تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۴  ، 
کد خبر : ۸۷۱۸۵

اسرائیل در ایران (بخش اول)


در اواخر سال 1328 ش یعنی یک سال و اندی پس از اعلام تاسیس رژیم صهیونیستی در اردیبهشت 1327 دولت شاهنشاهی ایران « اسرائیل » را به صورت « دوفاکتو » به رسمیت شناخت و نماینده ای به آن سامان اعزام کرد و اقدام مشابهی نیز از سوی رژیم صهیونیستی انجام شد.
شناسایی پنهان رژیم صهیونیستی از سوی حکومت پهلوی در خارج و داخل ایران بازتاب وسیعی یافت.
بازتاب شناسایی اسرائیل
در تاریخ 27 فروردین 1328 یکی از نمایندگان مجلس شورای ملی طی نامه ای به رئیس مجلس وقت در اعتراض به « شناسایی نابهنگام و غیر منتظر » رژیم صهیونی از سوی دولت ساعد نوشت : ... روز چهارشنبه بیست و چهارم اسفند ماه 1328 رادیو و روزنامه ها خبر شناسایی دولت اسرائیل را از طرف دولت ایران منتشر نمودند و چون این خبر متعاقب تعطیلی موقت جلسات مجلس شورای ملی منتشر شده و تا تشکیل مجدد جلسات مجلس قریب به یک ماه وقت باقی است و از طرفی سکوت در این موضوع مهم برخلاف وظیفه اسلامیت و سمت نمایندگی است تمنا دارم دستور فرمایید سوال زیر را برای پاسخ گویی جهت دولت جناب آقای ساعد ارسال دارند. در این نامه اعتراض آمیز شش پرسش طرح شده است که نشان می دهد مجلس و دولت وقت به طور کامل تحت نفوذ و اداره قدرتی مرموز و فراتر از این دو قوه قرار داشته اند. مطابق این نوشته شناسایی رژیم صهیونیستی در آن مقطع نه با اطلاع و آگاهی نمایندگان مجلس شورای ملی و کمیسیون خارجه مجلس و وزارت امور خارجه بوده و نه سازگار با مصلحت و منافع سیاسی دولت وقت در آن دوران . مطالعه این پرسش ها هر ایرانی را به تامل بر می انگیزد :
1 ـ چه ضرورت داشت دولت تصمیم خود را درباره شناسایی دولت اسرائیل بر خلاف احساسات عمومی قبل از جلب نظر مجلس شورای ملی و یا لااقل مشاوره با کمیسیون خارجه مجلس به دنیا اعلام (و) ملت و مجلس شورای ملی را در مقابل عمل انجام یافته قرار بدهد.
2 ـ اگر (چه ) شناختن بالفعل (دوفاکتو) حکومت اسرائیل الزام و تعهدی برای شناختن به حق (دوژوره ) ایجاد نخواهد نمود معهذا نظر به علاقه و ارتباط مسلمین ایران ; ممالک اسلامی عالم بالخاصه ممالک اسلامی همجوار که هنوز دولت اسرائیل را به رسمیت نشناخته اند اقتضا داشت دولت ایران از شناسایی دولت اسرائیل بای نحو کان خودداری نماید. آیا اتخاذ چنین تصمیمی وضعیت مملکت اسلامی ایران را در بین ممالک اسلامی عالم مواجه با یک جریان های غیر مطلوبی نمی نماید
3 ـ اعلی حضرت همایون شاهنشاهی در مسافرت پاکستان ضمن نطق رسمی ملل اسلامی را دعوت به همکاری و دوستی فرموده اند . آیا شناسایی دولت اسرائیل متناقض با دعوت رسمی اعلی حضرت همایونی دول اسلامی را به همکاری تلقی نخواهد شد
4 ـ در غیبت وزیر امور خارجه و برخلاف بیانات اعلی حضرت همایونی چه نفوذ مرموز و چه تحریکات غیر مرئی دولت آقای ساعد را وادار کرده است که اجازه دهد معاون وزارت خارجه یک چنین دستوری را به نماینده ایران در سازمان ملل متفق صادر نماید. با این وصف جواب شایعات این که مامورین حکومت اسرائیل از چندی قبل مشغول تبلیغات و صرف وجوهی شده اند تا دولت ایران را از روش ممالک اسلامی منحرف سازند چه باید داد
5 ـ آیا اولیای دولت ایران متوجه هستند که در نتیجه فجایع و جنایات تروریست های یهودی بیش از هشت صد هزار نفر مسلمان فلسطینی یک سال و اندی است از خانه و لانه خود آواره اند که با شناسایی دولت اسراییل عملا نمک بر جراحات آنان پاشیده و در نتیجه ناگوارترین اثر را در عالم اسلامی ایجاد خواهد نمود و ضمنا با این عمل فاصله بیشتری بین هیات حاکمه و مسلمین ایران بالخاصه جامعه روحانیت اسلامی پیدا خواهد شد که مسئولیت آن مستقیما به عهده دولت آقای ساعد است .
6 ـ ممکن است تصور شود با شناختن حکومت اسرائیل روابط و مبادلات بازرگانی بین ایران و اسرائیل برقرار خواهد شد و از این راه سودی به دست خواهد آمد (چنان که مبلغین یهود این تبلیغ را کرده و می کنند). اولا از یهودی سود بردن کار مشکلی است ـثانیا بر فرض احتمال و امکان چنین منفعتی آیا نتایج وخیمه سیاسی آن از نقطه نظر داخلی و آزردگی عالم اسلامی از نقطه نظر روابط بین المللی ارزش آن را دارد که یک مملکت کهن سال اسلامی مبادی معنوی خود را فدای منافع موهوم و موقتی مادی بنماید چون طبق قانون اساسی دولت اسلامی است طبعا دولت ایران موظف می باشد اصول اسلامی و احساسات عمومی مسلمین را در کلیه امور سیاسی رعایت نماید.
بنابر این شایسته نبود بدون مطالعه و مشاوره با مجلس شورای ملی مبادرت به شناسایی دولت اسرائیل کرده باشند.
امیدوارم در جلسه علنی مجلس شورای ملی توضیحات بیشتری در اطراف این سو سیاست ایراد نمایم ولی انتظار می رود آقای ساعد (نخست وزیر) برای تسکین احساسات عمومی هر چه زودتر علل و موجبات این شناسایی نابهنگام و غیر منتظره را اعلام دارند.
عبد الصاحب صفایی ارتشبد فردوست درباره شناسایی اسرائیل و پیامدها و آثار بعدی آن چنین اظهار نظر کرده است : محمد رضا رژیم اسرائیل را به طور دوفاکتو به رسمیت شناخت و همین کافی بود تا اسرائیل به طور غیر رسمی سفارت خود را در تهران دایر کند. این روابط به حدی گسترش یافت که محمد رضا چند پایگاه برون مرزی خود با کشورهای عربی منطقه را به اسرائیل واگذار کرد و سازمان اطلاعاتی اسرائیل پس از قدرت های بزرگ فعالترین سرویس اطلاعاتی در ایران شد. اسرائیل رژیم محمد رضا را تنها دوست و متحد خود در منطقه تلقی می کرد و لذا به آموزش ساواک کمک های درجه اول نمود. ولی محمد رضا به خاطر فرهنگ اسلامی مردم ایران و به خاطر حساسیت مردم عرب منطقه جرات نکرد روابط خود را با اسرائیل رسمی کند و آمریکا و انگلیس نیز این کار را صلاح نمی دانستند زیرا ایران با نقش فوق می توانست بهترین حلقه اتصال اسرائیل و کشورهای عربی باشد.
اسرائیل پایگاه اصلی غرب در خاورمیانه به شمار می رود و برای آمریکا کشور پولسازی محسوب می شود. صرف وجود اسرائیل سبب می گردد تا کشورهای عربی و ثروتمند منطقه دلارهای نفتی خود را در مقابل سفارشات گران قیمت اسلحه به آمریکا بدهند.آمریکا هم با بذل و بخشش مقداری از این سفارشات را به کشورهای اروپایی غربی واگذار می کند. وجود اسرائیل برای شوروی نیز نافع است زیرا بخشی از سفارشات نظامی نصیب این قدرت می شود. ویلیام شوکراس از رژیم پهلوی به عنوان تنها کشور خاورمیانه نام می برد که سیاست همکاری پنهان با اسرائیل را اتخاذ کرده بود. او در ابتدا با اشاره به تاریخ حضور و نفوذ یهودی ها در ایران و سپس وضعیت و موقعیت آنها در دوران معاصر می نویسد : در میان کشورهای خاورمیانه ایران تنها کشوری بود که از ابتدا سیاست همکاری پنهانی با اسرائیل را در پیش گرفته بود.در واقع روابط با اسرائیل مناسبات ایران با کلیه همسایگانش را تحت الشعاع قرار می داد.
تساهل ایرانیان نسبت به یهودیان یک سنت دیرینه و افتخارآمیز است . در کتاب عزرا آمده است که وقتی کورش بابل را در 539 پیش از میلاد فتح کرد یهودیانی را که در این شهر به اسارت گرفته شده بودند آزاد کرد و به آنان اجازه داد به اورشلیم بازگردند یعنی به همانجایی که فاتحان بابلی آنها را آورده بودند.
پس از این واقعه جامعه یهودیان شروع به پخش شدن در ایران کرد و در نیمه قرن بیستم شاید در حدود یکصد هزار یهودی در ایران بسر می بردند.تا زمانی که رضاخان زمام امور را در دست گرفت آنان در محله های مخصوص خودشان زیست می کردند.ولی رضاشاه به عنوان بخشی از سیاست خود مبنی بر کاستن قدرت سنتی طبقات زمیندار در (سال ) 1927 دستور داد که یهودیان می توانند مالک زمین شوند و در خارج از محله های مخصوص خودشان زندگی کنند.
در 1327 که دولت اسرائیل تاسیس شد ایران به یهودیان عراقی که بر خلاف یهودیان ایرانی مورد سرکوب قرار گرفته بودند اجازه داد از طریق ایران به اسرائیل فرار کنند. در این هنگام یکی از وظایف اصلی موساد سرویس جاسوسی اسرائیل این بود که مهاجرت یهودیان به اسرائیل را تسهیل کند.دولت ایران به ماموران موساد اجازه داد در تهران فعالیت کنند یعنی به عبارت دیگر از بدو تاسیس دولت اسرائیل ایران از اعراب حمایت لفظی می کرد و به اسرائیل کمک پنهانی می داد. این یک طرح بادوام بود.
شوکراس درباره شناسایی رژیم صهیونیستی از سوی دولت شاهنشاهی ایران می افزاید : در ژوئیه 1949 موافقتنامه های گوناگون ترک مخاصمه بین اسرائیل و دولتهای عربی رسما به جنگ 1327 خاتمه داد و موقعیت ارضی اسرائیل را تثبیت کرد . اکنون هدف اصلی سیاست خارجی اسرائیل شکستن دیوار انزوای سیاسی در منطقه بود.
نخستین موفقیت در شناسایی کامل دیپوماتیک آن کشور از جانب ترکیه در 1328 به دست آمد . دومین موفقیت شناسایی دوفاکتوی ایران در 1329 بود .
از اسناد بایگانی اسرائیل معلوم می شود که شناسایی دوفاکتوی اسرائیل تصمیم شخص شاه نبوده است . (در این موقع شاه چندانی قدرتی نداشت .) اسرائیل شناسایی دوفاکتوی خود را با پرداخت رشوه قابل توجهی به محمد ساعد نخست وزیر وقت ایران به دست آورد.
مذاکرات را از جانب اسرائیل یک امریکایی که هنوز در پرونده ها فقط « آدم » شناخته می شود و با موساد همکاری داشته است رهبری می کرد. او ضمنا یک تاجر ایرانی را می شناخت که با نخست وزیر دوست و « شریک تجاری » بود.از طریق این شخص نخست وزیر مطالبه 400000 دلار کرد تا موافقت هیئت وزیران را جلب و شاه را متقاعد سازد که شناسایی دوفاکتوی اسرائیل خدمت به منافع ملی ایران است . این تقاضا منجر به بحث پر شر و شوری در وزارت خارجه اسرائیل گردید. نه تنها فراهم کردن این مبلغ هنگفت برای دولت نوبنیاد بسیار دشوار بود بلکه بسیاری از مقامات اسرائیلی با شدت و حدت استدلال می کردند که اسرائیل نباید حیات خود را با پرداخت رشوه و اشاعه فساد آغاز کند . (!!) ولی « آدم » به ابتکار خودش قسط اولیه پول را که 12400 دلار بود به تاجر مزبور و نخست وزیر پرداخت .نتایج این کار آنی بود. نخست وزیر درباره اینکه باید بین سیاست و مذهب تفکیک قائل شد با روحانیون به مذاکره پرداخت . تغییراتی در اعضای کابینه اش داد تا رای موافق را تامین کند و با شاه به گفتگو پرداخت .
از قراری که به اسرائیلیها گزارش دادند شاه گفته بود : « اگر نخست وزیر و وزیر امور خارجه موافق شناسایی اسرائیل هستند من حرفی ندارم . » بنابراین مبلغ 000 400 دلار پرداخته شد . این تماسهای اولیه و رشوه ها تا سی سال بعد منجر به همکاری سیاسی و نظامی و امنیتی بین ایران و اسرائیل گردید.
این نویسنده ضمن اشاره به دریافت رشوه از سوی دولت شاهنشاهی منافع مشترک رژیم صهیونیستی و دستگاه حاکم پهلوی را نیز در برقراری ارتباط بین این دو و شناسایی اسرائیل از سوی حکومت پهلوی بی تاثیر نمی داند : منافع مشترک دو دولت روشن بود. اولا ایران می توانست نفت اسرائیل را تامین کند و در مقابل اسرائیل قادر بود کالاهای ساخته شده از جمله جنگ افزار و نیز انواع کارشناس به ایران بفرستد . ثانیا موساد همراه با سازمان سیا نقش مهمی در تاسیس ساواک در سالهای نیمه دهه 50 (میلادی ) ایفا کرد . اگر چه دستگاه دیپلماسی شاهنشاهی همواره در داخل و خارج کشور سعی داشت شناسایی رژیم صهیونیسم را در حد « دوفاکتو » اعلام و جلوه دهد اما واقعیت غیر از این بود.گستردگی و عمق روابط طرفین به گونه ای بود که در جهان سیاست رژیم شاه و رژیم صهیونیستی را متحد و همپیمان هم می دانستند . محافل سیاسی آگاهی و اعتقاد داشتند که « در مرداد 1339 محمد رضا پهلوی موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخت » و بی تردید نمایندگان ماموران و سفیران رژیم صهیونیستی هر گاه که اراده می کردند به شخص اول مملکت یعنی محمد رضا شاه پهلوی به آسانی دسترسی داشتند.
در بخشی از صورت مذاکرات سری ماموران سفارت آمریکا و اسرائیل در تهران چنین می خوانیم : سفیر کبیر (اسرائیل ) مه یرعزری به سهولت به شاه و دیگر مقامات بالای ایران دسترسی دارد. وقتی سفیر کبیر در مسافرت است آقای بن یوحنان نیز قادر است که مقامات بالای ایرانی منجمله شاه را که او برای انجام امور بین ایران و اسرائیل احتیاج دارد ببیند و ملاقات نماید. فقط در جنبه تشریفاتی است که با هیات نمایندگی اسرائیل به صورت متفاوت از دیگر سفارتخانه های معمولی تهران رفتار می شود.
پایگاه‌های اسرائیل در ایران
رژیم صهیونیستی از طریق برخی سازمان های صهیونیستی مستقر در ایران و همچنین از ناحیه بعضی انجمن های یهودی ایرانی تحت نفوذ و سیطره مجامع صهیونیستی اهداف و مطامع خود را در ایران تعقیب و جستجو می کرد.مع الوصف برقراری ارتباط رسمی با حکومت پهلوی نیز شرایط و موقعیت را برای اسرائیل بیش از پیش آسان و مهیا کرد;زیرا ارتباط آن رژیم با ایران شاهنشاهی منحصر در زمینه سیاسی نبود بلکه در ابعاد امنیتی اطلاعاتی اقتصادی صنعتی نظامی و فرهنگی نیز این روابط رو به گسترش و توسعه نهاد.
در خاطرات ارتشبد فردوست درباره تحرکات سفارت اسرائیل در ایران آمده است : سفارت اسرائیل در ایران فقط در زمینه اطلاعاتی فعال نبود بلکه در سایر زمینه ها نیز فعالیت چشمگیر داشت . گاه به گاه سفارت یهودیان ایران را در سالنی جمع می نمود و در این جلسات ضمن سخنرانی و تحریک روحیه قومی آنها برای کمک به اسرائیل اعانه جمع آوری می شد و هر بار مبالغ کلانی پول ارسال می گردید. در این جلسات که تصور می کنم ماهیانه بود مامورین اداره کل هشتم ساواک شرکت داشتند. در سفارت نیز میهمانی های نیمه خصوصی داده می شد و سفرای برخی کشورها و کارمندان سفارتخانه ها و یهودیان سرشناس و گاهی مقامات ایران در این میهمانی ها شرکت می کردند. از اداره کل هشتم ساواک نیز دعوت به عمل می آمد.
بعلاوه سفارت اسرائیل هر از گاهی از مقامات ایرانی برای بازدید از اسرائیل دعوت می کرد و هدف بیشتر تبلیغ پیشرفت کشاورزی و صنعت اسرائیل بود . تصور می کنم سال 1340 بود که وزارت کشاورزی اسرائیل از وزیر کشاورزی ایران دعوت کرد که هیئتی را برای بازدید از تاسیسات زراعی و آبیاری اسرائیل اعزام دارد . وزیر کشاورزی هیئتی را تعیین نمود و من نیز از شعبه 2 « دفتر ویژه اطلاعات » افسری را اعزام داشتم .افسر مزبور پس از بازگشت هر روز قسمتی از گزارش خود را می فرستاد تا بررسی کنم . مهمترین بخش ارتباط اسرائیل با حکومت پهلوی را همکاری اطلاعاتی و امنیتی برشمرده اند.
به اعتراف فردوست « در دوران محمد رضا (پهلوی ) سازمان اطلاعاتی اسرائیل پس از سرویس های آمریکا و انگلیس فعال ترین سرویس در ایران بود و این فعالیت در سایر کشورهای منطقه و شاید جهان کم نظیر بود. » آنچه از ظواهر امر بر می آید تشکیلات برون مرزی سازمان اطلاعات اسرائیل در ایران از فعال ترین و در عین حال سری ترین ادارات اطلاعاتی بود که مطامع رژیم صهیونیستی را در حوزه تحرکات جاسوسی در کشورهای اسلامی و عربی دنبال می کرد.درباره اهمیت این تحرکات ارتشبد سابق حسین فردوست به نقل از یکی از استادان رده بالای اسرائیلی و عضو برجسته سازمان امنیت اسرائیل « که در ساواک مشغول فعالیت بود چنین گفته است : استاد اسرائیلی , اداره برون مرزی (اسرائیل ) را بسیار مهم تلقی می کرد و می گفت : « ما باید اطلاعات دقیقی از کشورهای همسایه داشته باشیم . » در آن موقع تاکید او بر مصر (بخصوص صحرای سینا) , لبنان , سوریه , اردن , عراق و عربستان سعودی بود. شبکه اطلاعاتی برون مرزی اسرائیل در ایران پایگاه های مختلفی را در مناطق مرزی کشور تاسیس کرده بود و از آن طریق با استخدام مامورین مورد نیاز خود , به جاسوسی و کسب اطلاعات در برخی کشورهای عربی مبادرت می ورزید.
به هر حال , اسرائیل دارای 3 پایگاه برون مرزی در ایران بود , که احتمالا از سال 1337 این پایگاه ها ایجاد شده بود . این 3 پایگاه در خوزستان (مرکز اهواز) , در ایلام (مرکز ایلام ) و در کردستان (مرکز بانه یا مریوان ) و در محلی مستقر بود که ساواک هم در آن محل باشد.در آن زمان اطلاعی از وضع این پایگاه ها نداشتم و اداره کل آموزش هم وجود نداشت تا کسب اطلاع کنم , لذا برای آشنایی کامل و دقیق از سازمان برون مرزی اسرائیل و نحوه گردآوری اطلاعات , خواستم که بهترین رئیس پایگاه به تهران احضار شود , که گفته شد رئیس پایگاه خوزستان است . او 3 روز در تهران ماند و صبح و بعد از ظهر هر چه لازم بود دیکته کرد و من همه را نوشتم و بعدا بر اساس آن یک جزوه مدون , تنظیم نمودم . این جزوه به حدی کامل بود که بعدها هر چه در ساواک در زمینه برون مرزی آموزش داده می شد به کاملی این جزوه نبود. از همان روز اول مشهود بود که این فرد از افراد ممتاز سازمان برون مرزی اسرائیل است . لذا , بعدها او را چند بار برای آموزش به اداره کل دوم دعوت کردم و متوجه شدم که حتی از نیمرودی نیز ورزیده تر است . پایگاه های برون مرزی از طریق جذب و گماردن مزدوران داخل ساواک و بعضی بلاد اسلامی و عربی , به سهولت قادر به تعقیب مطامع صهیونیسم در کشورهای عربی از طریق ایران بودند . هدف پایگاه های برون مرزی اسرائیل در ایران , عراق و کشورهای عربی بود و اکثر مامورین را این 3 پایگاه استخدام می کردند و پس از آموزش کامل مرحله بهره برداری شروع می شد. اکثر مامورین پایگاه ها عراقی بودند , ولی پایگاه خوزستان موفق شد تعدادی مامور کویتی و بحرینی و امیر نشین های امارات و حتی افرادی از عربستان سعودی را نیز استخدام و به کار گمارد . بطوری که از این 3 پایگاه کلیه اطلاعات لازم از عراق و تا حدی از کویت و امارات و عربستان و سوریه جمع آوری می شد. البته منظور اسرائیلی ها در شروع کار عراق بود , ولی به تدریج امکانات به حدی زیاد شد که کشورهای فوق الذکر را نیز تحت پوشش قرار داد. یک نسخه از کلیه اطلاعات جمع آوری شده به اداره کل دوم ساواک تحویل می شد و یک نسخه نیز بسرعت به اسرائیل ارسال می گردید. باید اضافه کنم که اداره کل دوم ساواک نیز دارای حدود 10 پایگاه برون مرزی برای کار در عراق و کشورهای عربی بود , ولی نتیجه کار این 3 پایگاه اسرائیلی حتی با مجموع کار آن 10 پایگاه نیز قابل مقایسه نبود . علت عدم ورزیدگی و عدم تجربه کافی رهبران برون مرزی اداره کل دوم بود . 1 اسرائیلی ها با پرداخت رشوه های کلان مقامات و سران دستگاه اطلاعات و امنیت کشور شاهنشاهی (ساواک ) را کاملا در خدمت منافع صهیونیسم قرار داده بودند . ارتشبد سابق فردوست در این باره چنین اعتراف می کند : زمانی که در سال 1340 به ساواک رفتم , سرتیپ علوی کیا (قائم مقام سابق ساواک ) فردی به نام یعقوب نیمرودی را به من معرفی کرد و گفت که محمد رضا اجازه داده که او با ساواک رابطه داشته باشد و تبادل اطلاعات نماید. نیمرودی درجه سرهنگ دومی داشت و رئیس اطلاعات سفارت مخفی اسرائیل بود. او یک ماه بعد به دیدن من آمد و ضمن تشکر از همکاری برخی ادارات کل ساواک (ادارات کل دوم و سوم و هشتم ) پاکتی به من داد. دیدم که در پاکت مبلغ 80 هزار تومان (یا 60 هزار تومان ) وجه نقد است . از او پرسیدم که این مبلغ چیست پاسخ داد : « از بدو همکاری برون مرزی هر ماه این مبلغ به سرتیپ علوی کیا بابت هزینه هایی که ساواک در این همکاری متحمل می شود , پرداخت می گردد! » پاکت را به او پس دادم و گفتم : فعلا نزد خودتان باشد تا با علوی کیا ملاقات و موضوع را مطرح نمایم . او هم پس گرفت و خداحافظی کرد.با سرتیپ علوی کیا ملاقات کردم و جریان را پرسیدم . گفت : « مدتی است که اسرائیلی ها 3 پایگاه برون مرزی در غرب و جنوب ایران احداث کرده اند و بابت هزینه هایی که ساواک از این بابت متحمل می شود , هر ماهه این مبلغ را به ساواک می پردازند که به مسئول هزینه های سری ساواک داده می شود . » گفتم : اگر ساواک اجازه ایجاد این 3 پایگاه را داده , دیگر اجاره خانه پرسنل اسرائیلی و تهیه غذا و سایر تسهیلات که با ستاد مرکزی ساواک نیست و اینها در هر محلی که هستند رئیس ساواک آن منطقه می تواند تسهیلات را فراهم آورد و هزینه مربوط را خودشان بدهند . در حالیکه پرداخت وجه به قائم مقام ساواک مثل این است که بابت اجازه ایجاد 3 پایگاه به مقام عالی ساواک رشوه می دهند . علوی کیا گفت : « هر طور مصلحت بدانید. ظاهرا راه حل پیشنهادی شما صحیح تر است ! » به این ترتیب مسئله پول منتفی شد و نیمرودی دیگر هیچ بحثی در این باره نکرد. پاکروان اهل این حرف ها نبود , ولی به احتمال زیاد معتضد , که رئیس قسمت اطلاعات خارجی ساواک (یعنی ادارات کل دوم و هفتم ) بود به اتفاق علوی کیا , با نیمرودی وارد معامله شده و این پول را میان خود تقسیم می کردند. شبکه برون مرزی اسرائیل در ایران , اگر چه تا اواخر عمر رژیم شاهنشاهی , اهداف و مطامع صهیونیسم را از طریق صدها مامور خود در مناطق مرزی کشور ایران تعقیب و دنبال می کرد , لیکن , این تشکیلات در مراحل مختلف زمانی , شیوه های کسب اطلاعات و عملیات جاسوسی خود و همچنین نحوه اداره شبکه ها را مطابق منافع اسرائیل تغییر می داد.
پایگاه های اسرائیلی تا حدود سال های 1345 ـ1346 در ایران به فعالیت خود ادامه دادند و سپس اعلام کردند که چون اطلاعاتمان کامل شده پایگاه ها را تعطیل و به اسرائیل منتقل می کنیم و شبکه های ساخته شده در ایران نیز مستقیما از اسرائیل هدایت خواهد شد. بدین ترتیب , اسرائیلی ها 3 پایگاه فوق را برچیدند و شبکه هایی که طی این سال ها ایجاد شده بود (و حداقل 300 سر مامور و مامور مستقل زبده داشت ) برای خود حفظ کرده و از طریق برون مرزی اسرائیل به تماس خود ادامه دادند. معهذا , فعالیت سازمان اطلاعاتی اسرائیل در ایران ادامه یافت و نیمرودی به تماس با ساواک ادامه داد. ولی , نیمرودی دیگر با من یا رئیس ساواک رابطه نداشت و معتضد موظف شده بود با او تبادل اطلاعاتی نماید . او هفته ای 2 ـ3 بار برای امور برون مرزی به اداره کل دوم , برای وسایل فنی به اداره کل پنجم , برای امور ضد جاسوسی به اداره کل پنجم مراجعه می کرد. او با اداره دوم ارتش نیز رابطه داشت و سپهبد کمال در ملاقات ها گاه به این موضوع اشاره می کرد. به هر حال , نیمرودی در میان سرویس های خارجی بیشترین رابطه را با ساواک داشت و هیچ گاه از مقامات اطلاعاتی آمریکا یا انگلیس شنیده نشد که گلگی کنند که چرا فلانی اینقدر در رابطه با ساواک فعال است . علاوه بر همکاری های گسترده اطلاعاتی و امنیتی میان اسرائیل و رژیم پهلوی , دستگاه اطلاعاتی و جاسوسی رژیم صهیونیستی در سازمان دهی ساواک و آموزش نیروها و ماموران سازمان اطلاعات و امنیت رژیم شاهنشاهی نقش بسیار حساس و مهمی داشت . ارتشبد سابق فردوست با اشاره به کاستی ها و ضعف های آموزش ساواک از سوی انگلیسی ها و آمریکا می افزاید : در آن زمان ایران اسرائیل را به صورت « دوفاکتو » به رسمیت شناخته بود و اسرائیل یک سفارتخانه غیر رسمی در تهران داشت و مسول اطلاعات آن سرهنگ دوم یعقوب نیمرودی بود , که با تایید محمد رضا با ساواک رابطه فعال داشت .اطلاع داشتم که تشکیلات اطلاعاتی اسرائیل بسیار قوی است , زیرا برخی افراد یهودی در کشورهای اروپا و آمریکای شمالی در مشاغل حساس اطلاعاتی شاغل بوده اند و این افراد پس از تشکیل اسرائیل سازمان های اطلاعاتی و امنیتی آن را تشکیل داده اند.
لذا به کمک نیمرودی آموزش ساواک را سازمان دادم , که منجر به تاسیس اداره کل آموزش شد. فردوست درباره چگونگی آموزش نیروهای ساواک از سوی صهیونیست ها می گوید : در آغاز 2 یا 3 تیم و هر تیم مرکب از حدود 10 نفر از ادارات کل عملیاتی (دوم , سوم , هشتم ) برای آموزش به اسرائیل اعزام شدند . مدت آموزش هر تیم بین 1 تا 2 سال و نتیجه آموزش عالی بود . این نشان می داد که اسرائیلی ها برای دوستی با محمد رضا بهای زیادی قائلند و روی نقش ساواک در آینده منطقه حساب جدی باز کرده اند.سپس ترجیح دادم استادان اسرائیلی را به تهران بیاورم . بتدریج موارد مورد نیاز را از شخص نیمرودی می خواستم و او نیز به سرعت استاد مربوط را به تهران دعوت می کرد.
بر اساس اطلاعات موجود و به خصوص اظهارات فردوست , استادان اسرائیلی , در زمینه های امنیتی (ضد براندازی ) شیوه های بازجویی , خط شناسی , تحقیقات در سطوح عالی , اطلاعات خارجی , ضد جاسوسی , حفاظت اماکن و اسناد , امنیت داخلی و...در آموزش و پرورش ماموران ساواک نقش اساسی را به عهده داشتند تا جایی که پس از سقوط رژیم پهلوی برخی از این ماموران به استخدام موساد در اسرائیل درآمدند.ارتشبد فردوست در این باره با اشاره به یکی از استادان آموزش مسائل امنیتی اسرائیل در ساواک می گوید : « شنیدم که وی به قائم مقامی سازمان امنیت اسرائیل رسیده و احتمالا حالا باید رئیس شده باشد.شاید به کمک او بود که عطارپور و سایر مامورین ساواک پس از انقلاب (اسلامی ) در اسرائیل شغلی پیدا کردند. » به هر صورت همکاری های همه جانبه اطلاعاتی اسرائیل با ایران شاهنشاهی , که تبادل اطلاعات فقط بخشی از آن بود تا زمان سقوط سلسله پهلوی در سال 1357 ادامه داشت .

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات