تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۳  ، 
کد خبر : ۸۷۴۱۷
گفت‌وگو با محمد عطریانفر عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی

احزاب و عیار اعتماد به نفس


*سیاستنامه: جایگاه احزاب در گفتمان دینی پس از انقلاب اسلامی چگونه بوده است؟
در نظام سیاسی ایران و قانون اساسی جایگاه مشخصی برای احزاب در نظر گرفته شده است و احزاب می‌توانند با رای مستقیمی که از سوی مردم به دست می‌آورند، نهادهای مسئول خود را چه در حوزه پارلمانی و چه در حوزه قدرت اجرایی که شخص رئیس‌جمهور و نهادهای مدنی چون شورای شهرهاست شکل دهند البته در وضعیت موجود نمی‌توانیم اعتبار جامع‌‌الاطرافی برای احزاب در گفتمان انقلاب اسلامی و نظام سیاسی ایران قائل باشیم و اگر هیچ حزبی هم فعالیت نکند طبق نظام سیاسی انتخاب از سوی مردم است.
*سیاستنامه: احزاب سیاسی در ایران تا چه اندازه همسو و مطابق قانون اساسی عمل می‌کنند؟
**قانون اساسی و آنچه مجلس تصویب می‌‌کند وجاهت حقوقی و قانونی برای احزاب در نظر گرفته است و آنها را به رسمیت شناخته اما این وضعیت که از لحاظ حقوق سیاسی چندان منشا اثر نیست و ریشه این مشکل نیز در عدم باور احزاب سیاسی در نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران است البته نباید از نظر دور داشت که احزاب سیاس نیز نتوانسته‌اند به طور منطقی نهادها و مناسبات و همچنین وضع حقوقی خود را برای نظام سیاسی روشن و مشخص کنند و همین امر سبب عدم تاثیرگذاری آنها در حقوق سیاسی کشور شده است. احزاب در شرایط فعلی در حوزه متفرعات نظام شکل گرفته‌اند و به عنوان یک جریان اصیل و محوری به هیچ عنوان نمی‌‌توان روی آنها سرمایه‌گذاری نمود و از آنها انتظار اثر داشت.
*سیاستنامه: برای مشارکت توده‌های مردم در انتخابات به نظر شما چه سیستمی مناسب است؟
**در حال حاضر ما بیشتر از طریق بنگاههای خبری و تبلیغاتی رسمی نظام و به طور مشخص سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی که در واقع مسئولیت‌های تبلیغاتی کل نظام را نمایندگی می‌کند با اتکا بر ظرفیت‌های شخصیت‌های محوری و مورد اعتنای مردم نوعی از شوق و علاقه‌مندی را در جامعه شهروندی به وجود می‌آوریم.
علاوه بر این به اتکای حمایت‌هایی که از یک انتخابات پرشور توسط رهبران سیاسی و شخصیت‌های مذهبی و معنوی صورت می‌گیرد نیز این شور و شوق به وجود می‌آید اما در نهایت این امر دارای یک منطق کاملا عرفی و عمومی است و اگر قرار بر این باشد که علاقمندی و انگیزه مردم را از حد شعار و دلبستگی‌های موردی و مقطعی به نظام سیاسی عمیق‌تر کنیم نیازمند فرایندی جامع در کشور هستیم که طی آن به طور جدی به احزاب توجه شود و اجازه دهیم احزاب نقش جدی‌تری را در جامعه ایفا کنند.
از سویی احزاب باید در مناسبات محوری و مسائل اساسی و جدی کشور مشارکت داشته باشند و در مقابل از احزاب انتظار داشته باشند و در مقابل از احزاب انتظار داشته باشیم که بتوانند طبقات و لایه‌های مختلف مردم را نسبت به دیدگاه‌های خود جذب کنند و در طول زمان آنها را نسبت به ارتباطات خود توجیه کرده و همچنین نسبت به سرنوشت ملی حساس نمایند و با این کار علاقه‌مندی مردم را از شعارهای مقطعی و لحظه‌ای در روز برگزاری انتخابات به اندیشه‌ای عمیق‌تر سوقداده و با ساماندهی صحیح دلبستگی‌ها آنها را برای تصمیم‌گیری صحیح در هر شرایطی آماده کنند به طوری که مردم بتوانند حتی در شرایط بحرانی براساس دیدگاه‌های درستی که پیدا کرده‌اند از منافع ملی به خوبی دفاع کنند که نقش سیاسی در قالب مشارکت اجتماعی ایفا کنند می‌توانند بر پایه شناخت طولانی و صحیح خود که در گذشته به دست آورده‌‌اند به درستی آن نقش را ایفا کنند.
*سیاستنامه: به نظر می‌رسد احزاب در آستانه هر انتخابات با دامن زدن به مسائل اجتماعی همچون حقوق بشر، زنان و... شکاف‌های جامعه را بزرگنمایی کرده و سعی در بهره‌برداری از آن دارند نظر شما در این خصوص چیست؟
**اگر احزاب دقت و هزینه خود را صرف اقشار مختلف مردم می‌کنند و به مسائلی چون دانشجویان، زنان، حقوق‌بشر و... اهمیت داده و درباره آنها سخن می‌گویند دلیل بر این نیست که تمامی ایده‌ها و آرمان‌ها و اراده و تدابیر سیاسی آنها معطوف به ایجاد شکاف در جامعه است، به هیچ عنوان این‌گونه نیست بلکه احزاب علاقمندند که به مقتضای هر دسته و گروهی در جامعه سخنانی مطرح کرده و با آنها تعامل ایجاد کنند.
البته طبیعی است که اگر چنانچه هرگونه دامن زدن به مطالبات گروهی خاص بخواهد به امنیت ملی لطمه‌ای وارد کند و با ایجاد شکاف دشمنان را خشنود گرداند این رفتار مذموم بوده و هیچ عنوان قابل دفاع نیست. احزاب نیز علی‌القاعده علاقه‌مند نیستند برای به دست آوردن قدرت بر پایه عقاید خود به شعارهایی که موجب شکاف ملی می‌شود دست بزنند و با ایجاد شکاف بین مردم و نظام سیاسی به قدرت برسند در این رابطه اگر ما بتوانیم مناسبات نظام سیاسی و احزاب را به صورت منطقی به شکلی که بتوان در جهان از آن دفاع کرد و به وجود آوریم می‌توانیم در مقاطعی که احزاب به روش‌هایی که روی می‌آورند که ممکن است در معرض داوری درست نباشند و یا عمل آنها را متنبه کنیم و به طور حتم آنها نیز در برابر این آگاهی و واگنش مثبت و درستی از خود ابراز خواهند کرد پس برای جلوگیری از شکاف‌های احتمالی باید مناسبات بین نظام سیاسی و احزاب تغییر کند.
*سیاستنامه: چگونه می‌توان شعارهای احزاب را واقعی نمود؟
**احزاب ریشه‌دارتر شعارهایشان اصولی‌تر و در چارچوبی منطقی قرار دارد و احزابی که عمق کمتری دارند که البته بسیار اندک هستند و عمق و ارتباط با جوامع مردمی در جامعه ندارند چون ریشه‌دار و فراگیر و پایدار نیستند پس شعارهای غیرواقع‌بینانه مطرح می‌‌کنند اگر احزابی تاریخی‌تر، مسئول‌تر و مختارتر داشته باشیم در چنین وضعیتی آنها را به رسمیت بشناسیم، آنها نیز با توجه به وضع جامعه و مردم و واقعیت‌های زمانه و مطالباتی که امکان تحقق آنها وجود دارد شعارهایی واقعی‌تر را مطرح کرده و به اصل جامعه نزدیک‌تر می‌شوند.
*سیاستنامه: چه تضمینی وجود دارد که احزاب پس از به قدرت رسیدن شعارهای خود را عملی کنند؟
**در رابطه با احزاب متاسفانه هیچ نهادی برای پاسخگویی به مردم و متذکر شدن عملی کردن شعارهایشان وجود ندارد و حتی سازمانی نیست تا بر این شعارها و واقعی بودن آنها نظارت داشته باشد و این رابطه یک‌سویه است و تنها از طرف احزاب است که برای مردم سخن گفته می‌شود و شعار اندیشیده می‌گردد و مطالباتی را مطرح می‌کنند و قول و قرارهایی با مردم می‌گذارند اما معکوس این رابطه وجود ندارد تا مردم از آنها بخواهند؛ البته باید توجه داشت که مردم واکنش خود را در انتخابات بعدی نسبت به جریانی که در گذشته پیروز بوده و شعارهایی را مطرح کرده است نشان می‌دهند چنانچه آن حزب به شعارهای خود وفادار و پایبند بوده باشد دوباره مورد توجه قرار می‌گیرد و با رویکرد مثبت مردم مواجه می‌شود اما اگر مردم حس کنند بین شعارها و عمل سیاسی و اجتماعی گروهی که قدرت را در دست دارد فاصله وجود دارد در مقطع بعدی از همراهی با آن جریان خودداری می‌کنند و به سمت حزب رقیب گروه حاکم متمایل می‌شوند اما اینکه تصور کنیم یک نهاد دولتی و یا سازمانی متعلق به سیستم حاکم بتواند این نقش را در رابطه با مردم و ارتباط آنها با احزاب ایفا کند در وضعیت فعلی چنین چیزی وجود ندارد اما می‌توان پیش‌بینی کرد که یک نهاد و مرجع غیردولتی و مورد احترام مردم ایجاد کنیم تا بتواند بین احزاب و مردم داوری به حق کرده و از طرح شعارهای غیرواقعی از سوی احزاب جلوگیری نماید و با ایجاد چارچوبی مشخص شعارهای احزاب را به سمت و سوی واقعیت و سخنانی کاربردی سوق دهد.
*سیاستنامه: به نظر شما سیستم انتخاباتی در کشور ما چه معایب و نقص‌هایی دارد؟ و یک سیستم ایده‌ال چه شاخصه‌هایی را باید داشته باشد؟
**سیستم‌های انتخاباتی تابع نظام سیاسی یک کشور هستند و کشورها به تناسب مناسبات خود و کسانی که در راس هرم قدرت قرار دارند نظام‌های انتخاباتی خود را تعریف و تعیین می‌کنند. در جمهوری اسلامی ایران براساس قانون اساسی که رای نیرومندی از سوی مردم را به همراه خود دارد و مورد تائید ملت است چهار سرفصل برای نظام انتخاباتی شناخته شده است، انتخابات پارلمان (مجلس) که مهمترین و ریشه‌ای‌ترین و در عین حال پایدارترین و موثرترین و فراگیرترین انتخابات در کشور است به عنوان سرفصل اول قرار دارد پس از آن انتخابات ریاست جمهوری و مدیران اجرایی است: در سرفصل سوم مجلس خبرگان رهبری تعریف شده است و چهارمین سرفصل به شوراها اختصاص دارد که ساز و کار و مکانیزم‌های انتخاباتی آن روشن است و همه باید به این نظام سیاسی وفادار باشند.
در اینجا باید حقوقی نیز در نظر گرفته شود، حق این است که نهادهای مزبور که نظام انتخاباتی را ساماندهی می‌کنند و به برگزاری انتخابات می‌پردازند نسبت به حقوق مردم وفادار باشند. این بدین معناست که در هر انتخابات با محترم شمردن آن انتخابات و رای مردم مشکلی به وجود نیاورده و در جمع‌آوری آرای مردم نیز دقت لازم را مبذول کنند. محورم دوم که مطرح می‌شود این است که شخصیت‌هایی که در نظام اجتماعی به عنوان نمایندگان مردم معرفی می‌شوند از حقوق خود اطلاع داشته و به استیفای آن بپردازد.
نهادهای نظارتی و شورای نگهبان و هئیت‌های اجرایی نیز حق دارند در رد یا احراز صلاحیت نامزدهای موردنظر دخالت کنند و نظر بدهند و این از حقوق معتبر نظام سیاسی، محسوب می‌شود و در ازای این تکلیف حقی دیگر نیز به رسمیت شناخته شده که نامزدهای انتخاباتی در مرحله برگزاری انتخابات و مراحل تبلیغاتی و شمارش آرا نوعی نظارت داشته باشند تا به سلامت انتخابات اطمینان یابند.
نکته سوم اینکه ما به صورت منطقی این حق را برای مردم قائلیم که نهادهای مسئول و ناظر چه در حوزه‌های امنیتی و چه در حوزه‌های قضائی و اطلاعاتی و جریان و بازرسانی را که مسئولیت‌هایی در برگزاری انتخابات دارند مکلف کنیم فارغ از دلبستگی‌های سیاسی چپ و راست خود چه اصلاح‌طبی و چه اصولگرا حق مردم را استیفا کنند به این معنا که سلامت انتخابات را تضمین کنند و اگر این حقوق همة‌جانبه رعایت شود به طور حتم ضامن سلامت انتخابات خواهد بود. البته در کنار همه این حقوق مطرح شده حقی هم برای حکمران وجود دارد و این حقوق به طور روشن در قوانین دیده شده است که متاسفانه تا امروز در برگزاری انتخابات تنها آنچه که از حقوق انتخاباتی نام می‌بریم عمدتا حقوق حاکمان و مجریان است در حالی که فارغ از حقوق آنها برای دیگران نیز در قوانین انتخاباتی حقوقی وجود دارد که بسیار مهمتر از حقوق حاکمان است اگر مجموع این حقوق در کنار یکدیگر رعایت شود طبعا ساز و کارهای انتخاباتی ما به سلامت نزدیکتر خواهد بود و حق ملی استیفا خواهد شد در این صورت مردم به حقوق منطقی و اصلی خود می‌رسند.
به صورت موردی بارها و بارها دیده شده که این حقوق رعایت نشده و شکایات بررسی نمی‌شوند و صاحبان قدرت نیز در قبال تصمیماتی که برای مردم یا نامزدها و شکایات گرفته‌‌اند پاسخ روشن و داورپسندی نداده‌اند و یا اساسا این حق را قائل نبودند و این تکلیف را بر خودشان بار نمی‌دیدند و بر دوش احساس نمی‌کردند که در برابر چرایی عملکردشان پاسخی برای مردم و جامعه داشته باشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات