تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۳  ، 
کد خبر : ۸۷۰۶۳

چالش‌های وحدت و راهبرد رویارویی

دکتر محمد عبدو ـ پژوهشگر مطالعات اسلامی ـ مراکش پیش درآمد: شاید بهترین پیش درآمد این بحث، نقل سخن "علامه شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء" (رحمه‌الله علیه) باشد که در جمله بسیار گویا و کوتاهی، گفت: «اسلام بر دو ستون پی‌ریزی شده است: کلمه توحید و توحید کلمه.» که کاملا درست فرمود؛ اسلام وحدت را در پنج حوزه به مسلمانان ارمغان داشت پنج حوزه‌ای که به مثابه هویت جامع و ثابتی طی تاریخ طولانی خود، مسلمانان را تمایز ویژه‌ای بخشید؛ این حوزه‌های پنج‌گانه عبارتند از: وحدت در عقیده، در شریعت، در امت، در تمدن و در سرزمین اسلام (دارالاسلام)...» مسلمانان در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) در راستای اطاعت از خداوند متعال در آیات قرآنی زیر، در وحدت و انسجام کاملی بسر می‌برند: « یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته ولا تموتن إلا وانتم مسلِمون × واعتصِموا بحبلِ الله جمِیعا ولا تفرقوا واذکروا بنِعمه اللّهِ علیکم إذ کنتم اعداء فالف بین قلوبِکم فاصبحتم بنِعمته إخوانا وکنتم على شفا حفره من النارِ فانقذکم منها کذلِک یبین اللّه لکم آیاتِه لعلکم تهتدون × ولتکن منکم امه یدعون إِلى الخیرِ و یامرون بالمعروف وینهون عنِ المنکرِ و اولئِک هم المفلحون × ولا تکونوا کالذِین تفرقوا واختلفوا مِن بعد ما جاءهم البینات و اولئک لهم عذاب عظیم» (سوره آل عمران: آیات 102 تا 105) (ای مومنان، از خداوند چنان که سزاوار پروا از اوست پروا کنید و جز در مسلمانی، نمیرید × و همگان به ریسمان خداوند بیاویزید و مپراکنید و نعمت‌های خداوند را بر خود فرا یاد آورید که دشمنان همدیگر بودید و خداوند دل‌های شما را الفت داد و به نعمت او با هم برادر شدید و در لبة پرتگاهی از آتش بودید که شما را از آن رهانید؛ بدین گونه خداوند آیات خود را برای شما روشن می‌گوید باشد که شما راهیاب گردید × و باید از میان شما گروهی باشند که مردم را به نیکی فرا می‌خوانند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند واینانند که رستگارند × و مانند کسانی نباشید که پراکندند و پس از آنکه گواه‌ها برای آنان آمده اختلاف کردند و آنان را عذابی سترگ خواهد بود.) این درست که آنها در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) در مسایل فراوانی اختلاف داشتند ولی آنحضرت، با تسامح بسیاری، ایشان را به حق رهنمون می‌ساخت ولی پس از مرگ پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) که در شماری از مسایل اختلاف پیدا کردند دانستند که چگونه در اوج اختلاف، وحدت و انسجام و قدرت و شوکت و عزت خویش را پاس بدارند. اسلام، مشوق اختلاف نظر بود و بر آن بود که با این روند، جنبش فکری در جامعة اسلام ایجاد نماید ولی برای آنکه زیانهای این اختلاف نظرها را از ساحت مسلمانان دور گرداند و عوارض جانبی آنرا کاهش داد، آدابی برای آن در نظر گرفت و حدودی ترسیم کرد و روح سازندگی و مثبت‌گرایی و آفرینش و خلاقیت در آن دمید و از دشمنی و خصومت و کین‌توزی و دشنام، پاکش گرداند و بدین ترتیب، انسان را از تعصب‌ها و تقلید کورکورانه رهایی بخشید و او