تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۷  ، 
کد خبر : ۸۷۲۴۲

تحول در عرصه جهانی تناقض در دیپلماسی آمریکا


پروفسور حمید مولانا
ما شاهد دورانی هستیم که قدرت های جهانی در مدیریت سیاسی به بن بست رسیده اند.
مسافرت باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا به اروپا و ترکیه جزئی از تبلیغات سیاسی و دیپلماسی است که دولت ایالات متحده برای جلب افکار عمومی و نخبگان کشورهای مختلف تهیه دیده است. هدف این است که نشان دهد روش ریاست جمهوری جدید آمریکا با روش های دولت سابق جرج دبلیو بوش و نومحافظه کاران که به مدت هشت سال قدرت را در دست داشتند، فرق می کند. ولی سؤال اصلی این هفته در پایتخت های اروپا از جمله ترکیه این بود که آیا اهداف و سیاستگذاری های دولت اوباما نیز با اهداف سیاست خارجی چندین سال گذشته آمریکا متفاوت است؟ پرسش این است که نیم قرن حمایت از غرب در جنگ سرد، برای ترکیه چه ارمغانی داشته؟
در شش ماه گذشته دو تغییر مهم در سطح بین المللی اتفاق افتاده است: یکی بحران بی سابقه اقتصاد آمریکا و دنیا، و دیگری اعتراض و مقاومت سران دول اروپائی به الگوهای ارائه شده از طرف واشنگتن.
جریانی که چهار سال قبل با روی کار آمدن دولت دکتر احمدی نژاد به طور وضوح در سطح بین المللی علیه سلطه گرائی آمریکا تجلی کرد، اکنون حتی سران اتحادیه اروپا نیز به این جریان علاقه مند شده اند.
برای مثال در چند هفته گذشته نیکلاسارکوزی رئیس جمهور فرانسه از بی عدالتی اقتصادی در جهان صحبت کرد و این در حالی بود که اعتراضات مردم در پاریس و سایر شهرهای فرانسه علیه سیاست اقتصادی دولت او تشدید یافته بود. در مذاکرات اخیر سران 20 کشور صنعتی این فکر به وجود آمد که جهان امروز به سازمان بیطرفی که مستقلاً عمل کند و تحت نفوذ چند قدرت بزرگ نباشد، احتیاج دارد. با گسترش بحران اقتصادی آمریکا به اروپا، سازمان های اقتصادی و مالی مانند صندوق بین المللی پول تحت فشار جدید کشورهای آسیب دیده قرار گرفته است ولی دارائی این صندوق به هیچ وجه کفایت حمایت از اقتصاد کشورهای صدمه دیده مانند رومانی، مجارستان، اوکراین، ایرلند، ایسلند، صربستان، بلاروس و دیگران را ندارد.
در این بحران سیاسی و بن بست مدیریت که دنیا را فرا گرفته رهبران غرب همه به فکر کشور خود هستند و هیچکس بهتر از مرکل صدراعظم آلمان این موضوع را بیان نکرده است. در مصاحبه ای که قبل از کنفرانس اقتصادی سران 20 کشور در لندن صورت گرفت، صدر اعظم آلمان با صراحت اظهار داشت که «سیاستگذاری بین المللی با همه جوانب دوستانه و مشترک خود، همیشه در مسیر حفظ منافع ملی (و فردی کشورها) بوده است.» آلمان بزرگترین مهره اقتصادی اروپا است و چنین سخنانی از صدر اعظم محتاط آلمان، نشانه نگرانی، تفرقه، و آسیب پذیری اتحادیه اروپا و در حقیقت جهان غرب است. «ملی گرائی» و نه «جهانی سازی و جهانی شدن» محور فعالیت های کشورهای اروپایی و آمریکا شده است. طرفداران و نظریه پردازان «جهانی شدن» امروز از گفته های دیروز خود شرمنده هستند. زیرا جهانی سازی به یک واژه زشت «فساد و ریخت و پاش اقتصادی و اخلاقی» تبدیل شده است.
اعتراض، شورش، و عصیان علیه الگوهای کاپیتالیسم آمریکائی فقط از ناحیه چند نفر مثل صدراعظم آلمان یا نخست وزیر انگلستان گوردن براون نیست، نخست وزیر جمهوری چک در سخنرانی چند هفته قبل خود نقشه مالی آمریکا برای حل بحران اقتصادی دنیا را «راه جدید به جهنم» نامید. اظهار نارضایتی و اعتراض علیه آمریکا در کشور لهستان به درجه جدیدی رسیده است. لهستانی ها فکر می کنند که آمریکا با اعطای موشک خود برای مقابله با روسیه و ایران، در حقیقت مردم لهستان را فریب داده است. لهستانی ها امیدوار بودند که در مقابل واگذاری کشور خود به تاسیسات نظامی آمریکا، ایالات متحده نامزدی لهستان برای دبیرکلی پیمان ناتو را حمایت خواهد کرد. ولی واشنگتن برای این مقام و پست سیاسی و نظامی از نامزد کشور دانمارک حمایت کرد و بدین ترتیب به نارضایتی لهستانی ها افزود.
اعتراض علیه سیاستگذاری و الگوهای آمریکا تنها اقتصادی نیست بلکه موضوعات سیاسی و اجتماعی و حقوق بشر را نیز در بر می گیرد. هفته گذشته دادستان کل اسپانیا در مادرید علیه گروهی از شخصیت های مهم دولت جرج بوش که در جریان شکنجه های مردم در عراق و سایر کشورها دست داشتند، به علت نقض حقوق بشر و جنایات بین المللی، دستور بازداشت آنها را صادر کرده است.
فایننشال تایمز روزنامه نخبگان اقتصادی و سیاسی اخیراً نوشت «برنامه جدید اقتصادی و مالی اوباما که در آن بخش های خصوصی و دولتی باید با هم همکاری کنند، در حقیقت علیه منافع مالیات دهندگان (آمریکائی) است.» (23 و 24- مارس 2009). همایش اخیر «کنفرانس اقتصاد جدید» در مادرید پایتخت اسپانیا کوشش داشت علل این بحران ها و امکانات موجود برای جلوگیری از افزایش و سرایت بیشتر آن، و راه حل ها را تبیین کند. مثلاً «قانون حساب های سری بانکهای سوئیس» که 75 سال قبل در سال 1934 قبل از شروع جنگ جهانی دوم برای حفظ منافع ثروتمندان یهودی اروپائی به وجود آمد، امروز یک لانه اقتصادی بزرگ برای همه ثروتمندان شده است. مطابق یک آمار جدید این حساب های بانکی بیش از 11هزار میلیارد دلار دارائی دنیا را در اختیار دارند. (فایننشال تایمز، 24 مارس2009).
اظهارات اوباما در پیام نوروزی خود به مردم و مسئولان ایران و گفتمان های اخیر او در اروپا و ترکیه موقعی می تواند موثر واقع شود که این اظهارات به اصطلاح خوش بینانه به تغییر اساسی در رفتار و کردار سیاست خارجی آمریکا تبدیل شود. تناقضات دیپلماسی و سیاستگذاری بزرگترین صدمه را به آمریکا وادار خواهد کرد. اوباما در پیام نوروزی خود تا حدودی کلمات دکتر احمدی نژاد در مورد احترام متقابل، برابری و مساوات دولت ها و ملت ها در مذاکرات را تکرار کرده است ولی فراموش نشود که یک ماه قبل، این رئیس جمهور آمریکا بود که با امضای خود تحریم های اقتصادی علیه ایران را برای یکسال دیگر تمدید کرد و دلیل آن را تهدید ایران برای امنیت ملی آمریکا دانست. آیا این همان سیاست هویج و چماق گذشته نیست؟ تناقض دوم در پیام اوباما به ایران، در علاقه مندی او با همکاری با ایران و در عین حال مقررات و قوانین و شرایطی است که رئیس جمهور آمریکا ارائه می دهد.
اوباما می گوید ایران زمانی جایگاه حقیقی خود را در بین ملل پیدا خواهد کرد که دست از «ترور و تسلیحات» بردارد.اوباما بلافاصله در این پیام خود شاخص این چنین جایگاهی را برای ایران تعیین می کند: نه تخریب بلکه بازسازی و خلاقیت.
اشتباه اوباما و همکاران و مشاوران او دقیقاً در این رفتار آمریکاست. متاسفانه او این حس برتری و درس دادن به دیگران را که چارچوب سیاست خارجی آمریکا از زمان خاتمه جنگ جهانی دوم تا به امروز بوده است، تکرار می کند. مگر اوباما نبود که در مبارزات انتخابات ریاست جمهوری با رقبای خود بارها اظهار داشته بود که حاضر است بدون قید و شرط با ایران وارد مذاکره شود؟ این نوع خودخواهی و سلطه گرائی همان است که دنیای اسلام علیه آن قیام کرده است و امروز این طنین اعتراض از طرف افکار عمومی و مردم در خود غرب نیز علیه سیاستگذاران و زمامداران شنیده می شود. اوباما به ایران درباره خودداری از «تخریب و قدرت گرائی» درس می دهد در حالی که صدها هزار قشون آمریکا در عراق و افغانستان و پاکستان و کشورهای دیگر مستقر گردیده و هر روز عملیات نظامی خود را ادامه می دهند و صدها پایگاه تسلیحاتی آمریکا در سراسر دنیا مجهز به هزاران کلاهک های اتمی در حال آماده باش هستند. در جریان حمله اسرائیل به کناره غزه و لبنان آمریکا همیشه به حمایت تل آویو و رژیم صهیونیستی برخاسته است.
ویلیام فولبرایت، سیاستمدار و سناتور قدیمی آمریکا (و موسس برنامه مبادلات فرهنگی آمریکا) که مدت ها رئیس کمیته روابط خارجی مجلس سنا در زمان جنگ ویتنام بود، به قدری از «تکبر و خودخواهی» سیاست خارجی آمریکا آزرده شده بود، که بارها در جلسات بحث و صحبت آن زمان تکرار می کرد که بالاخره این تکبر و خودخواهی عظمت این کشور را از بین خواهد برد.
جانشینان امروزی فولبرایت و نخبگان و سیاستگذاران آمریکا بهتر است وقایع آن روز آمریکا و سخنان و نصیحت های فولبرایت را مرور کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات