تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۵  ، 
کد خبر : ۸۷۴۱۲
آیا پاکستان در حال نابودی است؟

راز دره سوآت


احسان ابطحی
ناآرامی و بی‌ثباتی در پاکستان در دو سال گذشته به شدت رو به افزایش گذاشته است. اختلاف میان شیعه و سنتی، افزایش فعالیت گروه طالبان، شدت گرفتن فعالیت گروه‌های افراط‌گرای اسلامی مانند لشکر طیبه، اختلافات عمیق با هند بر سر منطقه جدایی‌طلب کشمیر، ادعای ناسیونالیست‌های ایالت بلوچستان برای جدایی از پاکستان، اختلافات گسترده میان احزاب سیاسی، رئیس‌جمهور و نخست‌وزیری ناتوان که زیر سایه ارتش همواره قدرتمند این کشور قرار دارند و همچنین اوج‌گیری فعالیت‌های تروریستی، نه تنها موجودیت پاکستان را به خطر جدی مواجه کرده که حتی نگرانی‌ها در مورد سرنوشت زرادخانه‌های اتمی این کشور را که تنها کشور مسلمان مسلح بمب اتم است، افزایش داده است. شاید به همین دلیل باشد که جو بایدن، معاون کنونی رئیس‌جمهور ایالات متحده زمانی که پست ریاست کمیته روابط خارجی سنا آمریکا را برعهده داشت از پاکستان به عنوان «خطرناک‌ترین نقطه جهان» یاد کرد و برخی از رسانه‌های این کشور به تأسی از او این لقب را برای توصیف پاکستان به کار می‌‌برند.
این در حالی است که همزمان با شدت گرفتن تنش‌ها در پاکستان و همسایه شمالی‌اش، افغانستان، باراک اوباما به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا انتخاب شد. او در جریان رقابت‌های انتخاباتی بارها تاکید کرده بود که اولویت سیاست خارجی ایالات متحده را از عراق به افغانستان تغییر خواهد داد و بر سرکوب شورشیان طالبام و القاعده که در میان مرزهای مشترک پاکستان و افغانستان استقرار دارند و از سوی برخی نهادهای امنیتی و جریان‌های سیاسی در پاکستان حمایت می‌شوند، متمرکز خواهد شد.
رئیس‌جمهور اوباما در اولین اقدام برای تحقق این هدف، ریچارد هالبروک، یکی از کارکشته‌ترین دیپلمات‌های آمریکایی، را به عنوان نماینده ویژه خود در امور افغانستان و پاکستان منصوب کرد. هالبروک پیش‌تر بین سال‌های 1993 و 1994 سفیر آمریکا در آلمان بود. او قرار بود جانشین وارن کریستوفر، اولین وزیر خارجه دولت بیل کلینتون شود اما در رقابت برای رسیدن به این سمت از مادلین آلبرایت شکست خورد. هالبروک بعدها به عنوان سفیر آمریکا، در سازمان ملل متحد انتخاب شد و بین سال‌های 2001 ـ 1999 این سمت را در اختیار داشت. او پس از آن به شهرت رسید و در محافل دیپلماتیک مورد احترام قرار گرفت که موفق شد میان گرو‌ه‌های درگیر در جنگ بوسنی میانجی‌گری کند تا پیمان صلح دیتون میان گروه‌های درگیر در جنگ بوسنی میانجی‌گری کند تا پیمان صلح دیتون میان گروه‌های متخاصم بوسنیایی به امضا برسد. هالبروک در انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 میلادی مشاور انتخاباتی سناتور جان کری ـ رئیس کنونی کمیته سیاست خارجی سنای آمریکا ـ بود و در انتخابات سال گشته به ستاد انتخاباتی هیلاردی کلینتون پیوست و به مشاور ارشد او در امور سیاست خارجی تبدیل شد. از هالبروک به عنوان وزیر خارجه احتمالی در دولت اوباما و کلینتون نام برده می‌شد، اما او سرانجام در 22 ژانویه به سمت نماینده ویژه اوباما در امور پاکستان و افغانستان منصوب شد. انتخاب چنین شخصیت برجسته‌ای به عنوان نماینده رئیس‌جمهور آمریکا در امور افغانستان و پاکستان نشان از عزم جدی دولت جدید آمریکا برای حل و فصل بحران منطقه جنوب آسیا دارد. هالبروک اوایل فوریه و تنها چند روز پس از انتصاب به سمت جدیدش به پاکستان رفت و در این سفر دریافت که با دولتی طرفدار آمریکا اما ضعیف و با ارتشی قدرتمند اما متهم به ضعف در سرکوب شورشیان مواجه است. او همچنین در این سفر متوجه شد که احساسات ضدآمریکایی در میان شهروندان، مقامات آمریکایی منطقی به نظر نرسد. رهبران پاکستان از نماینده رئیس‌جمهور آمریکا خواستند تا مشارکت این کشور در همه زمینه‌ها دست‌کم در ظاهر کاهش یابد.
موضوعی که بیش از پیش به احساسات ضدآمریکایی در پاکستان منجر شد، حملات موشکی ایالات متحده به 2 منطقه قبیله‌نشین مرزی میان پاکستان و افغانستان با هدف سرکوب شورشیان القاعده و طالبان، تنها 3 روز پس از آغاز به کار باراک اوباما، رئیس‌جمهور ایالات متحده و ورود او به کاخ سفید بود.
خشم افکار عمومی از این حملات تا آنجا پیش رفت که نتایج نظرسنجی‌های اخیر حاکی از کاهش شدید محبوبیت آصف‌‌علی زرداری است. بسیاری از مردم زرداری را فردی متمایل به آمریکا می‌دانند. این باور عمومی در پاکستان وجود دارد که حملات آمریکا به خاک پاکستان این سرکوب القاعده و پاکستان وجود دارد که حملات آمریکا به خاک پاکستان برای سرکوب القاعده و طالبان چراغ سبز او به جورج بوش، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا آغاز شده است. به همین دلیل بود که زرداری، پس از حملات موشکی آمریکا به خاک پاکستان و تنها 2 روز پیش از سفر هالبروک به این کشور برای اولین بار در دوران ریاست جمهوری‌اش به پیشاور ـ شهری که به شدت مورد هدف حملات شورشیان طالبان قرار می‌گیرد ت رفت و اقدامات آمریکایی‌ها را «غیرسازنده» توصیف کرد تا شاید بتواند اندکی، احساسات ضدآمریکایی‌ مردم خشمگین را کاهش دهد.
زرداری در اولین دیدارش با هالبروک تاکید کرد که جنگ و حمله راه‌حل مناسبی برای مشکلات پیچیده پاکستان نیست. سرکوب شورشیان طالبان و القاعده بی‌تردید، مهمترین چالش هالبروک با دولت پاکستان خواهد بود، چرا که دولت پاکستان از سویی تایید می‌کند که در حملات آمریکایی‌ها به مناطق قبیله‌نشین شماری از سران القاعده کشته شده‌اند امنا تلفات غیرنظامیان هم در این منطقه افزایش یافته است. همین تلفات غیرنظامی باعث خشم مردم شده و جنگ علیه تروریسم القاعده و طالبان را با چالشی جدی مواجه کرده است. اما به نظر می‌رسد که هالبروک در مذاکرات خود با سران پاکستان برای تعیین استراتژی جدید آمریکا در مواجهه با طالبان و القاعده به این نتیجه رسیده باشد که حتی با وجود کشته شدن شبه‌نظامیان، تلفات غیرنظامیان باعث می‌شود تا مردم با شورشیان ابراز همدردی کرده و به سوی آنان جذب شوند. به گفته فرهت‌الله بابر، سخنگوی آصف‌علی زرداری، رئیس‌جمهور پاکستان، به نظر می‌رسد که بهترین جایگزین برای این حملات همکاری اطلاعاتی میان آمریکا و پاکستان باشد تا ارتش پاکستان بدون کمک آمریکا این حملات را انجام دهد تا جنگی که امروز در مناطق قبیله‌نشین در جریان است به عنوان «جنگی آمریکایی» تلقی نشود. هالبروک همچنین در اولین سفر خود به منطقه دریافت که ارتش پاکستان برای انجام چنین حملاتی به تجهیزات نظامی بیشتر از جمله هلیکوپتر و تجهیزات دید در شب نیازمند است. یکی از نشانه‌های آشکار ضعف و شکست ارتش پاکستان، ‌ناتوانی این کشور در جلوگیری از پخش برنامه‌های رادیویی شبه‌نظامیان است که از دره سوات پخش می‌شود. این دره در فاصله تنها 160 کیلومتری اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان قرار دارد و 12 هزار نفر از نیروهای ارتش پاکستان موفق نشدند تا 3 هزار شبه‌نظامی مستقر در این منطقه را سرکوب کنند تا سرانجام پیمان صلحی میان دولت و رهبران طالبان به امضا برسد. پیمان صلحی که اگرچه مقامات رسمی پاکستان آن را دائمی توصیف می‌کنند اما شورشیان تاکید دارند که این قرارداد صلح، قراردادی موقت است. براساس این قرارداد که میان دولت و شبه‌نظامیان به امضا رسید، بخش بزرگی از خواسته‌های شبه‌نظامیان برآورده شد و دولت با برپایی دادگاه‌های اسلامی در دره سوات موافقت کرد.
این قرارداد اگرچه با انتقادهای شدید برخی جریان‌های سیاسی پاکستان و غرب مواجه شد اما فرید زکریا، سردبیر نسخه بین‌المللی مجله نیوزویک در این مورد نظر دیگری دارد و تاکید می‌کند با وجود نگرانی‌ها در مورد از بین رفتن مدارس دختران و پخش فیلم‌های سینمایی و به طور کلی پایمال شدن حقوق اساسی مردم، بنیادگرایی اسلامی واقعیتی است که نمی‌توان چشم بر آن بست. زکریان همچنین بر این باور است که بنیادگرایی اسلامی در سرتاسر جهان از نیجریه تا بوسنی و اندونزی در میان مردم محبوبیت پیدا کرده و واقعیتی است که جریان دارد و غرب باید بتواند با آن کنار بیاید.
این کارشناس مسائل بین‌الملل اضافه می‌کند که اکثر گروه‌های بنیادگرا در سراسر جهان حتی طالبان تنها به فکر تاسیس دولت‌هایی منطقه‌ای هستند و به حمله به منافع غرب در سراسر جهان فکر هم نمی‌کنند.
زکریا با اشاره به تاریخچه منطقه سوات، اضافه می‌کند که این منطقه از سال 1969 زمانی که قوانین دولت پاکستان در آن رسمیت یافت دچار مشکل شد و فساد سیستم قضایی این منطقه را آلوده کرد و مردم خواستار برپایی دوباره همان دادگاه‌‌های قدیمی شدند. با این همه جنگ آمریکا با طالبان و القاعده در پاکستان و افغانستان همچنان ادامه دارد و دولت اوباما این مبارزه را به اولویت اول سیاست خارجی خود تبدیل کرده است. جنگی که اگر نگوییم دولت آمریکا و پاکستان تاکنون در آن شکست خورده‌اند اما باید دست‌کم اذعان داشته باشیم که پیروز آن هم نبوده‌اند. هیچ کدام از رهبران اصلی طالبان در این جنگ کشته یا دستگیر نشده‌اند که همین موضوع باعث افزایش انتقادها از ارتش پاکستان شده است.
یکی دیگر از مشکلاتی که بی‌تردید ریچارد هالبروک برای آن چاره‌ای بیندیشد، وضعیت سرویس اطلاعاتی پاکستان ـ Inter-Service Intelligence یا ISI است. هاشمم بار، یکی از اعضای حزب سکولار، عوام ملی که حزب متبوعش ایالت مرزی شمال غربی ـ که دره سوات در آن جا واقع است ـ را در اختیار دارد، ISI را متهم به همکاری با شبه‌نظامیان می کند. موضوعی که هند هم پس از حملات ماه نوامبر بمئی بر آن تاکید داشت. ارتباط لایه‌هایی از ISI و افرادی که شاید هنوز در آن نفوذ داشته باشند البته موضوعی جدید نیست. ISI که زیرنظر ارتش پاکستان فعالیت می‌کند در رشد و شکل‌گیری طالبان در افغانستان و به قدرت رسیدن این گروه در این کشور نقشی غیرقابل انکار داشت و در این میان از کمک‌های مالی و معنوی عربستان سعودی و امارات عربی متحده هم سود می‌برد. این سه کشور، یعنی پاکستان، عربستان و امارات تنها کشورهایی بودند که حکومت طالبان در افغانستان را به رسمیت می‌شناختند و از آن حمایت می‌کردند.
حمایت‌های لایه‌های بانفوذ هوادار طالبان در ISI و کمک‌های مالی عربستان و امارات هنوز هم ادامه دارد و این کشورها با هدف پیگیری منافع خود در شبه‌قاره همچنان به این کمک‌ها ادامه می‌دهند. با این تفاسیر بعید به نظر می‌رسد که حتی با وجود افزایش کمک‌های نظامی آمریکا برای جنگ با شورشیان، ارتش پاکستان عملکرد بهتری در مباره با تروریسم از خود نشان دهد چرا که این ارتش اساسا به نیات آمریکا از این جنگ بدبین است. به واشنگتن اعتماد ندارد. این در حالی است که باراک اوباما در اولین فرمان نظامی خود، به عنوان فرمانده کل قوای ارتش ایالات متحده دستور اعزام 17 هزار نیروی نظامی تازه‌نفس به پاکستان را صادر کرد. قرار است تا تابستان سال آینده میلادی تا سقف 30 هزار نیروی نظامی آمریکایی به افغانستان اعزام شوند. اوباما در اولین روزهای زمامداری‌اش تاکید کرد که هدف اصلی باید این باشد که افغانستان توسط پاکستان که مسلح به بمب اتمی است، ناامن و بی‌ثبات نشود. بسیاری از کارشناسان امور سیاسی از این سخن چنین برداشت کردند که جهادگرانی که از مناطق قبیله‌نشین برای حمله به نیروهای آمریکایی در افغانستان استفاده می‌کنند و از پاکستان به این مناطق می‌آیند، باید سرکوب شوند. برخی از استراتژیست‌های پاکستان برنامه اوباما برای افزایش نیروها در افغانستان را تهدیدی مستقیم برای پاکستان و به طور مشخص زاردخانه های اتمی این کشور توصیف می‌کنند.
یکی از استراتژیست‌ها که یک افسر بلندپایه نظامی در پاکستان است و به شرط فاش نشدن نامش با روزنامه نیویورک‌تایمز سخن می‌گفت، تاکید کرد که هدف آمریکا از اعزام نیروهای بیشتر به افغانستان تنها ایجاد هرج و مرج در مناطق قبیله‌نشین و در نهایت کل پاکستان با هدف در اختیار گرفتن زرادخانه‌های اتمی این کشور است و افغانستان تنها بهانه‌ای برای این موضوع است. موضوع دیگری که ارتش پاکستان را نسبت به آمریکا بی‌اعتماد کرده قرارداد اتمی میان ایالات متحده و هند ـ رقیب منطقه‌ای پاکستان در منطقه جنوب آسیا ـ است که در دوران ریاست جمهوری جورج بوش به امضا رسید. براساس این قرارداد ایالات متحده فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای در اختیار هند قرار خواهد داد و این در شرایطی است که این کشور پیمان منع اشاعه سلاح‌های هسته‌ای ـ NPT ـ را امضا نکرده است.
این رابطه بی‌تردید باعث ناخشنودی‌ پاکستان است. به گفته خانم ملیحه لودهی، که در 2 دوره سفیر پاکستان در ایالات متحده بوده، مقامات ارتش پاکستان چنین استدلال می‌کنند که زمانی که آمریکا روابطش را با پاکستان تنها به طور تاکتیکی تعریف کرده و همکاری‌های استراتژیک خود را با هند ادامه می‌دهد، اعتماد میان ارتش پاکستان و ایالات متحده ایجاد نخواهد شد. به نظر می‌رسد هالبروک در ماموریت جدید خود ناگزیر است تا برای غلبه بر تردیدهای پاکستان برای همراهی و همکاری بیشتر با آمریکا، ناچار شد از اوباما بخواهد کمک‌های آموزشی، بهداشتی و کمک به ارتقا سطح نظام قضایی پاکستان را افزایش دهد. کمک‌هایی که پیش از این هم به پاکستان، تاثیرگذاری اندکی داشت. بنابر پیشنهادی که جو بایدن در دوران حضورش رد سنای ایالت متحده مطرح کرده بود و اکنون هالبروک بر آن تاکید می‌کند، دولت پاکستان تنها در شرایطی که از کمک‌های مالی آمریکا بهره خواهد برد که اقداماتی موثر در مواجهه با تروریسم انجام دهد.
خانم لودهی اما در مقاله‌ای که در روزنامه The News چاپ پاکستان منتشر شد این شرط آمریکا را برای پاکستان غیرقابل قبول خوانده و آن را تحقیرآمیز توصیف کرده است. سفیر پیشین پاکستان در آمریکا تاکید می‌کند این شرط جایگاه پاکستان را از یک متحد قابل ارزش به کارگری موقت تنزل خواهد داد. با این حال به نظر می‌رسد مشکلات پاکستان به ویژه پس از روی کار آمدن پرویز مشرف در اکتبر سال 1999 میلادی و اجرای سیاست‌های سکولاریزه کردن پاکستان، این کشور را در آستانه فروپاشی قرار داده است. کشوری که تنها اندکی بیش از 61 سال سن دارد و روند ملت‌سازی در آن طی نشده است. ولی‌رضا نصر، تنها عضو ایرانی شورای روابط خارجی آمریکا در مصاحبه‌ای تاکید کرد که مشرف دوران ریاست جمهوری‌اش با اعمال سیاست‌های دین‌زدایانه ضربه مهلکی به یکپارچگی پاکستان زد چرا که اسلام و قرـن تنها نقطه مشترک اقوام، گروه‌ها و جریان‌های مختلف سیاسی در پاکستان بودند و می‌توانستند به عنوان میثاق عمومی باعث وحدت پاکستانی‌ها شوند.
از سوی دیگر و در میانه بحران شورشیان در پاکستانف درگیری‌های سیاس در این کشور میان دو حزب همیشه رقیب مردم به رهبری آصف علی زرداری و مسلم لیگ شاخه نواز به رهبری محمد نواز شریف بیش از گذشته شدت یافته که همین موضوع نگرانی‌ها از احتمال دخالت ارتش پاکستان را افزایش داد است. این تنش‌های سیاسی به ویژه پس از رد صلاحیت نواز شریف و برادرش شهباز شریف برای شرکت در انتخابات میان‌دوره‌ای پارلمان پاکستان افزایش یافته و باعث تحریک دوباره جنبش وکلا شده که نقشی انکارناپذیر در کناره‌گیری پرویز مشرف، رئیس‌جمهور پیشیم پاکستان داشتند. این در حالی است که شمار کشته‌شدگان حوادث تروریستی در سال 2008 به بیش از 6 هزار نفر رسیده و هر روز گزارش‌هایی از افزایش ناامنی‌ها در پاکستان مخابره می‌شوند. با توجه به همه این مولفه‌های اکنون این پرسش مطرح است که آیا پاکستان در حال نابودی است؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات