به گزارش دفتر مطالعات بینالملل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، به نظر میرسد که این اقدام قرقیزستان کاملا هم بدون دلیل و ناگهانی نباشد. قورمان بیک باقییف رییس جمهور قرقیزستان، دلیل نخست تصمیم خود را در بستن پایگاه هوایی ماناس این گونه ذکر کرده است: در آن زمان، بحث بر سر حضور یکی دو سالهی آمریکاییها بود. اما هشت سال تاکنون گذشته است. ما چندین بار در مورد جبران اقتصادی حضور پایگاهها در قرقیزستان با آمریکا صحبت کردهایم، اما چیزی عایدمان نشد.
دلیل دوم که بر اساس آن از آمریکاییها خواستهاند قرقیزستان را ترک کنند، قتل الکساندر ایوانف، شهروند قرقیزی، توسط نظامیان این پایگاه است که باقییف در مورد آن چنین نظری دارد "متاسفانه این مساله از جانب آمریکا پس از دو سال هنوز حل نشده است. اگر ما، قرقیزستان، نمیتوانیم دفاع از شهروندان خود را بر اساس قانون تضمین کنیم، چگونه میتوانیم از استقلال و حاکمیت کشورمان صحبت کنیم؟".
رییس جمهور قرقیزستان دلیل سومی نیز برای تصمیم خود دارد؛ به گفتهی باقییف شهروندان قرقیزی از مدتها پیش، از حضور این پایگاه در خاک کشورشان ناراضی بودهاند.
پیـشنهاد اغـواگـرانهی روسـیه
دیمیتری مدودف، رییس جمهور فدراسیون روسیه، در نشست مجمع اقتصادی اوراسیا در مسکو در مذاکره با همتای قرقیزی خود علاوه بر دادن وعدهی اعتبار و کمک مالی بلاعوض به این کشور فقیر آسیای مرکزی، با بخشش 173 میلیون دلار بدهی خارجی بیشکک به مسکو موافقت کرد.
این امر برای قرقیزستان پیشنهاد بسیار سودمندی بود زیرا آمریکا سالانه 63 میلیون دلار به مقامات قرقیزی برای استفاده از فرودگاه ماناس میپردازد. این 63 میلیارد شامل هزینهی حضور در ماناس و حقوق شهروندان قرقیزی که در آن به کار مشغولند و دیگر هزینهها میشود. کل مبلغی که آمریکاییها برای برنامههای مختلف در قرقیزستان میپردازند، حدود 150 میلیون دلار در سال است که به هیچ وجه با دو میلیاردی که قرقیزیها از روسیه دریافت خواهند کرد، قابل مقایسه نیست.
افزون بر این، روسیه نیز دارای پایگاهی در قرقیزستان است که اگر چه اجارهای نباید برای آن بپردازد، اما حضور پایگاه رقیب را نیز نمیتواند تحمل کند و چندین بار نارضایتی خود را از وجود نیروهای آمریکایی در قرقیزستان اعلام کرده است. اما با تمام این احوالات، مسکو نیز از افراط گرایی هراس دارد و در خفا خواهان حضور آمریکاییها نیز بوده است زیرا از این که آنها هم اکنون در جنگ با طالبان به سر میبرند و در این راه جان میدهند، ناراضی نبوده است. اما اکنون به نظر میرسد که بیرون کردن واشنگتن از حوزهی منافع استراتژیکش و تقویت حضور خود در آسیای میانه در مقایسه با شکست افراطگرایی در افغانستان، از اولویت بیشتری برای کرملین برخوردار است.
جـنگ گـرجـستـان
گرجستان که مدتها با دو منطقهی جدایی خواه خود، آبخازیا و اوستیای جنوبی، مشکل داشته، در تابستان سال 2008 برای بازیابی تمامیت ارضی خود ناگهان طی یک شبیخون به تسخینوالی، پایتخت اوستیای جنوبی، یورش برد که همین اقدام باعث درگیری این جمهوری پیشین اتحاد شوروی با ارباب پیشین خود شد. در نتیجهی این رویارویی پنج روزه در ماه اوت، مسکو توانست تفلیس را مجبور کند تا صلح را پذیرفته و به عبارت دیگر نه تنها گرجستان را کامل در هم شکست بلکه سریعا آبخازیا و اوستیای جنوبی را به عنوان مناطق مستقل از حاکمیت گرجستان به رسمیت شناخت و سفارتهای خود را در این دو جمهوری جدید قفقاز بنا نهاد و روابط دیپلماتیک نیز با آنها برقرار نمود. این تاریخچهای بود از اتفاقات قفقاز که به نظر نویسندهی روزنامه گاردین انگلستان با عنوان "قرقیزستان آمریکا را به سوی در راهنمایی کرد" به تاریخ 6 فوریهی 2009، بذر اولیهی اقدام قرقیزستان بوده است. وی معتقد است که آمریکا، هم پیمان اصلی گرجستان، در آن جنگ کاملا منفعل عمل کرد و هیچ گونه به متحد قفقازی خود در برابر "خرس بزرگ" کمک نکرد.
به نوشتهی این مقاله، با این که گرجستان عملا پیش از آن نیز با دو منطقهی جدایی خواه خود در جنگ بود، ولی تنها برای جلب حمایت آمریکا، یک چهارم از نیروهای مسلح خود را به عراق فرستاد. افزون بر این، سریعا دست به اصلاحات بازار اقتصاد آزاد زد که بانک جهانی آن را نخستین کشور در جهان نامید که به چنین اصلاحاتی دست زده است. بنابراین بیپناه و کمک ماندن در جنگ، پیامی بود قوی به بقیه هم پیمانان آمریکا در اتحاد پیشین جماهیر سوسیالیستی شوروی زیرا چنین سوالی در ذهن متبادر میشود که اگر آمریکا که از گرجستان دفاع نکرده، آیا برای دفاع از آذربایجان، اوکراین و یا قزاقستان خواهد ایستاد؟ قرقیزستان، میتوان گفت، که این مساله را خیلی زود برای خود حل کرده و به گونهای خود را نجات داده است.
واکـنشها در داخـل قـرقیـزسـتان
این حرکت بیشکک باعث دو دستگی در میان اعضای پارلمان و در کل سیاستمداران این کشور آسیایی شده است؛ به گونهای که حتی در ماهیت این اقدام نیز در سخنان مقامات تناقض به چشم میخورد: باقییف در مسکو اظهار داشت که این یک اقدام اقتصادی بوده است اما آداخان مادوماروف، رییس شورای امنیت قرقیزستان، آن را اقدامی کاملا سیاسی خواند که هیچ تجدید نظری در مورد آن نخواهد شد.
از سویی اسحاق ماسالیف، رهبر فراکسیون کمونیستهای پارلمان قرقیزستان، اعلام کرده است که از زمان انتشار اعلامیهی رسمی در مورد بسته شدن پایگاه ماناس، آمریکاییها شش ماه زمان خواهند داشت تا نیروهای خود را از بیشکک بیرون ببرند. وی اما تاکید کرد این مساله باید حتما از طریق پارلمانهای دو کشور انجام شود.
کمونیستها عنوان داشتهاند که سالیان زیادی منتظر دستیابی به چنین نتیجهای بودهاند. ماسالیف در این باره گفت: از نقطه نظر کمونیستها، روسیه برای قرقیزستان اهمیت دارد؛ اما متاسفانه مخالفان چه در روسیه و چه در کشور ما به این مورد بسنده کردهاند. از این بعد همه چیز در جای خود خواهد بود. به هر صورت ما با روسیه از لحاظ تاریخی بیشتر مرتبطیم تا با آمریکا.
از سوی دیگر، اپوزیسیون اعلام کرده است که خروج این پایگاه هوایی از خاک قرقیزستان اشتباه بزرگی است. تاپچوبک تورگونالیف، یکی از رهبران اپوزیسیون و مدیر موسسهی آزادیها و حقوق بشر، در این باره گفته است: قرقیزستان در وضعیت رکود بسیار بدی است و پس از خروج این پایگاه هوایی روابط ما نه فقط با آمریکا بلکه با بسیاری از کشورهای غربی بدتر خواهد شد.
میروسلاو نیازف، یک عضو دیگر اپوزیسیون، بیان کرده است که میان روسیه و بیشکک یک معامله انجام شد که در نتیجهی آن منافع ملی قرقیزستان به روسیه داده شد. به گفتهی نیازف، افغانستان منشا تروریسم و قاچاق بینالمللی مواد مخدر بوده و خواهد بود. بنابراین خروج نظامیان آمریکایی از قرقیزستان این کشور را در برابر این تهدید بیدفاع خواهد ساخت.
افزون بر این، وی بر این اعتقاد است که ماناس کریدوری برای جذب سرمایهگذاری و فنآوری غربی است.
دانشمندان محلی سیاسی نیز به نوبهی خود از خروج این پایگاه هوایی از قرقیزستان ابراز شک و تردید کردهاند. نور عمرف، رییس انجمن دانشمندان سیاسی قرقیزستان، گفته است که اطلاعاتی وجود دارد که باید به آنها توجه کرد و آن این است که به نظر میرسد این سخن رییس جمهور کمی اجباری بوده باشد.
عمرف عنوان کرد که باقییف هنگام بازگشت به بیشکک با مقامات عالیرتبهی آمریکایی که وی را متقاعد خواهند کرد از چنین موضعی صرف نظر کند، دیدار خواهد کرد.
شهروندان قرقیزستان اما این روزها در کوچه و مغازه، در صفوف، ایستگاههای اتوبوس و پلی کلینیکها در این باره با یکدیگر به بحث میپردازند. آنها اما بر سر یک چیز متفقالقول هستند و آن این که از خروج آمریکاییها از کشورشان حمایت میکنند، اما در این باره که پیامدهای آن چه خواهد بود، نظرات متفاوتی دارند. آنها معتقدند که چنین مسالهای را باید با دقت بررسی کرد و نه این که علنا در مورد آن صحبت کرد؛ آن هم نه در بیشکک و بلکه در مسکو که میتواند خیلی معنی داشته باشد. ساکنان قرقیزستان میگویند که قطع رابطهی آمریکا و غرب برای روسها هیچ فرقی نمیکند زیرا این مساله بیش از همه برای خود روسیه حایز اهمیت است و تنها کسانی که ضرر میبینند، قرقیزیها خواهند بود.
یک دانشجوی اقتصاد میگوید: من شخصا از این که آمریکاییها دیگر نخواهند بود، خوشحالم. اما احتمالا کشور متضرر میشود. بدین گونه که با وخامت روابط با آمریکا، بودجه میلیونها دلار کسری خواهد داشت، بسیاری از برنامهها متوقف خواهد شد و مردم بیکار میشوند.
یک مقام پیشین عالیرتبهی قرقیزی در دورهی حکومت ریاست جمهوری آقایف نیز میگوید: من هیچ گاه از سیاست آمریکا در دوران جورج بوش پسر حمایت نکردهام. این که آنها در عراق جنگ به راه انداختهاند باعث نفرت است. اما روسای جماهیر میآیند و میروند و این مردم هستند که میمانند. نباید فراموش کرد که پایگاه نظامی آمریکا از همان آغاز فقط برای اهداف انتقال تجهیزات نظامی به سربازان آمریکایی در جنگ با تروریسم استفاده میشود و هدف از آن محدود کردن منافع یک کشور سوم نبوده است.
اما وضعیت کنونی برای یک تاجر قرقیزی فرقی ندارد. وی میگوید: برای من در کل فرقی ندارد، چه این پایگاه باشد و چه نباشد. ما از آن چیز خوبی ندیدهایم. اما فکر میکنم آمریکاییها از این به بعد از هر حقهی کثیفی علیه ما استفاده خواهند کرد. مطمئنا آمریکاییها بیکار ننشستهاند و در جستوجوی راههای برون رفت از این بحران هستند.
راه خـروج آمـریـکا
بدون توجه به بسته شدن ماناس، آمریکا از همان زمان ورود باراک اوباما به کاخ سفید که اعلام کرد قصد دارد به تعداد نیروهای آمریکایی در افغانستان بیفزاید تا بتواند مهار این کشور درگیر شبه نظامیگری طالبان را بار دیگر در دست گیرد، در جستجوی راهکارهایی برای انجام این کار بوده است. آمریکا پیش از باز کردن پایگاه ماناس در فرودگاهی به همین نام در شهر بیشکک در ازبکستان دارای پایگاه بوده است که پس از تعطیلی آن در سال 2005 به دلیل ایجاد تنش در روابط دو کشور به سوی قرقیزستان حرکت کرد. مقامات آمریکایی هماکنون اما چارهی دیگری نمیبینند و قصد دارند بار دیگر با مقامات ازبک در مورد ادامهی همکاری نظامی بر سر میز مذاکره بنشینند. اما روزنامهی نیویورک تایمز فاش کرده که واشنگتن هم اکنون با بعضی از کشورهای اروپایی و حوزهی خلیج فارس در این باره در حال مذاکره است.
تمام این اقدامات به دلیل خطرناک بودن بسیار زیاد گذرگاه خیبر در پاکستان است که راه اصلی انتقال تجهیزات و محمولههای نظامی و غیر نظامی به افغانستان بوده است؛ اما شبه نظامیان طالبان توجه و تمرکز خود را بر روی این قسمت گذاشته و دست به عملیات انتحاری و نظامی بزرگی در این مکان لجستیک زدهاند که باعث نگرانی فزایندهی مقامات آمریکایی و کشورهای عضو ناتو شده است. آنها در جدیدترین اقدام خود دست به تخریب پلی زدهاند که محل اصلی گذر کامیونهای ناتو بوده است.
افزون بر این تاجیکستان آمادگی خود را برای ترانزیت این کالاها به افغانستان اعلام کرده است. تاجیکستان که عضو سازمان پیمان امنیت جمعی است، دارای مرز جنوبی با افغانستان است و همین امر باعث توجه مقامات آمریکایی به این دیگر کشور فقیر آسیای میانه شده که از بحران برق رنج میبرد. مدودف علنا اعلام کرده است که بدون توافق ازبکستان، نیروگاه برق هیدروالکتریک تاجیکستان ساخته نخواهد شد. ازبکستان کاملا مخالف ساخت نیروگاه برق آبی در کشور همسایهی خود است.
از سوی دیگر، آمریکا پایگاه دیگری در کشور ترکمنستان به همین منظور تاسیس کرده است. آمریکاییها با صفر مراد نیازف رییس جمهور ترکمنستان، در مذاکراتشان دربارهی ایجاد چنین پایگاهی در نزدیکی شهر "مارا" موفق بودهاند.
ترکمنستان عضو سازمان همکاریهای شانگهای و یا سازمان پیمان امنیت جمعی نیست. این امر مهمی است، زیرا هر کشور عضو این سازمان نظامی باید برای اتخاذ تضمیم در مورد استقرار پایگاه خارجی در خاک کشورش با دیگر کشورهای عضو این پیمان مشورت کند. در ارتباط با سازمان همکاریهای شانگهای نیز باید گفت که دقیقا تحت فشار همین سازمان بود که ازبکستان در سال 2005 پایگاه آمریکاییها را در کشورش تعطیل کرد. در وضعیت فعلی باید انتظار داشت که آمریکا در تلاش برای نزدیک شدن به ترکمنستان به طور ویژهای فعال باشد؛ زیرا در دورهی نیازف چنین تقربی عملا غیر ممکن بود، زیرا اول آن که "ترکمن باشی" از هر گونه اتحاد با هر کشوری دوری میکرد و دوم اینکه آمریکاییها نمیتوانستند با کسی متحد شوند که معتقد بودند فردی دیکتاتور و ستمکار است؛ اما الان به نظر میرسد وضعیت کاملا فرق میکند.