تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۱  ، 
کد خبر : ۸۷۱۹۰

طالبان، بازگشت دوباره به قدرت مرکزی


اوضاع بحرانی افغانستان سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری این کشور را پیشاپیش دچار ابهام کرده و به زیر سئوال برده است . از یکطرف جنگ قدرت به درون کابینه کشیده شده و حامد کرزای رئیس جمهور فعلی از جانب برخی اعضای کابینه و حتی معاون رئیس جمهور به تکروی و ناتوانی متهم شده است .از سوی دیگر آمریکا وسایر اعضای ناتو در خصوص اهداف و برنامه های آینده دچار چند دستگی شده اند. « باراک اوباما » نتوانست در جریان اجلاس سران ناتو متحدانش را برای اعزام نیروهای تازه نفس به افغانستان متقاعد کند . او اکنون ناچار است بطور یکجانبه 17 هزار نیروی جدید به این کشور اعزام کند و این در حالیست که تحلیل گران تصریح می کنند بحران افغانستان راه حل نظامی ندارد.
آمریکا و انگلیس سرگرم مذاکراتی با سران طالبان هستند تا بلکه بتوانند بنحوی آنها را در قدرت مرکزی شریک سازند. مشابه این مذاکرات در طائف در جریانست که نقش عربستان در معادلات افغانستان را احیا کند و جایگاه ویژه ای را برای طالبان در قدرت مرکزی افغانستان تثبیت نماید.
طالبان به موازات مذاکره سعی دارد به توسعه قلمرو حاکمیت خود با توسل به انواع شیوهای موثر بپردازد و تاکنون توانسته است نیمی از کشور را در اختیار بگیرد.
روزنامه نیویورک تایمز در شماره اخیر خود از تسلط طالبان بر نیمی از خاک افغانستان خبر داد و خاطرنشان ساخت بر روی نقشه های جغرافیایی موجود در وزارت کشور افغانستان 10 نقطه کلیدی بعنوان قلمرو طالبان مشخص شده و در عین حال 156 منطقه دیگر بعنوان « بسیار خطرناک » طبقه بندی شده که جمع آنها نیمی از خاک افغانستان را درکنترل طالبان نشان می دهد.
البته ممکن است در ترسیم محدوده های خطر و جانمائی نقاط « پرخطر » اغراق شده باشد ولی در یک نکته تردیدی نیست که ناتو و بویژه آمریکا حتی ازبحرانی معرفی کردن اوضاع افغانستان بیش از اعلام آرامش دراین کشور سود می برد. چرا که می تواند در پرتو اعلام ناامنی ها و به رخ کشیدن آن ضرورت ابقای نظامیان در افغانستان را توجیه کند.
با اینهمه اعضای اروپائی ناتو به اهداف و برنامه های آمریکا در افغانستان با تردید می نگرند و رد پای آمریکا در بحران افغانستان را شناسایی کرده اند. در واقع « طالبان » یک طرح آمریکائی محسوب می شود که توسط سازمان جاسوسی « سیا » مطرح و پیگیری شد و با بودجه عربستان و حمایت مالی عربستان وامارات توسط ارتش پاکستان به اجرا درآمد.
طالبان با همین پشتوانه سیاسی ـ مالی ـ اجرائی توانست اهرمهای اصلی قدرت در افغانستان را برای سالها در دست بگیرد و حتی پس از اشغال افغانستان توسط آمریکا هم به صورت زیرزمینی موجودیت خود را حفظ کرد. این بدان معنی است که واشنگتن هرگز خواستار نابودی طالبان نبوده و تمامی اقدامات نمایشی آمریکا از جمله حوادث « تورابورا » صرفا جهت تبلیغات رسانه ای به منظور بازسازی چهره مخدوش آمریکا نزد افکار عمومی جهان به اجرا درآمد تا بلکه آمریکا را دشمن طالبان معرفی کند.
حال آنکه طالبان هنوز هم بازوی اجرائی آمریکا محسوب می شود که در لحظات حساس نیازهای رسانه ها آمریکا برای بحرانی جلوه دادن اوضاع را عینا تامین می کند.
طالبان « در تجارت مرگ » یعنی کشت و توزیع موادمخدر افغانستان نقش اول را برعهده دارد و تقریبا تمامی مزارع کشت خشخاش در ایالت « هلمند » را در اختیار گرفته است .
این تجارت سودآور با درآمدهای نجومی به طالبان فرصت می دهد که نقش اصلی را در صحنه سیاسی افغانستان ایفا کند و با هزینه کردن درآمدهای حاصل از تجارت مواد افیونی جایگاه خود را در این کشور مرتبا تثبیت سازد.
برخی گزارشات موثق از همکاری نزدیک ارتش سلطنتی انگلیس با طالبان در تجارت جهانی مواد مخدر خبر می دهند و حتی ژنرالهای ارشد آمریکایی را هم در این زمینه دخیل می دانند. بدین ترتیب طالبان درموقعیت کنونی نیاز چندانی به منابع مالی دیگر ندارد و با درآمد حاصله از تجارت جهانی موادمخدر به راحتی می تواند به تطمیع افراد و گروهها در افغانستان بپردازد. این پدیده در ماجرای فرار صدها تن از عناصر طالبان از زندان قندهار بخوبی مشهود بود که تقریبا بدون هیچگونه درگیری نظامی صدها تن از زندانیان عضو طالبان از این زندان گریختند.
با وجود این در حال حاضر واشنگتن سعی دارد بر روی مسائل سیاسی متمرکز شود و خود را برای انتخابات ریاست جمهوری آینده آماده کند.تصادفی نیست که این روزها داوطلبان ریاست جمهوری به سفارت آمریکا در کابل دعوت می شوند و مامورین سفارت به آنها در این مورد « خط » می دهند. در طول روزهای اخیر به چند نفر از رقبای کاندیدای مورد نظر آمریکا گفته شده است خود را از صحنه انتخابات ریاست جمهوری کنار بکشند ولی در عوض پست هایی در کابینه به آنها داده خواهد شد! البته این رفتار واشنگتن دخالت آشکار در امور داخلی افغانستان است ولی برای ارتشی که افغانستان را اشغال کرده و قصد خروج از این کشور را ندارد استناد به قانون اساسی افغانستان برای اثبات جرایم اشغالگران کوچکترین ایرادی محسوب نمی شود و اشغالگران به یکه تازی در این کشور همچنان ادامه خواهند دادواشنگتن پس از یک دوره حضور نظامی در افغانستان و عراق مجددا احیای رژیم پوسیده قبلی را در این کشورها مدنظر قرار داده است . بدین ترتیب رژیم مفلوک طالبان قرار است در افغانستان به تدریج احیا شود و به حاکمیت برسد و در عراق نیز بعثی های شرور و در چارچوب ساختار جدید قدرت یکبار دیگر زمام امور عراق را در دست بگیرند.
درچنین شرایطی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان چیزی غیر از مهره چینی جدید توسط اشغالگران محسوب نمی شود و روند تاسف بار حوادث در مسیری است که گروهک تروریستی طالبان که امروزه بر نیمی از کشور حاکم است آنچنان خیز بردارد تا در قدرت مرکزی هم حرف اول را بزند و درواقع تاریخ در افغانستان دوباره تکرار شود! البته این آرزوی واشنگتن است که طالبان را دوباره به صحنه بازگرداند ولی آیا فضای عمومی افغانستان اجازه چنین اقداماتی را خواهد داد؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات