تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۳  ، 
کد خبر : ۸۷۰۲۳

اجتهاد سیاسی (بخش چهارم و پایانی)

‌مهدی امینیان مقدمه: ‌در سه قسمت قبلی ابتدا به بررسی حکم اولی ‌مصافحه با زن اجنبیه و در ادامه به نقد دعاوی ‌سه‌گانه جناب میبدی در خصوص حکم ثانوی آن ‌پرداختیم. در قسمت نهایی این نوشتار به بررسی ‌موضع سیاسی طرح شده از سوی جناب فاضل ‌میبدی در خصوص انتقاد برخی از روزنامه‌ها و ‌گروههای سیاسی نسبت به اقدام جناب خاتمی به ‌مصافحه با زن اجنبیه غیرمسلمان پرداخته و در انتها ‌به دو نکته در خصوص دعاوی جناب میبدی ‌اشاره ‌می‌نماییم.

 ‌آقای میبدی در خصوص موضع‌گیری برخی از ‌روزنامه‌ها عنوان می‌دارد: "اینکه امام علی(ع) ‌می‌فرماید: یکی از عوامل نابودی نظام‌ها وانهادن ‌اصول و برگرفتن فروع است، در پاره‌ای از رسانه‌ها و ‌در برخی سیاست‌های ما به وضوح دیده می‌شود. ‌آیا حمله به یک شخصتی که باعث آبروی کشور و ‌نظام است و دستاویز کردن یک مسئله جزئی که اگر ‌حرام باشد قابل اجتهاد مجدد است، تضییع اصول و ‌تمسک به فروع نیست؟ اگر مبنای امام خمینی(ره) ‌این است که برای حفظ نظام می‌توان پاره‌ای از احکام ‌را تعطیل کرد و اهم و مهم را منظور داشت، چرا با ‌دادن دست به بانویی که برای حفظ احترام دست ‌خود را دراز کرده است فریاد واشریعتا بلند می‌شود؟ ‌و...".
‌نقد و بررسی: 1- در سالهای اخیر شاهدیم که ‌مدعیان روشنفکری دینی با تشبث به هر دلیل ‌نامربوط و بدون رعایت اصول و قواعد فقهی، اقدام به ‌اجتهادات نوین و سریع نموده و با وضع قوانین و ‌اصولی بدیع و حیرت‌انگیز، هر فردی ولو غیرمجتهد را ‌قادر می‌سازند که در عرض چند دیقه اقدام به ‌اجتهادی "مایکروفریزه"(1) کرده و با ادله واهی هر ‌حلالی را حرام و هر حرامی را حلال نمایند!!!
‌شاید به جرأت می‌توان مدعی شد که این‌گونه ‌اجتهادات مایکروفریزه که جناب آقای فاضل میبدی ‌نمونه‌ای از آن را در یادداشت خویش متجلی ساخته ‌است، مصداق اتم و اکمل تضییع‌الاصول مورد ادعای ‌جناب فاضل می‌باشد؛ البته مبانی این اجتهادات به ‌نحوی است که حتی نمی‌توان مجتهدین این سبک ‌نوین را متمسک به فروع دینی دانست بلکه ایشان ‌با تمسک به قواعدی خودساخته و کاملاً بدیع در ‌مقام یک مخترع نشسته و احکامی خلق‌الساعه را ‌از خود صادر می‌نمایند.
‌در اینجا به جهت تنبه و بهره‌گیری خود و جناب آقای ‌میبدی از کلمات نورانی حضرات معصومین در ‌خصوص شناخت فقیهان غیرفقیه و روشنفکرنمایان ‌ضددین و تلاش در جهت قرار نگرفتن در خطه این ‌گروه به چند فراز از آنها اشاره می‌نماییم؛ یک نقل ‌قول نیز از مام راحل می‌آوریم:
‌الف ـ حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه و آله و سلم) آفت ‌دین را سه چیز معرفی نموده‌اند: "فقیه فاجر و امام ‌جائر و مجتهد جاهل" (2) (آفت دین سه کس ‌می‌باشد: فقیه بدکار، زمامدار ستمکار و مجتهد ‌نادان). آن حضرت در جمله‌ای دیگر می‌فرمایند: " رب ‌حامل فقه غیر فقیه و من لم ینفعه علمه ضره ‌جهله" (3)، (چه بسا کسانی که دارای دانش‌اند اما ‌عالم نیستند و هر کس دانشش سود ندهد ‌دانایی‌اش زیان می‌رساند).
‌ب ـ حضرت امیر (علیه‌السلام) در نکوهش اهل رأی ‌و نکوهش از اختلاف رأی عالمان در احکام قطعی ‌اسلام می‌فرمایند: "آیا خداوند سبحان آنها را به ‌اختلاف امر فرمود که اطاعت کردند؟ یا آنها را از اختلاف ‌پرهیز داد و معصیت خدا نمودند؟ آیا خداوند سبحان ‌دین ناقصی فرستاد و در تکمیل آن از آنها استمداد ‌کرده است؟ آیا آنها شرکای خدایند که هر چه ‌خواهند در احکام دین بگویند و خدا رضایت دهد؟ آیا ‌خدای سبحان دین کاملی فرستاد سپس پیامبر‌(ص) در ابلاغ آن کوتاهی ورزید؟ در حالی که خدای ‌سبحان می‌فرماید: "ما در قرآن چیزی را فروگذار ‌نکردیم."(4) آن حضرت در مقام بیان نشانه‌های ‌عالم نمایان فاسد و نکوهش جاهل عالم‌نمای ‌می‌فرمایند: "او را دانشمند نامند اما از دانش ‌بی‌بهره است، یک دسته از نادانی‌ها را از جمعی ‌نادان فراگرفته و مطالب گمراه‌کننده را از گمراهان ‌آموخته و به هم بافته و دام‌هایی از طناب‌های غرور ‌و گفته‌های دروغین بر سر راه مردم افکنده، قرآن را ‌بر امیال و خواسته‌های خود تطبیق می‌دهد را به ‌هوس‌های خود تفسیر می‌کند."(5)
‌‌ج ـ حضرت امام(ره) روشنفکران را به طور کلی به ‌د‌و دسته روشنفکران متعهد اسلامی و مستلزم به ‌مبانی اسلام و نیز روشنفکران غرب‌زده و مخالف با ‌اسلام تقسیم نموده و ضمن تبیین ابعاد غرب‌زدگی ‌و خطرات گسترده آن، دانشگاهیان، روشنفکران ‌متعهد اسلام و آحاد مردم را به هوشیاری در برابر ‌این قشر وابسته به غرب و پاسخگویی به دعاوی ‌ایشان و طرد آنها از محافل و جایگاه‌های حساس ‌سیاسی و فرهنگی دعوت می‌نمودند.
‌"قانون اسلام را اسلام‌شناس باید نظر بدهد. حق ‌مطلب با شماست با علمای اعلام، با مراجع عظام و ‌با همه روشنفکران اسلامی است. ننشینند تا اینکه ‌روشنفکران خارجی، روشنفکرانی که به اسلام ‌عقیده ندارند اظهارنظر کنند."(6)
‌"من با آن غرب‌زده‌ها صحبت دارم. با آنهایی که ‌تحت‌تأثیر غرب‌زده‌ها واقع می‌شوند صحبت دارم... ‌روشنفکرانی که از اسلام بی‌اطلاع هستند و ‌نمی‌دانند اسلام چیست... شما صلاحیت ندارید. ‌شما از اسلام اطلاعی ندارید. شما اسلام را ‌می‌گویید برای این زمان نیست! برای اینکه اسلام را ‌نمی‌دانید...؛ شما اطلاعی نه از قرآن دارید و نه از ‌سنت دارید و نه از اسلام."(7)
‌"مع‌الاسف از تفاله آنهایی که این مسائل [مخالفت ‌با اسلام و شبهات دینی] را چشم بسته قبول ‌کرده‌اند حالا هم موجود است. الان هم اشخاصی ‌پیدا می‌شوند که از همان‌ها ارتزاق فکری کرده‌اند ‌بدون اینکه اصلاً از اسلام اطلاعی داشته باشند و ‌احکام اسلام را، حکومت اسلامی را، رژیم اسلام را ‌اصلاً بدانند چیست، اینها هم برای اینکه بگویند ما ‌روشنفکر هستیم دنبال آنها رفتند و از اصل اسلام ‌انتقاد کرده‌اند."(8)
2‌- مصداق خاص موردنظر جناب میبدی که دست ‌دادن آقای خاتمی با چند نفر از زنان غیرمسلمان ‌می‌باشد، دقیقاً دارای شرایطی متفاوت با شرایط ‌مورد ادعای آقای میبدی می‌باشد زیرا که در این ‌واقعه جناب خاتمی با صفی از زنان و مردان که در ‌‌کنار هم ایستاده‌اند مواجه شده و خود با آرامش و ‌طمانینه به سوی این صف رفته و دست خویش را ‌برای مصافحه به سمت ایشان دراز می‌نماید. نکته قابل پرسش از آقای میبدی اینکه آیا دست د‌ادن با تعدادی از زنان و مردان که دارای هیچ‌گونه ‌‌سمت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ویژه و قابل ‌توجهی نبوده‌اند از چنان درجه اهمیتی برخوردار ‌است که به جهت آن باید احکام‌الله به تعطیلی ‌کشیده، تغییر پیدا کرده و حکم ثانویه برای آن صادر ‌گردد؟!!! برخلاف ادعای اولیه جناب میبدی به ‌هیچ‌وجه در این اتفاق با دست ندادن جناب خاتمی ‌منافع کشور به خطر نیفتاده، نظام اسلامی دچار ‌خسارت نمی‌گردید. این‌گونه ادعاهای بدون دلیل ‌آقای میبدی به خواننده این امر را القا می‌نماید که ‌ایشان با تمسک به هر دروغ و ترفند مغالطاتی ‌درصدد به اثبات رساندن دعاوی خویش می‌باشند.
‌این سخنان و این هجمه در حالی از سوی جناب ‌میبدی نسبت به برخی رسانه‌های منتقد روا داشته ‌می‌شود که به عنوان مثال روزنامه کیهان از سر ‌خیرخواهی و از روی دلسوزی نسبت به جناب آقای ‌خاتمی اقدام به بررسی این ماجرا و دادن تذکراتی ‌کاملاً دوستانه در خصوص دام گسترده شده ‌احتمالی از سوی برخی دوست‌نمایان دشمن برای ‌ایشان نموده است. نکته جالب دیگر اینکه در ‌اقدامی مشکوک برخی روزنامه‌های مدعی اصلاحات ‌با دستاویز قرار دادن حرکت دلسوزانه روزنامه کیهان ‌اقدام به سیاه‌نمایی از این روزنامه و دامن زدن به ‌جریان فوق و در نهایت چاپ کردن عکس‌هایی از ‌مصافحه‌های جناب خاتمی در ایتالیا نمودند.
‌در اینجا شایسته است در خصوص لزوم بندپذیری، جملات گهرباری را از حضرت امیر(ع) بیان داریم: "در ‌پند دادن بکوش، خوب باشد یا بد و خشم را فرو خور ‌که من جرعه‌ای شیرین‌تر از آن ننوشیدم و پایانی ‌گواراتر از آن ندیدم"(9)؛ "ای بندگان خدا! از ‌عبرت‌های سودمند پند پذیرید و از آیات روشنگر ‌عبرت آموزید، از یادآوری و اندرزها سود ببرید."(10) ‌آن حضرت در حکمت 282 نهج‌البلاغه غرور و ‌خودخواهی و هواپرستی را به عنوان موانع پندپذیری ‌عنوان داشته و در خطبه 83 شرایط پندپذیری را دل ‌پاک و گوش شنوا خوانده‌اند.
3‌- بنابر سخنان جناب آقای متکی در برنامه ‌تلویزیونی نگاه یک برقراری روابط ایران و مصر معطل ‌تغییر نام یا برداشتن یک تابلو از یکی از خیابان‌های ‌فرعی تهران نبوده بلکه روابط دو کشور به واسطه ‌عدم صرف فعل "خواستن" از سوی کشور مصر به ‌گرمی نگراییده و بلکه با توجه به پیام‌های جدید ‌رئیس‌جمهور ایران به مصر مبنی بر از سرگیری روابط ‌و بازگشایی سفارت مصر در ایران شاهد استقبال ‌رسمی کشور مصر از این امر بوده و بزودی شاهد از ‌سرگیری روابط حسنه میان دو کشور خواهیم بود. ‌متأسفانه دعاوی آقای میبدی در خصوص مصداق ‌فدا شدن اهم در برابر مسئله‌ای غیر مهم که همان ‌تعطیلی روابط ایران و مصر به جهت یک تابلو در تهران ‌است و نیز قابل قبول نبوده و خلاف واقع می‌باشد.
‌دو نکته:
1‌- عبارت جناب میبدی: "یک مسئله جزئی که اگر ‌حرام باشد قابل اجتهاد مجدد است." گویا و مؤید ‌این امر است که از دیدگاه مدعیان روشنفکری دینی ‌اجتهاد فقهی امری سهل و آسان بوده به نحوی که ‌براساس مبانی این اجتهادات هر حلالی را به شرط ‌تشخیص "جزئی" بودن از سوی روشنفکر دینی ‌بالبداهه می‌توان به سادگی به حرام و بالعکس ‌تبدیل نمود!!!
2‌- نکته آخر اینکه جمله حضرت امام خمینی(ره) که ‌آقای فاضل میبدی به نقل از جناب حجت‌الاسلام ‌و المسلمین نوبهار آورده‌اند در خصوص تعطیلی ‌احکامی که موجب بیزاری و نفرت مردم از دین ‌می‌شود، در صحیفه حضرت امام یافت نگردید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات