جهاد الخازن
ترجمه: سپیده فاطمی
رادیو اسرائیل به عنوان دروغ آوریل دروغی را گفته است که ارزش بازگو کردن را دارد. به گفته این منبع ایهود اولمرت سخنانی هنگام ترک پست نخست وزیری گفت که برای من مایه افتخار است که ریاست دولت را در کشوری بر عهده دارم که در صحنه جهانی اخلاقی ترین ارتش را داراست.
فقط در اسرائیل است که : ارتشی که به کشتار زنان و کودکان می پردازد ارتشی اخلاقی نامیده می شود. این در حالی است که اگر قرار باشد یک ارتشی بدون پایبندی به اخلاق و انسانیت در دنیا سراغ بگیریم آن ارتش اسرائیل است. این ارتش از سوی اکثریت مردم دنیا محکوم شده است. چه در ایالات متحده چه سازمان های حقوق بشری و یا حتی از سوی سربازان خود اسرائیلی ( طبق گزارش روزنامه های اسرائیلی، رئیس گروه بازرسی ارتش از رسیدگی به اظهارات سربازان جلوگیری کرد و بدبینی سازمان های حقوق بشری اسرائیل نیز از زمانی که این گزارش ها لاپوشانی شد افزونترشد).
اولمرت به عنوان یک دروغگوی آماتور که از این حیث نمی توان او را با بنیامین نتانیاهو مقایسه کرد ، باقی خواهد ماند. از حیث دروغگویی هیچ یک از رهبران اسرائیل قابل قیاس با نتانیاهو نیستند ، به استثنای شیمون پرز ، نتانیاهو در 31 مارس سوگند نخست وزیری یاد کرد آیا او در این سوگند با خودش، مردم ساکن در سرزمینهای اشغالی و جهان صادق بوده است. اگر نتانیاهو یک دروغگو نیست یک افراطی است که مخالف صلح است. او یک بار با شعار صلح در برابر صلح یا صلح در ازای امنیت به جای صلح در برابر زمین روی کار آمد. او تاکنون بر این باور بوده است که راه حل موضوع فلسطین این است که به دروغ وعده بهبود وضع اقتصادی فلسطینیان داده شود تا آنها از ادعای بازگشت زمین های اشغالی دست بکشند. آنچه روشن است او خواسته های مردم را با معیارهای خودش میسنجد لذا نام او در فهرست فساد خواهد آمد. همان طور که در دوره گذشته اولمرت بعد از او به این سرنوشت دچار شد.
در این عرصه نتانیاهو تنها نیست، ایهود باراک وزیر جنگ و اویگدور لیبرمن وزیر خارجه نیز کنار او هستند. باراک بعد از، از دست دادن منصب ریاست دبیرکلی حزب ( کار) امیدوار بود که به حزب لیکود بپیوندد اما او نتوانست در اینجا موقعیتی برای خود به چنگ آورد. بنابراین او به حزب کار ملحق شد و تا مرحله رهبری آن ارتقا پیدا کرد اما چنان که در انتخابات اخیر اسرائیل دیدیم موقعیت این حزب بعد به دست خود او تخریب شد. اما لیبرمن، او پرورش یافته روسپی خانه های مولداوی است سطح سیاست های او نیز هرگز از سطح روسپی خانه ها و گندابهایی که او از آنها برخاسته است ، فراتر نخواهد رفت.
دولت کنونی اسرائیل سی ودومین دولتی است که در عرض 61 سال حیات این رژیم تشکیل شده است. این دولت دارای 30 وزیر و 7 وزیر مشاور است که برخی از آنان در سطح رتبه وزارت هستند. این ترکیب و تعداد دولت یک رکورد تاریخی است. برخی از تحلیلگران اسرائیل مطالب طنزآمیزی را درباره شمار و تعداد کابینه کنونی مطرح کرده اند همچنین آنها واقعیت هایی را درباره پست های مهم وزارتی مطرح می کنند که به وسیله اعضای ائتلاف های سیاسی اشغال شده که هیچ تجربه مشخصی در آن منصب شان ندارند. ناهوم بارنئا می گوید وزرای وزارتخانه های مهم کابینه فاقد صلاحیت هستند و وزرای پائیندستی غیر ضروری می باشند.
واقعیت این است که آنها نیازمند دولتی بودند که قادر به گرفتن رای اعتماد باشد 69 رای در برابر 45 رای. موقعیت بسیاری از آنها در قیاس با وزرای کلیدی بی اهمیت است. چنان که وزارت مالیه و اقتصادی به پروفسور یوال استینیتز که یک متخصص و فیلسوف در زمینه علوم انسانی است داده شده است که فاقد هر گونه تجربه اقتصادی یا مشابه با منصب خویش است یا وزارت صنایع و تجارت به بنیامین فواد بن العیاذر داده شده است که تجربیات و سوابق او به در محدوده نظامی است. نتانیاهو خودش قرار است نظارت کلان مدیریت اقتصادی را در دست داشته باشد حال آن که او نیز یک کارشناس اقتصادی نیست.
از این بحث که در جای خود قابل بررسی است بگذریم، اقتصاد از اولین چالش هایی است که دولت نتانیاهو ادعا کرده که با آن روبرو خواهد شد. پیش از آن برنامه هسته ای ایران و دیگر موضوعات امنیتی و سیاسی را چالش بزرگ دولت خویش خوانده بود. نتانیاهو با ایجاد یک دولت فلسطینی مخالف است، بر این اساس در سخنان او هیچ اشاره ای به راهکار ایجاد دو دولت فلسطینی – اسرائیلی نشده است او احتمالاً امیدوارترین فرد برای یافتن یک راهکار در قبال سوریه است . او معتقد است که پس از مصر و اردن خارج کردن سوریه از جبهه تقابل با اسرائیل به ایده دولت مستقل برای فلسطینیان پایان خواهد داد. موضع قبلی نتانیاهو در قبال فرایند صلح در سال 1999 به شکست او انجامید . اما اکنون به نظر می رسد که او دوباره این سیاست را به آزمون نهاده است اگر چه نتایج چنین سیاستی این بار می تواند خیلی متفاوت باشد. حتی اگر فرض کنیم که او مایل به تغییر سیاست گذشته خویش است اما بعید به نظر می رسد که قادر به این کار باشد بویژه با تسلطی که راستگرایان افراطی بر دولت او دارند.
من تلاش می کنم که بی طرفی را در ارزیابی دولت جدید اسرائیل حفظ کنم اما هیچ زمینه ای برای خوشبینی در این باره نمی بینم در سوابق گذشته و حال نتانیاهو هیچ نشانه ای دال بر علاقه او به صلح دیده نمی شود. حتی در موضوع مربوط به سوریه او خواستار توافقی است بدون عقب نشینی از جولان و یا بازگشت به مرزهای جنگ 1967 . او خواستار امری ناممکن و محال است. در قضیه فلسطینی ها، توجه او به شهرک سازی برای یهودیان است. بنابراین او در سطحی گسترده از شهرک سازی های غیر مجاز حمایت می کند . البته این سیاست در دولت سابق او شروع شد زمانی که آریل شارون وزیر امور زیربنایی بود و شهرک نشین ها را به سمت تعرض به کرانه باختری و تسخیر آنجا ترغیب ساخت. همه شهرک سازی ها غیر قانونی هستند همچنان که خود دولت اسرائیل غیر قانونی است این برعهده صاحبان اصلی این زمین ها است که آن را به رسمیت بشناسند و فقط آنها می توانند مشروعیت و جواز قانونی این شهرک ها را به عنوان بخشی از سرزمین شان بپذیرند.
پیش بینی من این است که دولت نتانیاهو در تعامل با دولت اوباما با مشکلاتی – بیشتر از آنچه در دوره کلینتون داشت – روبرو خواهد شد. همینطور پیش بینی می کنم که نتانیاهو برای فرار از مشکلات به دروغ متوسل خواهد شد. اولین نقطه شروع دروغ او شانزدهم این ماه در مذاکره با جورج میشل فرستاده امریکا در امور خاورمیانه رقم خورد. به راستی با نتانیاهو هر روز، روز دروغ آوریل است.