اسدالله خلیلی
1- منافع مربوط به حفظ بقاء؛ بدون این قدرت، آمریکا وجود خارجی نخواهد داشت. منافع مذکور، شامل امنیت این کشور در برابر حمله مستقیم، به خصوص در زمینه سلاحهای کشتار جمعی، از ناحیه کشورهای دیگر یا تروریست ها خواهد بود.
2- منافع حیاتی؛ منافعی که یک درجه از منافع حفظ بقاء پایین تر هستند و شامل استمرار و امنیت نظامهای کلیدی بین المللی از جمله انرژی، اقتصاد، ارتباطات، حمل و نقل و بهداشت می باشند که زندگی و آسایش آمریکاییان وابسته به آن است. نکته حائز توجه در منافع حیاتی آن است که هیچ نوع سلطه گری و سلطه جویی مخالف آمریکا در هیچ نقطه از مناطق مهم جهان مشاهده نشود، رقیب جدی بوجود نیاید و کشورهای مختلف در قالب ائتلاف و به صورت رقیب، درجهان ظهور پیدا نکنند. امنیت دوستان و متحدان آمریکا نیز یکی دیگر از جنبه های منافع حیاتی آمریکا محسوب می شود. علاوه بر این، جلوگیری از دست یابی کشورهای مخالف، و یا بالقوه مخالف، به سلاحهای تخریب و کشتار جمعی و سلاح اتمی نیز جزو منافع ملی حیاتی آمریکاست.
3- منافع مهم؛ منافعی که به گونه ای چشمگیر عرصه جهانی را که آمریکا باید در آن فعالیت کند، تحت تأثیر قرار خواهند داد.
بر اساس تعاریف ارایه شده، سلاحهای کشتار جمعی و تروریسم از جمله عواملی هستند که منافع مربوط به حفظ بقاء، یعنی موجودیت آمریکا را مورد تهدید قرار می دهند. از نظر آمریکا ایران هم به دنبال دستیابی به سلاح هسته ای است و هم از تروریسم حمایت می کند. از این رو ممکن است تهران برای حمله به منافع آمریکا، سلاح کشتار جمعی را در اختیار گروههای تروریستی قرار دهد. در مرحله دوم ایران ممکن است منافع حیاتی آمریکا نظیر انرژی و حمل و نقل را از طریق ایجاد بحران در خلیج فارس مورد تهدید قرار دهد. ایران به دنبال ایجاد ائتلاف بین المللی ( حداقل در جهان اسلام) برای مقابله با سیاستهای آمریکا در عرصه بین المللی است. ضمن اینکه تهران، منافع و امنیت متحدان و دوستان آمریکا، از جمله اسرائیل را مورد تهدید قرار می دهد و خواهان نابودی اسرائیل است. در مجموع، و براساس استراتژی امنیت ملی، رهبران کاخ سفید بر این باورند که ایران تهدیدی جدی علیه هر سه دسته از منافع آمریکا محسوب می شود و به عبارت دیگر موجودیت و بقاء آمریکا را مورد تهدید قرار می دهد. از همین رو، در زمره کشورهای محور شرارت قرار گرفته است. بر این اساس بدیهی است که رهبران کاخ سفید گزینه های مختلفی را برای دفع تهدید ایران مورد توجه قرار دهند.
گزینه نظامی
در چنین فضایی، از 29 ژانویه 2001 که بوش ایران را در زمره محور شرارت قرار داد، فضای روانی حاکم بر نخبگان آمریکایی نیز نسبت به ایران تا حدود زیادی تغییر کرده است. تا قبل از تاریخ یاد شده، تقریبا تمامی نخبگان و اندیشمندان آمریکایی بر ضرورت بهبود روابط دو کشور تأکید میکردند و طرفدار از سرگیری مناسبات دو کشور بودند. اما از سال 2001 به بعد جو ضد ایرانی به گونه ای تشدید شده است که آن دسته از نخبگان آمریکایی که خواستار بهبود روابط دو کشور بوده اند یا سکوت اختیار کرده و یا با جناح تندرو نئومحافظه کاران هماهنگ شدند. از این رو زمینه برای بیان دیدگاههای افراطی ضد ایرانی جهت اعمال فشارهای بیشتر بر تهران فراهم شده است به گونه ای که همکاری ایران در جریان حمله آمریکا به افغانستان نیز توانست آهنگ رو به رشد جو ضد ایرانی در آمریکا راکند نماید. در این میان ماجرای کشتی کارین ای و نپیوستن ایران به ائتلاف جهانی مبارزه با تروریسم به رهبری آمریکا نیز باعث تشدید جو ضد ایرانی در آمریکا شد به گونه ای که بعد از اشغال عراق توسط آمریکا، بسیاری از محافل سیاسی و رسانه ای بویژه رسانه های عربی منطقه بر این موضوع تأکید کردند که ایران در نوبت بعدی حمله آمریکا قرار دارد.
اگرچه در محافل سیاسی و رسانه ای آمریکا نیز مسئله اقدام نظامی علیه ایران مطرح شد و مقامات ارشد آمریکایی نیز با رها اعلام کردند که واشنگتن تمامی گزینه های احتمالی را علیه ایران مورد بررسی قرار می دهد. اما واقعیت آن است که موضوع احتمالی اقدام نظامی علیه ایران عمدتا توسط محافل صهیونیستی و جناح طرفدار اسراییل در آمریکا دامن زده شده است. مقامات رژیم صهیونیستی نیز برای ترغیب آمریکا جهت حمله به ایران تلاشهای گسترده و جدی به عمل آوردند. اما گزینه نظامی، هدف مورد نظر آمریکا در قبال ایران نبوده است. حمله به عراق، آخرین حلقه اقدام نظامی آمریکا در چارچوب طرح آمریکایی خاورمیانه بزرگ بوده است.
«جان مک کین» سیاستمدار برجسته جمهوریخواهان، این فکر را که کشورش در برابر ایران از طریق نظامی وارد عمل می گردد، نفی کرده و معتقد است: «آمریکا از این مسیر بسیار دور است و راه های متفاوت زیادی برای مقابله با خطر اتمی ایران وجود دارد.»
دولتمردان آمریکا تلاش کردند از مسئله احتمال اقدام نظامی علیه ایران جهت اعمال فشار برتهران برای عقب نشینی از مواضع خود در برنامه هسته ای بهره برداری نمایند. بوش در 17 ژانویه 2005 اعلام کرد، در صورتی که ایران از همکاری با جامعه بین المللی در مورد برنامه هسته ای خود امتناع ورزد، وی امکان دست زدن به اقدامات نظامی را مورد بررسی قرار می دهد. وی همچنین افزود، امیدوارم بتوانیم این مسأله را از طریق راههای دیپلماتیک حل و فصل کنیم اما من هرگز هیچ گزینه ای را از جدول اقدامات احتمالی آمریکا حذف نمی کنم.
به این نکته باید توجه داشت که گروهی از مشاوران و مقامات افراطی در وزارت دفاع آمریکا وجود دارند که تنها راه حل مشکل ایران را اقدام نظامی توصیف می کنند اما این گروه تاکنون توانسته است دیدگاههای خود را به کرسی بنشاند اما در عین حال مانع از آن شده است که دولت بوش سیاست روشن و شفافی در قبال ایران اتخاذ کند. به همین اساس بحث ها و گمانه های گسترده ای در درون دولت بوش در قبال ایران درجریان است. بخش اعظم گزارش معروف «سیمور هرش» گزارشگر با سابقه آمریکایی مبنی بر اینکه ارتش آمریکا سرگرم انجام عملیات سری در ایران بوده است، ناشی از کشمکش های درونی دولت آمریکاست که جناح تندرو نئومحافظه کار بعد از حوادث تروریستی 11 سپتامبر سعی در تقویت موضع خود مبنی بر اقدام نظامی علیه ایران داشت.
در گزارش هرش که ابتداء در مجله آمریکایی نیویورکر چاپ شد، تصریح شد که نیروهای ویژه آمریکایی سرگرم شناسایی اهدافی در داخل ایران، از جمله تأسیسات اتمی، شیمیایی و موشکی بوده اند. مقامات آمریکایی اگر چه گزارش هرش را تکذیب کردند اما وزارت دفاع این کشور، این مسأله را که نیروهای آمریکایی در ایران بوده اند، تکذیب نکرد. مدیر ارتباطات کاخ سفید نیز تنها به بیان این موضوع بسنده کرد که برخی از نتیجه گیریهای مقاله هرش بر واقعیات مبتنی نبوده است.
محدودیت هاو مشکلات اقدام نظامی
در ورای بحث های مطرح شده، مقامات آمریکایی بیش از هر کس دیگری به محدودیت ها و مشکلات اقدام نظامی علیه ایران واقفند. بسیاری از صاحب نظران آمریکایی بر این باورند که حتی تهدید لفظی ایران اقدام خطرناکی است که نه تنها جناح های مخالف درون حاکمیت ایران بلکه ملت این کشور را چه در داخل و چه در خارج از مرزهای ایران، علیه اسرائل و آمریکا متحد خواهد کرد. به عبارت دیگر هر گونه اقدام نظامی باعث وحدت ملی و یکپارچگی مردم ایران خواهد شد. از نظر دولت آمریکا وحدت و یکپارچگی مردم ایران باعث تثبیت و تقویت نظام جمهوری اسلامی خواهد شد حال آن که آمریکا خواهان ایجاد تزلزل و فروپاشی درونی جمهوری اسلامی ایران است.
عده ای دیگر بر این باورند که ایران کشوری است که اگر در معرض تهدید قرار گیرد برخورد بسیار سختگیرانه ای نسبت به کشورهای جهان اتخاذ خواهد کرد و حمله به ایران برخلاف حمله به عراق، پیامدهای بسیار منفی برای آمریکا به همراه خواهد داشت.
مؤسسه تحقیقاتی واشنگتن در اووایل خرداد ماه جاری در گزارشی اعلام کرد، در صورتی که آمریکا برای نابود کردن تأسیسات هسته ای ایران به اقدام نظامی متوسل شود، ایران نیز خواهد توانست با تکیه بر توانایی های خود به اقدام متقابل مبادرت ورزد. از نظر مؤسسه مذکور، گزینه های مختلف پیش روی ایران عبارتند از: ایجاد اخلال در حرکت کشتیهای حامل سوخت به مقصد آمریکا از کشورهای حاشیه خلیج فارس، حمله به مواضع دریایی آمریکا در منطقه، انجام اقدامات براندازانه و تروریستی علیه متحدان و منافع آمریکا.
به استناد گزارش سازمان اطلاعات دفاعی آمریکا که اخیرا منتشر شده است، نیروی دریایی ایران می تواند از طریق بکارگیری زیردریایی ها، قایق های گشتی مجهز به موشک، مین های دریایی و موشک های کروز ضد کشتی، مانع از انتقال محموله های نفتی از منطقه به نقاط دیگر جهان شود.
عده ای نیز بر این باورند، ایران در واکنش به حمله احتمالی آمریکا، احتمالا به حمایت از گروههای اسلام گرا در کویت، بحرین، قطر و امارات متحده عربی روی خواهد آورد. زیرا در همه این کشورها مراکز نظامی مهم آمریکا قرار دارد. ایران می تواند با حمایت از تروریسم در کشورهای عربی، بذر هراس را در میان کشورهای حوزه خلیج فارس بپراکند و سردمداران این کشورها را وادار کند تا دسترسی آمریکا را به پایگاههای نظامی در خلیج فارس محدود یا منع نمایند.
یکی از مسائل مهم مورد توجه مقامات آمریکایی این است که در صورت حمله به ایران، تهران می تواند از طریق ارتباطات خود با برخی گروههای اسلام گرا به اقدام علیه منافع آمریکا در سراسر جهان مبادرت ورزد. براساس گزارش مؤسسه تحقیقاتی واشنگتن، ایران می تواند در سایه ارتباط با حزب ا... لبنان که در زمره معروفترین گروههای تروریستی مورد نظر آمریکاست و همچنین از طریق القاعده که به تازگی به زعم آمریکائی ها، ایران به سران آن در خاک خود پناه داده و کمک کرده است، جنگ تروریستی خونینی علیه منافع آمریکا در مناطق مختلف جهان و حتی در درون آمریکا راه بیندازد. براساس گزارش مؤسسه یاد شده، حزب ا... لبنان حضور چشمگیری در خاک آمریکا دارد و به صورت زیرساختی و اساسی از آن در امریکا حمایت می شود. حزب ا... می تواند با تکیه بر توانایی هایش، حملات جدی علیه آمریکا صورت دهد. بر این اساس ایران می تواند در سایه روابطش با حزب ا... لبنان و القاعده و همچنین قابلیت های اطلاعاتی خودش، حملاتی علیه منافع آمریکا در خاورمیانه، اروپا، آفریقا و حتی در خود آمیکا صورت دهد. ضمن اینکه حمله نظامی به ایران نه تنها شعله های خشم گروههای مختلف در ایران را بر می افروزد، بلکه سراسر منطقه خاورمیانه را در آتش جنگ و ناآرامی خواهد سوزاند و سراسر خاورمیانه علیه اقدامات مداخله گرانه آمریکا متحد خواهد شد.
بنابراین تمامی شواهد موجود منطقه ای و بین المللی و همچنین جهت گیریهای درونی و بین المللی آمریکا حاکی از این واقعیت است که حمله نظامی به ایران حتی در سطح محدود، در دستور کار دولت آمریکا قرار ندارد و اسرائیل نیز بدون هماهنگی و اجازه آمریکا، به چنین اقدامی متوسل نخواهد شد. در جریان سفر سال جاری آریل شارون به آمریکا، واکنش مقامات آمریکای در قبال خواست اسرائیل مبنی بر حمله به ایران حاکی از این واقعیت بود که رهبران کاخ سفید از جمله بوش و دیک چنی، نخست وزیر اسرائیل را متوجه این نکته کردند که اسرائیل در حدی نیست که در مورد حمله به ایران تصمیم گیری نماید.
الگوی جنگ نامتقارن
در شرایط موجود آمریکاییها ترجیح می دهند از الگوهای جنگ نامتقارن و عملیات روانی در قبال ایران استفاده نمایند. دیپلماسی عمومی به عنوان ابزار قدرت سیاسی و امنیتی آمریکا در برخورد با ایران تلقی می شود. عملیات نامتقارن دارای ویژگیهای مشترکی با جنگ کم شدت است. این گونه اقدمات مبتنی بر نبرد غیرمستقیم است و در نتیجه آمریکاییها در سطح فراگیر، خود را درگیر اقدامات نظامی و عملیاتی نمی کنند.
الگوی رفتاری آمریکا در شرایط موجود مبتنی بر بهره گیری از تکنیک های نرم افزاری است. کشورهایی که از قابلیت نظامی مؤثر برخوردارند، اما بهره گیری از این ابزارها منجر به ظهور چالش هایی برای آنان می شود، از نبردهای نامتقارن استفاده می کنند تا هزینه های عملیاتی خود را کاهش دهند. در این روند آمریکا تمایلی به بهره گیری از ابزارهای نظامی نشان نمی دهد و در نتیجه تلاش می کند تا اهداف خود را در روند طولانی تری تحقق بخشد.
طرح دمکراسی و انقلاب مخملین
الگوی عملیات نامتقارن مبتنی بر همکاری غیرمستقیم در حوزه هایی است که ایران و آمریکا از منافع یکسان و مشترک برخوردارند. در چارچوب عملیات نامتقارن علیه ایران، می توان اجرایی ساختن طرح «دموکراسی در ایران» را مورد توجه قرار داد که حمایت اکثر نهادها و نخبگان آمریکایی را به همراه دارد. در چنین شرایطی می توان نشانه هایی از گسترش تعارض در نهادهای اجتماعی ایران را مورد توجه قرار داد. این الگو بر اساس رهیافت های ارائه شده مجریان طرح دمکراسی در ایران طراحی و سازماندهی شده است.
از جمله مراکزی که در چارچوب عملیات نامتقارن علیه ایران فعالیت می کنند، مؤسسه آمریکایی «اینترپرایز» و مؤسسه تحقیقاتی «واشنگتن» است. در اینترپرایز افرادی نظیر مایکل لدین، برنارد لوئیس و سام براون بک فعالیت دارند. افراد مذکور بر ضرورت تعارض با ایران و تأکید دارند اما در شرایط موجود بهره گیری از ابزار نظامی را غیر مطلوب و غیر مؤثر می دانند. مؤسسه یاد شده، درصدد طراحی و اجرای انقلاب مخملی در ایران است.
گفتمان مسلط در اجرایی سازی انقلاب مخملی در ایران براساس طرح ملی همه پرسی است که در جریان انتخابات ریاست جمهوری از سوی رسانه های فارسی زبان خارجی به شدت و با گستردگی قابل توجهی پیگیری شده است. در این گفتمان، جلوه هایی از نقد اصلاحات از داخل ارایه شد. بنابراین مجموعه های فعال در طرح دموکراسی در ایران، تمایل چندانی برای فعال سازی اپوزیسیون داخلی ندارند زیرا به اعتقاد آنان، اپوزیسیون در ایران موقعیت و جایگاه خود را از دست داده است. به این ترتیب، باید موجی ایجاد شود که نیروهای تأثیرگذار آن از خارج الهام بگیرند و به دست نیروهای اپوزیسیون طراحی شود. در این شرایط، اپوزیسیون درون ساختاری، کار ویژه خود را از دست می دهد و در نتیجه زمینه های تعامل بین اپوزیسیون داخل و خارج فراهم می شود. بهره گیری از اپوزیسیون به عنوان ابزار سیاست خارجی آمریکا با هدف ایجاد دگرگونی های ساختاری در فرایندی طولانی مدت برنامه ریزی شده است. زیرا به اعتقاد طراحان عملیات نامتقارن هرگونه اقدام سریع منجر به شکل گیری فرایندهایی خواهد شد که امکان مهار آن وجود نخواهد داشت. از این رو، عملیات نامتقارن برخلاف عملیات نظامی برای دوران طولانی و دراز مدت سازماندهی می شود.
سیاست های معطوف به مردم
از زمان دور دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی مقامات و نخبگان آمریکایی به این جمع بندی رسیده اند که صرفا باید مردم ایران را مورد خطاب قرار دهند. از نظر آنان هیچ یک از جناحهای سیاسی ایران قادر به تعامل با آمریکا نخواهد بود. اما در دوره اول ریاست جمهوری دولت بوش، مواضع آمریکا در قبال ایران یکدست نبود و نگرش وزارت امور خارجه آمریکا در قبال ایران با نگرش وزارت دفاع و سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) تحت تسلط تندروها متفاوت بود اما به عقیده جان مک کین، از جمهوریخواهان برجسته آمریکایی، دولت بوش در دوره دوم ریاست جمهوری در سیاست خود در قبال ایران با وحدت نظر بیشتری عمل خواهد کرد. زیرا با نزدیکی خانم رایس به بوش و مشاور امنیتی جدید وی «استفان هدلی»، مواضع آمریکا یکدست تر شده است. در سال جاری تحرکات نمایندگان آمریکا در دو مجلس سنا و نمایندگان نیز برای تشدید و گسترده تر نمودن دامنه های تحریم علیه ایران به مراتب بیشتر شده است.
تفکرات ضد ایرانی در دو مجلس آمریکا به گونه ای تشدید شده است که دولت بوش از کنگره این کشور درخواست از وضع قوانین جدید ضد ایرانی خودداری نمایند. زیرا چنین روندی، مذاکرات حساس اتمی میان اروپا و ایران را احتمالا مختل خواهد کرد. روزنامه The Hill ویژه کنگره آمریکا اخیرا نوشت : «طرح مجازات ایران از امضای کافی برای رأی آوردن در مجلس نمایندگان برخوردار است و طرح مشابهی نیز در مجلس سنا عرضه شده است.» به نوشته روزنامه مذکور، نگرانی دولت آمریکا از سرسخت شدن موضع کنگره این کشور در قبال ایران به جایی رسیده است که این نگرانی را با رئیس پرنفوذ کمیته روابط خارجی سنا مستقیما در میان گذاشته است. «ریچارد لوگار»، سناتور جمهوریخواه و رئیس کمیته روابط خارجی سنا که از طرفداران ارایه طرحی برای مجازات ایران است، گفت:« در این زمینه سرگرم رایزنی با کاندولیزا رایس است.»
طرحی که در مجلس نمایندگان آمریکا به منظور مجازات ایران برای ارایه به کنگره فراهم شده است، تا کنون از سوی 263 نماینده امضا شده است که از رقم 218 رأی لازم برای تصویب آن در مجلس بیشتر است. در عین حال سناتور ریک سنتوروم از حزب جمهوریخواه نیز طرح مشابهی را برای ارایه به کنگره آماده کرده بود. تعدادی از طرفداران این طرح امیدوار بودند طرحهای یاد شده پیش از انتخابات ریاست جمهوری در ایران تصویب شود تا تهران نیز تحت فشارهای بیشتری قرار گیرد. زیرا از نظر نمایندگان آمریکایی، ایران به صورت یکی از نگرانی های جدی دولت آمریکا در آمده است. سناتور سام براون بک از حزب جمهوریخواه نیز معتقد است: « جمهوری اسلامی به یکی از حادترین قضایایی تبدیل شده است که آمریکا با آن مواجه است.»
جهت گیری دولت آمریکا حاکی از این واقعیت است که دولت ایران به دلیل فقدان مشروعیت داخلی رو به ضعف می رود و واشنگتن نیز باید در جهت سرنگونی نظام جمهوری اسلامی از درون گام بردارد. «نیکلاس برنز»، معاون سیاسی وزارت امور خارجه آمریکا در 84/3/10 در برابر کمیته روابط خارجی سنا گفت: «ایران خطر بزرگی در برابر سیاست خارجی آمریکا و جهان محسوب می شود و آمریکا تفاوت بزرگی میان مردم و حاکمان مذهبی این کشور قائل است لذا دعوای آمریکا با مردم ایران نیست بلکه با حکومت ایران است. دعوای آمریکا با رفتار تهدیدآمیز و غالبا غیرمسئولانه حکومت ایران است.« به گفته این مقام آمریکایی، آمریکا از هر کسی که می خواهد تحول ایران را از یک حکومت مذهبی متحجر و فاقد عمل به کشوری مدرن و امروزی ببیند، حمایت می کند.
همچنین مایکل لدین در 84/2/12 در گردهمایی یک گروه از ایرانیان مخالف در واشنگتن، اعلام کرد: «برای تغییر رژیم ایران باید از طریق یک انقلاب مسالمت آمیز و دمکراتیک اقدام کرد و این کار باید توسط ملت ایران و بدون دخالت خارجی صورت بگیرد.» به عقیده لدین، رژیم ایران باید بداند که بزرگترین تهدید نسبت به دولتهای غرب و نیروهای نظامی آنها و بلکه نسبت به قدرت مردم ایران است و این مردم ایران خواهند بود که رژیم اسلامی ایران رااز اریکه قدرت به زیر خواهند کشاند.
در یکسال اخیر نیروهای مخالف دولت ایران در خارج، با برگزاری گردهمایی های متعدد تلاش کرده اند دور هم جمع شده و علیه دولت ایران فعالیت نمایند. گردهمایی مخالفان دولت ایران در واشنگتن در 84/2/12 با چنین هدفی برگزار شد. گروههای مخالف ایرانی مقیم خارج تاکنون پراکنده بوده اند اما در یکسال اخیر تلاشهای گسترده ای برای گردهم آوردن آنان صورت گرفته است. نیروهای شرکت کننده در این اجلاس بر ضرورت اتحاد و کنار گذاشتن اختلافات عقیدتی و سیاسی به منظور فعالیت علیه دولت ایران تأکید کرده اند. ضممن اینکه از حمایت های سیاسی و مالی آمریکا نیز برخوردارند. یکی از اهداف عمده آمریکا این است که از طریق گروهها و افراد مقیم خارج، اطلاعات دقیقتری از اوضاع ایران کسب نماید. اما جهت گیریهای رسانه های فارسی زبان خارج از کشور در قبال انتخابات ریاست جمهوری ایران نشان داد که درک و شناخت آنان از اوضاع ایران نه تنها صحیح نبوده بلکه فاصله بسیار زیادی با واقعیات ایران دارد.
آدام ارلی معاون سخنگوی وزرات امور خارجه آمریکا معتقد است، مردم ایران باید خودشان آینده سیاسی شان را تعیین نمایند و تغییر در ایران باید از درون ایران و توسط ایرانیها باشد. به گفته این مقام آمریکایی، واشنگتن از جنبش های دمکراتیک و سازمانهای غیر دولتی در ایران حمایت می کند. کنگره آمریکا بودجه خاصی را به این منظور اختصاص داده است و انتظار می رود مردم ایران از بودجه سه میلیون دلاری برای استقرار پروژه دمکراسی و حقوق بشر استفاده کنند.
دانارو بوچر عضو مجلس نمایندگان از ایلات کالیفرنیا و از اعضای ارشد کمیته روابط خارجی در 84/3/26 با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد: «تا زمانی که روحانیون کنترل گزینش ها را در دست داشته باشند دمکراسی در ایران وجود نخواهد داشت.» وی با توجه به انقلابهای مخملی در آسیای مرکزی، اعلام کرد: « اکنون زمان رفتن روحانیون فرارسیده است و روحانیون ایران می توانند یا خود بروند یا آنان را کنار خواهند گذاشت.»
اظهارات اخیر جورج بوش حاکی از این واقعیت بوده است که دولت آمریکا امید چندانی به ایجاد تغییر در ایران ندارد. اما جهت گیری دولت آمریکا حاکی از تلاش واشنگتن برای فروپاشی نظام از درون است. حال آنکه پیش از این مقامات آمریکایی بر تغییر رفتار دولت ایران تأکید می کردند. در مجلس سنا و نمایندگان نیز موقعیت افرادی که آشکارا در جهت براندازی نظام جمهوری اسلامی تلاش می کنند، رو به افزایش و تقویت است. به همین دلیل طرحهای مختلف و متعددی برای اعمال محدودیت و فشار بیشتر بر ایران در مجالس آمریکا در حال بررسی است.
سیاست های معطوف به گروه های مخالف
اگر چه عوامل مختلفی در دولت، مجلس سنا، نمایندگان و همچنین در محافل سیاسی و رسانه ای به این مسئله مشغول بوده و در حال شکل گیری می باشند اما هنوز نتوانسته اند به اجماع مشترک دست یابند. بر همین اساس افراد و محافل مختلف طرحهای متعددی را در ارتباط با ایران ارایه می دهند. شاید به همین دلیل است که خانم رایس اخیرا اعلام کرد: «احتمالا در ماه جولای یا اگوست سال جاری شاهد اعلام یک سیاست منسجم تری از آمریکا در قبال ایران خواهیم بود.»
کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان در فروردین ماه طرحی را به منظور اعمال فشار بیشتر بر ایران تصویب کرد که هنوز مراحل قانونی را برای تبدیل شدن به قانون طی نکرده است. در صورت تصویب طرح مذکور، دولت آمریکا ناچار به رویارویی آشکارتری با ایران خواهد شد. زیرا تحریمهای موجود آمریکا علیه ایران تقویت و تشدید و حمایت از گروههای مخالف دولت ایران نیز افزایش خواهد یافت. در این طرح، تحقیق و پیگیری افراد یا شرکتهایی که در ایران سرمایه گذاری می کنند، تشدید و قایل شدن موارد استثناء برای وضع تحریم علیه ایران نیز دشوارتر خواهد شد. این مسئله بدان جهت است که از نظر نمایندگان آمریکایی، تاکنون بسیاری از شرکتهای آمریکایی و غیر آمریکایی با استفاده از ابهاماتی که در قوانین تحریم آمریکا وجود دارد، در ایران سرمایه گذاری کرده اند. اما طرح مذکور به دولت آمریکا اجازه خواهد داد تا پول و اعتبار در اختیار گروههای مخالف ایرانی به اصطلاح طرفدار دمکراسی و حقوق بشر قرار دهد. طرفداران طرح مذکور معتقدند دولت آمریکا باید تغییر حکومت در ایران را سیاست رسمی خود قرار دهد تا مخالفان داخلی حکومت نیز تقویت شوند.
شایان ذکر است آمریکا طرفدار و یا حامی هیچ یک از افراد و یا جناحهای سیاسی ایران نمی باشد. اما مقامات آمریکایی به عمد به گونه ای اظهار نظر می نمایند که گویی از یک جناح سیاسی حمایت می کنند. این شیوه با هدف ایجاد شکاف و درگیری بین جناحهای سیاسی ایران پیگیری می شود. تجربه سالهای اخیر حاکی از این واقعیت است که سیاستهای آمریکا در قبال امور داخلی ایران بیش از آنکه مردم ایران را تحت تأثیر قرار دهد، جناحهای سیاسی ایران را فریب و تحت تأثیر قرار داده است. زیرا جناحهای سیاسی ایران بر اساس اظهارات مقامات آمریکایی، طرف مقابل را به طرفداری از آمریکا متهم می نمایند. در واقع آمریکا با درگیر کردن جناحهای سیاسی با یکدیگر سعی دارد توجه جناحها و افراد مؤثر را به عواملی انحرافی معطوف نماید تا بدین ترتیب مسائل و مشکلات مردم به فراموشی سپرده شود.
یکی از شیوه های مقامات آمریکایی به ویژه در چند ماه اخیر این بوده است که حرکتهای به اصطلاح دمکراتیک در کشورهای منطقه از جمله در عراق و افغانستان را پیشرفته تر از ایران وانمود کنند. هدف عمده آنان، القاء این مطلب است که منطقه در چارچوب طرح خاورمیانه بزرگ، روندی رو به رشدی را در جهت استقرار دمکراسی طی می کند اما ایران از قافله دمکراسی عقب مانده است. کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا در 84/3/26 اعلام کرد: «ایرانیان در مسیری نادرست گام بر می دارند و ما در کنار دیگران منتظر نتیجه انتخابات در ایران هستیم تا ببینیم که آیا ایرانیان مصمم هستند در مسیری که در تحولات خاورمیانه روی می دهد گام بردارند.» به عقیده خانم رایس، اگر ایرانیان در این مسیر گام بردارند در آن صورت شرایطی متفاوت با آنچه اینک شاهد آن هستیم، وجود خواهد داشت.
این در حالی است که مناسبات ایران و آمریکا یکی از مهمترین مسائل نظام است که فرد رئیس جمهور به تنهایی قادر به تصمیم گیری دراین خصوص نمی باشد. علاوه بر این، نامزدهای انتخاباتی در شرایطی از ضرورت رفع موانع در روابط با آمریکا سخن به میان آوردند که دولت آمریکا بر خلاف گذشته خواهان از سرگیری روابط با ایران نمی باشد و درجهت فروپاشی نظام از درون حرکت می کند.
اتخاذ سیاست چند جانبه گرایی
به نظر می رسد دولت آمریکا بر مبنای آنچه نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری از اوضاع سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران ارایه داده اند به ارزیابی دقیق تر اوضاع ایران خواهد پرداخت و با اتخاذ سیاست چند جانبه گرایی در سه سطح بین المللی، منطقه ای و داخلی در جهت فروپاشی نظام از درون گام برخواهد داشت. زیرا رویکرد چند جانبه گرایی آمریکا در قبال برنامه هسته ای ایران تا حدود زیادی موفقیت آمیز بوده است. آمریکا در عرصه بین المللی از موضوع دستیابی ایران به سلاح اتمی و حمایت ایران از تروریسم بهره برداری خواهد کرد. در عرصه منطقه ای نیز با تبلیغات دروغین از برنامه اتمی ایران و طرح ادعای حمایت ایران از حرکتهای آزادیخواهانه در دولتهای منطقه هراس ایجاد کرده است.
علاوه بر این، آمریکا با تقویت پایگاههای نظامی خود در اطراف ایران در جهت مهار منطقه ای ایران گام بر خواهد داشت و مانع از توسعه نفوذ ایران به ویژه در آسیای مرکزی و قفقاز خواهد شد.
سیاست آمریکا در قبال برنامه هسته ای ایران را از دو جهت می توان مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. نخست اینکه، استراتژی واشنگتن در قبال برنامه هسته ای ایران تعریف شده و روشن است و تاکنون نیز در آن تغییری ایجاد نشده است. بر اساس آنچه مقامات ارشد آمریکایی اعلام کرده اند، دولت آمریکا به طور جدی درصدد است که فعالیت های ایران را در زمینه تولید سوخت هسته ای و غنی سازی اورانیوم متوقف کند. یعنی فرایند سوخت هسته ای در ایران باید تعطیل شود. در این خصوص دولت آمریکا رایزنی گسترده ای را با اروپاییها و روسها به عمل آورده است و آنان را با خود همراه کرده است. آخرین موضع آمریکاییها این بوده است که تا زمانی که روسیه سوخت هسته ای ایران را تأمین می کند، ایران نیازی به تولید سوخت هسته ای در داخل نخواهد داشت. روسیه و اروپا نیز بر این مسئله صحه گذارده اند. بنابراین آمریکا توانسته است در خصوص محروم کردن ایران از تولید سوخت هسته ای به اجماع نظر دست یابد. در زمینه غنی سازی اورانیوم نیز اروپا و آمریکا اجماع نظر دارند. در آخرین روزهای خردادماه جاری آمریکا و اروپا به اتفاق اعلام کرده اند که ایران باید فعالیت های خود در زمینه تولید سوخت هسته ای و غنی سازی اورانیوم را متوقف کند.
اما وجهه دوم مسئله این است که آمریکاییها به لحاظ تاکتیکی انعطاف پذیرند. بنابراین راههای رسیدن به اهداف را دائما موردا رزیابی قرار می دهند و با تغییر تاکتیکها، سعی در رسیدن به اهداف خود دارند. اما تغییر تاکتیکهای آمریکا، در ایران به معنای تغییر سیاست واشنگتن ارزیابی می شود و این در حالی است که اصولا در استراتژیهای کلان آمریکا بسادگی تغییر ایجاد نمی شود.
در عین حال، پرونده هسته ای ایران از هر مسئله ای دیگر، روابط اروپا و آمریکا را در محک آزمایش قرار داده است. در ایران تصور بر این است که بین اروپا و آمریکا در مورد برنامه هسته ای ایران از اختلاف نظر وجود دارد و ایران می تواند از چنین وضعیتی بهره برداری نماید. اما چنین نگرشی بسیار سطحی نگری و بی پایه و اساس است.
ضمن اینکه، ایران در سلسله مراتب نظام بین الملل در جایگاهی قرار ندارد که بتواند بین اروپا و آمریکا اختلاف ایجاد نموده و یا از چنین اختلافی بهره برداری نماید. عملکرد آمریکا و اروپا در قبال برنامه هسته ای ایران حاکی از این واقعیت است که تاکتیهای دو طرف در قبال برنامه هسته ای ایران متفاوت است اما استراتژی آنان هدف مشترکی را مبنی بر توقف کامل فرایند غنی سازی و ممنوعیت تولید سوخت هسته ای در ایران دنبال می کند.
سناتور مک کین سیاستمدار سرشناس جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان آمریکا، ضمن تأکید بر همکاری اروپا و آمریکا برای از میان برداشتن خطر سلاح اتمی ایران گفت: «راههای متفاوتی برای مقابله باخطر اتمی ایران وجود دارد.» وی برای همکاری اروپا و آمریکا برای رسیدن به هدف مشترک در برابر ایران، دو شرط عمده را طرح می کند. نخست اینکه نتایج مذاکرات و توافقات با ایران قابل تحقیق و بررسی باشد. دوم اینکه در صورت، بی نتیجه ماندن مذاکرات، اروپا با تحریم ایران در شورای امنیت موافقت کند.
در 84/3/24 دو تن از اعضای مجلس نمایندگان آمریکا لایحه ای را برای قرنطینه بنزین ایران به کنگره ارایه داده اند. مارک کرک نماینده جمهوریخواه و رابرت اندروز از حزب دمکرات لایحه ای در حمایت از تلاشهای متحدان اروپایی با هدف پایان دادن به بلند پروازیهای برنامه هسته ای ایران به گنگره آمریکا ارایه داده اند.
مارک کرک بر این باور است که زمان آن فرارسیده است که متحدان آمریکا به اقداماتی متوسل شوند که شانس موفقیت اروپاییها را در مذاکره با ایران افزایش دهند. زیرا بر این باورند که ایران در چند سال گذشته معاهده NPT را نقض کرده است. از این رو لایحه جلوگیری از فروش بنزین به ایران فرصتی ایجاد خواهد کرد تا مذکرات اروپا با ایران با سرعت بیشتری پیش رود. از نظر آمریکا، نیاز ایران به بنزین وارداتی به حدی بالاست که مقامات ایرانی برای جلوگیری از کمبود بنزین به طور مرتب در حال مذاکره هستند. کرک افزود: «تحریم صدور نفت ایران، برای دنیای غرب مشکلات بزرگی ایجاد می کند اما عدم فروش بنزین مشکلات عدیده ای برای جمهوری اسلامی ایران به بار خواهد آورد و در مدت چند هفته اقتصاد ایران را فلج خواهد کرد. در مقابل موقعیت اروپاییها را برای پایان دادن به برنامه غنی سازی اورانیوم در ایران افزایش خواهد داد.
ریچارد پرل از نخبگان برجسته نئومحافظه کران آمریکا بر این باور است که دولت آمریکا به اروپاییها فرصت و ابتکار داده است تا اگر آنها می توانند با دولت ایران مذاکره نموده و به توافقی دست یابند. اما دولت آمریکا نسبت به توانایی اروپا در این زمینه بسیار تردید دارد، لذا زمانی که ثابت شود دستیابی به چنین توافقی غیرممکن است - چنانچه ثابت خواهد شد - اروپاییها مجبور خواهند شد اقدامات به مراتب شدیدتری را بپذیرند. بنابراین ما در حال طی کردن این روند هستیم و باید صبور باشیم.
وی در توضیح سیاست صبر گفت: گاهی اوقات برای چنین روندهایی سیاست صبر و انتظار برای فراهم کردن هر چه گسترده تر حمایت لازم است و آمریکا در این مرحله است. اما در خاتمه این روند برای کشورهایی که با آمریکا در این مورد همکاری کرده اند بسیار مشکل خواهد بود که در اجرای یک سیاست بسیار قاطع تر به واشنگتن نپیوندند.
گزارش دو پهلوی اخیر محمد البرادعی در مورد برنامه هسته ای ایران و همچنین گزارش گلداشمیت معاون البرادعی تا حدود زیادی بر ادعای آمریکا در مورد مخفی کاری هسته ای ایران صحه گذارد. در واقع ارایه اطلاعات ذره ای از سوی ایران، زمینه را برای آمریکا فراهم کرده است تا اروپا را با خود همراه کند. آژانس بین المللی انرژی اتمی در گزارش اخیر به شورای حکام اعلام کرد، تهران گزارش درستی در خصوص زمان تولید آزمایش پلوتونیوم ارایه نکرده است. بر همین اساس «جکی ساندرز» نماینده آمریکا در آژانس خاطرنشان کرد: «آشکار و روشن است که ایران در خصوص فعالیت های گذشته خود همه چیز را روشن نکرده است.»
سفیر آمریکا در آژانس از ایران خواست، اگر می خواهد با اتحادیه اروپا معامله کند تا به نمایندگان این اتحادیه تضمین دهد که تهران به دنبال ساخت بمب هسته ای نیست، باید همه فعالیت های چرخه سوخت هسته ای را متوقف کند. زیرا چرخه سوخت هسته ای فعالیتی است که می تواند به تولید سوخت هسته ای برای نیروگاههای برق و در عین حال تولید مواد هسته ای لازم برای ساخت سلاح هسته ای کمک کند. آمریکا خواهان آن است که ایران باید فعالیت های راکتور آب سنگین خود را که در حال حاضر در برنامه تعلیق چرخه غنی سازی لحاظ شده است، متوقف کند.
بعد از آزمایش ها و بررسیهای اخیر آژانس بر روی نمونه های زیست محیطی، ایران اعلام کرد مقادیر اندکی پلوتونیوم را تفکیک کرده است. مطابق گزارش گلداشمیت معاون البرادعی نیز، ایران پذیرفته است که یک بطری پلوتونیوم را در سال 1995 و یک بطری حلال را در اواخر سال 1998 به دست آورده است. در واقع این مسئله با آنچه ایران در گزارشهایی که در سال 2003 ارایه داده بود، تناقض داشت. زیرا ایران اعلام کرده بود آزمایشهای این کشور در سال 1993 تکمیل شده بود. بر این اساس آژانس اعلام کرد مقادیر پلوتونیومی که ایران اکنون به تولید آن اذعان کرده است به مراتب بیش از آن تعدادی بوده است که قبلا اعلام کرده بود.
در واقع گزارش دو پهلوی آژانس فرصت مناسبی را در اختیار آمریکاییها قرار داد. نماینده آمریکا در آژانس اعلام کرد: تناقض هایی که در گزارش ایران در خصوص آزمایش های مربوط به پلوتونیوم به چشم می خورد ما را تنها به این نتیجه رهنمون می کند که یک فعالیت از قبل اعلام شده در ایران صورت گرفته است و تهران بار دیگر مقررات پادمان و تعهدات خود درچارچوب معاهده NPT را نادیده گرفته است. در واقع آمریکاییها بر این باورند هنگامی که توجه بین المللی به فعالیت های هسته ای ایران کمتر می شود، تهران همکاری خود را متوقف می کند و هنگامی که در کانون توجه قرار می گیرد، همکانری خود را با آژانس از سر می گیرد.
در شرایطی که مسئولان آژانس سعی داشتند گزارش گلداشمیت از تأسیسات هسته ای ایران را محرمانه نگه دارند اما انتشار بخشهایی از گزارش مذکور در رسانه ها نشان داد که آژانس در صدد انجام تحقیق و تفحص از فعالیت های هسته ای ایران است. در این چارچوب، آژانس، پیشنهاد آمریکا برای ایجاد یک کمیته نظارت برای برخورد با مشکلات دشوار از جمله تحقیق درباره برنامه هسته ای ایران را تصویب کرد. البرادعی نیز افزود، یافته های اخیر ایران از جمله کشف برنامه هسته ای اعلام نشده دیگر که شبکه های هسته ای مخفی از آن حمایت می کنند، نظام تأیید آژانس و رژیم منع گسترش را بطور کلی با چالش های بی سابقه روبرو کرده است.
شورای حکام آژانس در ا جلاس 84/3/26 به اتفاق آراء، طرح تشکیل کمیته ای را برای بررسی چگونگی تقویت رژیم پادمان های هسته ای تصویب کرد. بر این اساس شورای حکام تصمیم گرفت کمیته ای را در زمینه پادمان و تأیید برای بررسی راهها و ابزارهای تقویت نظام پادمانها تشکیل دهد.
نماینده آمریکا اعلام کرد: این کمیته به تقویت دانایی آژانس در نظارت بر پایبندی به پیمانNPT کمک خواهد کرد. از نظر آمریکا، ایران به پیروی از کره شمالی تلاش کرد تحت پوشش برنامه هسته ای غیرنظامی به تسلیحات هسته ای دست یابد. به همین منظور، جکی ساندرز، نماینده آمریکا در آژانس گفت: چالش های امروز در رابطه تکثیر سلاحهای هسته ای، از جمله فقدان رعایت پادمانها از سوی کره شمالی و ایران و افشاء شدن شبکه تأمین تجهیزات هسته ای، گامهای دیگری را از جانب آژانس می طلبد که تشکیل کمیته جدید، یکی از آنهاست.
بنابراین آمریکا استراتژی چند جانبه ای را در قبال برنامه هسته ای ایران در پیش گرفته است و بر خلاف آنچه در ایران تصور می شود، تا حدود زیادی نیز موفق بوده است. واشنگتن بخشی از اهداف خود در قبال برنامه هسته ای ایران را از طریق آژانس بین المللی انرژی اتمی، بخشی را توسط اتحادیه اروپا، بخشی را توسط روسیه پیش می برد و در نهایت نیز سعی در استفاده از قدرت اقتصادی کشورهایی نظیر ژاپن برای اعمال فشار بر ایران دارد. مقامات آمریکایی دریافته اند که از طریق اجماع بین المللی بهتر می توانند به اهداف خود دست یابند. تک روی آمریکا در جریان عراق نیز بدان جهت بوده است که واشنگتن موقعیت خود را به عنوان تنها ابرقدرت در عرصه جهانی تثبیت کند. بعد از ماجرای عراق، از یک سو اروپاییها دریافته اند که در حد قدرت درجه دوم باید به تعامل با آمریکا بپردازند به همین دلیل آمریکا سعی دارد در بازسازی عراق سهمی به آنها بدهد. از سوی دیگر عملکرد آمریکا نشانگر این است که واشنگتن بعداز اشغال عراق نیازی به تک روی ندارد. زیرا از طریق اجماع جهانی بهتر می تواند به اهداف خود دست یابد. بر همین اساس در قبال برنامه هسته ای ایران سعی دارد اجماع جهانی را به دست آورد. ارایه اطلاعات از سوی ایران به آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز این فرصت را برای آمریکا و اروپا فراهم کرده است که با اعمال فشار می توانند به اهداف خود دست یابند.
بیانیه مشترک اخیر آمریکا و اتحادیه اروپا در قبال برنامه هسته ای ایران حاکی از اجماع و اتفاق نظر آمریکا و اروپا دراین خصوص است. دو طرف در 84/3/30 یعنی تنها سه روز بعداز مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری در ایران، مشترکا از تهران خواستند غنی سازی اورانیوم و بازفرآوری سوخت هسته ای را متوقف کرده و به خاطر رفع نگرانی از دستیابی ایران به سلاح هسته ای، با ناظران بین المللی همکاری کند. آمریکا و اتحادیه اروپا با انتشار بیانیه مشترک اعلام کردند در مورد تصمیم شان مبنی بر مشاهده حل مسأله توسعه برنامه پیشرفته هسته ای ایران مصمم هستند.
نتیجه
در مجموع استراتژی بلند مدت آمریکا این است که با اعمال انواع فشارها و محدودیتها نظام جمهوری اسلامی ایران را به گونه ای تضعیف نماید که از درون متلاشی شود. هدف عمده آمریکا نیز این است که جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک نظام دینی مردم سالار در عرصه جهانی به ویژه در جهان اسلام به عنوان الگوی موفق مطرح نشود تا الگوی حرکتها و جنبشهای اسلامی قرار گیرد. در این میان اگرچه ممکن است در تاکتیک های رهبران کاخ سفید برای رسیدن به هدف نهایی تغییراتی ایجاد شود. اما در استراتژی کلان آمریکا در این خصوص هیچ تغییری حاصل نخواهد شد.