حنیف غفاری
امروز در ژنو “همه منهای نژاد پرستان”گرد هم می آیند تا در کنفرانسی موسوم به “دوربان 2”نژاد پرستی را محکوم نمایند.شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز در راستای جلوگیری از تکرار آنچه در کنفرانس دوربان یک (سال -2001آفریقای جنوبی)گذشت انواع و اقسام ابزارهای ممکن را به کار گرفته است. دولت دموکرات ایالات متحده آمریکا با کوله باری از ادعای حقوق بشر ضمن انتقاد از لحنی که در مورد رژیم صهیوینستی و غرب در سند نهایی نشست دوربان 2 به کار رفته ، عدم حضور خود در این نشست را اعلام نموده است.کشورهایی مانند ایتالیا و کانادا نیز از قبل اعلام کرده بودند که به دلیل نگرانی ها در مورد تکرار احتمالی حملات لفظی علیه اسرائیل، در این کنفرانس شرکت نخواهند کرد.!در نشست قبلی دوربان،دولتهای شرکت کننده تحت تاثیر تهدیدات هیئت آمریکایی به رهبری کالین پاول (وزیر امور خارجه دولت بوش)نتوانستند قطعنامه ای تند را علیه جنایات رژیم صهیونیستی به تصویب برسانند،اما بیش از 3500 سازمان غیر دولتی جور دولتهای محتاط خود را به خوبی کشیدند و در بیانیه نهایی خود رژیم صهیونیستی را “نژاد پرست”خطاب کردند.
برگزاری نشست اخیر دوربان 2 به دلیل سابقه قبلی این نشست و شرایط فعلی حاکم بر نظام بین الملل از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.از سوی دیگر،با بررسی کلی وقایعی که در فاصله بین برگزاری دو نشست دوربان یک و دو رخ داده است،نسبت به تفاوت “جهان سال 2009”با “جهان سال 2001”آگاه خواهیم شد!وقوع دو جنگ خانمانسوز در عراق و افغانستان،تداوم جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین،کشتار مردم لبنان در جریان جنگ 33 روزه و ....جملگی جنایتهایی بودند که اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد و رژیم صهیونیستی اجزای ثابت آنها محسوب می شدند.نژاد پرستی و تصفیه نژادی امروزه روح حاکم بر کالبد صهیونیسم را تشکیل میدهد اما سازمانهای بین المللی در این خصوص چه تمهیداتی اندیشیده اند؟به راستی چرا دولتهایی که مطابق نظریات رئالیستی حکم اصلی ترین بازیگران جهان را دارند نمی توانند مکانیزم “محکوم سازی جریانهای نژاد پرست”را بااراده ای مستقل از جریانهای سلطه گر عملی سازند؟آیا ابزار تهدید یا تشویق ایالات متحده و رژیم صهیونیستی تا این حد دولتها را از مسیر ریشه کن کردن نژاد پرستی دور می سازد؟آیا تشخیص یا عدم تشخیص نسل کشی صهیونیستها در غزه نیاز به تائید قدرتهای بزرگ و میزبانی سازمان ملل متحد در آفریقای جنوبی یا ژنو دارد؟
واقعیت امر این است که رژیم اشغالگر قدس به عنوان اصلی ترین مولد نژاد پرستی در جهان هیچ گاه خود را ملزم به رعایت قوانین و کنوانسیونهای بین المللی ندیده است،زیرا حمایت ایالات متحده و برخی کشورهای اروپایی همواره همراه این رژیم نامشروع بوده است.از سوی دیگر،کشورهای غربی به خوبی میدانند که میان “صهیونیسم”و”یهودیت”تفاوتی عمده وجود دارد.تل آویو سعی می کندهرگونه انتقاد از “صهیونیسم”را به مثابه “انتقاد از یهودیت”تفسیر نماید و بااین استدلال تمسخر آمیز خود را از هجمه سوالات و ابهامات بین المللی مصون نگاه دارد،اما این تلاش رژیم صهیونیستی کلیت نژاد پرست بودن آن را نفی نمیکند.
آنچه مسلم است اینکه برگزاری کنفراس دوربان 2،در عین اینکه مجالی جهت به تصویر کشیدن گوشه ای کوچک از چهره تاریک و کریه تل آویو و حامیان نژاد پرست آن محسوب می شود،عطش جهانی “محاکمه رژیم نژاد پرست صهیونیستی”را رفع و رجوع نخواهد کرد.محکومیت رژیم صهیونیستی و همدستان آن،باید با نقش آفرینی مستقیم دولتهای آگاه و ملتهای دغدغه مند صورت پذیرد.جداسازی ملتها و دولتها و غربالگری سازمانهای دولتی از غیر دولتی در نشستهایی مانند دوربان 2 جملگی روزنه های تنفس مسموم کننده تل آویو محسوب می شود.وظیفه همه دولتها و ملتهای آگاه این است که ضمن مسدود نمودن روزنه های تنفس صهیونیستها ابتکار عمل محاکمه رژیم صهیونیستی را بر عهده گیرند.فراموش نکنیم که تنها ذکر جنایات نژاد پرستانه رژیم صهیونیستی در طول شش دهه اخیر در کنفرانسی چهار روزه و محدود مانند دوربان امکانپذیر نیست .از این حیث پس از برگزاری نشست دوربان باید محدودیتهای زمانی و مکانی محاکمه این رژیم غاصب را از بین برد.