تشیّع، در هیچ زمان و شرایطى، با ظلم و استبداد ، سازش ننموده و تسلیم حکومتها و حاکمان جور نشده است . بدین جهت همواره مورد تهاجم دشمنان بوده وحکومتهاى استبدادى از هر گونه مبارزه و مخدوش کردن چهره نورانىاش دریغ نورزیدهاند . شیعه با الهام از امیر مؤمنان ( ع ) که فرموده : « کونا للظالم خصماً وللمظلوم عوناً » پیوسته با مظاهر استبداد در ستیز بوده و حمایت از مظلومان را شعار خویش ساخته است.
ولى در مکتب خلفا ، نه تنها آثارى ازمبارزه با ظلمپیشگان و حکومتهاى مستبد به چشم نمىخورد ؛ بلکه تمام تلاش خود را در توجیه استبداد حکومتهاى جور به کار برده و با احادیثى که به رسول اکرم ( ص ) نسبت دادهاند به پیروان خود القا مىکنند که وظیفه ملّت ، فرمانبردارى از حاکمان جامعه است ، اگر چه دامن آنان به ظلم و استبداد آلوده باشد ، زیرا آنها مسؤول کارهاى خویش و ملّت نیز مسؤول کارهاى خود است : « إسمعوا وأطیعوا فإنّما علیهم ما حمّلوا وعلیکم ما حملّتم » صحیح مسلم ، ج 6 ، ص 19 ، کتاب الامارة ، باب الأمر بالصبر عند ظلم الولاة ، سنن البیهقی ، ج 8 ، ص 158 . .
آرى ! چقدر تفاوت است میان سخنى که به بالاترین مقام یک مذهب ( عمر بن خطّاب ) نسبت دادهاند ، که گفته : اگر حاکم اسلامى ظلم پیشه کرد و شما را مورد ضرب و شتم قرار داد ، و از حقوق مسلّم خود ، محروم ساخت و دستور خلاف دین و شریعت صادر کرد وظیفه شما فرمانبرى بى چون و چرا از اوست و همه اینها جزو دین است! « فأطع الإمام . . . إن ضربک فاصبر ، وإن أمرک بأمر فاصبر ، وإن حرَمَک فاصبر ، وإن ظلمک فاصبر ، وإن أمرک بأمر ینقص دینک فقل : سمع وطاعة ، دمی دون دینی » سنن البیهقی ج 8 ص 159 ؛ المصنَّف لابن أبی شیبة ، ج 7ص 737 ؛ الدرالمنثور ج 2 ص 177 و کنز العمال ، ج 5 ص 778 . .
ومیان شعار سرور آزادگان حسین بن على ( ع ) در روز عاشورا : « فإنّی لا أرى الموت إلّا سعادة ولا الحیاة مع الظالمین إلّا برماً » مناقب ابن شهر آشوب ، ج3 ، ص224 ؛ بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 192 . شهادت در راه مبارزه با ظلم و استبداد را سعادت ، و زندگى در سایه حکومت ستمپیشگان و سازش با استبدادگران را مایه ننگ مىداند .
و چقدر فرق است بین فقهاى یک مذهب که فتوا مىدهند : هر گونه قیام و مبارزه با حاکمان فاسق و ستم پیشه خلاف شرع است :
« وأمّا الخروج علیهم وقتالهم ، فحرام بإجماع المسلمین وإن کانوا فسقة ظالمین » شرح صحیح مسلم للنووی ، ج 12 ، ص 229 ؛ شرح المقاصد للتفتازانی ، ج 2 ، ص 71 ؛ المواقف للقاضی الإیجی ، ج 8 ، ص 349 . .
و میان فقهاى مذهبى که مىگویند : اگر سکوت دانشمندان دینى ، باعث شود که حاکمان ستمگر بر ارتکاب گناه و ایجاد بدعت جرأت پیدا کنند ، بر آنان لازم و واجب هست که سکوت خود را شکسته و در برابر ستمگران خروش بر آورند :
« لو کان سکوت علماء الدین ورؤساء المذهب - أعلى اللَّه کلمتهم - موجباً لجرأة الظلمة على ارتکاب سائر المحرّمات وإبداع البدع ، یحرم علیهم السکوت ویجب علیهم الانکار » تحریر الوسیله ، ج 1 ، ص 450
آمار تکان دهنده تهاجم بر ضدّ مکتب شیعه
با توجّه به نکات یاد شده ، همواره حکومتهاى جور ، با تمام توان و امکانات خود ، در حال مبارزه با مذهب شیعه بوده و از گسترش فرهنگ ظلم ستیز آن جلوگیرى کردهاند .
این روش ، از آغاز افتراق امّت به دو فرقه شیعه وسنّى ، شروع گردیده و هرچه جلوتر رفته ، وسعت بیشترى بهخود گرفته است .
در سالهاى اخیر ، شاهد تهاجم شدیدى از طرف وهّابیّت ، به فرهنگ نورانى شیعه بودهایم و با توجّه به اعلام سفارت جمهورى اسلامى ایران در پاکستان ، فقط در ظرف یک سال ، 60 عنوان کتاب با شمارگان 30 میلیونى ، بر ضدّ شیعه ، چاپ و منتشر شده است مجله تراثنا ، شماره 6 ، ص 32 ، مقاله موقف الشیعه من هجمات الخصوم . .
فقط در ایّام حجّ سال 1381 ، ده میلیون و 685 هزار جلد کتاب به 20 زبان زنده دنیا ، ( غالباً بر ضدّ شیعه ) توسّط دولت سعودى در میان زائران خانه خدا ، توزیع شده است مجلّه میقات ، شماره 43 ، ص 198 ، به نقل از روزنامه عکاظ ، مورّخ 11 / 9 / 81 . .
یکى از روحانیون سرشناس شیعه در منطقه قطیف کشور سعودى ، در شب 12 رجب سال جارى ( 1382 ) در مکّه مکرّمه اظهار داشت : کتاب « للّه ثمّ للتاریخ » را با کامیونهاى بزرگ در منطقه قطیف و احساء در میان شیعیان به رایگان توزیع کردهاند .
همین کتاب ، در کشور کویت سال 1380 هجرى شمسى در یکصد هزار تیراژ چاپ و منتشر گردید که توسّط دانشمند متعهّد جناب آقاى مهرى ( نماینده ولى فقیه ) به دولت کویت اعلام گردید : اگر از نشر و توزیع این کتاب موهن و ضدّ شیعه جلوگیرى نشود ، بیم آن مىرود که کویت ، به لبنان دیگرى در منطقه تبدیل شود جریده « الرأی العام الکویتیّة » به تاریخ 30 / 6 / 2001 . نامه مذکور در سایتهاى مختلف اینترنت قرار گرفته است . .
در برخى از مؤسّسات پژوهشى ، کتابهایى که در طول 14 قرن بر ضدّ شیعه چاپ و منتشر شده ، تهیّه و یا شناسایى شده ، و آمار آنها از مرز 5000 عنوان تجاوز کرده است .
از این مجموعه ، 3000 عنوان به زبان اردو ، 1500 عنوان به زبان عربى و 500 عنوان به زبانهاى مختلف دیگر است.
محتویات این کتب مورد مطالعه قرار گرفته و تاکنون هزاران شبهه در صدها عنوان ، استخراج و گرد آورى شده است .
با اینکه این شبهات ، غالباً از افترا و دروغ و یا جهل ونادانى سرچشمه گرفته است ، ولى از مسؤولیّت اساتید ودانشپژوهان در پاسخگویى به آنها کاسته نمىشود .
انگیزه گسترش تهاجم بعد از انقلاب اسلامى
جالب توجّه این است که 70 درصد کتابهاى یاد شده بعد از پیروزى پرشکوه انقلاب اسلامى ایران نگاشته شده است ؛ یعنى در طول بیست و چهار سال نزدیک به 5 / 2 برابرِ چهارده قرن ، بر ضدّ شیعه کتاب تألیف گردیده است .
و این بدان جهت است که مخالفان مکتب اهلبیت ، هرگز تصوّر نمىکردند که فرهنگ غنى شیعه بتواند ملّت ایران را این چنین به صحنه بیاورد که با دست خالى ، ولى با قلبى آکنده از ایمان و عشق به اسلام ، طومار حکومت تا به دندان مسلّح را -با آن همه حمایتهاى بىدریغ شرق و غرب- براى همیشه درهم بپیچد و به جاى آن ، حکومت اسلامى برپایه فقه شیعه تأسیس نماید .
و به همین جهت ، مخالفان مکتب اهلبیت ، وقتى با گسترش فرهنگ تشیّع ، موقعیّت خود را در خطر مىبینند ، با تألیف کتابهاى ضدّ شیعىِ مملوّ از تهمت و کذب ، سعى در مخدوش کردن چهره نورانى مذهب شیعه در سطح جهانى دارند .
اهمیت این قضیه ، با ذکر چند نمونه از این تهمتهاى ناجوانمردانه کاملاً روشن خواهد شد .
تهمتهاى ناجوانمردانه بر ضد شیعه
1 - آقاى دکتر عبد اللَّه محمّد غریب از دانشمندان مصرى در کتاب مملوّ از دروغ و تهمت خود « وجاء دور المجوس » مىنویسد : « إنّ الثورة الخمینیّة مجوسیّة ولیست إسلامیّة ، أعجمیّة ولیست عربیّة ، کسرویّة ولیست محمّدیّة » وجاء دور المجوس ، ص 357 . ؛ « نهضت [امام] خمینى ، یک نهضت مجوسى ، عجمى و کسروى است ، نه نهضت اسلامى ، عربى و محمّدى » .
کینهتوزى و دشمنى را تا آنجا پیش برده که مىنویسد : « نعلم أنّ حکّام طهران أشدّ خطراً على الإسلام من الیهود ، ولا ننتظر خیراً منهم ، وندرک جیّداً أنّهم سیتعاونون مع الیهود فی حرب المسلمین » همان ، ص 374 . ؛ « مىدانیم که خطر حاکمان تهران بر اسلام از خطر یهود بر اسلام ، سختتر است و از آنان هیچ امید خیرى انتظار نمىرود و نیک مىدانیم که آنان به زودى با یهود ، همداستان شده و به جنگ مسلمانان خواهند آمد! » .
در حالى که تمام دنیا مىدانند که امروز براى حکومت غاصب صهیونیستى ، دشمنى ، سختتر از نظام اسلامى نیست و افتخار این نظام ، این است که به مجرّد پیروزى انقلاب اسلامى ، سفارت دولت غاصب اسرائیل را براى همیشه در ایران تعطیل و به جاى آن سفارت فلسطین را گشود .
2 - دکتر ناصرالدین قفارى از اساتید دانشگاههاى مدینه منوره ، در کتاب « اصول مذهب الشیعة الإمامیّة » که رساله دکتراى او بوده ، نوشته است : « أدخل الخمینى إسمه فی أذان الصلوات ، وقدّم إسمه حتّى على إسم النبیّ الکریم ، فأذان الصلوات فی ایران بعد استلام الخمینى للحکم وفى کلّ جوامعها کما یلی : " اللّه أکبر ، اللّه اکبر ، خمینى رهبر ، أى الخمینى هو القائد ، ثمّ أشهد أنّ محمّداً رسول اللّه " » اصول مذهب الشیعة الإمامیّة ، ج 3 ص 1392 . .
« [امام] خمینى ، نام خود را در اذان نمازها داخل کرده وحتّى نام خود را بر نام پیامبر نیز مقدّم نموده است . بعد از تشکیل حکومت بوسیله [امام] خمینى ، اذان در نمازها در تمام اجتماعات چنین است : اللَّه اکبر ، اللَّه اکبر ، خمینى رهبر یعنى خمینى پیشواى ماست ، سپس [مىگویند : ] اشهد أنّ محمّداً رسولاللَّه! » .
نگارنده : در بحثهایى که در سال جارى ( رجب 1382 ) با تعدادى از دانشجویان دانشگاه « امّ القرى » در کنار بیت اللَّه الحرام داشتم ، اشاره کردم که اگر کسى به اذانى که همه روزه از صدا و سیماى جمهورى اسلامى ایران ، شبکه « جام جم » که در تمام کشورهاى جهان ؛ به ویژه عربستان پخش مىشود ، توجّه کند ، دروغگویى وتهمت نارواى این نویسنده ، کاملاً روشن خواهد شد .
جاى بسى شگفتى است که کتابهایى که بر ضدّ جنایات صهیونیسم در فلسطین اشغالى نوشته مىشود ، بسیار کمتر از کتابهایى است که بر ضدّ شیعه تألیف مىگردد .
چشمانداز مذهب شیعه
یکى از انگیزههاى تهاجم وسیع وهّابیّت بر ضدّ مذهب اهل بیت ( ع ) ، ترس و وحشت آنان از گسترش فرهنگ برخاسته از قرآن در میان جوانان و دانشمندان تحصیل کرده و استقبال آنان از این مکتب نورانى مطابق با سنّت راستین محمّدى ( ص ) است ، به چند نمونه توجّه کنید :
َّ 1 - دکتر عصام العماد ، فارغ التحصیل دانشگاه « الإمام محمّد بن سعود » در ریاض و شاگرد بن باز ( مفتى اعظم سعودى ) و امام جماعت یکى از مساجد بزرگ صنعاء و از مبلّغین وهّابیّت در یمن که کتابى نیز در اثبات کفر و شرک شیعه تحت عنوان : « الصلة بین الإثنی عشریّة وفرق الغلاة » نوشته است با آشنایى با یکى از جوانهاى شیعه ، با فرهنگ نورانى تشیّع آشنا شد و از فرقه وهّابیّت دست کشید و به مذهب شیعه مشرّف گردید .
دکتر عصام در کتابى که به همین مناسبت تألیف نموده ، مىنویسد :
با مطالعه کتابهایى که وهّابیّت در سالهاى اخیر نوشتهاند ، به یقین در مىیابیم که آنان احساس کردهاند که تنها مذهب آینده ، همان مذهب شیعه امامیّه است : « وکلَّما نقرأ کتابات إخواننا الوهّابیّین نزداد یقیناً بأنّ المستقبل للمذهب الاثنی عشری ؛ لأنّهم یتابعون حرکة الانتشار السریعة لهذا المذهب فی وسط الوهّابیّین وغیرهم من المسلمین » المنهج الجدید والصحیح فیالحوار معالوهابیّین ، ص 178 . .
و آنگاه از قول شیخ عبداللَّه الغُنیمان استاد « الجامعة الإسلامیّة » در مدینة منوّره نقل مىکند : « إنّ الوهّابیّین على یقین بأنّ المذهب ( الاثنی عشر ) هو الذی سوف یجذبُ إلیه کلّ أهلالسنَّة وکلّالوهّابیّین فی المستقبل القریب ؛ وهّابیون به یقین دریافتهاند ، تنها مذهبى که در آینده ، اهلسنّت و وهّابیّت را به طرف خود جذب خواهد کرد ، همان مذهب شیعه امامى است » همان . .
2 - آقاى شیخ ربیع بن محمّد ، از نویسندگان بزرگ سعودى مىنویسد : آنچه که باعث فزونى شگفتى من گردیده ، این است که برخى از برادران وهّابى و فرزندان شخصیّتهاى علمى و دانشجویان مصرى ، اخیراً به سراغ مکتب تشیّع رفتهاند : « وممّا زاد عجبی من هذا الأمر أنّ إخواناً لنا ومنهم أبناء أحد العلماء الکبار المشهورین فی مصر ، ومنهم طلّاب علم طالما جلسوا معنا فی حلقات العلم ، ومنهم بعضُ الإخوان الذین کنّا نُحْسن الظنَّ بهم ؛ سلکوا هذا الدَرْب ، وهذا الاتّجاه الجدید هو ( التشیّع ) ، وبطبعة الحال أدرکت منذ اللحظة الأولى أنّ هؤلاء الإخوة - کغیرهم فی العالم الإسلامی - بهرتهم أضواء الثورة الإیرانیّة » مقدّمه کتاب « الشیعة الإمامیّة فی میزان الإسلام » ، ص 5 . .
3 - شیخمحمّدمغراوى از دیگر نویسندگان مشهور وهّابى مىگوید : باگسترش مذهب تشیّع در میان جوانهاى مشرق زمین ، بیم آنرا داریم که این فرهنگ در میان جوانهاى مغرب زمین نیزگسترده شود : « بعد . . . انتشارالمذهب الإثنیعشریفیمشرق العالم الإسلامی ، فخفت على الشباب فی بلاد المغرب . . . » مقدّمه کتاب من سبَّ الصحابة ومعاویة فأُمّه هاویة ، ص 4 . .
4 - دکتر ناصر قفارى استاد دانشگاههاى مدینه مىنویسد : اخیراً تعداد زیادى از اهل سنّت به طرف مذهب شیعه گرویدهاند و اگر کسى کتاب « عنوان المجد فی تاریخ البصرة ونجد » را مطالعه کند به وحشت مىافتد که چگونه برخى از قبایل عربى به صورت کامل ، مذهب شیعه را پذیرفتهاند : « وقد تشیّع بسببالجهود التی یبذلها شیوخ الإثنی عشریّة من شباب المسلمین ، ومن یطالع کتاب « عنوان المجد فی تاریخ البصرة ونجد » یَهُولُه الأمر حیث یجدُ قبائل بأکملها قدتشیّعت » مقدمة أُصول مذهب الشیعة الإمامیّة الاثنی عشریّة ، ج 1 ، ص 9 . .
5 - جالبتر ازاینها سخن شیخ مجدى محمّد علىمحمّد نویسنده بزرگ وهّابى است که مىگوید : یکى از جوانهاى اهل سنّت با حالت حیرت ، نزد من آمد وانگیزه حیرت او را جویا شدم ، دریافتم که دستهاى شیعیان به وى رسیده است و این جوان سنّى تصوّر کرده که شیعیان ملائکه رحمت و شیر بیشه حق مىباشند : « جاءنی شابّ من أهل السنّة حیران ، وسبب حیرته أنّه قد امتدت إلیه أیدی الشیعة . . . حتّى ظنّ المسکین أنّهم ملائکة الرحمة وفرسان الحقّ » انتصار الحق ، ص 11 و 14 . .