تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۱  ، 
کد خبر : ۸۷۴۰۲

نهادسازی مقدم بر فعالیت سیاسی

بیژن مومیوند اشاره: دکتر یدالله سحابی را بیشتر به عنوان فعال سیاسی جریان نواندیش مذهبی می شناسند، اما ایشان بیش از اینکه به فعالیت سیاسی مشغول شوند به فعالیت های علمی و فرهنگی پرداخته و بیش از هر چیز دغدغه تربیت نسل جوان و تاسیس نهادهای فرهنگی و آموزشی داشته است. برای روشن شدن این وجه چندان شناخته نشده دکتر سحابی با فرزند او (مهندس عزت الله سحابی) به گفت وگو نشستیم و او تلاش کرد این وجه مغفول مانده را بازگو کند. وقتی از او درباره ویژگی های اخلاقی و رفتاری دکتر پرسیدیم او از دو خصلت بارز ایشان یاد کرد؛ «اولاً ایشان فرد کاملاً خودساخته یی بود. در خانواده شان کسی که راهنما و سرمشق او باشد، نبود. تنها عموی ایشان که قدری اهل مطالعه بود به کتاب هایی چون سعدی و مثنوی علاقه داشت. پدر هم به ایشان خیلی علاقه داشت. اما واقعاً کسی را نداشت که در مسائل زندگی و تحصیلی او را راهنمایی کند، او همه مراحل را با تدبیر و اراده خود پیمود و می توان این خودساختگی را از ویژگی های برجسته او شمرد. دوم اینکه در زندگی بسیار منضبط بود. وقتی برای ادامه تحصیل بورسیه شد و به خارج رفت دولت حقوقی برای این دانشجویان پرداخت می کرد. این مستمری برای اکثر دانشجویان کافی نبود و آنها معمولاً با کمک خانواده شان کسری بودجه شان را حل می کردند. اما پدر گذشته از اینکه با همان حقوق زندگی می کرد هزینه زندگی ما را هم در تهران می داد. به خودش زحمت می داد و اهل عافیت طلبی و راحت طلبی نبود.»

* نسل جدید چندان شناختی نسبت به فعالان و مبارزان سیاسی گذشته ندارد، به همین دلیل و به مناسبت هفتمین سالگرد درگذشت دکتر یدالله سحابی در خدمت شما هستیم تا از منظر این نسل سوالاتی درباره فعالیت های دکتر سحابی از شما داشته باشیم. دکتر سحابی در ابتدا بیشتر چهره یی علمی و پژوهشی داشت و تا قبل از کودتای 28 مرداد چندان تمایلی به فعالیت سیاسی نداشت. مساله اصلی اینجا است که دکتر به چه عللی از فعالیت های علمی به سمت فعالیت های سیاسی کشیده شد و چرا صرفاً به فعالیت های علمی اش ادامه نداد که شاید اگر وارد فعالیت های سیاسی نمی شد خدمات علمی شان تاثیرگذارتر هم می شد.
** ایشان تا قبل از کودتای 28 مرداد با اینکه مواضع سیاسی مشخصی داشت، اما از اینکه وارد فعالیت سیاسی شود پرهیز داشت. به عنوان مثال در سال 1330 که مرحوم دکتر مصدق نخست وزیر شد، ما چند نفر از دانشجویان انجمن اسلامی دانشجویان با مرحوم مهندس بازرگان و پدرم ملاقاتی داشتیم و از ضرورت تشکیل یک حزب اسلامی نواندیش صحبت کردیم.
هر دو آقایان با این پیشنهاد به شدت مخالفت کردند و معتقد بودند؛« انسان در هر کاری که وارد می شود باید علاوه بر علاقه تخصص نیز داشته باشد و فعالیت سیاسی هم نیازمند نوعی تخصص است که ما این تخصص را نداریم.» و ما از آن جلسه ناامیدانه بیرون آمدیم. در دوره دکتر مصدق روابط غیرمستقیمی با هم داشتند و از طرف دولت نیز برای تحقیقات زمین شناسی دعوت شد. 28 مرداد که اتفاق افتاد پدر به همراه مهندس بازرگان شاهد تمام حوادث خیابان کاخ و خانه مصدق و... بودند و بسیار تحت تاثیر این حوادث قرار گرفتند. از آن زمان به این فکر افتادند که باید در مقابل کودتا کاری بکنند و مرحوم حاج رضای زنجانی نیز از آنها دعوت کرد و عضو کمیته مرکزی نهضت مقاومت ملی شدند. از آن زمان به بعد مرحوم پدر و آقای بازرگان وارد فعالیت سیاسی شدند. مهندس بازرگان نیز تا آن زمان مخالف فعالیت سیاسی بود و حتی در 1331 جزوه یی تحت عنوان «بازی جوانان با سیاست» نوشته بود و در آن آورده بود که چون سیاست نیازمند تخصص است، نباید جوانان خام و غیرمتخصص در سیاست دخالت کنند. علت اینکه مهندس و پدر بعد از کودتا بر اساس احساس ضرورت وارد فعالیت سیاسی شدند این بود که تمام سران احزاب ملی آن زمان یا بازداشت بودند یا در خارج از کشور.
* دکتر سحابی چرا بعد از چند سال که فضا تغییر کرد و ضرورت های اولیه کم رنگ شد، دوباره صرفاً به فعالیت های علمی و پژوهشی نپرداختند و همچنان به فعالیت سیاسی خود ادامه دادند؟
** ایشان بعد از 28 مرداد نیز فعالیت های علمی شان ادامه داشت و در دانشکده علوم استاد زمین شناسی بود و در رشته زمین شناسی دانشکده بسیار محوریت داشت. همچنین در سال های بعد از کودتا مرحوم مهندس زنگنه در سازمان برنامه برای مطالعه در مورد منابع آب در ایران، کمیسیون تحقیقات آب را راه اندازی می کند و پدرم کارشناس این کمیسیون بود و در رابطه با آب های زیرزمینی تهران و شهرستان ها تحقیقات بسیاری انجام داد و روی آب و منابع آب در ایران خیلی کار کرد. به یاد دارم که ایشان به قائنات می رفت و برای آنکه آب بالا بیاورند چاه هایی به عمق 300 متر می زدند و خودش داخل چاه می رفت تا مقنی ها را هدایت کند. این فعالیت ها تا سال 42 که همراه دیگر سران نهضت آزادی محاکمه شد و از دانشگاه اخراجش کردند، ادامه داشت. بعد از آن هم شرکت های خصوصی که در مورد تامین آب می خواستند کاری بکنند از ایشان استفاده می کردند.
* از دیگر مسائلی که بعد از کودتای 28 مرداد مورد توجه دکتر سحابی قرار داشت، فعالیت در راستای پرورش نسل آینده بود به همین خاطر نهادهای غیردولتی مثل موسسه اخلاق، دبیرستان کمال و... را تشکیل داد. اگر فعالیت سیاسی را ادامه نمی دادند شاید راحت تر و بهتر این گونه فعالیت های فرهنگی را ادامه می دادند و با ممانعت ها مواجه نمی شدند.
** همان گونه که در پاسخ سوال قبل عنوان کردم، پدر و مهندس بازرگان بر اساس احساس تکلیف و با انگیزه مذهبی وارد فعالیت سیاسی شدند. به این دلیل تمام توجه و تمرکزش روی فعالیت سیاسی صرف نبود و به کارهای علمی نیز می پرداخت. علاوه بر آن ایشان از دوران دانشجویی علاقه ویژه یی به آموزش و پرورش داشت و در سال های قبل از کودتا در اداره فرهنگ (آموزش و پرورش) نقش زیادی داشت و معتقد بود به دلیل اینکه در دوران تحصیلات متوسطه شخصیت و اعتقادات فرد شکل می گیرد باید بیشتر از تحصیلات عالی و ابتدایی به تحصیلات متوسطه بپردازیم و اگر در این دوره نظام سالم آموزشی و تربیتی داشته باشیم، نسل درستی تربیت می شود و خود به خود دانشگاه تضمین خواهد شد.
* دکتر در دوره کوتاهی به عنوان رئیس اداره فرهنگ تهران منصوب شده بود، لطفاً در این مورد نیز توضیحاتی بدهید.
** قوام السلطنه در دوره یی کابینه ائتلافی تشکیل داد که در آن سه وزیر از حزب توده وجود داشت. دکتر کشاورز وزیر فرهنگ شد و دکتر مجتهدی را به عنوان معاون اداری و مالی و مرحوم خلیل ملکی را به عنوان معاونت فنی منصوب کرد. در آن مقطع پدر به خاطر سوابقی که در آموزش و پرورش داشت، در کمیسیون ها و شورای عالی آموزش و پرورش شرکت می کرد. از آن زمان به صراحت لهجه معروف شده بود و با روسا و حتی وزیر درگیر می شد، با این وجود مورد احترام هم بود چون همه می دانستند صادق و بی غرض است. در سال 1326 و بعد از کنار رفتن قوام السلطنه از نخست وزیری دکتر علی شایگان وزیر آموزش و پرورش شد و مرحوم پدر را به عنوان رئیس اداره فرهنگ تهران منصوب کرد که مدت این ریاست چند ماهی بیشتر دوام نیاورد. ایشان در مدتی که رئیس اداره فرهنگ تهران بود با نادرستی های آموزش و پرورش مبارزه کرد و تعدادی از افراد بانفوذ مثل محسن حداد و عبدالله گرجی(مدیران دبیرستان دارالفنون) را مهار کرد. دکتر مصدق در یک مقطع دکتر حسابی را به عنوان وزیر فرهنگ منصوب کرد و دکتر حسابی تمام کسانی را که پدرم پاکسازی کرده بود، برگرداند. بعد از 28 مرداد و تشکیل نهضت مقاومت ملی، دنبال تاسیس دبیرستانی بود که مطابق با میل و علاقه خودش اداره شود. در آن مقطع زمینی واقع در نارمک که تازه ساخته شده بود، خریداری کرد و برای تربیت دبیران مدارس و به خصوص دبیر تعلیمات دینی به فکر تاسیس دانشسرای مقدماتی تعلیمات دینی افتاد. پدر اصرار داشت آیین نامه آن از طرف شورای عالی فرهنگ تصویب شود، اما بودجه آن را دولت ندهد. به همین دلیل بودجه دانشسرا را مرحوم حاج عباس قلی بازرگان (پدر مهندس بازرگان) از طریق جامعه اسلامی بازار تامین کرد. در اساسنامه آن آمده بود دانش آموزان از کلاس نهم متوسطه می توانند در امتحان ورودی شرکت کنند و بعد از قبولی دو سال درس بخوانند و سپس با رتبه یک آموزگاری استخدام شوند. بنابراین فارغ التحصیلان دانشسرا همه کار داشتند. بسیاری از مبارزان سال های بعد فارغ التحصیل این دانشسرا بودند. پدر من رئیس آن بود و تعدادی از روحانیون و غیرروحانیون نیز آنجا درس می دادند. به عنوان مثال آیت الله طالقانی تفسیر درس می داد و مهندس بازرگان نیز درسی با عنوان «دینداری» تدریس می کرد. دانشسرای تعلیمات دینی اولین اقدام پدر در زمینه نهادسازی فرهنگی بود. بعد از آن هم از سال 35 برای تاسیس دبیرستان کمال اقدام کردند. هیات امنای دبیرستان نیز شامل پدر، مهندس بازرگان، احمد آرام و... بودند که اسم این هیات «گروه فرهنگی اخلاق» بود. پدر آنقدر به ساختن این مدرسه علاقه مند بود که مثل یک بنا برای ساختن آن کار می کرد. در واقع نسل انقلابی را در این مدرسه تربیت کردند. مرحوم اسدی، محمدجواد رجاییان، مرحوم رجایی، آقای صاحب الزمانی و... همه شاگردان دبیرستان کمال بودند. سطح این دبیرستان به اندازه یی بالا بود که همیشه در بین مدارس شرق تهران اول بود و دانش آموزان آن هم قبولی چشمگیری در کنکور داشتند. بعدها که در سال 54 دولت تصمیم گرفت همه مدارس خصوصی را دولتی کند، دبیرستان کمال را وزارت آموزش و پرورش از گروه فرهنگی اخلاق خرید. بعد از انقلاب نیز گروه فرهنگی احمدیه آن را از آموزش و پرورش گرفت. مرحوم پدر برای شکل گیری این نهادهای ماندگار بسیار زحمت کشید؛ هم زحمت اجرایی و عملی و هم زحمت استفاده از ارتباطات برای گرفتن امکانات. به عنوان مثال آیت الله بروجردی عنوان کرده بود مقلدان ایشان می توانند وجوهات شرعی شان را در اختیار دبیرستان کمال قرار دهند.
* ماجرای تشکیل شرکت سهامی انتشار چه بود؟
** سهامی انتشار محصول پروژه مرحوم بازرگان بود. ایشان در سال 1334 در زندان بود و بنده نیز با او شش ماه در یک اتاق بودم. ما در زندان در مورد تحلیل اوضاع و اینکه چه باید بکنیم، بحث های زیادی می کردیم. یک سوال مهم این بود که چرا در ایران برخلاف تمام دنیا نهادها ابتدا از جمع های بزرگی شروع می شوند و بعد به مرور در آن انشعاب صورت می گیرد و کوچک می شوند. به عنوان مثال نهضت مقاومت ملی در سال اول بسیار موفق بود و عده زیادی جذب آن شدند. در دو اعتصاب مهر و آبان 32 تمام منطقه سپه به پایین تا بازار کاملاً تعطیل بود، اما این نهضت به تدریج کوچک شد. اولین ضربه در سال 33 و با جدایی حزب ملت به نهضت مقاومت وارد آمد. در مهر این سال قرارداد کنسرسیوم به مجلس رفت و تصویب شد. نهضت مقاومت برای عدم تصویب این قرارداد بسیار فعالیت کرد از جمله اینکه نامه یی با امضای 60 نفر به مجلسین نوشته شد و در آن هشدار داده بودند این قرارداد به سود مردم ایران نیست و با قانون ملی شدن صنعت نفت همخوانی ندارد. در میان این 60 نفر 12 نفر استاد دانشگاه بودند. دولت زاهدی فشار آورد که این افراد را باید اخراج کنند، اما دکتر سیاسی زیر بار نرفت و وزیر فرهنگ خودش حکم منتظر خدمت آنها را امضا کرد. بعد از فشارهای بسیار به تدریج شروع به برگرداندن آنها کردند. مهندس بازرگان آخرین نفر آنها بود که در سال 34 و بعد از آزادی از زندان به دانشگاه برگردانده شد. در بحث هایی که در زندان داشتیم به این نتیجه رسیدیم که در ایران به دلیل اینکه روحیه کار جمعی وجود ندارد، انشعاب شکل می گیرد و عدم وجود روحیه جمعی نیز به طول دوران استبدادی برمی گردد چرا که استبداد شخصیت افراد را می کشد و انسان ها شخصیت مستقل ندارند و همه از ترس حاکمیت مجبور به تظاهر می شوند در حالی که اختلافات زیادی دارند و به همین خاطر در حکومت های استبدادی مردم از لحاظ روحی و فکری از هم دور می شوند. بر این اساس به این نتیجه رسیدیم که باید روحیه جمعی را تقویت کنیم. بر همین اساس آقای بازرگان معتقد بود ما باید یک نهضت تربیتی عملی جمعی داشته باشیم که اسم آن را «متاع» (مکتب تربیتی اجتماعی عملی) گذاشتند. به دنبال این نظر نهضت انجمن سازی راه افتاد و به طور متناوب انجمن های اسلامی گوناگون شکل گرفت. به طوری که در سال 41 که کنگره انجمن های اسلامی سراسر کشور برپا شد، حدود 31 انجمن اسلامی در آن شرکت کردند. این انجمن ها ماهیت سیاسی نداشتند و بیشتر ماهیت صنفی داشتند. با این وجود سه کتاب تفسیر پرتوی از قرآن آقای طالقانی، راه طی شده مهندس بازرگان و تنبیه الامه علامه نائینی محور تربیتی آنها بود. شرکت سهامی انتشار نیز یکی از تاسیسات «متاع» بود که موسسین آن پدر، آقای بازرگان و آقای احمد آرام بودند. پدرم بیش از آنکه سیاسی باشد دنبال نهادسازی بود. حتی در سال های آخر عمرش دنبال تاسیس یک دبیرستان دخترانه بود و با تلاش فراوان موفق شد ساختمان مدرسه کوثر را بخرد.
* در مورد شرکت یاد هم لطفاً توضیحاتی بدهید.
** شرکت یاد هم یکی از موسساتی است که مرحوم مهندس بازرگان پیشگام آن بود. 12 استادی که منتظر خدمت شدند در فاصله بین سال های 33 تا 35 برای گذران زندگی مادی خود شرکت یاد را به عنوان یک موسسه انتفاعی تشکیل دادند که هم کارهای مشاوره یی بکند و اگر هم پیش آمد کارهای پیمانکاری نیز انجام دهد. ابتکارش با دکتر معظمی بود، اما خود ایشان عضو هیات موسس نشد. ابتدا قرار بود نام شرکت «داد» باشد که عنوان اختصاری 12 استاد دانشگاه بود، اما بعد تبدیل به «یاد» (یازده استاد دانشگاه) شد.
* برگردیم به مطلبی که در ابتدا گفتید مبنی بر اینکه دکتر سحابی و مهندس بازرگان معتقد بودند فعالیت سیاسی نیازمند تخصص است. با نگاهی به تحولات معاصر مشخص می شود اکثر اعضای گروه های سیاسی رشته تحصیلات شان فنی و علوم پایه بوده و در بین فارغ التحصیلان رشته های انسانی و به ویژه علوم انسانی سیاسی بسیار کم بوده است. اکنون بعد از این همه سال آیا فکر نمی کنید نظر آنها درست بود؟
** این مساله در یک برهه و بعد از فوت مرحوم مهندس بازرگان برای خود ما نیز مطرح بود. من نهضت آزادیخواهی را در ایران بعد از شهریور 20 با نهضت استقلال طلبی گاندی در هند مقایسه کردم. بنیانگذاران نهضت استقلال طلبانه هند از شخص گاندی تا نهرو و... همه حقوقدان و وکیل بودند. گاندی فرد بسیار مذهبی و در عین حال حقوقدان بود که فعالیت سیاسی می کرد. گاندی توجه ویژه یی به روستاها داشت و همیشه پای پیاده به روستاها می رفت و قصد داشت روستاها را زنده کند و به تحرک وادارد و نهضتش هم نهضتی کاملاً عملی بود. من در آن مقطع این را مطرح کردم که دلیل موفقیت جنبش هند این بود که رهبرانش حقوقدان و کارشناس مسائل سیاسی بودند و بسیار با برنامه ریزی و حسابرسی عمل می کردند. اما در ایران این گونه نبود و بیشتر فعالان سیاسی متخصص علوم مهندسی و فنی بودند و کارشناس مسائل سیاسی نبودند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات