سرگه بارسقیان
کابینهای که روز 20 ژانویه 2009 از کاخسفید خارج میشود، با طیفی که 4 سال پیش از آن در هیات دولت دوم جورج بوش دوم به آن وارد شد تفاوت بسیاری کرده است. نه صرفا از آن جهت که وزیر و مشاور و فرستادههای بسیاری جای خود را به دیگری دادهاند، بلکه از آن رو که نه تنها نشانی از نئوکانهای اشتراوسی نیست، حتی نشانهای هم از جمهوریخواهان مقبول یافت نمیشود. اتوبوس استعفاها که از زمان پیروزی دموکراتها در انتخابات کنگره آمریکا در ماه نوامبر 2006 به راه افتاده نه تنها سرشناسترین چهرههای جمهوریخواه و نومحافظهکار که وفادارترین نزدیکان جورج دبلیوبوش را در بر میگیرد:
«دونالد رامسفلد» وزیر دفاع، «کارل روو» مشاور سیاسی رئیسجمهور، «آلبرتو گونزالس» دادستان کل، «پورتر گاس» رئیس سازمان سیا، «جان اسنو» وزیر خزانهداری آمریکا، «دان بارتلت» مشاور کاخسفید، «راب پورتمن» مدیر بودجه، «سارا تیلور» مدیر سیاسی، «جیدی کروچ» و «مگان اوسولیوان» معاونان مشاور امنیتملی کاخسفید، «آلن هوبارد» مشاور ارشد اقتصادی کاخسفید، «فران تاونسند» مشاور برجسته کاخسفید در امور تروریسم، «امکات مککلان» سخنگوی کاخسفید، «تونی اسنو» سخنگوی دولت آمریکا، «هاوارد کرونگارد» بازرس کل وزارت امور خارجه آمریکا، «کارن هیوز» معاون امور دیپلماسی وزارت خارجه آمریکا و «نیکلاس برنز» معاون امور سیاسی وزارت خارجه.
در میان مستعفیان علت ـ و یا بهانه ـ مسائل خانوادگی خریدار بیشتری دارد؛ کارل روو، دان بارتلت، کارن هیوز، نیکلاس برنز دلیل استعفای خود را مشکلات خانوادگی عنوان کردهاند. اما در چرایی تنگتر شدن حلقه وفاداران به بوش برخی قائل به بازی «از کنگره تا کنگره» هستند؛ قاعده این بازی از انتخابات کنگره در نوامبر 2006 آغاز و تا انتخابات کنگره در نوامبر 2008 پایان مییابد. جمهوریخواهان شوک ناشی از تصاحب کنگره توسط دموکراتها را با آمادهسازی ژنرالهای حزب خود پاسخ میدهند؛ انتشار این آمار که جمهوریخواهان در حال حاضر فقط حمایت 25 درصدی جمعیت 18 تا 25 ساله آمریکا را در توشه دارند ـ این میزان در دوره ریاست جمهوری ریگان 37 درصد بود ـ نیاز به بازسازی توان حزبی برای تغییر آرایش در انتخابات کنگره را ضروری میسازد، کمااینکه در دورهای که از بین مردان کاخسفید (رئیسجمهور و معاون وی) هیچیک چشم بر انتخابات ریاست جمهوری ندارند، نوعی تغییر شیفت از دولتمردبودن به قانونگذارشدن در بین مردان کاخسفید دیده میشود. احتمال کاندیداشدن نیکلاس برنز از ایالت ماساچوست برای انتخابات مجلس نمایندگان تا حدودی این فرضیه را تقویت میکند.
علاوه بر آن استعفای «لاری کریج» سناتور جمهوریخواه از ایالت آیداهو به دلیل روابط نامشروع و بازنشستگی سناتور «جان وارنر» از مقامات برجسته کنگره آمریکا در امور نظامی، ضربه مهلکی به پیکر متزلزل جمهوریخواهان وارد کرد و بازی جدیدی را رقم زد که در کنار تلاش برای تصاحب کاخسفید، کنگره را نیز دریابند.
مصائب نسل دوم
کاخسفید سال 2008 از منظر تبار ماندگان و راندگان، از خیل نئوکانها و طراحان و باورمندان به پروژه «آمریکای قرن 21» خالی شده و از این رو تنها دیک چنی معاون رئیسجمهوری است که به عنوان نماد محافظهکاران جوان اندک کورسوی فانوس نئوکانسرواتیستها را روشن نگاه داشته و با همسویی وزرای خارجه و دفاع در مسیر واقعگرایی، دولتی کاملا در سلطه جمهوریخواهان تعاملگرا ترسیم کرده است.
به تعبیر دیگر با جدا شدن لایه نئوکانهای مدافع جنگ از پیکره دولت بوش، دومین لایه هم در حال کنارهگیری است که بعضا وجهه دیپلماتتر و جبهه متعادلتری دارند. استعفای دونالد رامسفلد وزیر پیشین دفاع، پل ولفوویتز مدیر سابق بانک جهانی و کارل روو مشاور بوش عملا میدان تصمیمگیری را از جنگسازان تهی کرده و حلقه رایس ـ گیتس (وزیر دفاع) با اعمال همپوشانیهای سیاسی ـ نظامی و همسرایی دیپلماتها ـ ژنرالها دایره تصمیمگیری کلان ایالاتمتحده را در چنبره خود درآورده است.
درباره مستعفیان سیاسی عملا وجود عاملی به نام «مصائب نسل دوم» دخیل است؛ به عبارتی لایه دوم مدیران سیاسی ـ دیپلماتیک دولت بوش درو میکنند همان که نسل اولیها کاشته بودند و یا تغییر مشیهای جدید در حوزه کاری آنها عامل جداییشان شده است. فران تاونسند، مشاور برجسته کاخسفید در امور تروریسم که آخرین اطلاعات درباره میزان تهدیدها علیه امنیت آمریکا را ارائه میکرد، پس از 5/4 سال استعفا داد؛ در اوج قرمز و نارنجیشدن وضعیت امنیت در ایالاتمتحده و آن هم در شرایطی که پیشینیانش همچنان ضریب پایین امنیت داخلی را برای وی به ارث گذاشته بودند. مگان اوسولیوان، مشاور جورج بوش در امور عراق و افغانستان طی نامهای درباره استعفایش به استفان هادلی مشاور امنیتملی نوشته این تصمیم را به دلیل سیاستهای جدید بوش در عراق اتخاذ کرده است. هاوارد کرونگارد، بازرس کل وزارت امور خارجه آمریکا متهم به مانعتراشی در انجام تحقیقات درباره عراق شد و رفت. کنارهگیری کارن هیوز، معاون امور دیپلماسی وزارت خارجه آمریکا در خاورمیانه و نزدیکساختن مردم منطقه به دولت آمریکا را در دستور کار داشت در زمانی صورت گرفت که طبق نظرسنجیها مقبولیت آمریکا در کشورهای اسلامی هیچ تغییری نکرده بود. موج استعفاها همچنان متاثر از سیاستهای دوره اول بوش در خاورمیانه و بعضا هم پسلرزههای دو جنگ عراق و افغانستان است.
مستعفیان اقتصادی بیشتر از عاملی به نام «بحران ستاد تصمیمگیری» در رنج هستند. «جان اسنو» وزیر خزانهداری همچون سلفش پالاونیل ـ اولین وزیر خزانهداری دولت بوش ـ به این دلیل کنارهگیری کرد که از سیاستهای اقتصادی کاخسفید ناراضی بود و اینکه بوش در بدعتی تاریخی قائل به تعیین مشی اقتصادی در کاخسفید بود و نه در وزارت خزانهداری. این امر مانع نشد که مردان اقتصادی کاخسفید هم از استعفا مصون بمانند، حتی آلن هوبارد مشاور ارشد اقتصادی کاخسفید هم در زمانی که دولت با بحران جدیدی در صنعت وام مسکن روبهرو و رکود اقتصادی در حال افزایش بود، از کار کناره گرفت.
عبور از بوش
استعفاهای زنجیرهها به لحاظ بازه زمانی و بازی سیاسیاش نمیتواند از یک قاعده فراتر رود و آن «عبور از بوش» است. بوش با پایینترین میزان محبوبیت روبهرو است، اشغال فرسایشی عراق در نظرگاه جمهوریخواهان یک چالش انتخاباتی است و نیز در صف کاندیداهای جمهوریخواه امتزاج جمهوریخواهی و محافظهکاری بسیار دشوار شده است. حال اینکه دموکراتها از نظر شرایط اقبال اجتماعی و نیز دارابودن شرایط ویژه برای انتقاد از بوش میتوانند امیدوارتر باشند. اگر جمهوریخواهان در انتخابات دوره دوم بوش بر گزینه «امنیت داخلی ایالاتمتحده» به عنوان امتیازی برای پشتسر نهادن کاندیدای دموکرات پافشاری کردند، در انتخابات ریاست جمهوری 2008 این امتیاز چندان هم به کارشان نمیآید.