هادی مجیدی ـ کارشناس ارشد مسائل بینالملل
اجلاس دوربان در شرایطی امروز آغاز خواهد شد که پروژه کارشکنی رژیم صهیونیستی و حامیانش برای به نتیجه نرسیدن این اجلاس از مدتها پیش کلید خورده بود. صهیونیستها با توجه به نتایج «دوربان- 1» از تکرار دوباره آن نشست بشدت واهمه دارند.اجلاس «دوربان-1» و نتایجی که در برداشت چند حقیقت را مشخص کرد که این حقایق چندان مطلوب دول غربی و در راس آنها آمریکا نبود. نکته اینجاست که هرچند کشورهای غربی، مدعی پرچمداری دموکراسی و نهادهای مردمی و پلورالیزم هستند اما رویکرد متفاوتی با نقطه نظرات همین نهادهای مردمی دارند. به واقع اجلاس «دوربان- 2» آزمونی برای سنجش اعتقادات و میزان پایبندی این کشورها به مبانی آزادی، حقوق شهروندی، نهادهای مردمی و لیبرالیزم بود که شکافی عمیق میان نهادهای رسمی و رویکردهای آنها و رویکرد نهادهای مردمی و غیررسمی را به نمایش گذاشت. از طرف دیگر گستردگی نهادهای مردمی در مخالفت با مظاهر نژادپرستی زنگ خطری برای کشورهای کانادا، فرانسه، آمریکا، استرالیا، ایتالیا و هلند بود که در این اجلاس شرکت نمیکنند. «دوربان- 2» در ادامه «دوربان- 1» باید رویکردها و مطالبات سابق خود را پیگیری کند. به همین دلیل است که میبینیم رژیم صهیونیستی چه در آن اجلاس و چه در نشستهای مقدماتی جدید رفتاری کاملاً حذفی را از خود نشان داد و از تمام پتانسیل صهیونیزم بینالملل بهره گرفت تا بتواند به نحوی بر فرآیند این اجلاس تاثیرگذار باشد. رژیم صهیونیستی در نخستین گام و پس از آنکه نتوانست دستور کار این نشست را به هر نحو ممکن تغییر داده و بر رویکردهای آن تأثیر بگذارد، آن را تحریم و فشارهای رسمی و غیررسمی خود را از هر سو بر این اجلاس وارد کرد. دومین گام آنها به غیر از تحریم و عدم حضور در نشست این بود که از طریق نفوذ و ابزارهای موجود در دست خود مانند سازمان ملل تلاش کنند تا بخشی از دستورکارهایی که در اولویت «دوربان-2» بود را حذف کنند و این کار را انجام دادند. گام بعدی این است که در یک هماهنگی با دولت سوییس در سطح اتحادیه اروپایی تلاش کنند تا عناصر مهم NGOهای دنیا حتیالامکان در این نشست شرکت نکنند تا از وزن و پتانسیل این اجلاس به جهت کیفی بکاهند و به نحوی نتیجه و خروجی این نشست را در پایان، یک نتیجه ضعیف نشان دهند. این سه اقدام از طرف رژیم صهیونیستی و حامیانش به اجرا گذاشته شده و میتواند فرآیند این نشست را متاثر کند. طبیعی است هنگامی که دستور کار اصلی و عاملی که میتوانست تاثیر جدی در نتیجه و محتوای نشست دوربان بگذارد، حذف میشود، خروجی و بیانیه نهایی هم که در مراحلی میتوانست مبنای حقوقی قرار بگیرد تا فشاری علیه صهیونیستها وارد شود، دارای نقاط ضعفی خواهد بود. از طرف دیگر این نهادهای مردمی و NGOهایی که از سراسر دنیا در این نشست شرکت میکنند در اظهار نظرات خودشان میتوانند همواره همان اولویتها یعنی نژادپرستی رژیم صهیونیستی را مورد تایید قرار دهند، بویژه اینکه در بین دوربان یک و دو حادثهای بسیار مهم اتفاق افتاد و مستندات جدی وجود دارد که این ساله اگر در دستور کار نشست قرار میگرفت، میتوانست دردسرهایی جدی را برای رژیم صهیونیستی و حتی حامیان غربیاش ایجاد کند. جنگ 22 روزه غزه به اعتراف و تاکید بسیاری از حقوقدانان غربی و جهانی مصداق جنایات جنگی و رفتار ضد بشری است و چنانچه«دوربان- 2» این دستور کار را دنبال میکرد، میتوانست برای رژیم صهیونیستی بسیار مشکلساز باشد و به همین جهت است که آمریکا و رژیم صهیونیستی تصمیم گرفتهاند از تمام ابزارهای ممکن برای تاثیرگذاری بر این اجلاس استفاده کنند. در پرداختن به فرآیند بحران فلسطین طوری از جانب صهیونیستها اندیشیده شده که در بیانیه نهایی، حل مسائل خاورمیانه به بعد از نشست «دوربان- 2» و بیانیه آنها کشیده شود. گفته میشود اوباما دنبال طرحی جدید برای حل بحران فلسطین است. این طرح تقریبا آماده شده و قرار است تا با مقامات عربی هم در میان گذاشته شود، به نحوی که به بنبستی که رژیم صهیونیستی ایجاد کرده، خاتمه داده شود. شرکت نکردن اوباما در نشست دوربان نشان دهنده حضور لابیهای قدرت صهیونیست در داخل حکومت و تصمیمگیری آمریکاست.
شعار تغییر هم ایجاب میکند اوباما مسیر متفاوتی را طی کند اما در عمل میبینیم که این لابیهای پرقدرت صهیونیستی هستند که قدرت کلی و حتی اجرایی و تصمیمات مربوط به سیاستگذاری خارجی آمریکا را تعیین میکنند.
حذف موارد مربوط به رژیم اشغالگر قدس و خاورمیانه از پیشنویس سازمان ملل در نشست دوربان سبب خواهد شد که هیاتهای شرکتکننده پی ببرند، فشارهای موجود در نهادهای بینالمللی یا بخشهای رسمی کشورها بوده که مسیر بحثهای دوربان را تغییر داده است. این آگاهی بخشی زمینه تحرک جدیدی را فراهم میکند و مردم میکوشند تا بتوانند در سطح بینالمللی به سمت تحقق خواستههایشان از مسیری دیگر حرکت کنند.
این مساله میتواند از حد نشستهای دوربان فراتر برود و موجب شود که این نهادها مطابق منشور سازمان ملل راهکاری بیندیشند تا بتوانند اراده خود را به نحوی در تصمیمگیریهای بینالمللی محقق کنند.
این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران نیز در بالاترین سطح ممکن در این نشست شرکت کرده است. حضور رئیسجمهور کشورمان میتواند تریبونی جدی و فرصتی مناسب برای مطرح کردن دیدگاههای واقعی راجع به پدیده نژادپرستی در سطح خاورمیانه باشد. البته درباره هیاتهای مربوط به NGOهای ایرانی همان فشارهایی که در بالا آمد، اعمال شد و تعداد قابل توجهی از افراد که قرار بود در قالب نهادهای مردمی در این نشست شرکت کنند، موفق به اخذ ویزا نشدهاند و دولت سوییس از پذیرش آنها امتناع کرده است. به هرحال حضور دکتر احمدینژاد پس از فشارهای سیاسی و تحریمهایی که صهیونیستها سعی داشتند اعمال کنند (مانند اینکه در کشورهای اروپایی هیچ استقبالی از رئیسجمهور ایران انجام نشود و...) نشان دهنده عقبنشینی رژیم صهیونیستی است. در کنار آن حضور NGOهای ایرانی که ماهیت واقعی نهادهای مردمی در ایران را نیز شامل میشوند، میتواند مواضع جدی کشورمان را درباره مساله فلسطین و موضوع نژادپرستی به صورت فعالی منعکس کند.