تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۵  ، 
کد خبر : ۸۷۴۱۵
آیا توافق فتح و حماس در قاره پایدار خواهد بود؟

اختلافات فلسطینی‌ها زیاد است


محمدحسن باقی
*با توجه به مذاکرات اخیر میان فتح و حماس برای تشکیل دولت وحدت ملی و اظهارات جدید محمود عباس مبنی بر اینکه در صورت پیوستن حماس به دولت وحدت، باید موجودیت اسرائیل و «دو دولت ـ دو ملت» را به رسمیت بشناسد آیا می‌توان چشم‌انداز روشنی برای صلح میان طرفین و اساسا تشکیل دولت وحدت متصور بود؟

**اختلافات فلسینی‌ها زیاد است. اختلافات هم پس از مجلس ملی به وجود آمد که حماس توانست پیروز قاطعی کسب کند و مجلس را در اختیار گیرد. خب تحمل این وضعیت برای فتحی‌ها و گروه‌های سنتی قدرت در فلسطین مشکل بود. اسرائیلی‌ها هم به دلیل اینکه حماس سابق مقاومت دارد نگران شدند لذا اختلافات باعث دوپارچه شدن فلسطین شد و این دوپارچگی سرآغاز یک تنش شد و اختلافات در اثر جنگ به نقطه خطرناک برای مردم فلسطین رسید و علائم و سیگنال‌هایی که مردم فلسطین می‌دادند نشانه این بود که با توجه به فشارهای اسرائیل درگیری و گروههای فلسطینی با هم به صلاح نیست. همین شرایط سبب‌ساز برقراری گفت‌وگوهای فلسطینی با میانجیگری مصر شد. این ضرورت که منجر به ابتکار برای گفت‌وگو شد سختی‌های خود را از دست نداده بود. هرگاه دولت وحدت تشکیل شود تازه زمان آغاز نقاط اختلاف میان طرف‌های اصلی است. این نقاط اختلاف شامل همین گفته‌ها و شنیده‌های میان حماس و فتح است. مشعل نیز متقابلا اظهاراتی داشته. موضوع به رسمیت شناختن اسرائیل با موضوع دولت وحدت ملی فرق دارد. به این معنا که دولتی که در فلسطین قبلا از سوی حماسی‌ها تشکیل شد و بعد این درگیری‌ها منجر شد دولتی بود که در چارچوب همین سازوکارفعلی تشکیل شده بود یعنی حماس همین موضع را داشت اما به سبک خود اسرائیل را به رسمیت نشناخت.
حماس تفسیر خود را دارد یعنی استراتژی‌شان آزادی گام‌به‌گام فلسطین است در عین حفظ مواضع خود. بعضی معتقدند که حماس به سویی پیش خواهد رفت که عرفات رفت یعنی همان شناسایی اسرائیل، مذاکرات صلح و در نهایت بازگشت اقتدار به فلسطین و بازگشت فلسطینیان از سایر کشورها به موطن خود. این دسته معتقدند که این اتفاق رخ خواهد داد اما موضع حماس این است که می‌گوید در دولت می‌مانم اما با شیوه خودم و نه موضع عرفات. این یک موضوع اساسی است که به استراتژی حماس بازمی‌گردد. اگر حماس استراتژی خود را تغییر دهد حماس دیگری خواهد شد. حماسی که در برابر اسرائیل و در جنگ 22 روزه مقاومت کرد و شرایط را نپذیرفت فکر نمی‌کنم شروط عباس برای تشکل دولت وحدت را بپذیرد. اینجا میدانی از مبارزه و کشمکش و بده و بستان است. اگر قرار است دولت وحدت تشکیل شود باید بده‌بستان‌هایی صورت گیرد.
در این بده‌بستان موضوعاتی مثل دولت وحدت، شناسایی اسرائیل و غیره مطرح می‌شود. حماس دست از مبارزه برنمی‌دارد یعنی ممکن است روند درگیری طولانی یا کوتاه‌ شود اما آن را کنار نمی‌گذارد. اعراب به این اقدام «هذنه» می‌گویند یعنی دست شستن از مبارزه که البته با آتش‌بس تفاوت دارد. آتش‌بس بین دو هویتی است که یکدیگر را به رسمیت شناخته‌اند اما وقتی همدیگر را به رسمیت نمی‌شناسند هذنه است و حماس خیلی دقیق از این واژه استفاده می‌کند تا بتواند از ایده عدم شناسایی اسرائیل استفاده کند. نکته بعدی، بحث انتخابات است که محمود عباس مطرح می‌کند. مدتی است که از ریاست محمود عباس گذشته است (10 ژانویه پایان یافت).
با این توصیف برخی معتقدند این درگیری‌ها به وجود آمد تا انتخاباتی انجام شود که عناصر قدرت را به دست گیرند که طرفدار روش مقاومت و نه سازش باشند. موضوعاتی مثل مکانیسم مذاکرات با اسرائیل، چگونگی برخورد با نیروهای مقاومت و بحث اینکه چه کسانی در مقام‌های حکومت باشند، نیروهای امنیتی چگونه یک هویت بیابند سیاست مهمی است که روی وحدت ملی تاثیر می‌گذارد. اما بحث در نتیجه یا عدم دستیابی به نتیجه برای تشکیل دولت وحدت سخت است. چرا که فلسطینی‌ها از این اختلافات ضرر کردند و وحدت فلسطین و مردم فلسطین هم از دست رفت. لذا رهبران فلسطینی از سوی افکار عمومی در فشار هستند. اسرائیل هم از این اختلافات بهره‌برداری و مشکلاتی برای فلسطینی‌ها به وجود آورد. فلسطینی‌ها می‌فهمند و مایلند از اختلاف خارج شوند اما سازوکار این برون‌رفت مهم است. یک نظر که در خصوص این بازسازی مطرح شده همانا سازوکار بازسازی سازمان آزادیبخش به عنوان مرجع اصلی تصمیم‌گیری است. آنچه پیش می‌آید این است که سهم هر یک از گروه‌ها و شخصیت‌ها در این فرآیند چیست؟ چه کسانی با چه میزان از قدرت و با چه فرمولی از وزن‌کشی حضور پیدا می‌کنند؟ آیا این نظریه مورد قبول همه است؟ این پیشنهاد فاروق قدومی است که از چند سال پیش مطرح شده است.
راه‌حل‌های دیگری هم مطرح می‌شود که در چارچوب گفت‌وگوهای ملی فلسطین با مصری‌ها سعی می‌کنند به نتیجه‌ای برسند. مساله با یک شرایط پیچیده‌ای مواجه است. اما اگر قرار باشد به صورت فرآیند این امر محقق شود یک توافق و تفاهم ملی فلسطینی در همه ابعاد نیاز است تا اینکه اطمینان حاصل شود که وضعیت در میان آنها بهبود پیدا کرده وگرنه این اختلافات فردا در دولت وحدت بروز می‌کند. این تفاهم با 5 کمیته در مصر تصویب شد، تا فلسطینی‌ها با هم گفت‌وگو کنند. البته من جزو کسانی هستم که به آینده و تفاهم فلسطین چندان بدبین نیستم چرا که فلسطینی‌ها متوجه شدند که بدترین گزینه برای آنها درگیری است و باید تشت آرا و تصادم‌ها را کاهش دهند.
*تغییر و تحولات اخیر در اسرائیل و روی کار آمدن دوباره لیکود به رهبری نتانیاهو ظاهرا افق مثبت در چشم‌انداز صلح فلسطینی ـ اسرائیلی را تیره و تار کرده است؟
**دو نظریه است: 1ـ صلح در شرایط فعلی با نیروهای قدرتگرای راست در اسرائیل با شرایطی که در آمریکاست اگر احیانا به نتیجه برسد دیگر خودشان به سوی صلح می‌روند و مخالفت کمتری می‌شود. به عبارت دیگر توافق آمریکا ـ اسرائیل در مورد صلح چشم‌انداز مثبتی را نشان می‌دهد. مبنی بر اینکه مسیر صلح فعال خواهد شد. چون آمریکا این را می‌خواهد وقتی آمریکا مصر باشد اسرائیل هم مخالفت نمی‌کند و صلح تحقق می‌یابد. 2ـ دیدگاه دیگر می‌گوید اسرائیل صحنه‌گردان بازی است و نقش اصلی را بازی می‌کند. اسرائیلی که در حال حاضر نتانیاهو سکان رهبری آن را در دست دارد. امروز احزاب راست‌گرای فوق افراطی مثل حزب «اسرائیل خانه ما» (به رهبری لیبرمن) برای اولین بار در جنگ غزه درخواست کردند غزه بمباران اتمی شود. چنین فردی توانست رای سوم (15 رای از 120) رای را در مجلس کسب کند. این نظریه‌ها بر این پایه استوار است که تندروها در اسرائیل بی‌سابقه‌ترین رای را آوردند. به راحتی با یک ائتلاف می‌توانند دولتی را با رهبری نتانیاهو ایجاد کنند و آنگونه رفتار کنند که اوباما را از پیگیری سیاست خاورمیانه‌ای منصرف کرده و لذا روند صلح فعال نخواهد شد. البته اگر آن نگاه اول حاکم باشد اصولا روند صلح در شرایط فعلی فلسطین حتی اگر اسرائیل به خواسته اوباما برای صلح تن دهد بسیار سخت است چرا که طرف مذاکره‌کننده فلسطین (محمود عباس) از قدرت و منزلت بالایی برخوردار نیست که وارد مذاکره صلح شود و هدفی را محقق کند.
اگر می‌بینیم که عرفات موفق می‌شود قدم‌هایی را بردارد علت آن است که وی در سطح فلسطین ره رغم مخالفانی که داشت اما جایگاه مردمی بالایی هم داشت. مادامی که عرفات بود گروه‌های دیگر چندان به قدرت نزدیک نشدند.
امروز شرایط دیگرگون است. دو دولت و دو قدرت وجود دارند. ضمن اینکه قدرت‌های دیگری هم در صحنه فلسطین حضور دارند. حال چه کسی می‌خواهد مذاکره کند که صلاحیت لازم را در اختیار داشته باشد؟ چشم‌انداز صلح در سطح فلسطین چندان روشن نیست اما گفت‌وگوهای صلح در سطح سوری ـ اسرائیلی هم مطرح است و ما دیدیم که نتانیاهو هم به این مذاکرات علاقه‌مند است. بعضی معتقدند که وی علاقه‌مند است تا با حربه مذاکرات سوری ـ اسرائیلی از گیر مذاکرات فلسطینی فرار کند تا بتواند مسیر مذاکره را تغییر دهد و هم اینکه بین سوریه و ایران فاصله اندازد چون برخی معتقدند هدف، زدن ایران است با حل مشکلات با سوریه. به عبارت دیگر نقش منطقه‌ای ایران ـ‌ سوریه را هدف قرار دهد.
*در کنفرانس اخیری که با حضور 70 کشور در شرم‌الشیخ مصر برای بازسازی غزه تشکیل شد اعلام شده که کمک‌ها تنها از طریق دولت عباس به غزه منتقل خواهد شد. آیا اصولا این کمک‌رسانی با کنار زدن حماس و نادیده گرفتن آن میسر است؟
**یکی از مشکلات بعد از جنگ که قابل پیش‌بینی بود بحث بازسازی است. یعنی کنفرانس بازسازی در عین حال یک اهرم فشاری برای تضعیف نقش حماس در غزه خواهد بود و طبیعتا حماسی‌ها تمایل دارند که امکانات بازسازی را خودشان در دست بگیرند اما ترتیب بین‌المللی ـ منطقه‌ای کنفرانس مشخص بود بدین‌معنا که چنین امتیازی را به حماس ندهند. این به معنای اعمال فشار بر حماس است برای انعطاف در گفت‌وگو‌های ملی تا نتیجه‌ای حاصل شود چرا که مردم غزه در شرایط سختی هستند.
*با توجه به انسداد مرزهای غزه از سوی اسرائیل، آیا در فرآیند کمک‌رسانی اخلاقی به وجود نمی‌آید؟ بحث انتقال سلاح در چه راستایی قابل ارزیابی است؟
**بعد از جنگ مرزهای کنترل شده باز شد، اما اگر افرادی یا وسایلی تردد کنند باز با کنترل اسرائیلی‌هاست. بحث بازسازی هم در چارچوب این کنترل‌هاست. هدف اسرائیل تضعیف و از بین بردن حکومت حماس است. مصری‌ها برای اینکه میانه قضیه را بگیرند تشکیل دولت وحدت ملی را پیشنهاد کردند. اگر این امر محقق شود و اوضاع (غزه و کرانه غربی) به شرایط قبل بازگردد بازسازی غزه از طریق سران دولت انجام خواهد شد. اما تا قبل از آن [تشکیل دولت وحدت ملی] عباس نمی‌تواند کاری از پیش ببرد و حماس اجازه نمی‌یابد تا غزه را بازسازی کند چرا که در این صورت حماس قدرتمندتر می‌شود و این از نظر کنفرانس نقض‌غرض است. لذا هدف این کمک‌ها تشکیل دولت وحدت است. در غیر این صورت کمک‌ها غیرممکن است. یا اینکه ممکن است سازمان‌های بین‌المللی وارد بازسازی شوند. فرمول فعلی اما تشکیل دولت وحدت است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات