2ـ بیاحترامی به آداب و رسوم یک جامعه
جناب میبدی در خصوص این دلیل خود عنوان داشتهاند: "احترام به آداب و رسوم جامعه از مسائلی است که حفظ آن در حفظ روابط ضروری است. همانطور که دیگران در جامعه دینی شئون آن را احترام میگذارند. امام علی(ع) به مالک اشتر فرمود: سنتهای مردم مصر را محترم بشمار. جا دارد فقهای شیعه در چنین مسائلی با در نظر داشتن موضوع و با حفظ آداب و رسوم مجددا بازنگری کنند و به تعبیر امام خمینی(ره) زمان و مکان را در اجتهاد لحاظ کنند... امروز آیا مانند القاعده باعث بدنامی اسلام نشده است؟"
در نامه پنجاه و سوم نهجالبلاغه حضرت امیرالمومنین علی(علیهالسلام) در نامه خویش به مالک اشتر نخعی در خصوص اصول روابط اجتماعی رهبران متذکر شدند: "ولا تنقض سنه صالحه عمل بها صدور هذه الامه و اجتمعت بها الالفه و صلحت علیها الرعیه و لا تحدثن سنه تضر بشیء من ماضی تلک السنن، فیکون الاجر لمن سنها و الوزر علیک بما نقضت منها" آداب پسندیدهای را که بزرگان این امت به آن عمل کردند و ملت اسلام با آن پیوند خورده و رعیت با آن اصلاح شدند، بر هم مزن و آدابی که به سنتهای خوب گذشته زیان وارد میکند، پدید نیاور که پاداش برای آورنده سنت و کیفر آن برای تو باشد که آنها را در هم شکستی.)
اولا آداب و رسوم مورد نظر حضرت امیر(ع) آداب و رسوم مورد اجرا در بلاد اسلامی میباشد ونه بلاد غیراسلامی؛ ثانیا با تدقیق در کلام حضرت میتوان به شرایط و ویژگیهای لازم برای آداب و رسومی که حفاظت و عدم تعطیلی آنها لازم و ضروری به نظر میرسد پی برد. حضرت آداب و رسومی را مورد تاکید قرار دادهاند که 1ـ رعیت با آن اصلاح شدند 2ـ ملت اسلام با آن پیوند خورده باشند و 3ـ بزرگان امت اسلام به آن عمل کرده باشند. مفهوم مخالف شرایط ذکر شده از سوی حضرت آن است که آداب و رسومی که موجب پیشرفت و اصلاح اعمال، رفتار و دین مردم نگشته و دین مردم را عمق و غنای بیشتری ندهد بایستی نقض گردند، آداب و رسومی که ملت اسلام با آن پیوند نخورده و ریشه در فرهنگ دینی و ملی مردم ندارد و فرهنگی وارداتی و تحمیلی میباشد باید نقض گردند، همچنین آداب و رسومی که بزرگان امت اسلام به عنوان رهبران و الگوهای عملی مردم در آشنایی و عمل به چارچوب و قواعد و احکام دینی بدانها عمل ننموده و آن آداب و سنن را طرد نمودهاند باید نقض گردد.
در بررسی میزان تطابق سنت غربیان در مصافحه با زنان نامحرم با شرایطی که از سوی آن حضرت بیان شدهاند، به جرات میتوان گفت که این سنت حائز هیچ یک از این شرایط نمیباشد. بلکه شاید بتوان گفت که باب نمودن سنت مصافحه با زنان اجنبی غیرمسلمان مصداق جمله آخر امام به مالک باشد، این جمله که "آدابی که به سنتهای خوب گذشته زیان وارد میکند، پدید نیاور که پاداش برای آورنده سنت و کیفر آن برای تو باشد که آنها را درهم شکستی."
ثالثا مقایسه عدم مصافحه با زن غیرمسلمان با عقاید افراطی و متحجرانه القاعده قیاسی معالفارق بوده و سیاهنمایی غرضورزانه علیه احکام دینی میباشد. آیا واقعا احکام نورانی اسلام که به بهترین نحو در افکار، عقاید و احکام شیعی تجلی یافته و توسط اجتهاد پویا و زنده شیعی استخراج شده است، قابل مقایسه با عقاید متصلب، خشک و متحجر وهابیون سلفی میباشد؟
حضرت امیر(ع) در خصوص اصالت دادن به حفظ دین و لزوم اجتناب از ترک دین متذکر میشوند: "با صبر و استقامت بر اطاعت پروردگار و حفظ و نگهداری فرامین کتاب خدا نعمتهای پروردگار را نسبت به خویش کامل کنید. آگاه باشید آنچه برای حفظ دین از دست میدهید زیانی به شما نخواهد رساند؛ آگاه باشید آنچه با تباه ساختن دین به دست میآورید سودی به حالتان نخواهد داشت." (1) حضرتشان در خصوص رهاورد شوم دینفروشی متذکر میشوند: "مردم برای اصلاح دنیا چیزی از دین را ترک نمیگویند، جز آنکه خدا آنان را به چیزی زیانبارتر دچار خواهد ساخت." (2)
3ـ عدم بروز مفسده اجتماعی در مصافحه
جناب میبدی در خصوص این دلیل خویش عنوان میدارند: "در اسلام روابط زن و مرد از این جهت محدود گشته است تا زمینه بروز مفاسد اجتماعی فراهم نشود و آنچه در درجه اول اهتمام است حفظ عفت اجتماعی است. اگر مصافحه با زنان نه از نگاه جنسی که از نگاه آداب و رسوم اجتماعی لحاظ شود چرا باید حرام دانست؟"
در بررسی این دلیل میتوان به نحو اجمال به دو نکته اشاره کرد: اولا ممانعت از زمینهسازی جهت اشاعه مفاسد اجتماعی را نمیتوان به عنوان دلیل اصلی و مناط حکم برای محدودیت روابط زن و مرد در اسلام معرفی نمود. اگر چنین است لازم است نص دینی تاکیدکننده بر این مناط از سوی جناب میبدی معرفی گردد. دلیل مورد اشاره از سوی آقای میبدی را در نهایت میتوان به عنوان یکی از حکمتهای محدودسازی روابط زن و مرد در اسلام معرفی نمود. ثانیا با توجه به حکم جناب میبدی و ملاک ایشان باید مدعی شد که اگر مردی مسلمان بدون قصد و غرض جنسی و تنها به جهت احترام به فرهنگ و آداب و سنن غیرمسلمانان و احتراز از به وجود آمدن بدبینی نسبت به دین اسلام، اقدام به روبوسی و معانقه و در آغوش گرفتن کند مرتکب هیچگونه عمل حرامی نشده است!!! ثالثا اگر ملاک آقای میبدی را نیز بپذیریم آیا اصولا میتوان دست دادن و تماس جسمی با بدن نامحرم خصوصا زنان جوان را کاملا خالی از میل جنسی اعم از تلذذ یا ریبه در نظر گرفت یا آنکه این فرض، محال و قوی یا نادر الوجود است و مدعیان "دل پاک" خود و دیگران را میفریبند و بس؟!