زهره آشتیانی: دلی که غیبنمای است و جام جم دارد/ ز خاتمیکه دمی گم شود چه غم دارد/ به خط و خال گدایان مده خزینه دل/ به دست شاه وشی ده که محترم دارد/ نه هر درخت تحمل کند جفای خزان/ غلام همت سروم که این قدم دارد/ به سر غیب کس آگاه نیست قصه نخوان/ کدام محرم دل ره در این حرم دارد/ ز جیب خرقه حافظ چه طرف بتوان بست/ که ما صمد طلبیدیم و او صنم دارد.
این تفأل دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران بر دیوان حافظ آغازی بر سخنان او در کنگره سراسری شاخه دانشجویان و جوانان اعتماد ملی بود؛ تفألی که تشویق ممتد جوانان و دانشجویان حزب اعتماد ملی را به دنبال داشت هرچند معلوم نشد که آنها غزل حافظ را تشویق میکردند و یا غلامحسین کرباسچی را. کرباسچی سخنانش را با شعر حافظ آغاز کرد، اما پایان سخنان خود را نیز با شعری از پروین اعتصامی به پایان رساند که میگوید: «هیزم سوخته شمع ره منزل نشود/ باید افروخت چراغی که ضیایی دارد» اما تنها حضور کرباسچی نبود که تشویق جوانان را برانگیخت و با صدای بلند از او تشکر میکردند بلکه حضور سعید رضوی فقیه که تنها دو روز قبل از این حضورش، از زندان آزاد شده بود تشویقهای مکرر آنها را در پی داشت. او اولین سخنرانیاش را پس از آزادی از زندانی چند روزه، در جمع جوانان اعتماد ملی داشت و در گفتارش بسیار کوبنده از اصل انقلاب اسلامی دفاع کرد و هشدار داد که انقلابیون اجازه ندهند مدعیان نااهل سکههای تقلبی ضرب کنند و انقلاب را از مسیر اصلی خود منحرف سازند.
سیدکاظم موسویبجنوردی که شاید به نوعی یکی از میزبانان این مراسم بود، توصیههایی را برای ادامه مسیر عقلانیت و مدرنیته که آن را همان تشکیلات حزبی نامید، داشت. سیدرحیم ابوالحسنی رئیس گروه دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران که ریاست دفتر سیاسی حزب اعتماد ملی را نیز برعهده دارد آماری از کاهش انگیزه مشارکت جوانان ارائه کرد و بحران مشارکت را خطری برای پایداری یک سیستم سیاسی نامید. ابوالفضل کزازی عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی به تشریح شعار «تغییر» که از سوی مهدی کروبی ارائه شده است پرداخت. در کنار سخنرانیها، فیلم کوتاهی از سفر دبیر کل حزب اعتماد ملی به چین و کلیپی تحت عنوان «حرف و عمل» درباره مهدی کروبی پخش شد که بخشهایی از سخنان وی در کشاکش حوادث و اتفاقات مجلس ششم در دفاع از حقوق نمایندگان، آزادی بیان، کیان مجلس و مبارزه با مفاسد اقتصادی را در برگرفته بود که تشویقهای حامیان کروبی را به همراه داشت.
به هر حال جمع 400 نفره جوانان و دانشجویان حزب اعتماد ملی به همراه میهمانانی از جمله علیاکبر محتشمیپور، اسدالله کیانارثی، محمدرضا عباسیفرد، روسای شاخههای جوانان و دانشجویی احزاب اصلاحطلب و اصولگرا و اعضای شورای مرکزی حزب اعتماد ملی که عصر پنجشنبه از سراسر کشور به خیابان دارآباد آمده بودند تا در مرکز دایرهالمعارف اسلامی اولین کنگره خود را با عنوان «پیشگامان مدنیت و مروجان عقلانیت» برپا کنند با هشدارهای دبیرکل حزب خود مراسم را به پایان رساندند که گفت: «باید شعارهایی برای جوانان سر داده شود که بتوانیم آنها را عملیاتی کنیم و نباید از جوانان استفاده ابزاری شود.» کاندیدای دهمین دوره ریاست جمهوری که با تاخیر به علت انبوه حضور استقبال کنندگانش وارد سالن شده بود در میان شعارهایی که در حمایت از او سر داده میشد مسیر کوتاهش تا مقابل در خروجی را نیز نیم ساعته پیمود.
مهدی کروبی آخرین سخنران این همایش بود که در دقایق کوتاهی که صحبت کرد سخنان سخنرانان قبل از خود را راهگشایی برای فعالیت جریانهای سیاسی دانست و گفت: «صحبتهایی که شد هم برای نیروهای فعلی و جریانات سیاسی راهگشاست و هم برای نسلهای بعدی مفید است زیرا این سخنان نشات گرفته از دانش و تجربه و حوادث مختلفی است که همه این عزیزان با همه وجود لمس کردهاند.» وی با اشاره به سوابق سیدکاظم موسویبجنوردی رئیس دایرهالمعارف اسلامی گفت: «جناب آقای بجنوردی که در اینجا صحبت کردند و نکاتی درباره حزب و تحزب فرمودند یکی از چهرههای ارزشمند است. او یک فرد باهوش و با استعداد و از یک خانواده ریشهدار است که حدود 15 سال در زندان بود.
آقای بجنوردی فردی است که حزب ملل اسلامی را تاسیس کرد و به علت سن و سال کمی که داشت وقتی دستگیر شد تشکیلات ساواک باور نمیکردند که نظریه پرداز این تشکیلات خود وی باشد، او وقتی میگفت که من رهبر حزب هستم اصلا تصور نمیکردند که یک جوانی با این سن و سال این تجربه را داشته باشد و وقتی او را در سلول نگه میداشتند برای امتحان کردنش از او درخواست میکردند که درباره مسائلی مثلا انقلاب الجزایر مطلب بنویسد و وقتی او توضیحاتی را نوشت باور کردند که تمام این نظریهها از خود اوست وگرنه وقتی او را شکنجه میدادند و او حرفی نمیزد فکر میکردند که او قصد دارد دوستان خودش را لو ندهد. پس ایشان از جایگاه علمی بالایی برخوردار است و همین باعث میشود که وقتی آقای بجنوردی مصاحبهای میکند آقای عطاءالله مهاجرانی به عنوان یک چهره فرهنگی و علمی که مدتی وزیر دولت اصلاحات بود، میگوید که نخبگان به نقطهنظرات ایشان توجه کنند.
بنابراین نکاتی که این دوستان امروز به شما جوانان گفتند حرفهای سادهای نیست و از طرف افرادی مطرح شده که بحرانهایی را پشت سر گذاشتهاند. همین طور جناب آقای کرباسچی که پسر آیتالله تهرانی یکی از وکلای معروف حضرت امام بود از سوابق بالایی در عرصه مدیریت برخوردار است. اینها را میگویم که بدانید حرفهایی که امروز زده شد از طرف چه افرادی مطرح شده است.» کروبی برای اینکه شرایط فعلی کشور را برای جوانان تشریح کند قصد داشت به فضای بستهای که برای حضور افراد مختلف در عرصه فعالیتها وجود دارد اشارهای کند و بنابراین به توضیحی درباره رد صلاحیتهای گسترده افرادی پرداخت که سالها در عرصه مدیریت نظام حضور داشتهاند. او با اشاره به حضور محمدرضا عباسیفرد که در ردیف جلو و کنار کرباسچی نشسته بود گفت: «همین آقای عباسیفرد دور اول و سوم در کنار ما در مجلس بود و سپس از آنجا که رئیس دیوان عدالت اداری شد به مجلس نیامد و بعد از آن هم حدود 8 سال معاون اول قوه قضاییه بود یعنی از نزدیکترین یاران آیتالله یزدی که عضو محترم شورای نگهبان بود شد که بعد از مدتی آقای یزدی ایشان را به عنوان حقوقدان به مجلس معرفی کرد و مجلس هم رای داد یعنی هم از فیلتر قوه قضاییه و هم مجلس عبور کرد و بنابراین حدود 12 سال عضو حقوقدان شورای نگهبان بود.
عباسیفرد برای انتخابات خبرگان شرکت کرد و در امتحان قبول شد و از آنجا که دموکراسی وجود دارد در لرستان رای نیاورد. بعد از چند سال ایشان برای انتخابات میان دورهای خبرگان از تهران شرکت کرد. در همان روزها ما به منزل آیتالله سیدحسن طاهریخرمآبادی رفته بودیم که تعدادی از بزرگان حضور داشتند یکی در آنجا به من گفت از آقای عباسیفرد دعوت کردند که با اینکه چند سال پیش امتحان داده دوباره امتحان بدهد و آیتالله مومن هم در آنجا گفت که ایشان خیلی خوب امتحان داده بود ولی در آنجا مثل اینکه متوجه نشدند چه اتفاقی در حال روی دادن است و من در گوش یکی از دوستان گفتم که اگر من بلند این حرف را بگویم میگویند که چون اینها را بعد از مجلس سوم منزوی کرده اند این حرفها را میزنند پس آهسته گفتم که پرونده عباسیفرد برای انتخابات خبرگان تمام است زیرا برای تهران ثبتنام کرده و نمیخواهند که او رای آورد و بنابراین او را رد صلاحیت میکنند. همانطور هم شد و عباسیفرد امتحان داد نمره کتبی او خوب شد ولی گفتند که برای امتحان شفاهی نمره خوبی کسب نکرده است.
این زمان گذشت تا اینکه برای انتخابات دوره بعد مجلس خبرگان ایشان از خوزستان ثبت نام کرد و در امتحان هم قبول شد و البته رای هم آورد و 8 سال نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان شد. در آن مجلس آقای عباسیفرد نائب رئیس مجلس خبرگان بود و به حدی حضور ایشان مهم بود که حتی وقتی به عنوان رئیس مجلس قصد سفر به کویت را داشتم و میخواستم که ایشان را با خودم به کویت ببرم آقای عباسیفرد به من گفت که باید آقای هاشمی اجازه دهند زیرا ایشان رئیس بنده هستند و هنگامیکه من به آقای هاشمی تلفن زدم تا از ایشان درخواست کنم که اجازه دهند تا آقای عباسی فرد با ما به کویت بیاید، آقای هاشمی صمیمانه به ما گفت ایشان را نبرید زیرا ما به حضور ایشان نیاز داریم. پس میتوان گفت که چنین فردی با چنین جایگاهی در رد صلاحیت رده اول است. همان طور که میدانید ایشان را برای انتخابات خبرگان هشتم و البته مجلس هشتم رد صلاحیت کردند.»
کروبی در ادامه تاکید کرد که در کنار تمام مشکلاتی که در کشور وجود دارد باید به جوانان اهمیت داده شود و گفت: «کشور ما دارای مجموعه عظیمی از نیروهای جوان است، جوان هم تهدید و هم فرصت است. اگر بتوانیم جوانان را به سمت مفیدی هدایت کنیم این میتواند بهترین موقعیت برای سازندگی و پیشرفت کشور باشد ولی اگر نتوانیم برای آنها کاری کنیم خطری برای کشور محسوب میشوند. بزرگترین نقش ما در میان جوانان برقراری ارتباط با آنها به عنوان تشکیلاتی و حزبی یا هوادار یا فرهنگی است. شما باید هر طور که تشخیص میدهید در این زمینه عمل کنید.»
وی افزود: «نیروهای جوان بنبست شکن هستند و هر مشکلی را حل میکنند. امام(ره) که رهبر انقلاب است بزرگترین پشتوانهاش برای کار کردن بعد از پروردگار نیروهای جوان بود. در عرصههای مبارزات انقلابی، جبهه و جنگ، سازندگی و ایستادگی در برابر التقاط و انحراف نیروهای جوان بودند که حضور داشتند و بنابراین شما شاهد آن هستید که امام(ره) هرگاه برای مردم پیام میداد برای جوانان پیام خاص میداد و در دیگر کشورها نیز نماینده دانشجویی داشت.» کروبی گفت: «نیروی جوان میتواند حزب و تشکیلات را تعالی بخشد اما متاسفانه همیشه دو خطر جوانان را تهدید کرده است. در دوران رژیم طاغوت یکی از مسائلی که جوانان را تهدید میکرد فسادهایی بود که حکومت برای آنها به وجود میآورد.» وی با انتقاد از عملکرد مسئولانی که باعث ایجاد سرخوردگی در جوانان میشوند گفت: «متاسفانه طیفهایی از ما این جوانان را سرخورده میکنیم. زیرا یک سلسله حرفهایی میزنیم و شعارهایی برای جوانان سر میدهیم که بدانها عمل نمیشود و خودمان در حاشیه امنیت میمانیم و جوانان را هیزم میکنیم؛ آنها در خطر قرار میگیرند و وقتی در آن شرایط قرار میگیرند و متوجه میشوند که این حرفها عملیاتی نیست دچار سرخوردگی میشوند. پس عقلانیت یعنی اینکه حرفی بگوییم که معقول است.»
وی یادآور شد: «در سالهایی که رئیس مجلس بودم بچههای دانشجو میآمدند آنجا و در دفتر من باز بود و حرفهایشان را میزدند و حتی گاهی به من انتقاد میشد و میگفتند شما در را باز میگذارید و این جوانان میآیند آنجا و به مقامات توهین میکنند و من در جواب آنها میگفتم اینجا مجلس و خانه ملت است و میخواهم اینها را آرام کنم.» وی تصریح کرد: «وقتی حرفهایی به فرزندان ملت زده میشود که حساب شده نیست نتیجه آن این میشود. عاقلانه و معقول و منطقی باید برخورد کرد نه مانند حکومت فاسد شاه رفتار کنیم و نه اینکه حرفهایی بزنیم که نتوانیم به آنها عمل کنیم. زمانی که من رئیس مجلس بودم میرفتم در خدمت مقام معظم رهبری که سران سه قوه حضور داشتند و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هم بود و ایشان میگفت که این چه شعارهایی است که از طرف برخی از طیفها داده میشود. باید به جوانان توجه کنیم و میدان را برای آنها باز گذاریم نه اینکه از جوانان استفاده ابزاری بکنیم.»
غلامحسین کرباسچی از منظر فردی که شاهد تاریخ 30 ساله انقلاب اسلامی بوده، صحبت کرد و البته تذکر داد که به این سخنان وی بدون تحلیل و تفسیر این نکته توجه شود. وی گفت: «بعد از پیروزی انقلاب در بین همه علما و روحانیونی که در جریان انقلاب حضور داشتند به جز حضرت امام(ره)، تنها کسی که با همه وجودش ضرورت تحزب را به خاطر تسلط بر تاریخ سیاسی ایران احساس کرد مرحوم شهید بهشتی بود و شما میدانید که ایشان در مقابل آن تهاجم بیرحمانه تبلیغاتی نیروهای التقاطی و چپ و روشنفکری بیانصاف اوایل انقلاب همه تهمتهای قدرتطلبی و قدرتپرستی را به جان خرید ولی اصلیترین هدف خود را حتی مهم تر از کار قوه قضاییه و پایهگذاری دستگاه قضایی در کشور، ساماندهی نیروهای سیاسی و تشکیل حزب جمهوری قرار داد و تا لحظه شهادت هم در این حزب فعال بود و شهادت او هم در قتلگاه حزب بود.»
کرباسچی تاکید کرد: «بعد از مرحوم بهشتی تنها کسی که دیدم در میان روحانیون با تمام شئونات روحانیت خود این ضرورت را نه تنها احساس کرد بلکه اقدام کرد جناب آقای کروبی بود.» وی گفت: «خیلی از روحانیون ما تشکیلات راه میاندازند ولی تشکیلات آنها به صورت مرید و مرادی، کاریزماسازی و فردپرستی است و این بدتر از نداشتن سامان سیاسی است. چه روحانیون روشنفکر و سانتی مانتال و چه روحانیون سنتی.»
وی افزود: «بعد از مرحوم بهشتی تنها کسی که تشکیلات رسمیو علنی با نام حزب با اساسنامه، مرامنامه و مراجعه به آرای اعضا و ساماندهی سیاسی راه اندازی کرد، آقای کروبی بود که به عنوان یک روحانی نیامد فقط سخنرانی کند و مثل برخی از بزرگان بگوید بروید این کار را انجام دهید و یا مانند برخی دیگر بگوید که اصلامیگویند این کار را نکنید، بد است. البته کسانی هم که میگویند خوب است میگویند بروید، انجام دهید و تنها کسی که گفت من میآیم و انجام میدهم و شما را هم با خودم میآورم جناب آقای کروبی بود.»
وی تصریح کرد: «اما آن نکتهای که میخواهم بدان اشاره کنم این است که به مرحوم شهید بهشتی در همان زمان انواع تهمتها زده شد به شهید بهشتی میگفتند راسپوتین ایران، همان کشیشی که همراه روس تزاری بود که در راه انقلاب اکتبر مشکلسازی میکرد و در آن زمان در رسانهها به او میگفتند راسپوتین انقلاب اسلامی . در حالی که خودشان بیشترین قدرت طلبی را داشتند و ظریفترین و خشنترین کارها را برای سرکوب مخالفانشان میکردند. به مرحوم شهید بهشتی تهمت قدرتطلبی، انحصارطلبی، ثروت اندوزی و پولپرستی میزدند.»
وی افزود: «اکنون نیز متاسفانه بعد از 30 سال شاهد آن هستیم که یک روحانی وارسته و شلاقخورده در عرصه انقلاب که درد زندان را چشیده است و بنابراین وقتی هر آدمی با هر مسلکی در امور سیاسی به زندان بیفتد ایشان به هر قیمتی برای آزادی او تلاش میکند را مورد هجوم قرار میدهند. کسانی که امروز قیافه روشنفکری میگیرند و فکر میکنند فقط با گفتن جامعه مدنی و حرفهای روشنفکرانه مسائل کشور اصلاح میشود درد زندان را نچشیدهاند. شما اگر یک روز را در زندان تاریک با صدای سکوت سگهای اوین متوجه آغاز صبح شوید میفهمید که زندان یعنی چه. آقای کروبی یک آدم درد کشیده است و این یک نقص نیست.»
وی جوانان را به مطالعه تاریخ ایران فراخواند و گفت: «افراد با یکدیگر متفاوت هستند و قصد ندارم که فردی را با فرد دیگری شبیه سازی کنم ولی گاهی اوقات احساس میکنید که همان اتفاقات به صورت مشابه در حال تکرار شدن است. خدای نکرده ما قصد جسارت به احدی را نداریم ولی اتفاقات یکسان هستند.» وی گفت: «چرا ما به راحتی به دیگران اتهام میزنیم، گفته میشود که آقای کروبی پول گرفته که فلان کار را انجام دهد. چند روز پیش چند دانشجوی پاک و ساده و انقلابی پیش من آمدند و گفتند که این حرفی که درباره کروبی زده میشود چیست؟ من از آنها پرسیدم که موضوع چیست. گفتند که گفته شده ایشان 300 میلیون تومان پول گرفته که بیاید در انتخابات و در جریان اصلاحات اختلاف ایجاد کند. خیلی جالب بود، من همان شب رفتم پیش آقای کروبی قبل از اینکه من این مطلب را بگویم ایشان گفت یک فردی در دانشگاه به فلانی گفته که آقای کروبی 3 میلیارد تومان پول گرفته تا این کار را انجام دهد. من هم گفتم که خوب است که حالا دانشجویان توقع شان کم بوده و به 300 میلیون قانع بودند. واقعا این چه نوع فرهنگی است که در میان ما وجود دارد و این در حالی است که این حرفها از سوی جناح اصولگرا زده نمیشود.»
کرباسچی خاطرنشان کرد: «این درد ماست؛ وقتی با هر فکر و سلیقهای قصد داریم که با یکدیگر رقابت کنیم. این حرکات به چه معناست. اصلا ما که همه فریاد میزنیم بیایید با یکدیگر دردهای ممکلت را اصلاح کنیم و اجازه ندهید که اختلاف آرا پیش آید ولی برای اینکه اختلاف آرا پیش آید میخواهیم با این اختلافافکنیها یکدیگر را نسبت به هم در جناح اصلاحات بدبین کنیم و کاری کنیم که فردی رادیکال تر از آقای احمدینژاد بر ما مسلط شود.»
وی یادآور شد: «در جریان انتخابات اول ریاست جمهوری جوی را برای آقای بنی صدر به وجود آوردند که انگار همه آدمهای مومن به انقلاب و انقلابیون باید طرفدار او باشند. در مقابل آقای بنی صدر اول آقای فارسی بود و بعد ایشان مشکل حقوقی پیدا کرد و اگر به خاطر داشته باشید حزب جمهوری اسلامی آقای حبیبی را کاندیدا کرد. این خیلی جالب است که من خودم آن روز به دلیل رفت و آمد و مسئولیتی که در حزب جمهوری اسلامی داشتم طرفدار آقای حبیبی بودم. من اگر در اینجا قدری مشکل اخلاقی برایم به وجود نمیآمد بسیار صریح میگفتم که چه کسانی امروز همان رفتار را تکرار میکنند. در آن زمان مرا مسخره میکردند و میگفتند که او طرفدار آقای حبیبی است. در حالی که من نگفتم آقای حبیبی معجزه میکند بلکه من گفتم آقای حبیبی از آقای بنیصدر بهتر است ولی اینقدر این فضا را پیچیده کرده بودند که به راحتی آن روز فضا به صورتی بود که گویا دفتر حضرت امام(ره) و خود ایشان هم طرفدار بنیصدر است، لذا امام(ره) در وصیتنامه شان قسم خوردهاند که من طرفدار بنیصدر نبودهام و به او رای ندادهام ولی برخی از دوستان روشنفکر در آن روز اینگونه رفتار میکردند در حالی که اگر فضای روشنفکرانه وجود دارد باید اجازه دهید که ما هم آزاد باشیم.» وی افزود: «بحث ما این است که به قول پروین اعتصامی آن هیزم سوخته شمع ره منزل نشود. بالاخره تجربهای جدید و چراغی جدید لازم است. البته نباید از خودمان توقع معجزه داشته باشیم و فکر کنیم که در همه مسائل با دیگران فرق میکنیم.»
وی خطاب به جوانان حزب برای حمایت آگاهانه از کروبی تاکید کرد و گفت: «من توصیهام به جوانان عزیز این است که این حزب با رهبری یک روحانی مبارز تشکیل شده است. من در یک جلسه دیگری که در اینجا با دوستان کارگزاران بود عرض کردم که در مجموعه نیروهای امروز کشور بعد از مقام معظم رهبری و آقای هاشمی هیچ کسی را در کشور با سابقه مبارزاتی، انقلابی، ایستادگی، نزدیکی به امام(ره) و فداکاری برای امام(ره) در زمان قبل و بعد از انقلاب مانند آقای کروبی نداریم و حمایت ما از ایشان به این معنا نیست که ایشان رئیسجمهوری استثنایی خواهد بود که همه چیز را دگرگون میکند یا مانند آقای رئیسجمهور امروزمان هم دنیا و هم داخل را اصلاح میکند. ما انتظار چنین معجزه ای را آقای کروبی نداریم. من به عنوان دفاع از چنین شخصیتی به دفاع از حیثیت نیروهای انقلاب که پای امام(ره) ایستادند صحبت میکنم. امروز در میان کسانی که باید در راستای ارزشهای امام و پاسداری از آرمانها و ارزشهای امام حرکت کنند شخصیتها از ارزش بالاتری برخوردارند.»
وی تاکید کرد: «حرف من یک کلمه است و ادعایی در رابطه با قدرت و نه در رابطه با رئیسجمهور شدن آقای کروبی ندارم ولی میگویم که حرمتها را نگه دارید. امروز هم به شما جوانان حزب میگویم اگر این ویژگی را شما با تحلیل به آن رسیدید ـ نه اینکه کورکورانه ـ از آن دفاع کنید؛ با بینش رو به جلو و تحلیل صحیح در حرکتها پیشتاز باشید. آقای کروبی شروع کردهاند ولی شما نباید پشت سر آقای کروبی حرکت کنید. جوانان حزب باید به عنوان شمشیر برنده حزب جلوتر از آقای کروبی اهداف حزب را دنبال کند نه اینکه منتظر دستور باشید. حزب جای دستور نیست؛ حزب جایی است که کانونها باید بنشینند و افکارشان را متمرکز کنند و دبیرکل و شورای مرکزی حزب باید برآیند آن کانونها باشند که این به بینش و حرکت شما برمیگردد.
سیدکاظم موسوی بجنوردی رئیس دائرهالمعارف اسلامی توصیههایی را برای جوانان و دانشجویان حزب به منظور ساماندهی کار تشکیلاتی داشت. وی گفت: «به دلیل نبود تحزب مردمسالاری را تجربه نمیکنیم، چراکه در عمل مردمسالاری احتیاج به تجربه دارد و باید عقلانیت نه در شعار بلکه در عمل تجربه شود.» وی افزود: «عقلانیت بشر در حال حاضر به این نقطه رسیده که برای زندگی جمعی روش دموکراسی را اتخاذ کند. مهمترین ابزار دموکراسی تحزب به معنای ایجاد سازمانهایی که متصدی اداره کشور باشند است، از این رو برای اداره کشور در دنیای مدرن باید تحزب ایجاد شود. به معنای دیگر به دلیل وجود انتخابات میتوان گفت انتخابات بدون حزب معنا ندارد.» وی توضیح داد: «در احزاب تحقیق باید جزو دستور کار قرار گیرد. حزب باید با کارهای تحقیقاتی برای مشکلات جامعه راهکار پیدا کند به همین دلیل است که بنده حزب را مرکز اندیشه عنوان کردهام.»
وی افزود: « من تبریک میگویم که این توانایی را پیدا کردهایم که به تمام معنا بتوانیم یک حزب را در کشور ایجاد کنیم و باید این حرکت به سمتی پیش رود که حزب به آسیب شناسی مسائل بپردازد و برنامه ارائه کند.» وی ادامه داد: «تشکیلات حزبی میتواند شخصیتهایی را به وجود آورد که در ردههای مختلف جامعه موثر باشد. تشکیل حزب، تاسیس روزنامه و اینگونه اجتماعات در کشور بسیار ضروری است.» وی گفت: «در حال حاضر بزرگترین مشکل کشور با غرب است که ارائه راه حل در این زمینه وظیفه احزاب است. یکی از شعارهای این حزب میتواند در شرایط کنونی رفع مشکل با غرب باشد؛ چرا که دلیلی برای وجود مشکل با غرب نیست.» سیدرحیم ابوالحسنی رئیس دفتر سیاسی حزب اعتماد ملی نیز گفت: از بهترین مکانیسمهای مشارکت، مکانیسم عقلانی کردن مشارکت است و این موضوع زمانی امکانپذیر است که در جامعه، مشارکت به فرهنگ مدنی تبدیل شود.» وی اصلاحات را استراتژیای برای پایداری سیستم سیاسی عنوان و خاطر شان کرد: «اگر سیستمهای سیاسی، مکانیسم و فرآیندی به نام اصلاحات را درون خود شکل ندهند از آنجا که ذات قدرت فساد است، فساد باعث تباهی آن سیستم میشود، بنابراین میتوان گفت که اصلاحطلبی یکی از ضروریات و مبانی اصلی تداوم یک سیستم سیاسی است.»
وی در توصیهای به اصلاحطلبان گفت: «اصلاحطلبان باید تلاش کنند تا مواردی که سیستم را دچار اختلال میکند شناسایی و در جهت تصحیح آن تلاش کنند.» وی چهار عنصر هویت، مشروعیت، توزیع و مشارکت را به عنوان عناصر فروپاشی سیستمها نام برد و گفت: «مشارکت را نیز به دستههای مختلفی تقسیم میکنند. یک نوع مشارکت، مشارکت افراد در سطح بومیاست که سیستم را سرپا نگه نمیدارد. مشارکت بعدی مشارکت مریدپروری است؛ براین اساس که مریدان را به گونهای بسیج میکنند تا از یک لحاظ مقدس، از یک شخصیت دفاع کنند که این مشارکت در درازمدت، سیستم را فعال نمیکند. بنابراین میتوان گفت تنها مشارکتی که تبدیل به مشارکتی فعال و عاقلانه باشد میتواند منتهی به حفظ سیستم شود.»
ابوالفضل کزازی عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در سخنان خود برآن شد تا درباره اینکه چرا مهدی کروبی شعار «تغییر» را مطرح کرد توضیح دهد. وی افزود: «بحث ما مدیریت تغییر است، چرا که تغییر اجتنابناپذیر است پس باید آن را مدیریت کرد تا در راستای آرمانهای اصیل مان قرار داده شود و این موضوع نیازمند استفاده از خرد جمعی است به خصوص نخبگان.» وی ادامه داد: «شعار تغییر و خردگرایی مدیریتی است و نگاه دوراندیشانه دارد، پس در راستای این نگاه میتوانیم به چشمانداز 20 ساله توجه کنیم؛ چرا که در چشمانداز، به اقتصاد، دانش پایه، سیاست تنشزدا، استفاده از آحاد مردم در عرصههای اجتماعی و... اشاره شده است. پس استفاده از خرد مردم و نخبگان نیز در این راستا قرار میگیرد.» وی گفت: «جامعه مواجه با مشکلات اجتماعی است که در کنار مشکلات اقتصادی و سیاسی قرار دارد و شرایط روحی جامعه از دید من مطلوب نیست و تنها راه حل این مشکلات استفاده از خرد جمعی است و باید از گروههای دانشجویی که در آنها رخوت دیده میشود استفاده کنیم و از پتانسیل ارزشمندی که در جوانان ما وجود دارد بهره گیریم.» وی گفت: «عقلانیت و مدنیت در لغت دو مفهوم کلیدی هستند که در حوزه اجتماعی وجود دارند که در سالهای اخیر آسیب جدی دیدهاند و امیدواریم با آیندهای که متصور هستیم و موفقیت مهدی کروبی فرصتی به دست آوریم که بتوانیم این اندیشهها را که متکی به اندیشه امام(ره) است به منصه ظهور برسانیم.»
سعید رضوی فقیه دبیر سابق اتحادیه انجمنهای اسلامی نیز به درخواست حاضران و مدیران همایش پشت تریبون قرار گرفت. وی به بهانه سیامین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی صحبت کرد و گفت: «انقلاب بهمن 57 یک انقلاب اسلامی، اصلاحی و انسانی بود. اسلامی از حیث انگیزه و ایدئولوژی، اصلاحی از حیث روش و انسانی از حیث اهداف ولی پس از گذشت 30 سال از پدیده انقلاب اسلامی در ایران باید آن را بازخوانی کنیم. هم اینکه آن را بازیابی کنیم و با انقلاب آشتی کنیم و از آن شرمنده نباشیم؛ چرا که اگر در انقلابهای دیگر در طول تاریخ معاصر خشونتی بوده است و اشتباهی وجود داشته به انقلاب اسلامی مربوط نمیشود و اگر در انقلاب اسلامی یا پس از آن اتفاقات نامیمونی افتاده است به اصل انقلاب ایران مربوط نمیشود.» وی افزود: «این انقلاب که نکات مثبت و زیاد دارد را باید بازخوانی و بازیابی کرد و از آن شرمنده نبود چرا که اگر پدیده انقلاب را کنار گذاریم و از آن خجالت بکشیم و با گذشته خود قهر کنیم متولیان نااهلی آن را تصاحب میکنند و کسانی که در انقلاب حضور نداشتند پا به عرصه میگذارند. پس اگر ما انقلاب خود را حفظ کنیم مدعیان نااهل نمیتوانند خود را انقلابی جا بزنند.» وی در پایان گفت: «انقلاب هنوز تمام نشده و اصلاحات، جنبش عدالتخواهی و آزادیخواهی ادامه این انقلاب است که رهبری آن با امام خمینی(ره) بود.»
مازنی رئیس شاخه جوانان و دانشجویان حزب اعتماد ملی نیز طی سخنانی با بیان اینکه به کسانی هشدار میدهم که سالهای گذشته با موجآفرینی و سوءاستفاده از احساسات پاک نسل جوان در جامعه دانشجویی فضایی را ایجاد کردهاند که باعث ایجاد آسیب جدی به این قشر شد و هنوز آثار آن دیده میشود گفت: «فضایی در دانشگاه حاکم است که فعالیت سیاسی در آن بسیار کمرنگ شده و با فضای حاکم در دانشگاه رغبت به فعالیت سیاسی کاهش یافته است. در مقابل هشدار میدهم به کسانی که با توهین به شعور دانشجو او را محدود میکنند و فضای دانشگاه را طوری فراهم کردهاند که دانشجو شرمنده است از اینکه در این فضا قرار گرفته و نمیتواند تا حد توان منشا اثر باشد.» وی افزود: «ما امروز به حزبی اعتماد کردیم که تحزب را محور کار خود قرار داده، جوانان در نگاه او پیاده نظام نیستند و به شعور و نگاه انتقادی دانشجو احترام گذاشته میشود و به مهدی کروبی اعتماد کردیم که به اندیشه امام(ره) معتقد است که میفرمود دانشگاه مبدا تحولات است و برای توسعه و اعتلای جمهوری اسلامی تلاش میکند و همچنین معتقد است باید جوانان پیشگام همه عرصهها باشند و مطمئنیم که به اعتقاد ما پاسخ خواهد داد.»