*سوال من درباره رویکرد انتخاباتی حزب کارگزاران است. در حزب کارگزاران عدهای از آقای کروبی حمایت میکنند، عدهای مانند آقای کرباسچی و محمد هاشمی احتمال حضورشان در انتخابات میرود و گروهی نیز مثل شما زمانی عبدالله نوری را بهترین کاندیدای اصلاحطلبان، معرفی میکردند؟
**شما سوالی را مطرح کردید و سه مورد را به عنوان مصداق اشاره کردید. در این رابطه باید بگویم که محمد هاشمی در نوع اظهارنظرها و دیدگاههای سیاسی که درباره انتخابات داشته از ضرورت حضور کاندیدای واحد در جبهه اصلاحات سخن گفته است و به دنبال آن اظهار داشته که چنانچه احزاب به صورت مستقل وارد بشوند، میتوانند کاندیدای حزبی معرفی کنند و آن از کاندیدا حمایت کنند و هنوز هم این تاکید را دارد، پس تحقق موضوع دوم منطبق بر اجرا شدن مقدمه نخستین است؛ به بیان دیگر اگر کاندیدای واحد در جبهه اصلاحات محقق نشود موضوع کاندیدای حزبی میتواند اولویت داشته باشد. نکته دوم موضوع کاندیداتوری آقای کرباسچی است. یک سایتی که منبعش را روشن نمیکند، میگوید، شنیده شده است، جمعی از هنرمندان و سینماگران در دیداری که با آقای کرباسچی داشتهاند، از وی دعوت کردند تا در انتخابات شرکت کند. منبع این خبر روشن نیست، ولی فرض را بر این بگذاریم که خبر درست باشد. سایت مدعی است که در تماسی که با آقای کرباسچی گرفته میشود، ایشان هم میگوید بله این خبر صحت دارد. فرض را بر این بگذاریم که این دو خبر صحت داشته باشد (هر چند که ما هیچ تصور شناختهشدهای از آن نداریم و نمیدانیم عمر آن چه قدر است)؛ با این حال این خبر هیچ دلالتی بر کاندیداتوری آقای کرباسچی نه به صفت شخصی ایشان و نه به صفت سازمانی آن ندارد.
*آقای کروبی هم که به تازگی رابطه خوبی با آقای کرباسچی پیدا کردند این احتمال را میدهند که آقای کرباسچی در انتخابات شرکت کند؟
**حرفی هم که شما میزنید و من اطلاعی از آن ندارم. این نیز دلیلی بر حضور آقای کرباسچی در انتخابات نمیشود.
*پس در مجموعه گفتوگوها درباره آقای کرباسچی مشخص میشود که هیچگونه اعلام کاندیداتوری از سوی آقای کرباسچی تا این لحظه رخ نداده شاید در بعد به هر دلیل رخ بدهد.
**اما راجع به خود بنده و آقای عبدالله نوری. اگر به اصل گفتوگوهای من که درباره آقای عبدالله نوری در رسانهها منتشر شده مراجعه کنید، میبینید، که بنده صلاحیت ثبوتی و ذاتی آقای عبدالله نوری را تایید کردم و در آن اظهارنظرها گفته شد که در برخی از رفتارهای عملیاتی مدیریتی هم چه بسا از شخصیتهای دیگر ایشان پیشی بگیرد اما حضور آقای نوری در انتخابات ممتنع است و اساسا آقای نوری در این عرصه حضور پیدا نخواهد کرد، هم به دلیل اینکه ایشان به این جمعبندی نرسیده که در انتخابات حاضر شود و هم به این خاطر که نسبت به ایشان و فضای پیرامونی نظام سیاسی نامشخص است و عمل این مصاحبههای من در مقام نوعی بیان تفاوت با دیدگاه کسانی بود که معتقد بودند جناب نوری میخواهد در عرصه انتخابات حضور پیدا کند با این حال دوستان رسانهای ما که مشخصا میخواهند مرزبندهای جبههای و خطی داشته باشند و بدون در نظر گرفتن اخلاق مطبوعاتی بخشهایی از پیام را که در یک کمپین تبلیغاتی به تناسب اقتضائات و سلیقههای جریان خود باشد، منعکس میکنند.
*من با توجه به اظهارات شما اینگونه متوجه شدم که اختلافاتی را که در حزب کارگزاران شاهد هستیم بیشتر به خاطر شیطنت رسانههاست.
**بعضا اینجوری است و البته ما این اعتراض را به دوستان خودمان داریم که در بیان نظرات خودشان با دقت بیشتری سخن بگویند، البته من به این کار شیطنت رسانهای نمیگویم و آن را نشأت گرفته از عدم التزام اخلاق ژورنالیستی میدانم.
*شما در توضیح رویکرد انتخاباتی آقای محمد هاشمی بر موضوع «کاندیدای واحد اصلاحطلبان اشاره کردید» و اظهار داشتید که اگر از سوی اصلاحطلبان کاندیدای واحد معرفی بشود، گزینه حزبی را در اولویت قرار میدهد. هر چند خو وی در مصاحبه با ما که صدای آن نیز موجود است و یا حتی در خبرگزاریهای مختلف اشاره کرده، در صورت عدم اجماع بر یک کاندیدا در انتخابات شرکت میکنند با این حال به نظر شما در جبهه اصلاحات اجماع شکل میگیرد؟
**تلاش ما این است که به یک کاندیدای واحد برسیم و همان سازوکاری را که آقای کروبی ارائه دادند، احیا کنیم. به نظر ما ایده شورای حکمیت، ایده منطقی و معقولی بوده است و تصور میکنم که همچنان به قوت خودش میتواند باقی باشد.
*شما در اظهارات خود تاکید کردید که در صورت به اجماع نرسیدن اصلاحطلبان آقای هاشمی در انتخابات شرکت میکنند؟ به نظر شما..
**آقای هاشمی؟
*بله، منظورم محمد هاشمی بود.
**چون وقتی شما میگویید آقای هاشمی همه ذهنیتها میرود سمت آقای اکبر هاشمی.
*حالا که نام اکبر هاشمی را مطرح کردید، به عنوان یکی از اعضای شورای مرکزی حزب کارگزاران که خود را نزدیک به آقای هاشمیرفسنجانی میدانید آیا ایشان در انتخابات شرکت خواهند کرد؟
**آقای هاشمی به هیچ عنوان در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به عنوان کاندیدا شرکت نخواهند کرد.
*سلیقه انتخاباتی ایشان برای انتخابات بعدی مشخص شده است؟
**آقای هاشمی یک شخصیت ملی است و ظرفیتهای فرارت از ظرفیتهای احزاب دارند، بعضی مواقع دوستان میآیند و این ظرفیت بزرگ ملی را در مقیاس حقیر حزبی و گروهی خود قرار میدهند تا آنجایی که من تشخیص میدهم البته این تشخیص فرد است و ممکن است در عالم واقع اینگونه نباشد، آقای هاشمیرفسنجانی در انتخابات پیش رو مشارکتی ندارند.
*ولی ما در خبرها میبینیم برخی از نزدیکان آقای خاتمی از جلسات انتخاباتی آقای رفسنجانی یا محمد خاتمی خبر میدهند و اظهار میدارند که وی با جدیت خواستار حضور آقای خاتمی در انتخابات است؟
**آقای هاشمی در انتخابات پیش رو حتما دارای نظر سیاسی خواهد بود و حتما در روز انتخابات به یک نفر رای میدهد و به 6 نفر رای نخواهد داد، اما به همان دلیل که اشاره کردم این نظر خود را محترم نگه میدارد و بروز نمیدهد. مثلا مقام معظم رهبری با توجه به جایگاه خاصی که دارند درباره انتخابات به حوزههای میپردازند که به ایجاد شور و نشاط جدی در میان مردم منجر بشود تا آنجایی که من از روحیات آقای هاشمی سراغ دارم ایشان نیز روی همین نقاط تاکید دارند، هر چند که آقای هاشمی جایگاهی مانند رهبری ندارند که به صورت کامل مانند رهبری برخورد کنند و میشود برایشان مجاز دانست که از یک فردی خاص حمایت کنند.
با این حال طبیعی است که گروهها و شخصیتهای سیاسی بخواهند از ظرفیت آقای هاشمی به نفع خود استفاده کنند، این اقدام از ناحیه گروهها صورت میگیرد نه از سوی آقای هاشمی.
*در مقطع فعلی چه هدف مشترکی موجب نزدیکی اصلاحطلبان و هاشمی شده است و تا این اندازه از همدیگر حمایت میکنند در حالی که در سالهای اولیه به قدرت رسیدن اصلاحات بویژه فاصله زمانی 76 تا 80 آن اتفاقات به وجود آمد که شما لفظ «حوادث 78» را به آن اطلاق میکنید؟
**خیلی صریح و روشن باید به این نکته تاکید داشته باشیم که اصلاحات مضمونی است که به هیچ شخص و گروهی تعلق ندارد پس هنگامی که درباره رفتار شخصیتهای اصلاحطلب صحبت میکنیم این نسبت را به اصلاحات ندهیم.
اینکه تصور کنیم آن مقولهای مه از اصلاحات در ایران مشخص شده، فقط متعلق به حسن و جسین است و در انحصار و در قالب فلان گروه؛ این حرف، حرف اشتباهی است اما در ارتباطات با اتفاقات سال 78 باید گفت اکثریت کسانی که آن رفتار را با آقای هاشمی داشتند در حق آقای هاشمی کملطفی کردند و به نوعی از روند اصلاحطلبی خودشان فاصله گرفتند و الان هم خودشان را نقد میمنند پس هنگامی که خودشان از گذشته غیرقابل دفاعشان فرار میکنند و از آن گذشته عذرخواه هستند، به آن باید احترام بگذاریم.