مهدی امینیان
گروه سیاسی: گاه به طور بدیهی مصالح جامعه اسلامی در اجرای حکم یا کیفیت اجرای آن تاثیر دارد، ولی همین امر از نظر فقه اجتهادی دارای ضابطه و قانون است و نمیتوان به صرف نتیجهگیریها و ظنون شخصی و بدون تحول موضوعات در نتیجه تحول زمان، احکام الهی آنها را تغییر داد و یا از فعلیت انداخت، چه اینکه در این صورت، شریعتی باقی نخواهد ماند، زیرا تغییر احکام به صرف نتیجهگیریهای شخصی و بدون احراز تحول موضوعات آنها، به این بازگشت دارد که شریعت ثابتی نداشته باشیم و این به هیچ رو پذیرفته نیست، زیرا اصل شریعت ثابت است و با تحول زمان و مکان تغییر نمییابد. هرگاه اجتهاد با موازینی که دارد رعایت گردد و مجتهدانی باشند که بتوانند آن را براساس منابع اصیل و معطوف به مسائل جامعه و مسائل حکومتی به کار گیرند، میتوان فقه را با آنها و مظاهر نوین زندگی همگام نمود. برخی از روشنفکران اسلامی که اصول و پیشفرضهای روشنفکران سکولار لیبرال، مورد تائید ایشان نیز بوده و مذبذب میان پایبندی به اصول و قواعد فقه اصیل، پویا و سنتی و اصول و چارچوب خود ساخته و متزلزل روشنفکری لیبرال و فقه سکولار میباشند، به دلیل ناآگاهی از کاربرد اجتهاد پویا و ایدهآل و عدم آگاهی صحیح و وافی نسبت به منابع و عناصر اصیل استنباط و از سوی دیگر، انس ذهنی با مباحث و تئوریهای غیراسلامی گمان نمودهاند که برای به حرکت در آوردن فقه اجتهادی و همگام کردن آن با مظاهر و رویدادهای زندگی باید اقدام به شکستن اصول و قواعد فقه سنتی نموده و به منافع ظنی، قیاس، استحسان و مصالح مرسله و تمسک محض به عقل ظنی و اجتهاد از راه رای و تفکر شخصی و مانند آنها دست یازید.
در طی سالیان اخیر، شاهد شدت یافتن موج این گونه اجتهادات نوین براساس مبانی و اصول روشنفکری لیبرال میباشیم. از جمله این اجتهادات میتوان به تساوی حقوق زن و مرد در مواردی چون ارث، دیه، حق طلاق و... اشاره نمود. در این راستا در چند روز اخیر شاهد طرح مجدد مسئله حلیت مصافحه با زن اجنبیه به دلیل مصالح واهی میباشیم.
جناب آقای سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور سابق ایران و رئیس مرکز گفتگوی تمدنها در سفر چند ماه پیش خود به ایتالیا، در مراسمی پس از اتمام سخنرانی و خروج از محل مراسم در برخورد با صفی مرتب از مردان و زنان، اقدام به مصافحه با تک تک مردان و زنان حاضر در این صف نمودهاند. پس از انتشار تصاویر این اتفاق در روزهای اخیر، شاهد موضعگیری برخی روزنامهها در این خصوص بودیم. در این راستا برخی از طرفداران جریان "روشنفکری"، اقدام به حمایت از این حرکت و تئوریزه نمودن آن کرده و یافتن مبانی فقهی برای اعطای صبغهای شرعی به آن را به وظیفهای خطیر برای خود دانستهاند.
جناب آقای فاضل میبدی در یادداشتی در این خصوص داشتهاند: "مسئله حرمت دست دادن با زن در کشوری که جزء عرف و عادات آن کشور به حساب میآید مورد اتفاق فقها نیست و در این زمان برخی از فقها آن را بیاشکال میدانند، اگر اجماع فقها چنین کاری را به عنوان اولی حرام بدانند ولی براساس مبانی فقه شیعه گاهی ترک چنین کاری که به توهین به طرف مقابل و یا وهن به دین منجر شود دچار اشکال میشود. با این بیان اگر انجام کاری که از دستورات شریعت است، باعث وهن به اسلام شود یا عدهای را از دین فراری دهد انجام چنین کاری هر چند به عنوان ثانویه باید تعطیل شود. نمونه بارز آن، دستور امام خمینی مبنی بر ترک اجرای حکم سنگسار است... اگر در کشوری بانویی به عنوان احترام دست بدهد، آیا خودداری کردن از پاسخ به آن نفرتآور نیست؟ این حرکت نازیبا باعث وهن به اسلام نمیشود؟ در لابهلای متون دینی، قواعد مهمی وجود دارد که آدمیان را از هر کاری که باعث تنفیر دین شود باز میدارد. اگر مبنای امام خمینی این است که باری حفظ نظام میتوان پارهای از احکام را تعطیل کرد و اهم و مهم را منظور داشت، چرا با دادن دست به بانویی که برای حفظ احترام دست خود را دراز کرده است فریاد و اشریعتا بلند میشود؟"(1)
از ابعاد و نظرگاههای مختلفی میتوان به نقد و بررسی سخنان جناب میبدی نشست:
الف- حکم اولیه مصافحه با زن اجنبیه
در کتاب سترگ حدیثی وسائلالشیعه مرحوم شیخ حر عاملی (رحمهالله علیه) که یکی از منابع اصلی فقهای شیعه در اجتهاد میباشد، در کتاب نکاح باب جواز نظر کردن به موها و دستان زنان اهل ذمه (باب 112) دو روایت ذکر شده است:
2- روایت ابی البختری از امام صادق (علیهالسلام)" علی ابن ابیطالب (علیهالسلام) قال: "لاباس، بالنظر الی رئوس نساء اهل الذمه".
همچنین در باب عدم جواز مصافحه با زن اجنبیه مگر از ورای ثوب (باب 115)، در خصوص مصافحه مرد با زن نامحرم در روایت با معنای جواز مصافحه با زن نامحرم در صورت حائل بودن پارچهای میان دو دست زن و مرد ذکر شده است:
1- روایت ابی بصیر از امام صادق (علیهالسلام): "قلت له: هل یصافح الرجل المراه لیست بذات محرم؟ فقال: لا الا من وراء الثوب"
2- روایت سماعه از حضرت صادق (علیهالسلام): "سالت ابا عبدالله (علیهالسلام) عن مصافحه الرجل المراه قال: لا یحل للرجل ان یصافح المراه الا امراه یحرم علیه ان یتزوجها اخت او بنت او خاله او بنت اخ او نحوها، و اما المراه التی یحل له یتزوجها فلا یصافحها الا من وراء الثوب، ولا یغمز کفها".
همچنین در این باب در خصوص نحوه مسح دست زنان نامحرم توسط حضرت رسول (صلالله علیه و آله و سلم) در هنگام بیعت در سه روایت عنوان داشته است که در این هنگام حضرت دست خود را در ظرف آب گذارده و زنان نیز دست خوش را در طرف دیگری از ظرف در داخل آب مینمودند. حضرت امام خمینی در رساله توضیحالمسائل خویش در باب نکاح در خصوص نگاه کردن مرد به زنان اهل کتاب مثل زنهای یهود و نصارا نگاه کند در صورتی که نترسد که به رام بیفتد اشکال ندارد". حضرت امام در یک مسئله قبل از این مسئله چنین حکم مینمایند: "مسئله 2433- نگاه کردن به بدن نامحرم چه با قصد لذت چه بدون لذت حرام است. نگاه کردن به صورت و دستها اگر به قصد لذت باشد حرام است."
حضرت آیتالله بهجت (ادام الله ظله) در خصوص موضوع مورد بحث در رساله توضیحالمسائل خویش عنوان داشتهاند: "مسئله 1934- دست زدن مرد به بدن زن نامحرم یا دست زدن به بدن مرد نامحرم مثل نگاه کردن حرام است و دست مرد به صورت و دستهای نامحرم و بالعکس بنابر اظهر جایز نیست". ایشان در خصوص نظر به دست و صورت زنان اهل ذمه و زنان کافری که از هنگام تولد محکوم به کفر هستند یا قسمتهایی از بدن ایشان که عادتا پوشیده نمیشود در صورت وجود قصد لذت قائل به حرمت نظر به ایشان میباشند.
حضرت امام خمینی(ره) در کتاب تحریرالوسیله در خصوص نظر و یا مس زن اجنبیه یا مرد اجنبیه (از سوی زن) در کتاب نکاح در احکام نظر عنوان داشتهاند: "مسئله 20 کل من یحرم النظر الیه یحرم مسه، فلا یجوز مس الاجنبی الاجنبیه و بالعکس، بل لو قلنا بجواز النظر الی الوجه و الکفین من الاجنبیه لم نقل بجواز مسها منها، فلا یجوز للرجل مصافحتها. لا باس بها من وراء الثوب، لکن لا یغمز کفها احتیاطا"؛ مسئله: "22 یستثنی من حرمه النظر و اللمس فی الاجنبی و الاجنبیه ـ مقام المعالجه اذا لم یمکن بالممائل کمعرفه النبض اذا لم تمکن بآله نحو الدرجه و غیرها، و الفصد و الحجامه و جبرالکسر و نحو ذلک و مقام الضروره، کما اذا توقف استفاده من الغرق اوالحرق علی النظر و اللمس، و اذا اقتضت الضروره، او توقف العلاج علی النظر دون اللمس اوالعکس، اقتصر علی ما اضطر الیه، و فیما یضطر الیه اقتصر علی مقدار الضروره، فلا یجوز الاخر و لاالتعدی".
با نگاهی به رسالههای عملیه مراجع عظام تقلیدی میتوان مشاهده نمود که تمامی حضرات در خصوص حرمت نگاه و مصافحه با زن اجنبیه غیرمسلمان مگر با حائل بودن پارچهای میان دست زن و مرد متفقالقول میباشند. جمعبندی: براساس روایات منقول از کتاب وسائلالشیعه و احکام منقول از حضرات آیات خمینی، بهجت و تبریزی و استقرایی از کتب عملیه مراجع عظام تقلید بدین نتیجه میتوان نایل شد که اولا، نگاه به بدن زن نامحرم حرام است و نگاه به دست و صورت ایشان نیز اگر به قصد لذت هم به آنها نگاه نکنند؛ ثانیا، اگر انسان بدون قصد به صورت و دستهای زنهای اهل کتاب مثل زنهای یهود و نصارا یا زنان کافر نگاه کند در صورتی که نترسد که به حرام بیفتد و به قصد لذت نباشد اشکال ندارد و الا حرمت دارد؛ ثالثا، بر طبق بیان حضرت امام در تحریرالوسیله هر آنچه که نظر کردن به آن حرمت داشته باش لمس نمودن آن نیز دارای حرمت است لذا مس نمودن بدن و دست و صورت زنان نامحرم چه مسلمان و چه اهل ذمه و چه کافر، حرام میباشد. نکته جالب اینکه حضرت امام بر این نکته تاکید میورزند که اینکه ما حکم به جواز نظر به صورت و دست زنان اجنبیه بدون قصد لذت نمودیم به معنای جواز لمس صورت و دست آنها نبوده و بر مرد جایز نیست که با زن اجنبیه مصافحه نماید مگر پارچهای حائل میان دست مرد و زن نامحرم باشد (در احادیث مذکور از وسائل نیز بر این امر از سوی حضرات معصومین تاکید شده است) رابعا، از حرمت لمس و نگاه به بدن زن اجنبیه مواردی چون معالجه و نجات غریق و مواردی که ضرورت ایجاب میکند، لمس یا نگاه به بدن زن نامحرم جایز میباشد؛ خامسا، از مراجع عظام تقلید و فقهای شهیر، جواز مصافحه با زن نامحرم در کشوری که دست دادن با زنان جزء عرف و عادت آن کشور به حساب آید بر خلاف ادعای جناب میبدی مشاهده نگردید.
سردبیری: عنوان اصلی سند «اجتهاد سیال» بوده است که طبق قسمتهای دیگر به صورت مشاهده شده تغییر یافت.