*آقای جنبلاط ، تمایل داریم آخرین وضعیت لبنان و سوریه و روابط دیپلماتیک بین این دو کشور را از زبان شما بشنویم. نظر شما در مورد آغاز روابط دیپلماتیک چیست؟
**این اقدام بسیار مثبتی بود. از مدتها پیش لبنان تمایل داشت که روابط دیپلماتیکی با سوریه داشته باشد. در واقع از سالهای 1943 و 1946 که دو کشور به استقلال خود دست یافتند تاکنون سابقه نداشته که روابط دو کشور روابط از نوع دیپلماتیک باشد و امیدواریم در آینده این روابط به نحوی تدوین گردد که برای هر دو کشور (البته کشور سوریه نه حکومت آن) مثمر ثمر باشد و دو کشور به صورت مستقل بتوانند با یکدیگر روابط طبیعی داشته باشند.
*گفتید که روابط لبنان با کشور سوریه و نه نظام سیاسی آن طبیعی باشد. آیا این نظام سیاسی اکنون قدم مثبتی بر نداشته است؟
**بله این قدم مثبتی است که بر اساس وعدهای بود که بشار اسد به سارکوزی رییس جمهور فرانسه داده بود. میتوان گفت این مشکل بین ما و سوریه حل شده است و بقیه مسائل را باید بعدها حل کنیم، مانند ترسیم مرزها، تعیین مالکیت مزارع شبعا و بهبود روابط طبیعی بین دو کشور.
*بر فرض اینکه نظام سوریه از شما برای سفر به دمشق دعوت کند، آیا به دعوت آنها پاسخ مثبتی میدهید؟
**من فکر نمیکنم که بعد از این همه مطالبی که من علیه حکومت سوریه گفتم، آنها بخواهند از من دعوت به عمل آورند و اکنون نیز روحیه سفر به سوریه را ندارم؛ ولی جدای از مواضع من، روابط لبنان و سوریه باید طبیعی شود و در این راستا موانع متعددی نیز وجود دارد که باید یکی یکی برداشته شود و مطمئنا روزی میرسد که روابط بین دو کشور کاملا طبیعی شود.
*در مورد احتمال دیدار شما با محمد رعد، رئیس فراکسیون پارلمانی حزبالله به چه مرحلهای رسیدید؟
**در مورد دیدارهای دورهای ما با مسئولین حزبالله با طلال ارسلان رهبر حزب دموکراتیک صحبت شد. ما به آنها گفتیم که نباید توقع زیادی از میزگرد آشتی ملی به ریاست میشل سلیمان داشته باشند و در حال حاضر نیز این میزگرد باید به تاخیر بیافتد. در همان حال منتظر دیدار سعد حریری با سید حسن نصرالله بودیم. در این راستا بهتر است هر اقدامی توسط حریری آغاز شود و ما نیز از او حمایت کرده و از آن اقدام پیروی خواهیم کرد.
*یعنی هر دیدار بعدی بین شما و مسئولان حزبالله، به پس از دیدار بین حریری و نصرالله موکول شده است؟
**نه این طور نیست. ما چند بار با مسئولان و نمایندگان حزبالله در گفتگوی ملی در کاخ بعبدا دیدار کردیم و بحث ما در مورد تایید یا رد کردن این دیدار ها نیست، بلکه مشکل ما فقط یافتن فرصت مناسب است.
* ولی در هر حال، این دیدارهای شما بعد از دیدار سید حسن نصرالله و سعد حریری خواهد بود؟
**بله بهتر است این دیدار بعد از دیدار حریری و نصرالله باشد، زیرا همه مردم لبنان توقع دارند که این دیدار تنشهای باقیمانده بین مردم را از بین برده و ائتلاف جدیدی را بین اهل سنت و شیعیان لبنان به وجود آورد. این دیدار باعث میشود اقدامات استکبار جهانی خنثی شود. قدرتهای بزرگ خارجی تمایل دارند لبنان نیز همانند عراق بشود که بین شیعه و اهل سنت درگیری دائمی و سراسری وجود دارد. بدین جهت به نظر من این اقدام بسیار مثبتی خواهد بود. به همین جهت است که من اکنون تلاش میکنم بهترین راهها را برای دنبال کردن این جلسات آشتی که شروع کردیم پیدا کرده و آن را توسعه دهیم.
*در آخرین اظهارات خود، گفتید که آماده گفتوگو هستید، به شرط اینکه ایران آن را بر عهده بگیرد. سؤال من این است که آیا بین شما و مسئولان ایرانی، در هر سطحی، ارتباطی وجود دارد؟
**مدتهای مدیدی است که بین من و ایرانیها تماسی وجود ندارد. آخرین تماس من با سید محمد خاتمی بود که در آن موقع رییسجمهور بود که این حادثه بعد از ترور رفیق حریری رخ داد و من مستقیما به تهران رفتم و از آن به بعد بود که روابط ما رو به وخامت گراید.
*اگر ایران نسبت به انجام میزگردی پیش قدم شود، آیا حاضرید به تهران بروید؟
**من آن را مناسب نمیبینم، زیرا برخی از شهروندان لبنانی و نه همه آنها عقیده دارند که حکومت ایران فقط با گروه خاصی از لبنانیها روابط دارد و برای هر حکومتی بهتر است که با همه شهروندان کشور دیگر و یا با نظام و دولت آن تعامل و ارتباط داشته باشد.
*نظر شما در مورد پیشنهاد ایران مبنی بر اعطای کمکهای اقتصادی و نظامی به لبنان چیست؟
**بله اگر حکومت ایران حاضر باشد، ارتش لبنان را مسلح کرده و کمکهای نظامی به ارتش بدهد، این امر بسیار مثبت است. چرا نه؟ حتی در زمینه کمکهای اقتصادی نیز این امر ممکن است. من ایران را خوب نمیشناسم ولی میدانم که کشوری پر از منابع است و میتوانیم در زمینه تبادل اقتصادی طبیعی با آن همکاری کنیم.
*در این صورت، آیا شما موافق کمکهای نظامی ایران به لبنان هستید؟
**من با هر کمکی که به ارتش لبنان بشود، موافق هستم. ما اکنون از هر فرصتی استفاده میکنیم که ارتش لبنان، قویترین سلاح را در دست داشته باشد ولی هنوز این امر به کندی صورت میپذیرد. من با هر کمکی موافق هستم و این امر را علنی می گویم و هیچ مشکلی در این مورد ندارم.
*در مورد مجهز شدن ارتش لبنان به سلاح و مهمات میدانیم که امروز سخن بر سر معاهدهای لبنانی ـ آمریکایی است و کمکهای آمریکا به لبنان نیز محدود به نارنجکاندازهای اتوماتیک است. این معاهده بین اریک ادلمان و ژنرال جان قهوجی فرمانده ارتش بسته شده است. آیا به نظر شما چنین کمکهای نظامی کافی است؟
**هر کمکی به ارتش لبنان از هر جایی مثبت خواهد بود. شما نباید فراموش کنید که 80% از تجهیزات ارتش لبنان از آمریکاست و بدین جهت یک نوع ارتباط و همکاری بین ما و آمریکائیها وجود دارد. هیچ مشکلی نیست که این کمکها نیز از جای دیگری مانند روسیه ، یا ایران یا فرانسه بیاید. مثلا بخش دیگری از تجهیزات ما فرانسوی است. تا زمانی که این کمکها به حکومت مرکزی یعنی ارتش لبنان می رسد مبدأ این کمکها مهم نیست.
*با این حال موافق هستید که اسرائیل مانع دستیابی لبنان به تجهیزات نظامی پیشرفته است؟
**شاید برخی از کشورهای خارجی در غرب این بهانه را مطرح کنند که ما به ارتش لبنان اسلحه نمیدهیم؛ زیرا ممکن است روزی از این سلاحها علیه اسرائیل استفاده شود. ولی این بهانه خندهداری است؛ زیرا ارتش لبنان از سلاحهای خود فقط در زمینه دفاع از وطن استفاده میکند.
*شما در اظهارات خود در مورد سفر میشل عون به تهران گفتید که این سفر باعث میشود لبنان عملا جزو یکی از طرفهای درگیر منطقه به حساب آید؟ ولی یکی از همپیمانان شما از مصر دیدار کرد، آیا این امر نیز یک نوع جبهه بندی نیست؟
**به صراحت باید بگویم که بین ایران و مصر تفاوت وجود دارد. ایران بخاطر دلایل سیاسی و دینی و ایدیولوژیک حضوری سیاسی و نظامی در داخل لبنان دارد که در حزبالله جلوه میکند، ولی به نظر من مصریها این حضور را در لبنان ندارند. مصریها مانند همه کشورهای عربی دارای روابطی با لبنان هستند که مرزی ندارد. امیدواریم هر چه زودتر حزبالله در استراتژی دفاعی معین شده قرار بگیرد. در این صورت این سازمان نظامی بخشی از ارتش لبنان خواهد بود.
*استراتژی دفاعی، مسئلهای اساسی است که در میزگرد روز 15 نوامبر بررسی خواهد شد. آیا پیشنهادی برای آن جلسه در نظر دارید؟
**ما پیشنهادها و نقطه نظرات متعددی را در این مورد مطرح کردهایم و باید برخی جزئیات استراتژی دفاعی را در جلسات گفتگوی ملی با نظارت میشل سلیمان حل کنیم. ما به حزبالله احترام میگذاریم ولی حزبالله نمیتواند در این وضعیت باقی بماند؛ مگر اینکه رسما در ارتش ادغام شود. در همه جای دنیا وضعیت چنین است.
*آیا این امکان وجود دارد که مجموعه پیشنهادهای خود را درباره استراتژی دفاعی دوباره بیان کنید؟
**پیشنهاد دادیم که تیپ احتیاط مخصوصی به صورت دائم در اختیار ارتش باشد. این تیپ مقاومت همانند سوییس خواهد بود که هر شهروندی در عین حال سرباز نیز خواهد بود. این امر حالتهای مختلفی میتواند داشته باشد؛ ولی هدف اساسی این است که لبنان در هنگام اعلام حالت جنگ یا صلح توانائی دفاع در مقابل تجاوزهای اسرائیل را داشته باشد.
*نظر شما در مورد تندروها و افراد رادیکالی که در مناطق مختلف طرابلس و در اردوگاههای آوارگان فلسطینی رشد میکنند و خود شما بارها نسبت به خطرات آنها هشدار دادهاید، چیست؟ گزارشها بیان میکند که یکی از همپیمانان نزدیک شما در حمایت مالی از این گروهها نقش داشته است.
**این تهمتها سخنان پوچی است، زیرا سعد حریری نماینده جناح میانهرو در میان شهروندان لبنان است. من با این سخن موافق نیستم که سعد حریری این تندروهایی که ضرر زیادی به عراق و پاکستان و همه دنیا زدهاند را مورد حمایت قرار داده است. من این اتهامات را باور نمیکنم.
* این اواخر گفتید دولت آمریکا باید در سیاستهای خود در خاورمیانه تجدید نظر کند. در غیر این صورت این سیاستها، منطقه را به هرج و مرج میکشاند. به نظر شما دولت آینده آمریکا چه سیاستی را باید در خاورمیانه عموما و به ویژه در لبنان دنبال کند؟
**در مورد خاورمیانه در مرحله اول باید یک راه حل عادلانه برای ملت فلسطین یافته شود. حکومت آمریکا هیچ اقدامی به جز طرح نقشه راه شماره دو در این مورد انجام نداده است. در این مدت بوش به سرزمینهای اشغالی آمد و از اسراییل دیدار کرد. رایس بارها به منطقه آمد، ولی در این مدت هیچ راه حلی برای مشکل مردم فلسطین ارائه ندادند. ما باید به ملت فلسطین حق بازگشت بدهیم. باید این حق را به فلسطینیها بدهیم که قدس را به عنوان پایتخت کشور خود اعلام کنند. شهرکها در همه سرزمینهای فلسطینی باید برچیده شود.
*در مورد فلسطین صحبت کردیم. نظر شما در مورد حادثه شهر عکا چیست؟
**به نظر میرسد که این حوادث آغاز یک پاکسازی نژادی باشد. منظورم این است که این مشکلات هنگامی که در شهر عکا رخ میدهد و پلیس هیچ اقدامی برای متوقف کردن تندروهای دو طرف انجام نمیدهد، اشاره بسیار خطرناکی است. این امر بازگشتی به شعار سابق است که فلسطین فقط به یهودیان تعلق دارد. این امر نه تنها یک شعار ناسیونالیستی است و به این معنی است که عربها باید از فلسطین طرد شوند؛ بلکه نشاندهنده این امر است که تنشها در این شهر ادامه خواهد داشت.
*ما هنوز پاسخ خودمان را در مورد نقش آینده حکومت اوباما یا مککین در مورد لبنان نگرفتیم. نظر شما چیست؟
**ما باید واضح و عادل باشیم. ما هیچ چیزی از آمریکائیها نمیخواهیم جز کمک به حکومت لبنان و ارتش لبنان تا برای یک روز هم که شده استقلال کافی بدست بیاوریم. اما در مورد حوادث رخ داده در لبنان باید بگویم که ما خواهان ادامه حمایتها از دادگاه بینالمللی برای رسیدگی به ترور رفیق حریری هستیم. این دادگاه قاتلان را به ما معرفی خواهد کرد؛ ولی از طرف دیگر استقرار و ثبات در خاورمیانه و جهان اسلام با قضیه اساسی دیگری یعنی فلسطین مرتبط است. پس اگر آنها خواهان حل مشکلات خاورمیانه هستند، باید مشکل فلسطین را حل کنند.
* آیا پیامی برای ایران دارید؟
**ما فقط از ایران میخواهیم که با حکومت مرکزی لبنان تعامل داشته باشد. ما هیچ چیز دیگری نمیخواهیم. آنها ممکن است به هر علتی که شده با یک طرف و یک گروه خاص به منظور اهداف خیریه یا برخی گروههای معین رابطه داشته باشند که در اصل مشکلی نیست؛ ولی اینکه سلاح را فقط به یک حزب بدهند اشتباه است و نمیتوانیم این امر را تحمل کنیم. آنها باید به ما کمک کنند که بتوانیم حزبالله را به ارتش لبنان و جامعه لبنان ادغام کنیم. در عین حال اگر میخواهند به ارتش لبنان نیز اسلحه بدهند ما هیچ مشکلی نداریم.
*آیا شما از ایران میخواهید که در استراتژی دفاع ملی نقشی را ایفا کنند؟
**ما میدانیم که بخشی از مشکل ناشی از این است که حزبالله ادامه سیاستهای ایران در لبنان است و اگر در جایی پیامی میدهند که وقت آن رسیده که آرامش به لبنان بازگردد، این امر به این معنی است که حزبالله باید در ارتش لبنان ادغام شود ولی این امر به آرامش کمک میکند.
*در مورد انتخابات پارلمانی در بهار آینده باید بپرسم که چه خشونتهایی را قبل از انتخابات پیشبینی میکنید؟ آیا شما نگران هستید؟
**نه من نگران نیستم، مگر اینکه مسئلهای روی دهد که خارج از کنترل ما باشد. مانند موانعی که بر سر انجام انتخابات روی میدهند. ما همیشه به دنبال راهحلهایی هستیم که مسائل خارج از کنترل روی ندهد. در عین حال هر کدام از ما برای رقابتهای انتخاباتی نیز آماده میشود. به این معنی که جو آشتی و مصالحه بین ما و حزبالله باعث میشود که ما انتخاباتی طبیعی داشته باشیم و امیدواریم چنین باشد.
*همپیمانان شما در انتخابات آینده چه کسانی هستند؟
**همان ائتلافهای سابق باقی خواهد ماند. حزبالله ائتلافهای سابق خود را خواهد داشت و در پایان صندوقها را نگاه خواهیم کرد و خواهیم دید که چه کسانی پیروز شدند.
*بیشتر مردم میگویند که شما مواضع خود را در مورد ایران و سوریه به شدت تغییر دادید. چه چیزی باعث این تغییر شد؟ برخی میگویند اختلافاتی با برخی از همپیمانان خود دارید که منجر به این تغییر در دیدگاهها شده است.
**نه دیدگاههای من تغیر چندانی نکرده است. ما بعد از پیمان دوحه که به منظور پایان دادن به درگیریهای بیروت و جبل بود و نزدیک بود ما را وارد جنگ داخلی بنماید، چنین تصمیمی گرفتیم و خدا را شکر که به جنگ داخلی کشیده نشدیم و به جز تلفاتی اندک و برخی زخمهای روحی و اخلاقی در بیروت و جبل توانستیم اوضاع را تغییر بدهیم و این امر خیلی مهم است. من هیچ تغییری در مواضع خود در رابطه با سوریه ندادهام و به شما یادآوری خواهم کرد که دست از مواضع خود نیز نخواهم کشید. من در مسائل داخلی سوریه دخالت نمیکنم چرا که این کار من نیست. این ملت سوریه هستند که باید انتخاب کنند، چه حکومتی بر آنها حکومت کند. اما در مورد ایران، بهترین توصیه این است که حکومت ایران و انقلاب ایران باید با دولت لبنان تعامل داشته باشد. این امر هم برای ما و هم برای آنها بهتر است.
*در مورد حزبالله در گذشته گفتید که هر همپیمانی با سوریه ممکن است در ترورهای آن شریک باشد. نظر شما چیست؟
**در بحبوحه درگیری و تنش هر حرفی ممکن است زده شود. ما حرفهای بدی در مورد حزبالله و نصرالله و ایران زدیم که از روی عصبانیت بود و آنها نیز سخنان بدی در مورد من و سعد حریری زدند، ولی این امر مربوط به زمان تنشها و بحرانهاست و اکنون بهترین چیز این است که منتظر دادگاه بینالمللی برای رسیدگی به ترور قاتلان رفیق حریری و سایر شهدا باشیم.
*شما در مورد تهمتهایی که به حزبالله زدید گفتید که این اتهامات یک سری مسائل سیاسی و حقیقی نبوده است؟
**کدام سیاستمدار است که افراط و تفریط نکند. ما همگی بشر هستیم، ولی اکنون باید به آرامش بازگردیم و به شیوهای متمدنانه به سمت اهدافمان حرکت کرده و منتظر نتایج دادگاه باشیم.