را به گشودگی و تجددگرایی فراخواند و از یورش علیه جمع بر حذر داشت و به داوری خدا و رسول- در هر مسئله خرد و کلانی ـ فرمانش داد و اینکه اختلاف‌ها به هر میزان و حدودی که برسند، هرگز نباید به کشیدن سلاح بر روی برادران مسلمان انجامد. مسلمانان در ابتدای امر و آنگاه که حرکت خود را آغاز کردند چنین بودند و همگان آنچنانکه خداوند متعال فرمانشان داده بود به ریسمان الهی چنگ زده بودند. دقت کنید: واژه "جمیعا" که در آیه "و اعتصموا بحبل الله جمیعا"... آمده، به نظر علمای نحو، "حال" است و واژه "حال" یعنی وضع و صورتی است که جامعه در آن قرار دارد یعنی پای‌بند به قرآن؛ قرآن از مسلمانان نمی‌پذیرد که هر یک از مسلمانان به تنهایی، گوشه عزلت گزیند و به پرستش خدای بپردازد و توجه و عنایتی به آنچه بر سایر افراد امت، می‌آید نداشته باشد، خداوند این پرستش و طاعت را تنها در صورتی که همبسته و همدل و همنوا و متحد، پای‌بند دین او باشیم، از ما می‌پذیرد. مسلمانان صدر اسلام نیز چنین بودند. حال اگر آنچه را گفتیم با وضع امروزی خود مقایسه و نگاه گسترده‌ای به جوامع اسلامی خود کنیم، چیزی را می‌بینیم که دل‌ها را به درد می‌آورد و سینه‌ها را سرشار از اندوه و خشم می‌کند، چه مسلمانان را خواهیم دید که شاید به ظاهر متحد باشند ولی دلهایشان پراکنده است. یعنی که امت اسلامی، دچار فتنه قوم‌گرایی شده و مسلمانان به دسته‌جات مختلف تقسیم گشته‌‌اند و هر قوم یا دسته‌ای، به افتخار به نسب و حسب خود می‌پردازد و مدعی برتری بر دیگران است. امت اسلامی گرفتار مذاهب و فرقه‌های متعدد و ایدئولوژی‌های فراوانی شده است؛ امت اسلامی بدین ترتیب دچار ضعف و فتور گشته است و بر اثر مجموعه‌ای از موانع داخلی و خارجی، دچار عقب‌ماندگی شده است. پوشیده نیست که این اختلاف‌ها و شکاف‌ها و تفرقه‌هایی که امت اسلامی با آنها روبروست برخاسته از شبهاتی است که معاندان و کین‌توزان نسبت به اسلام، برمی‌انگیزند و می‌گویند: «چگونه می‌توان دچار این توهم شد که دین اسلام با وجود اینهمه دشمنی و خصومت و کین‌توزی و تفرقه و پراکندگی و نابسامانی اوضاع و شرایط و اینکه کارشان به جایی رسیده که تیغ به روی هم می‌کشند و خون یکدیگر را می‌ریزند و گروهی از ایشان کودکان گروه دیگر را می‌کشند و چه آزارها و اذیت‌هایی که به دلیل اختلاف در عقاید نمی‌بینند و همگان هر لحظه بیم دشمنی و تجاوز گروه دیگری بر خود را دارند... با چنین شرایط و اوضاعی چگونه می‌توان این دین را فرستاده از سوی خداوند متعال دانست و به حقیقت آن اذعان نمود؟» اینک به مهمترین موانع و مشکلات موجود بر سر تحقق "تقریب" میان مسلمانان می‌پردازیم و آنچه وحدت اسلامی را خدشه‌دار ساخته یادآور می‌شویم و سپس راههای چیرگی بر آنها را با یاری گرفتن از خداوند متعال و توکل بر او یادآور می‌شویم:

بخش نخست: موانع "تقریب" و وحدت مسلمانان
یکم: مانع قوم‌گرایی
قوم‌گرایی (ناسیونالیسم) بیانی از تجمعی طبیعی و خویشاوندی است که به شکل دولتی به منظور ابراز هویّت و پاسداری از سرنوشت مشترک است و ایجاب می‌کند تا جامعه اسلامی، فروپاشیده شود چه کسانی که به این قومیت وابسته نیستند، خارج از جماعت تلقی می‌شوند و کسی به آنان توجهی نمی‌کند و از حقوقی که دیگران بهره‌مند هستند، بهره‌ای ندارند.
پس از آن در این دوره‌ای که زندگی می‌کنیم، اندیشه دیگری مطرح شد و آن اینکه باور به مذهب یا ملت خاصی مطرح نیست و وجود یا اضمحلال یا انزوای کشورها را به عوامل طبیعی و اجتماعی و اقتصادی و تاریخی نسبت می‌دهد و بر آنست که این عوامل است که در دوران جدید، کشورها را تاسیس یا زایل می‌سازد و این امر به تفرقه و اختلاف میان مسلمانان انجامید.
دوم: کمین کفار نسبت به مسلمانان و کوشش در پراکنده ساختن ایشان
از آنجا که دین اسلام، ناسخ همه ادیان بود و همه ریاست‌های موجود را تحت تاثیر قرار داد، همگان کینة آنرا به دل گرفتند چون دکان همة علمای اهل کتاب را تخته کرد و کرسی پادشاهان و سلاطین را برچید. و علاوه بر اینها در غایت زیبایی و نهایت شایستگی بود لذا دشمنانش فزونی گرفتند و نقشه‌های شوم و توطئه علیه آن، فراوان گردید.
"علامه المقری" در کتاب خود: "ازهار الریاض" سخنی از "علامه فقیه و وزیر و کاتب ابو یحیی بن عاصم" صاحب کتاب: "جنه الرضی فی التسلیم لما قدر الله و قضی"، نقل کرده که در آن به ترفندهای خبیث کفار و فتنه‌انگیزی‌های آنان و توطئه‌هایی که علیه مسلمانان می‌چینند، اشاره کرده است.
او ـ رحمه الله علیه ـ می‌گوید:«با نگاهی به نوشته‌های تاریخی و اخبار سینه به سینه پادشاهان روشن می‌شود که مسیحیان ـ خداوند تباهشان گرداند ـ تنها پس از اختلاف‌افکنی میان مسلمانان و کوشش‌های جدی در ایجاد تفرقه و تشتت میان مسلمانان و مفسده‌جویی و نیرنگ‌آفرینی میان شاهان جزیره‌العرب، توانستند از مسلمانان انتقام بگیرند و خانه‌ها و سرزمین‌های "جزیره" را ویران سازند و بر شهرها و آبادی‌های فراوانی چیره شوند...» آنگاه می‌گوید:«و روزها و ایامی چند به زد و خورد و سازش و نزاع و کرنش و موافقت و مخالفت و دوستی و دشمنی و فریبکاری بر مومنان و توطئه‌چینی علیه موحدان و نیرنگ‌کاری با مجاهدان، سپری شد. در این میان دشمنان وانمود می‌کردند که فرجام خوشی را برای وطن می‌خواهند و در رعایت حال آنان می‌کوشند و مصلحت ویژه آنانرا دنبال می‌کنند. ولی بدا به آنان که این ترهات را می‌پذیرند و چنین دروغ‌هایی را راست می‌پندارند و چه مغرورند کسانی که چنین محال‌هایی را باور می‌کنند و از دشمنان چنین انتظاری دارند... ولی اگر با دقت به کارهای ایشان نظر افکنیم و به وجدان خویش باز گردیم، هرگز نباید باور داریم که آنها خیر و صلاح ما را می‌خواهند... چنین اندیشه‌ای برای کسانی که عقیده توحید را دارند و به ستایش خدای می‌پردازند و دینشان دین پاک [اسلام] است و شریعتشان سپید و دین حقیقی دارند و پیامبرشان آن وجود مهربان و رووف است و کتابشان قرآن کریم است و در هدایت به دنبال صراط‌‌المستقیم هستند؛ چنین کسانی چگونه این ویژگی‌های ادعایی مثبت را از طرف کسانی که عقیده آنان تثلیث و دینشان آلوده و معبودشان صلیب است و نمادشان تصلیب و دینشان منسوخ و ختنه فرزندانشان در آب فرو کردن [غسل تعمید] است و آمرزنده گناهانشان کشیش و پروردگارشان عیسی مسیحی است که آغشته به خون شد و سرکه را به جای آب نوشید و یهودیان او را در حالی که به دار آویخته شده بود، کشتند و از پای درش آوردند و او از مرگ بی‌تابی کرد و ترسید و تا دیگر مواردی متناسب با این یاوه‌ها باشد؛ چگونه از این کافران به اندازه یک ذره، جلب منفعت و دفع ضرر انتظار می‌رود؟ خداوندا عقل و دین ما را حفظ نما و راه هدایت دیدگان را، رهنمونمان ساز.»
و نوشته‌ای که شباهت‌هایی به آنچه نقل شد دارد، مطلبی است که "دکتر محمد عماره" آورده می‌گوید:«از آنجا که اسلام این حوزه‌های پنج‌گانه توحیدی را عرضه کرد، جبهه مبارزه غرب علیه اسلام و امت اسلامی را متعدد و با سلاح‌های متنوعی یافتیم تا بتواند همزمان و همراه و همنوا با یکدیگر با همة عناصر توحید و وحدت اسلامی، از در جنگ و ستیز درآید و برای هر حوزه‌ای و هر بخشی از هر حوزه با تخصص‌ها و تنوع‌هایی متناسب با آن، درگیر گردد... در این میان جنگ تبشیر و تنصیر [مسیحی‌سازی] و مسیحیان، جنبه‌های عقیده اسلامی را آماج خود می‌گیرد و جنگ لائیسم و لائیک‌ها شریعت اسلامی را نشانه می‌گیرد و گرایش‌های مرکزی تمدنی غربی، با وجه تمایز تمدن اسلامی درگیر می‌شود و گسترش استعماری ـ سنتی و نوین ـ از آغاز حملات "ناپلئون بناپارت" تا جهانی شدنـ در راستای فروپاشی و پراکندگی امت اسلامی و سرزمین‌های اسلامی می‌کوشد و در همه این موارد همة ابزارها و ادوات پراکندگی و تفرقه ـ از اشغال مسلحانه گرفته تا بازی با برگ اقلیت‌هاـ را به بازی می‌گیرد...»
و به رغم همه اینها ما همچنان شاهد برخی مسلمانان هستیم که شیفته غرب هستند و عزت و کرامت را نزد ایشان می‌جویند و علیه برادران مسلمان خویش، با آنان از در دوستی در می‌آیند.
سوم: فتنه‌انگیزی و علل آن
قلم‌هایی یافت می‌شود که گویی مردانی هستند که کاری جز فتنه‌انگیزی و مفسده‌جویی ندارند که فراوانند و ما تنها به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
از جمله: انتشار کتاب‌های فتنه‌جویانه. که از خطر فراوانی هم برخوردارند. جناب "شیخ لطف‌الله الصافی" در تبیین این نکته می‌گوید:«نباید گمان کرد که کارهایی برای برانگیختن تعصب‌های مذهبی و فتنه‌انگیزی میان مسلمانان به صورت انتشار کتاب‌های فتنه‌انگیزانه، تنها کار ساده‌ای است که یک متعصب مذهبی اقدام به آن می‌کند؛ در آنسوی این کتاب‌ها و نشریات، دستان استعمار و صهیونیسم وجود دارد و کسانی که هزینة این تبلیغات را تأمین می‌کنند تنها دشمنان اسلام یعنی اسراییل و هم‌پیمانان آنند.»
برخی وهابیون نیز بخش اعظم این کار را برعهده می‌گیرند:«اینان هر روز کتاب سراپا دروغ تازه‌ای منتشر می‌سازند که هدف از آن متفرق ساختن مسلمانان و زخمی ساختن عواطف و احساسات آنان و احیای کینه‌ها و دشمنی‌هاست؛ روزی کتاب "الخطوط العریضه" را می‌نویسند و روزی دیگر "العواصم من القواصم" را با شرح آلوده و ناپاکی منتشر می‌سازند و روزی هم کتاب "الشیعه و السنه" را می‌نویسد و درباره شیعه صحبت می‌کنند و اظهار می‌دارند که شیعه قایل به تحریف کتاب اسلام یعنی قرآن مجید هستند و برآنند که در آن کم و کاست صورت گرفته و سوره دروغینی به نام "الولایه" در آن وجود داشته است.»
و از جمله اینکه فرد متدین، شیفته عقل و مغرور هوش خویش می‌گردد و پیش از آشنایی کامل با مقدمات، معیارهای فاسدی برای خود برگزیند و نتایج دروغینی بدست آورد که خود آنها را راست و درست می‌پندارد و در شمار دین می‌آورد و مردم را از روی جهل به آن فرا می‌خواند و بدین ترتیب، بدبختی همه‌گیر می‌گردد و خلق در معرض فریب قرار می‌گیرند.
و از جمله: اینکه انسان بکوشد با همه گفته‌های صادقانه و مذاهب حقیقی که می‌شنود، از در لجاجت و عناد برآید و دیدگاههای مردم فریبی را که توده مردم فریب آنها را می‌خورند، پذیرا گردد.
و از جمله: به تحریف دین و توهین به اصول و اساس آن بپردازد و اینکار را یا با انگیزه تعصب سرزمینی یا تعصب نسبی یا با انگیزه‌های هرزگی یا گستاخی، انجام دهد و دروغ‌هایی به مذهب ببندد و آنها را به پیشوایان حدیث یا یکی از بزرگان مذاهب عامه نسبت دهد و ساده‌لوحان و سبک مغزان را چنان باور آید که اساس دین همین است و بدین ترتیب انتقامش را بگیرد و ضربه را بر دین وارد آورد.
و از جمله اینکه مومن، باطل و اهل باطل را در این جهان، دارای دست برتر بیابد درست همانگونه که اکنون شاهد آنیم و ضعیف نفسان و سست باوران گمان کنند که این پدیده نشان از آن دارد که پای‌بندی به دین و ایمان، راه برتری یافتن بر دشمنان نیست و در بررسی علل ناکامی مسلمانان به این نتیجه برسد که علت این ناکامی و خسران، پای‌بندی ایشان به دین اسلام است.
چهارم: کینه‌ها و بدخواهی‌ها
برخی بزرگان را ـ که خدای از گناهشان درگذرد ـ با انگیزه کینه و نفرت و بدخواهی، بر آتش فتنه، بجای آب، هیمه می‌ریزند؛ از جمله اینان "شیخ الکوثری" است که می‌گوید:«و اما سرزمین فارس و اطراف آن، همواره و از زمان صفویه، جایگاه غلاه و خشونت‌طلبان بود؛ آنها اهل سنت را از آن دیار راندند و نگذاشتند که در آنجا با ایشان زندگی کنند و به همین دلیل، آثاری از اهل سنت در آنجا بجای نماند. نادر شاه کوشید که از راه مناظره، نوعی همزیستی با ایشان داشته باشد ولی پس از آن همگان دانستند که علم، کمتر در نزدیک‌سازی آن طایفه‌هایی که شکل‌گیری آنها ریشه در سیاست داشته، مؤثر است. همچنانکه شمشیر نیز در نسل‌های گذشته، تاثیری جز تحکیم شر، نداشته است.»
بهتان عظیمی که در این سخن وجود دارد و نیز اهانت به شیعه و تایید کشتار ایشان از سوی امویان و عباسیان، بر کسی پوشیده نیست؛ چنین سخنانی است که خود به دوری و فتنه‌انگیزی و مفسده‌جویی می‌انجامد.
پنجم: پیروی از هواهای نفسانی
از جمله موانع "تقریب" و وحدت امت اسلامی، هواهای نفسانی است که بجای عقل و منطق بر احساسات و عواطف، حاکم می‌گردد.
عبارت حضرت "آیت‌‌الله شهید سیدمحمدباقر حکیم" (رحمه‌الله علیه) اشاره به همین معنا دارد:«وقتی انسان از هواهای خود پیروی کند و از سمت و سوی عقل و منطق خارج گردد، شاهد اختلاف‌های برخاسته از تجاوز هواپرستان بر مردم و جهان هستی و نیز تناقض میان منافع و اراده‌ها و رقابت ناپاک بر جاه و مقام و قدرت و شهوت میان مردم می‌شود.»
ششم: جهل و طغیان
که هر دو به اختلاف می‌انجامد چه برخی از این جهالت‌ها، به عادات ثابت یا به دلیل انتقال از پدران و نیاکان و بر اثر اجتهادها و تغییرات مبتنی بر هواهای نفسانی و اغراض شخصی یا گمان و توهم‌ها، به سنت‌های مقدسی تبدیل می‌شوند و به تقسیم مردم به گروههای متعصب و دسته‌جات پراکنده‌ای می‌انجامد که اقدام به کشتن همدیگر و بیرون راندن از خانه و دیار خود می‌کنند و یا آنها را در راستای منافع و نیازهای خود و ارضای شهوت‌ها و امیال خویش، مورد بهره‌برداری قرار می‌دهند.»
هفتم: ادعای تحریف قرآن از سوی شیعه
از جمله ادعاهای باطلی که خلق را گمراه می‌سازد و به تفرقه و نزاع میان مسلمانان می‌انجامد، اتهام برخی اهل سنت به شیعیان مبنی بر قول به تحریف قرآن است؛ از جمله آنچه که "محمد بن الحسن الحجوی الثعالبی" از علمای مغرب گفته که شیعیان قائل به نزول وحی بر امامان دوازده‌گانه خود پس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) هستند و آیاتی را در قرآن افزوده یا کاسته و پنهان ساخته و چون رازی میان خود نگاه داشته‌اند تا بر کم‌خردان فتنه‌انگیزی کنند.
و یا از این قبیل است آنچه "احسان الهی ظهیر" در کتاب خود "الشیعه و القرآن" نوشته که عین آن چنین است:«ما خود را پای‌بند می‌دانیم که در این مورد چیزی نگوییم مگر آنکه از یکی از امامان دوازده‌گانه و از کتاب خود شیعیان و آنچه از نظر آنها قابل اعتماد است، نقل کرده باشیم و یادآور شویم که شیعه در زمان همه پیشوایان خود ـ بدون هیچ استثنایی ـ معتقد بوده‌اند که قرآن تحریف شده و دچار تغییر گردیده است و در آن چیزهای زیادی اضافه یا از آن کاسته شده است.»
این گفته‌های آنهاست!
گفته‌هایی که بی‌هیچ تامل و دقتی بیان شده است حال آنکه دقت و تامل در مسایل، امر لازم و واجبی است که هیچ کس نباید آنرا نادیده بگیرد؛ چرا اینکار را می‌کنند حال آنکه خداوند خود تاکید فرموده: «وکان الإِنسان عجولا» (سوره الاسراءـ 11) (...و آدمی شتابگر است.) و نیز فرموده است:«خلِق الانسان مِن عجلٍ» (سوره الانبیاءـ 37) (آدمی را از شتاب آفریده‌اند.)
و خداوند متعال پیامبر و فرستاده خود (صلی الله علیه و آله و سلم) را به عدم عجله و شتاب، سفارش کرده است:«ولا تعجل بالقرآن مِن قبل ان یقضى الیک وحیه» (سوره طه ـ 114) (... و در قرآن پیش از آنکه وحی آن به تو پایان‌پذیرد، شتاب مکن...)
زیرا اقدام به هر کاری و حکم بر هر امری باید پس از دقت و تامل و بینش درست صورت گیرد و بینش درست نیز مستلزم تامل کافی است.
اگر ما در اینجا در مقام بحث و بررسی نبودیم، هرگز به این موضوع نمی‌پرداختیم ولی اینک حتما باید حقیقت آنچه گفته‌اند روشن گردد تا کمترین شبهه و ایرادی وجود نداشته باشد، آنهایی که معتقدند قرآن تحریف شده است، گروه اندکی هستند و بزرگان و علمای امامیه (قدس الله سرهم) از جمله امام خمینی (رحمه الله علیه) این مسئله را توضیح داده‌اند؛ ایشان می‌فرمایند:«آنهاـ یعنی اخباریون ـ به وجوه بسیاری از جمله بنابر ادعای وقوع تحریف در قرآن بر حسب اخبار و احادیث فراوانـ بر عدم حجیت ظواهر قرآن استدلال کرده‌اند.»
و خود پاسخشان می‌داد:«کسی که به دقت و عنایت مسلمانان به گردآوری و حفظ و ضبط قرآن و قرائت و کتابت آن توجه دارد، به بطلان این ادعاها و اینکه نباید توجهی به آنها شود، اطمینان می‌یابد.»
از آن گذشته، امروزه شیعه امامیه یکصدا قایل به سلامت قرآن در برابر تحریف هستند و اختلافی میان آنان در این مورد وجود ندارد، بنابر این معلوم نیست چرا بر طرح این مسئله پافشاری می‌شود؟
"استاد صادق علاء" پس از اظهاراتی، می‌گوید:«بر اهل انصاف و شرف روشن است که آنچه وهابی‌ها در انتشار جزوه‌های سخیف خود در بازار انجام می‌دهند و سخنانی که در لانه‌های خود رد و بدل می‌کنند مبنی بر اینکه تحریف قرآن، در شمار عقاید شیعه است، عین دروغ و افترا بر اکثریت شیعیان و بخش اعظم ایشان است؛ این، فریب ساده‌لوحان و در هم‌آمیختن مسایل است و علاوه بر آن، موضوعیتی ندارد زیرا شیعه امامیه، امروزه قایل به سلامت قرآن در برابر تحریف هستند و کسی مدعی تحریف نیست. شماری از ایشان که صدها سال پیش نیز صحبت از تحریف کرده‌اند، ده پانزده نفری بیش نیستند که در برابر هزاران هزار نفر با اعتقاد به عدم تحریف قرار داشته‌اند و واقعا معلوم نیست چرا عقیده و نظری به شیعیان نسبت داده می‌شود که تنها متعلق به 10ـ15 نفر از آنها و مخالفت مهمترین مراجع و علمای ایشان و رد و نکوهش جدی آن از سوی این اکثریت قاطع را در پی داشته است؟»
بنابراین شایسته نیست که چنین موضوعی، برانگیخته شود زیرا بهانه و دستاویزی به خاورشناسان می‌دهد تا به مسلمانان خاطر نشان شوند در قرآنی که مدعی مصونیت آن در برابر تحریف هستند نیز همچون تورات و انجیل، تحریف واقع شده است.
از این‌ رو، بهتر آنست که ما به عنوان مسلمانانی که غیرت دین امت خود را داریم، این مناقشات را به یک سو نهیم و در چنین شرایط و احوالی که جهان اسلام شاهد آنست و فتنه‌ها و بدبختی‌ها از هر سو ما را در برگرفته و لشکریان الحاد با تمام اندیشه‌ها و اصول شرقی و غربی آن و نیز استعمار صهیونیستی و صلیبی به جنگ تمام‌عیاری با ما برخاسته و از همه شیوه‌های فریبکاری و نقشه‌های ویرانگر و ترفندهای رذیلانه استفاده می‌کنند، دست از این تفرقه‌افکنی‌ها برداریم. استعمارگران و صهیونیست‌ها و ملحدان از مدتهای مدید، و در خانه، به ما یورش آورده‌اند؛ حرمت‌ها و مقدسات ما را مورد اهانت قرار داده‌اند، مساجد ما را ویران ساخته‌اند و می‌کوشند همة آثار اسلام و بناهای فضیلت و شرف و اخلاقی را که پیامبر گرامی ما (صلی الله علیه و آله وسلم) پی‌ریزی کرده است، ویران و تباه سازند.» شیعیان مسلمانانند و یا اهل سنت برادرند و مسئله آنچنانکه "ابن حزم" در کتاب "الممل و النحل" می‌گوید، نیست:«ادعای شیعیان، حجتی بر قرآن و مسلمانان نیست زیرا آنها از ما نیستند و ما نیز از آنها نیستیم.» ما پس از اشاره به این موانعی که همچون سدی منیع در برابر وحدت اسلامی قرار دارند، به دنبال راهی هستیم که از امت اسلامی در برابر تفرقه و پراکندگی، حمایت بعمل آوریم. راه نجات کدام است؟ و چگونه می‌توان از این وضع نابسامان، رهایی یافت؟ چگونه می‌توان نیروهای امت اسلامی و نیروهای کشورهای اسلامی را یکجا گرد آورد تا بتوان اراده اسلامی و آیین اسلام را [بر جهانیان] تحمیل کرد و خیر و صلاح جامعه اسلامی را تحقق بخشید؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات