دکتر حسین رویوران کارشناس مسائل خاورمیانه
روز پنجشنبه، نشست آشتی ملی گروههای فلسطینی در قاهره برگزار شد و 13 گروه فلسطینی بویژه سران فتح و حماس توافق کردند که با کمک پنج کمیته نهایتا تا پایان ماه مارس دولت وفاق ملی را در فلسطین تشکیل دهند. آشتی ملی در فلسطین یک ضرورت حیاتی برای جامعه فلسطین است و همه گروههای سیاسی باید براساس این اولویت از برخی خواستههای خود صرفنظر کنند. در اینباره چند مساله حائز اهمیت است؛ اول اینکه جنگ 22 روزه به پایان رسیده و بازسازی غزه امری حیاتی است تا مردم این منطقه احساس کنند همانگونه که در طول جنگ در کنار مقاومت ایستاده بودند، اکنون مقاومت در کنار آنهاست و بر این اساس زمینههای استمرار مقاومت در آینده فراهم شود. این، بازسازی زمانی امکانپذیر است که دو دولت در رامالله و غزه با یکدیگر به توافق برسند. علاوه بر این ساختار سیاسی فلسطین در حال حاضر دچار مشکل جدی شده است؛ ریاست محمود عباس از نهم ژانویه گذشته دیگر مشروعیت ندارد بنابراین برگزاری انتخابات ریاستی در عرصه سیاسی فلسطین یک نیاز و ضرورت است و این امر محقق نمیشود جز زمانی که غزه و کرانه باختری تحت یک سلطه قرار بگیرند.
بنابراین برگزار نشدن انتخابات و عدم توافق گروههای فلسطینی در اینباره به معنای استمرار مشکلات موجود و حتی افزایش اختلافات خواهد بود.
از سوی دیگر، این دودستگی موجود در میان گروههای فلسطینی بویژه فتح و حماس فرصتی را برای رژیم صهیونیستی فراهم آورد تا تعهدات خود را زیر پا بگذارد. در حال حاضر که تعدادی از کشورهای منطقه و همچنین تلاشهای هر چند ظاهری آمریکا برای تحقق روند صلح خاورمیانه افزایش یافته گروههای فلسطینی نباید به دست اسرائیل بهانه دهند و اینگونه نباشد که رژیم صهیونیستی بتواند عدم اجرای تعهدات خود را با دودستگی موجود در میان سران فلسطینی توجیه کند و از زیر بار بایدها شانه خالی کند. به همین دلیل، آَشتی ملی یک ضرورت و یک اولویت در عرصه ملی فلسطین بوده و این مساله از سوی حماس و فتح نیز پذیرفته شده اسمت. لذا مقدمات توافق از جمله آزادی زندانیان سیاسی و توقف تبلیغات رسانهای منفی علیه یکدیگر نیز فراهم شد. این مقدمات نشانه قوت یافتن احتمال آشتی ملی است.
و اما درباره تشکیل دولت وفاق ملی که براساس نشست قاهره مقرر شد تا پایان ماه مارس عملی شود، این مساله قابل توجه است که هر چند پستها کلیدی از جمله نخستوزیری و ریاست وزارتخانههای مهم هنوز تعییننشده و تنها روی چارچوبهای توافق شده است با این وجود میتوان امیدوار بود که نتیجه نهایی مثبت باشد. چنانچه سند مکه میتواند یک الگو و بستر مناسب برای توافقات آینده قلمداد شود، اما قطعا مهمترین ابزار برای موفقیت این روند، تسامح هر 2 گروه با بسیاری از پیشنهاداتی است که مطرح میشود. از سوی دیگر تشکیل پنج کمیته با محوریت موضوعاتی نظیر مصالحه، بازسازی غزه، تشکیل کابینه آشتی ملی و تبادل اسراست و تصور میشود که اگر اراده سیاسی در سطح سران فلسطینی وجود داشته باشد، این کمیتهها به نتیجه برسند. پیش از این دخالت گسترده و همهجانبه رژیم صهیونیستی در تصمیمگیریهای تشکیلات خودگردان فلسطین، مانع از هرگونه توافق میان گروههای فلسطینی میشد اما در شرایط کنونی یعنی با اتمام دوره نخستوزیری اولمرت در اسرائیل و همچنین پایان ریاست ابومازن در فلسطین به نظر میرسد تاثیرات سران صهیونیستی نیز در تشکیلات خودگردان کمتر شده و میتوان امیدواری بیشتری به نتیجهبخش بودن مذاکرات فلسطینیها داشت.
مساله دیگری که مورد اختلاف است، گذرگاه رفح و نحوه اداره این معبر است. اساسا 2 نوع گذرگاه در اراضی اشغالی وجود دارد؛ یکی معابر میان غزه و اراضی اشغالی 48 و دیگری رفح که میان غزه و مصر است. توافق درباره اداره رفح مشکل به نظر نمیرسد اگر گروههای فلسطینی بتوانند در اینباره با یکدیگر و با مسؤولان مصری به توافق برسند.
حماس بیش از نشست قاهره نیز اعلام کرده بود که مانعی برای حضور نیروهای ابومازن در رفح وجود ندارد، زیرا از دیدگاه سران جنبش مقاومت اسلامی تامین نیازهای مردمی در مقایسه با اهداف سیاسی در اولویت قرار دارند. بنابراین توافق بر سر اداره این مرز امری قابل پیشبینی است، اما درباره گذرگاههای میان غزه و اراضی اشغالی به نظر میرسد تا زمانی که آتشبس قطعی به اجرا درنیاید، مشکلات موجود و باز و بسته شدن مقطعی گذرگاههای مذکور همچنان ادامه یابد. بحث گذرگاههای مذکور همچنان ادامه یابد. بحث گذرگاهها و آتشبس تحت یک توافق قرار میگیرد و قرار بود که همزمان با آتشبس تمامی مرزها از سوی اسرائیل باز شود که هر دو مورد کماکان نقض میشود.
در مجموع و با توجه به نتایج جنگ 22 روزه و همچنین تحولات اخیر حادث شده در صحنه سیاسی آمریکا و رژیم صهیونیستی میتوان گفت که زمینه توافقات فلسطینی بیش از پیش فراهم شده است.
جنگ 22 روزه با هدف از میان بردن حماس آغاز شد و حتی برخی از گروههای فلسطینی نیز در اینباره با رژیم صهیونیستی همرای بودند اما پیروزی حماس نه تنها به اسرائیل بلکه به تمامی گروههای فلسطینی، کشورهای عربی و همه دولتهای مخالف مقاومت، اثبات کرد که هیچ قدرتی توانایی حذف این جنبش را ندارد. لذا تفکر گروههای فلسطینی مبنی بر حذف حماس از صحنه سیاسی و تشکیل دولت یکطرفه به نفع فتح با شکست مواجه شد و همه به این نتیجه رسیدند که بدون حماس معادلات فلسطین و حتی منطقه خاورمیانه بر هم خواهد خورد.