاش است تا واقعیات خود را بر جهان تحمیل کند و جهان را به گونهای شکل دهد که برای خود آن، امن و راحت باشد.
آلبرایت نوشته است؛ من عمیقا عاشق آمریکا هستم و معتقدم کشورمان همچنان بهترین کشور در جهان است، اما در عین حال معتقدم ما یک فقدان خودآگاهی خطرناک ایجاد کردهایم. ما با تسلیحات هستهای مخالفت میکنیم، ولی خود بزرگترین زرادخانه هستهای جهان را در اختیار داریم.
خواستار احترام به قانون هستیم، ولی در عین حال به کنوانسیونهای ژنو بیتوجهی میکنیم.
ادعا میکنیم شما با ما هستید یا علیه ما، ولی در عین حال به تأثیر اقدامات خود بر ترکیه و خاورمیانه بیتوجه هستیم.
هشدار میدهیم کسی در مسائل عراق مداخله نکند، ولی نیروهای نظامی ما بغداد را در اشغال خود دارند.
فریاد میزنیم مراقب ارتش چین باشید، ولی خود به اندازه کل بودجه نظامی کشورهای جهان صرف هزینههای نظامی میکنیم.
وزیر خارجه اسبق آمریکا افزوده است: ما باید دیدمان را نسبت به خودمان بهتر کنیم. برای جهانیان بسیار مضحک است که ما با تمام پول و قدرتی که در اختیار داریم، به نظر میرسد از تروریستها، مهاجران غیرقانونی و رقابت اقتصادی خارجی هراس داریم.
آلبرایت نوشته است: مردم خود را جای ما میگذارند و انتظار دارند ما با اطمینان عمل کنیم ولی اطمینان واقعی توسط تمایل برای آغاز بحثهای دشوار، پاسخگویی به انتقادها، رفتار محترمانه با دیگران و عمل کردن به سهم خود در مقابله با مشکلات جهانی نشان داده میشود.
به نوشته آلبرایت، آمریکا چهار درصد جمعیت جهان را تشکیل میدهد، جهانی که نیمی از آن آسیایی، نیمی از آن فقیر، یکسوم آن مسلمان است که البته اکثر آنها بیشتر با اقدامات اخیر آمریکا آشنا هستند تا موفقیتهای پیشین کشور ما.
وی افزوده است: از نظر بسیاری از آنها، دولت بوش یعنی آمریکا. شهرت ما محتاج بازسازی است و ما قادر نخواهیم بود با عملکرد از طریق ترس این نقص را برطرف کنیم، بلکه باید خود را از جهان اطراف خود آگاه سازیم، زبانهای خارجی را بیاموزیم، اعتقادات دیگران را محترم بشماریم، ابعاد مختلف حقیقت تاریخی را مورد مطالعه قرار دهیم، فناوری نوین را برای مقاصد سازندگی استفاده کنیم و دیدگاهی فراتر از فرضیه ساده خوب و بد داشته باشیم.
وزیر امور خارجه اسبق آمریکا نوشته است؛ دعا میکنم هنگامی که رئیسجمهوری بعدی سوگند یاد میکند، این مساله را در ذهن داشته باشد که نیازی به ترساندن ما ندارد.
آلبرایت افزوده؛ رئیسجمهوری آتی باید این مساله را در ذهن داشته باشد که ما نیازمند احیای اعتقاد خود به اندیشه آمریکایی هستیم این اندیشه در اعتقاد به دمکراسی و حس مسئولیت ما نسبت به نسلهای پیشین و آتی ریشه دارد و این همان مسالهای است که به ما این توانایی را داد تا در دهههای پیشین اختلافات سیاسی حزبی را کنار بگذاریم و در برابر دشمنان خود بسیار قدرتمندتر از امروز باشیم.
وی نوشته است؛ با ترکیب ایمان در سنتهایمان و با اعتماد برای یافتن ارزش در دیگران، ما از زمینه بهتری در مقایسه با ترس برای رهبری جهان برخوردار خواهیم بود.
ایران و بیاعتباری حکومت بوش
از جانب دیگر، یک سفیر سابق آمریکا در منطقه بالکان میگوید که دولت آمریکا در هفتههای اخیر، با دو چالش بزرگ از جمله گزارش نهادی اطلاعاتی این کشور درباره ایران مواجه شد که سبب شگفتی در محافل بینالمللی شده و حکومت بوش را بیاعتبار کرده است.
«ویلیام مونتگومری» سفیر اسبق آمریکا در صربستان در مقالهای تحت عنوان «اختلاف بین سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و حکومت جرج بوش» در روزنامه «داناس» چاپ بلگراد گفت: گزارش نهادهای اطلاعاتی این کشور سبب شد که حکومت جرج بوش اعتبار خود را در سطح داخلی و خارجی از دست بدهد.
به عقیده سفیر اسبق آمریکا در بلگراد؛ برنامه هستهای ایران آنطوری که حکومت جرج بوش عنوان کرده بود با گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا کاملاً مغایرت داشت و باعث شد که روند اقدامات حقوقی و سیاسی آمریکا و تهدیدهای مختلف رئیسجمهور آمریکا در قبال مسائل هستهای ایران، نقش بر آب شود.
مونتگومری گفت: مغایرت گفتههای جرج بوش با گزارش آژانسهای اطلاعاتی آمریکا، اظهارات دولت ایران در مورد مقاصد صلحآمیز برنامه هستهای این کشور را تأیید مینماید.
به گفته سفیر اسبق آمریکا؛ حکومت جرج بوش در چند سال اخیر در صدر کشورهایی قرار داشته که در رابطه با برنامهها و اهداف دولت ایران ابراز نگرانی کرده و به همراه کشورهای دوست خود در اتحادیه اروپا در چند سال اخیر تحریمهایی را علیه ایران وضع کرده است.
وی افزود: تهییج افکار عمومی جهانی بر اثر اظهارات جرج بوش و حکومت واشنگتن علیه ایران، با انتشار گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، یکباره همانند یک بالون سوراخ فروکش کرد.
وی گفت: با اعلام گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، مقاصد حکومت بوش برای به وجود آوردن یک سناریوی مشابه عراق تحت عنوان «سلاحهای کشتار جمعی» برای جهانیان فاش شد. مونتگومری همچنین در مقاله خود تصریح کرد که بسیاری از کشورهایی کعه همراه با آمریکا در جهت توقف برنامه هستهای ایران همکاری داشتهاند. اکنون به شرکای غیرمطمئنی برای حکومت واشنگتن تبدیل شدهاند. به عقیده سفیر اسبق آمریکا در بلگراد؛ گزارش آژانسهای بزرگ اطلاعاتی آمریکا مربوط به صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران در حقیقت کوششی برای احیای آبروی از دست رفته خود به خاطر جنگ در عراق است؛
وی تصریح کرد: اکنون حکومت جرج بوش با تکلیف بسیار مشکلی برای متقاعد نمودن و کسب حمایت شرکای اروپایی خود علیه ایران روبروست و در این فکر است که چگونه راهی را برای گریز از گزارش اخیر سازمانهای آژانس اطلاعاتی آمریکا پیدا کند.
«مونتگومری» در ادامه مقاله خود در مورد دومین حادثه بحرانساز اخیر برای حکومت واشنگتن مینویسد؛ آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) فاش کرده که در سال 2005 میلادی، صدها ساعت نوارهای ویدیویی شکنجه دو متهم عضو شبکه تروریستی القاعده را که در جریان بازجوییهای مأموران امنیتی در سال 2002 میلادی تهیه شده بود، از بین برده است.
وی گفت که سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) با انتشار بیانیهای تأیید کرد که برخی از مقامات دولتی واشنگتن در انهدام نوارهای ویدیویی یاد شده مشارکت داشتهاند.
به گفته سفیر اسبق آمریکا در بلگراد؛ تردیدی نیست که برخی از مقامات سیا برای حفظ آبروی این سازمان اطلاعاتی، مسئولیت انهدام این نوارها را به عهده گرفتند و خود را قربانی آینده این سازمان کردند که اکنون از آنها به عنوان قهرمان یاد میشود.
وی در ادامه مقاله خود افزود که بیانیه آژانسهای اطلاعاتی آمریکا در حادثه اول (یعنی افشای گزارش صلحآمیز بودن برنامه هستهای در ایران) در حالی اعلام شد که این کشور در آستانه تبلیغات برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در سال آینده میلادی است و از طرفی دیگر باید گفت که چنین گزارشی سبب خدشهدار شدن اعتبار و حیثیت آمریکا در جهان، بویژه در بین کشورهای مسلمان شده است.
دستکاری مدارک
روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز نیز در مقالهای نوشته که مردم آمریکا باید بدانند آیا جرج بوش پیش از صحبت و عمل کردن به خواستههایش در مورد عراق و ایران، از قبل میدانسته اطلاعاتی که به او داده شده، غلط است.
نیویورک تایمز تصریح کرد که «هر چیز دیگری در این مورد، غیر قابل قبول است».
این روزنامه نوشت؛ مردم آمریکا وقتی که گزارش جدید تخمین اطلاعات ملی منتشر شد، حیرتزده شدند، چرا که براساس این گزارش؛ ایران از سال 2003 برنامهای با عنوان تسلیحات هستهای نداشته است. از آن زمان سؤالاتی در مورد آگاهی بوش از این حقایق آن هم در زمانی که صحبت از جنگ جهانی سوم میکرد، ایجاد شده است. ادامه دارد...