دو ماه پیش از اینکه طالبان بر کابل پایتخت افغانستان تسلط پیدا کرد «مولوی عنایتالله» معاون وزیر امر به معروف و نهی از منکر وقت طالبان طی بیانیهای که در 17 دسامبر 1996 به اطلاع مردم افغانستان رسید مجموعهای از دغدغههای فرهنگی طالبان را عیان ساخت که براساس آن زنان افغان از حضور بدون پوشیه و بدون همراهی فردی محرم در خیابان منع شده، پخش و نگهداری هر نوع نوار موسیقی ممنوع و مقرر شد تمام مردان بدون ریش در معابر و امکان عمومی ظاهر میشد دستگیر و تا رسیدن اندازه ریش او به حد و اندازه استاندارد در زندان نگهداری میشد.
این بیانیه مجموعهای از دغدغههای فرهنگی گروهی را به نمایش میگذاشت که با اعتقادات مذهبی سلفی در پوشش گروه جهادی طالبان پای در عرصه سیاسیت گذارده بودند و با هدف تشکیل دولت اسلامی و یا همان دولت سلفی جهادی که به صورت پیشرفته در گروه طالبان ظهور یافت متعدد بودند برای تحقق اصل حاکمیت اندیشههای سلفی و رسیدن به این حق استفاده از هر وسیلهای همراه با انواع و اقسام خشونت کاملا مباح است.
اگرچه علت ظهور و بروز پدیده سلفیهای تکفیری که از انواع و جهات مختلف با وهابیت اشتراکات فکری دارند را باید در اقدامات برخی ثروتمندان مرتجع منطقه و برخی کشورهای استعمارگر که از اسلام ناب ضربههای بسیاری خوردهاند جستوجو کرد اما به هر حال امروز گروههای فرقهای اینچنین وجود دارند و اقدامات تروریستی در برخی کشورها از جمله کشتارهای خونین پاکستان، افغانستان، عراق و بسیار کشورها را مسئلهای کاملا بدیهی میدانند آنها را سازماندهی و حمایت میکنند و حتی برخی از صاحبنظران آنان پای را از این دایره هم فراتر گذاشته و حتی جنگ در داخل حرم کعبه را هم برای تحقق اهداف سلفی مباح میشمارند اما نقطه اشتراک همه آنان دخالت این اعتقادات در مناسبات سیاسی و فرهنگی کشورهای منطقه و حساسیت این نوع وقایع برای شیعیان جهان و به خصوص شهروندان کشورمان است.
وقتی عدم دخالت و دفاع موثر دولت اصلاحطلب خاتمی از مسلمانان در خلال سالهای 76 تا 84 با دلیلتراشیها و مصلحتاندیشیهای دیپلماتیک توجیه میشد اهانتهای دولتهای همسایه به شهروندان و تجار ایرانی محل سوال از دستگاه دیپلماسی کشور بود که عمدتا هم با انفعال و عدم تکاپوی کافی از سوی وزارت امور خارجه همراه میشد.
ارتباط دادن این نوع انفعالها به منافع کلی کشور در برابر افزایش اهانتها به حقوق شهروندی شهروندان کشورمان در کشورهای مختلف همواره یکی از نقاط ضعف دولت خاتمی بود تا آنجا که در محل اصلی این نزاع یعنی بحث انرژی هستهای ایستادگی و اصرار دولت نهم به یکی از نقاط برجسته و موفقیتآمیز کارنامه عملکرد آنان منجر شد مجموعه این وقایع کارشناسان را به استفاده از اصطلاح «استراتژی قورباغه» وادار ساخت که براساس آن ایران اسلامی باید تحت تأثیر شعارهای دیپلماتیک آماج انواع فشارهای سیاسی و مذهبی قرار گرفته و کمکم نابودی و انزوار را تجربه میکرد و دقیقا حرکت علیه این استراتژی بود که کارنامه دولت نهم را در بحث انرژی هستهای روشن کرد.
اما در حال حاضر مجموعهای از این نوع دغدغهها و عملکردهای دولت رفتهرفته میرود تا آن موفقیت و صلابت را در کارنامه دولت نهم تحت تاثیر قرار دهد.
وقتی که کشتار مظلومانه مسلمانان در غزه در جنگ 22 روزه در جریان بود فریاد مراجع عظام تقلید از کشتار شیعیان «پاراچنار» پاکستان بلند شد و درست وقتی که شهروندان ایرانی در امارات متحده عربی از انواع اهانتهایی که از سوی پلیس این کشور به آنان روا میشد دستگاه دیپلماسی کشورمان هیچ برنامه قابل قبولی برای اتخاذ راهحل پیشگیرانه مناسب ارائه نکرد. در چند روز گذشته هم ماجرای تأسفبار حمله فرقههای سلفی عربستان به زائران بیتالله الحرام و در پی آن اعتراض مراجع عظام تقلید باز هم این آزمون را پیش روی دستگاه دیپلماسی کشورمان قرار داده است. طرح اینکه دغدغههای مراجع دغدغههایی مذهبی و فراسرزمینی است و از حوزه عملکرد دولت خارج دمیدن در آتش توجیه و دامن زدن به فتنه جدایی دیانت از سیاست است.
بنابراین وقتی مراجع عظام از واقعیتی پیرامون حقوق مسلمانان رنجیدهخاطر شده و از دولت خواستار اقدام موثر و جدی در اینباره میشون این دغدغه، رنج میلیونها شهروند ایرانی است که از دولتمردان خود صلابت و ایستادگی بر سر حقوق مشروع خود را انتظار میکشند. اگر مبارزان فلسطینی خط مقدم جبهه ما در مقابل صهیونیست را تشکیل میدهند حتما مسلمانان عربستان و سایر کشورهای همسایه و دور هم بخشی از خط مقدم نبرد تاریخی اسلام علیه تمامی مظاهر شرک، کفر و تباهی به حساب میآیند و جزئی از منافع دیپلماتیک و سیاسی کشور ما محسوب میشوند که باید کشورهای حاکم را به توجه و مراعات حقوق آنان دعوت و در صورت نیاز وادار کرد.