گروه سیاسی: اوایل اسفندماه سال گذشته که بعد از مدتها گمانهزنی غیررسمی، دنیس راس به سمت «مشاور ویژه وزیر خارجه آمریکا در امور خلیج فارس و آسیای جنوب غربی» منصوب شد، نخستین واکنش تحلیلگران آن بود که این انتصاب با سیاستهای ادعایی باراک اوباما در تبلیغات انتخاباتیاش در تناقض است. راس که در میان رسانههای آمریکایی به عنوان «وکیل اسرائیل» شهرت دارد، در حالی به این سمت منصوب شد که 2ماه قبل از آن، ماجرای دریافت نامهای پنهانی از دستگاه دیپلماسی دولت اصلاحات در سال 2003 را فاش کرده و با اشاره به برخورد منفعلانه دولت وقت ایران مدعی شده بود: «تاریخ نشان داده دولت ایران به فشار بیرونی پاسخ میدهد و در صورت تهدید شدن اقدامات خود را محدود میکند». پس از انتشار رسانهای این ماجرا در هفتهنامه آمریکایی «نیوزویک» حساسیتها روی دنیس راس -که در آن زمان مشاور انتخاباتی باراک اوباما بود- افزایش پیدا کرد و برخی تحلیلگران معتقد بودند که بهتر است اوباما در انتخاب او برای مدیریت مسائل مربوط به ایران تجدیدنظر کند اما این اتفاق نیفتاد و راس به وزارت خارجه آمریکا وارد شد. در یکماه و نیم گذشته البته خبری رسمی درباره فعالیتهای «مشاور ویژه وزیر خارجه آمریکا در امور خلیجفارس و آسیای جنوب غربی» به گوش نرسید اما بهتازگی هفتهنامه آمریکایی نیشن (Nation) در مقاله مفصلی با بررسی تفکرات و فعالیتهای او در وزارت خارجه، تاکید کرده که «راس به دیپلماسی با ایران اعتقادی ندارد» و نتیجه گرفته است «در صورتی که موضوع رابطه ایران و آمریکا در قالب پیشنهاد راس و همفکرانش عملیاتی شود، در حقیقت شکست آن تضمین شده است».
نیشن در این گزارش از راس به عنوان نماینده ویژه آمریکا در امور ایران نام برده و مینویسد: «هنگامی که راس که از مشاوران افراطی و طرفدار اسرائیل در ستاد انتخاباتی اوباما بود، در ماه فوریه بهعنوان مشاور ویژه او درباره مسائل خلیجفارس و آسیای جنوب غربی انتخاب شد، منتقدان امیدوار بودند که نفوذ راس بر اوباما بسیار محدود باشد». اما به نوشته این هفتهنامه آمریکایی:«آن دسته از دیپلماتها و ناظران مسائل خاورمیانه که امیدوارند راس به حاشیه رانده شود اشتباه میکنند؛ زیرا او با استخدام کارکنان و تقویت روابط خود با گروه متعددی از مقامات آمریکایی در حال ساخت یک امپراتوری در وزارت خارجه آمریکاست». نیشن تصریح میکند: «امپراتوری راس در وزارت خارجه به گونهای است که به گفته یکی از کارشناسان مسائل ایران در این وزارتخانه، پرونده ایران کاملا در اختیار راس است و شواهد حاکی است که او کاملا مساله ایران را در اختیار گرفته هر جا که در وزارت خارجه بروید، به شما خواهند گفت که باید کار خود را از طریق دنیس راس انجام دهید». به نوشته این هفتهنامه آمریکایی: «این مساله بسیار متناقض است که اوباما پرونده ایران را در اختیار راس قرار داده است، زیرا او در تبلیغات انتخاباتی آغاز مذاکره با ایران را وعده داده و این مساله به یکی از شعارهای اصلی وی تبدیل شده بود». نویسنده مقاله نیشن معتقد است: «اوباما از زمان روی کار آمدن اقدامات مهم متعددی برای آغاز تعاملات با ایران انجام داده است». این نویسنده پیام تبریک نوروزی رئیسجمهور آمریکا و خطاب قراردادن مستقیم رهبران ایران، همچنین دعوت جمهوری اسلامی برای شرکت در کنفرانس بینالمللی افغانستان را از جمله این اقدامات مهم برمیشمرد.
به نوشته او: «اوباما همچنین به دیپلماتهای آمریکایی اجازه داده است با همتایان ایرانی خود مستقیما تعامل داشته باشند و ظاهرا در حال تهیه نامهای است که آن را مستقیما به آیتالله خامنهای، رهبر عالی ایران ارسال کند». اما این در حالی است که «راس همچون دیگر نومحافظهکاران -که با او همفکر هستند- نسبت به مفید بودن دیپلماسی با ایران بسیار بدبین است». نیشن سپس به برخی سوابق و موضعگیریهای راس اشاره میکند و میافزاید: «به گفته مقامات اسبق کاخ سفید، راس قبلا به همکاران خود گفته بود که معتقد است در نهایت آمریکا هیچ گزینهای جز حمله نظامی به ایران نخواهد داشت». بهنوشته نیشن: «راس یک «نومحافظهکار کامل» نیست، اما بیشتر دوران خدمت خود را با نومحافظه کاران سپری کرده است. در دهه ۱۹۷۰و 1980 در کنار پل وولفوویتز و اندرو مارشال در وزارت دفاع مشغول به خدمت بود. در ۱۹۸۵نیز به تاسیس موسسه سیاست خاور نزدیک که برجستهترین مرکز مطالعات لابی اسرائیل است، کمک کرد». بر این اساس: «از سال ۲۰۰۱ تا فوریه 2009 نیز راس در موسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن فعالیت میکرد و بر گزارشهای متعددی که درباره برنامه هستهای ایران و در حمایت از روابط نزدیکتر آمریکا و اسرائیل در واکنش به آن تهیه میشد، نظارت داشت.
در تابستان گذشته هم وی ضمن مشاوره دادن به اوباما، مقالهای را درباره چگونگی تشدید همکاریهای آمریکا و اسرائیل برای مقابله با چالش هستهای ایرانیان منتشر کرده بود. همچنین در ماه سپتامبر، راس بهعنوان یکی از اعضای اصلی یک کارگروه دیگر که توسط مرکز سیاستهای دوحزبی تشکیل شده بود، خدمت کرد که متشکل از تعداد زیادی از نومحافظهکاران و افراد موسوم به «گروه بازها» بودند و گزارش نهایی این گروه نیز در حقیقت همچون یک اعلام جنگ بود و نتیجهگیری نهاییاش، این پیشبینی بود که دیپلماسی با ایران احتمالا به شکست منجر خواهد شد». نیشن در پایان مینویسد: «راس همچون تمامی نومحافظهکاران همفکر خود خواستار عدم مذاکره با ایران نیست اما آنها با پذیرفتن اینکه مذاکره میان آمریکا و ایران اجتنابناپذیر است، تاکید دارند که هر مذاکراتی باید بر اساس یک جدول زمانی محدود (حداکثر چندماه) صورت گیرد. در حالی که در حقیقت مذاکرات میان ایران و آمریکا ممکن است ماهها و حتی سالها به طول انجامد» و سرانجام نتیجه میگیرد:«در صورتی که به پیشنهاد راس و همفکرانش، دیپلماسی میان آمریکا و ایران را در یک مدت کوتاه قالببندی کنیم، در حقیقت شکست آن را تضمین کردهایم».