تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۵  ، 
کد خبر : ۸۷۰۲۷

ارمغان مدرنیته غرب! (بخش چهارم و پایانی)


پروفسور حمید مولانا

بحران و تناقضات مدرنیته (تجددگرائی) غرب را می‌توان امروز در سطح جهانی با بررسی مذاکرات به اصطلاح صلح کنفرانس آناپولیس با مطالعه گزارش‌های ویژه آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای و سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا در مورد بی‌گناهی ایران، و با تحلیل اعتراضات و اعتصابات روزانه در فرانسه، آلمان، بلژیک، انگلستان، آمریکا و روسیه و بسیاری از کشورهای دیگر از جمله پاکستان، ترکیه، لبنان، و گرجستان و نواحی بالکان، عراق، افغانستان، کلمبیا، سودان و سومالی مشاهده کرد.

تفرقه و اختلاف در جوامع مدرن اروپا و آمریکا شدت گرفته است. ضعف رهبری سیاسی در دو قاره اروپا و آمریکا با تنزل محبوبیت سران آن کشورها همراه است. ما سال‌هاست در غرب یک رهبر سیاسی با شخصیت و محبوب در سطح جهانی نداشته­‌ایم.

همه، از جمله اکثر قریب به اتفاق مردم آمریکا به اظهارات بوش می­‌خندند. نیکلا سارکوزی رئیس‌جمهور جدید فرانسه و گوردون براون نخست‌وزیر جدید انگلستان، مطابق نظرسنج‌های اخیر، پائین‌ترین رتبه محبوبیت را در کشورهای خود دارند. ولادیمیر پوتین پس از هشت سال ریاست جمهوری روسیه هنوز مورد اعتماد اروپائی­‌ها و آمریکائی­‌ها نیست و در داخل کشور خود مورد استیضاح قرار می­‌گیرد.

کشورهای شیخ‌نشین سواحل خلیج­ فارس که روزگاری تحت حمایت امپراتوری انگلستان بودند و پس از جنگ جهانی دوم تحت الگوی جدید «ملت - دولت - استقلال پیدا کردند و به عضویت سازمان ملل متحد در آمدند، اکنون پس از سال­‌ها به تدریج تشخیص می­‌دهند که امنیت آنها بدون مشارکت با ایران پایدار نخواهد بود. در کنفرانس آناپولیس، آمریکا خود را دادستان اختلافات اعراب و اسرائیل اعلام کرده است. در حالی که در خود آمریکا انتخابات آزاد در فلسطین با اسم حماس مترادف است. ترازوی قدرت در مذاکرات به اصطلاح صلح اسرائیل و فلسطین که با دخالت و پدرسالاری واشنگتن به عنوان میانجیگر صورت می­‌گیرد به قدری نابرابر است که برای فلسطینی­‌ها چاره­ای جز تسلیم نمی­‌گذارد. مذاکرات صلح در روابط بین­‌الملل معمولا بین دو یا چند دولت صورت می­‌گیرد در حالی که در قضیه فلسطین جز آمریکا و اسرائیل دولت دیگری وجود ندارد. جناح مورد پسند آمریکا در این مذاکرات به عنوان رئیس «مقامات خودگردان فلسطینی» شرکت دارد و نه به عنوان رئیس یک دولت یا حکومت رسمی. در حقیقت این دو رژیم آمریکا و اسرائیل هستند که از این مقام حقوقی می­‌خواهند سرنوشت فلسطینی­‌ها را تعیین کنند. از حماس که در انتخابات گذشته فلسطین اکثریت را به دست آورد کسی به این کنفرانس دعوت نشد و معلوم نیست که انتخاب آناپولیس که یک بندر نیروی دریائی آمریکا نزدیک به واشنگتن است و هزاران کیلومتر از خاورمیانه فاصله دارد چه مزیت مکانی می­‌تواند داشته باشد جز اینکه تصویر جنگ در عراق به تصویر صلح در آمریکا تفسیر و تعبیر شود.

نظریات غربی توسعه یا پیشرفت انسانی، از این فرض مشترک آغاز می­‌شود که توسعه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع بشری مستلزم جایگزین شدن ساختار اقتصادی و اجتماعی مدرن به جای ساختار­های بومی، سنتی و ملی است. این فرض که به طور گسترده­ای در غرب مورد پذیرش قرار گرفته و میان نخبگان کشور­های «کم­تر توسعه یافته» شایع است، بر صنعتی شدن اقتصاد، دنیوی کردن تفکر، تغییر و دگرگونی شخصیت، اشاعه یک رویکرد فراگیر جهانی سرمایه‌داری، پیوستن به فرهنگ مصرف‌گرائی و اسراف و رد تفکرات و فن‌آوری­های بومی و سنتی صرفاً به دلیل تعلق آنها به گذشته مبتنی است. اما جنبش­‌های معاصر چه در جهان اسلام و چه در اطراف و اکناف دنیا، خواه در گروه­‌ها، جوامع یا ملل، همگی در تعبیر متفاوت از انسان و توسعه اجتماعی شریکند. این امر ریشه در نظریه­‌های انسانی­‌تر، اخلاقی­‌تر، معنوی­تر، سنت‌گراتر و غیرقطبی و خود اتکای توسعه به عنوان یک مقام متعالی در رشد و تربیت بشریت دارد.

تأثیر مخرب جامعه تکنولوژیک مدرن و نهادهای آن بر کاهش ارتباطات میان فردی و درون فردی، کاملاً اثبات شده و مورد تحلیل قرار گرفته است و اساساً به عنوان یک عمل انجام شده مورد پذیرش جامعه‌شناسان، انسان­‌شناسان و روان­‌شناسان بی‌شماری قرار گرفته است. آنچه در این تحلیل­‌ها، غایب است احتمال معکوس شدن این روند و احیای قابلیت برقراری ارتباط انسانی میان افراد از هم بیگانه پیشین است. به همراه این، سمت و سوی گردش ارتباطات در جوامع امروزی باید تغییر کند و به جای پرداختن صرف به نقش­‌ها، آثار و تأثیرات رسانه‌های ارتباطی، بر مطالعه و کشف نظریه ارتباطی جامعه تأکید کند.

مفاهیم سنتی جامعه و توسعه به عنوان مفاهیمی که ابتدا به رویدادهای «جهان سوم» یا دنیای شرق مربوط بود در حال تحول است. توسعه یا رشد اکنون موضوعی جهانی است و ریشه­‌های توسعه را در جامعه و بنای جامعه نمی­‌توان نادیده گرفت. از این پس تنها موضوع انتقال فن­‌آوری، سرمایه­‌گذاری مستقیم خارجی یا حتی اقتصاد بازار آزاد مطرح نیست. در عوض توسعه به عنوان تعالی مفهومی همگانی شده است. امروزه به ندرت یک مسئله مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی در جهان در حال توسعه وجود دارد که به نوعی در مناطق توسعه یافته کاپیتالیست و سوسیالیست مطرح نباشد انحطاط اجتماعی، گرسنگی، خشونت، فقر، بی­‌خانمانی ناامیدی انسان در پیچیده­‌ترین و از نظر تکنولوژیک، پیشرفته‌ترین نواحی دنیای مدرن رخنه کرده است.

نوسازی یا نوع غربی توسعه آن گونه که ما در صدد شاخت آنیم، غایت نهایی و اجتناب‌ناپذیر تکامل جوامع نیست. برخی جوامع می­‌خواهند مدرنیته را پشت­‌سر نهند یا از آن فراتر روند. سیستم­‌های قبلی مشروعیت بخشی ضمنی در حال فرسودن است و جست‌و­جو برای فضای حیاتی ـ فضائی برای رشد و زندگی ـ در جوامعی که سازمان بوروکراتیک غیرشخصی بر آنها سیطره دارد اکنون در رویداد­های جاری، با ملت ـ دولت­‌هائی که به نحو فزاینده­‌ای قادر به کنترل این جریان نیستند به خودی خود آشکار است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات