تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۳  ، 
کد خبر : ۸۷۲۳۵

نگاهی به انقلاب فلسطین


انقلاب 1936 تا 1939 فلسطین یکی از انقلاب های مهم مردم فلسطین علیه استعمار انگلیس و صهیونیسم اشغالگر پیش از غصب این سرزمین و تشکیل رژیم صهیونیستی است. این انقلاب که از آن به عنوان بزرگترین انقلاب فلسطینیان پیش از بنیان گذاری اسرائیل نام برده می شود در سه مرحله شکل گرفت:
مرحله اول از آوریل تا اکتبر 1936:
این انقلاب در واقع زاده حوادث آوریل 1936 و اعلام اعتصاب سراسری بود که در اوایل ماه می 1936 م، شکل مسلحانه و خشونت باری به خود گرفت. به رغم گسترش اعتصاب ها، دولت انگلیس درخواست فلسطینیان مبنی بر توقف انتقال یهودیان به فلسطین را نپذیرفت و به طور علنی آنان را تهدید کرد که به آژانس یهود اجازا انتقال عده بیشتری از یهودیان را به فلسطین خواهد داد. این برخورد انگلیس، تاثیر سوئی در مردم ایجاد کرد و آنان را به تشدید اعتصاب ها واداشت و رهبران فلسطین، تصمیم خود را مبنی بر شروع انقلاب مسلحانه اعلام کردند. در اوایل می 1936م ارتش جهاد مقدس با صدور بیانیه ای شروع انقلاب و اهداف آن را که همان اهداف پیمان ملی فلسطین بود، بیان نمود و حملات خود را به پادگانها، مراکز پلیس و مناطق صهیونیست نشین آغاز کرد.
در ماه اول درگیری ها تنها در استان های قدس و نابلس صورت می گرفت، ولی بعدها به استان های یافا، لد و رمله نیز کشیده شد و دیگر شهرها و روستاهای بزرگ را نیز در برگرفت. در ماه دوم، انقلاب تمام فلسطین را فرا گرفت. با ورود ارتش عربی به فرماندهی فوزی قاوقچی و داوطلبان اردنی، سوری و لبنانی به فلسطین، موجی از شور و هیجان هما مردم را فراگرفت. به دنبال آن، حرکت پشتیبانی و کمک به انقلاب شدت بیشتری گرفت، به طوری که در ماه سوم، نیروهای انقلابی در سراسر فلسطین با ارتش انگلیس درگیر شدند.
انگلیسی ها و صهیونیست ها که از انقلاب به وحشت افتاده بودند، وضع جنگی و حالت فوق العاده را اعلام و با قلع و قمع بسیار قوانین امنیتی را اجرا کردند. اما انگلیس وقتی موفق نشد، فرماندهی کل نیروهای انگلیس در فلسطین را برکنار کرد و ژنرال ویل، رئیس ستاد ارتش انگلیس را با اختیارات کامل به فرماندهی کل نیروها در فلسطین گمارد. وی کلیه نیروهایش را فراخواند. صهیونیست ها نیز نیروهای «هاگانا» و سازمان های سری و تروریستی خود را در اختیار وی قرار دادند. اما با وجود این، نیروهای انقلابی توانستند در برابر آنها مقاومت کنند و در نبردهای گوناگون، مناطق دیگری را به تصرف خود درآورند.
مرحله دوم انقلاب از اکتبر 1936 تا سپتامبر 1937:
در ماه های اول این مرحله، مبارزات به شکل سیاسی صورت می گرفت، ولی در ژوئیه 6193م اوضاع تغییر کرد و به از سرگیری انقلاب در اکتبر 6193م منجر شد. در همین دوران، کمیته عالی عرب در امور فلسطین، ضمن تهیه تجهیزات نظامی برای دفاع از فلسطین، تلاش می کرد تا از طریق کمیته تحقیق سلطنتی انگلیس (کمیته بیل) به خواسته های مردم فلسطین عمل کنند. اما کمیته مزبور در اواخر ژوئن 7193م توصیه کرد که فلسطین تقسیم شود. کمیته عالی عرب با انتشار اعلامیه ای، تقسیم فلسطین را به شدت رد کرد و از مردم فلسطین خواست تا در برابر این دسیسه ایستادگی کند. از همین زمان، تظاهرات گسترده ای در سراسر فلسطین واقع شد و در نابلس، یافا، قدس و عکا به زد و خورد خونین کشیده شد.
در مارس و آوریل 7193م، صهیونیستها با اشارا انگلستان، به عملیات تروریستی و وحشیانه علیه روستاهای فلسطین نشین دست زدند، تا فلسطینیان را به پذیرش قطعناما تقسیم فلسطین مجبور کنند. در هفتم ماه ژولای 7391م دولت انگلیس گزارش کمیتا سلطنتی را منتشر کرد. در این گزارش پیشنهاد شده بود در بخش هایی از فلسطین، دولت یهودی تشکیل شود، قدس و مناطق پیرامون آن حیفا و حومه آن برای همیشه در اختیار دولت انگلیس قرار گیرد و دیگر مناطق فلسطین، ضمیما شرق اردن شود. پس از این گزارش، کمیته عالی عرب، به ریاست حاج امین حسینی، با صدور بیانیه ای از مردم فلسطین خواست در برابر طرح تقسیم به شدت مقاومت کنند تا طرح لغو شود. انگلیس نیز که از رئیس کمیته سخت خشمگین شده بود، دستور دستگیری و تبعید وی را به جزیره موریس در اقیانوس هند صادر کرد. اما وی از فرصت استفاده و پیش از دستگیری محل را ترک کرد و به حرم شریف بیت المقدس پناه برد. پس از آن، مقاومت مردم در برابر طرح تقسیم بالاگرفت. در ماه های اوت و سپتامبر 7391م بین فلسطینیان و صهیونیست ها درگیری های سختی در گرفت.
اما به رغم فشارهای دولت انگلیس، در این مرحله، مقاومت مردمی همچنان ادامه داشت. حاج امین حسینی نیز توانست مخفیانه به لبنان برود و در آن کشور از مردم بخواهد که در برابر سیاست های انگلیس قیام کنند، و با طرح تقسیم فلسطین به مخالفت برخیزند. این بیانیه در بیست ونهم ماه اکتبر 7391 م در فلسطین منتشر شد و مردم فلسطین آن را به عنوان دعوتی برای از سرگیری انقلاب مسلحانه تلقی کردند. لذا، مرحله سوم انقلاب آغاز شد.
مرحله سوم انقلاب از اکتبر 1937 تا سپتامبر 1939:
در این مرحله، مرکز رهبری انقلاب از قدس به بیروت منتقل گردید و شهر دمشق نیز به عنوان مرکز پشتیبانی انقلاب انتخاب شد. در این مرحله، عده ای داوطلب از اردن، عراق، سوریه و لبنان، تحت فرماندهی عبدالقادر حسینی، علیه نیروهای انگلیسی و صهیونیست ها، عملیات نظامی اجرا کردند. درگیری های این مرحله بسیار شدیدتر و گسترده تر از مرحله اول بود. ترور کارگزاران و همکاران دولت انگلیس، جاسوسان و زمین خواران و حمله به سازمان های دولتی با تلاش انقلابیون فلسطینی پیاپی انجام میشد. در این مرحله، اعتصابی وجود نداشت. همین امر باعث شد تا مردم بتوانند به هر شکل- به ویژه از نظر اطلاعاتی و شناسایی تحرکات دشمن- به نیروهای انقلابی کمک کنند. انقلابیون نیز به طور موقت چند شهر را تصرف و پرچم خود را به جای پرچم انگلیس نصب کردند. به این ترتیب توانستند در مدت انقلاب، بیش از نیمی از فلسطین را به طور کامل در اختیار داشته باشند. حملات رزمندگان فلسطینی به مستعمره های صهیونیست ها گستردگی بیشتری پیدا کرد و تلفات و خسارت های زیادی برای صهیونیست ها در پی داشت. از جنبه سیاسی نیز در این مرحله از انقلاب، دگرگونی های مهمی، چه در سطح بین المللی و چه در سطح کشورهای عربی به وجود آمد. رئیس جمهور آمریکا و دولت این کشور از صهیونیست ها و اشغالگران انگلیس در برپایی دولت یهودی در فلسطین حمایت، و با گروه های تروریستی صهیونیستی همکاری کردند و به نفع صهیونیسم تبلیغات کردند. در مقابل افکار عمومی کشورهای عربی و اسلامی، بیش از گذشته به مسئله فلسطین معطوف شد و به اختلاف نظر دولتمردان عربی درباره مسئله فلسطین پایان داد.
دولت های عربی نیز به دفاع از انقلاب پرداختند و افکار عمومی مسلمانان، انگلیس را واداشت تا دوباره کمیته عالی عربی در امور فلسطین را به رسمیت بشناسد و از آن به عنوان تنها نماینده مردم فلسطین برای شرکت در کنفرانس 9391 لندن دعوت و در نهایت از طرح تقسیم گزارش کمیته بیل چشم پوشی کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات