تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۵  ، 
کد خبر : ۸۷۷۲۴

زشتی‌های تخریب اصلاح‌طلبانه


اسدالله بادامچیان
در نظام جمهوری اسلامی که نظامی ارزشی است، در انقلاب اسلامی که به همت ملت بزرگ ایران و رهبری انسان‌ بزرگوار و خداخواه و سراپا ارزشگرایی چون امام خمینی(ره) و در جامعه‌ای اسلامی و هوشیار و متعهد، حرکت‌ها، گفتارها، نوشتارهای غیرارزشی و ضدارزشی، چاقویی است که در تمثیل زیبای مثنوی از سوی شاگردان آن عارف به سوی او پرتاب می‌شد و هر کدام به پرتاب‌کننده برمی‌گشت و او را مجروح می‌نمود.
اصولگرایان مراقب باشند که در این نظام که امت و امامت، ارزشگرا هستند، خدای ناکرده، به این ضدارشها دچار نشوند. به ویژه در دوران انتخابات که جریان‌هایی که ملت آنها را پس زده است و تشنگان بیقرار قدرت هستند، برای دستیابی به مقامات دنیوی، به هر وسیله و ابزاری ولو ننگ‌آور، متوسل می‌شوند، به هر فریبی رو می‌آورند تا آنجا که حکم می‌دهند که حسین، فرزند محبوب پیامبر اسلام از دین و اباعبدالله را از نوجوانی می‌شناخت و محبت پیامبر(ص) و اهل بیت طهارت را به او دیده بود در دستور حمله به خیمه‌های هفتاد و سه تن از بیت پیامبر اسلام، فریاد می‌زند: ارکبوا یا خیل‌الله، حمله کنید این لشگر خدا
از اواخر سال 86 و در طول سال 87، ملت ما شاهد جریان تخریب گر و به دور از ارزشهای اخلاقی و سیاسی از طرف بخش عمده‌ای از جریان اصلاح‌طلب بوده‌اند.
رسانه‌های آنها اعم از روزنامه و مجله و پایگاه‌های فراوان اطلاع‌رسانی و پیامک‌ها انبوهی از تهمت، افترا، اهانت، توهین، تخریب،‌ استهزا، تمسخر، متلک‌پراکنی و تحریف واقعیات را در تاریخ این کشور بنام خودشان ثبت کرده‌اند.
البته معدودی هم در جریان اصولگرا، ضوابط ارزشی و اخلاقی را نسبت به دیگران در مواردی رعایت نکرده‌اند که همه اصولگرایان باید بکوشند و اجازه ندهند که جریان اصولگرا، توسط اینگونه افراد که شاید هم دانسته یا ندانسته برخی از آنها، تحت تاثیر و یا وابسته به جریان تخریب‌گر خارجی و داخلی قرار گرفته باشند مورد تعرض قرار بگیرد چرا که جریان اصولگرایی همواره معترض اینگونه افراد بوده و یا هست.
ورود جریان اصلاح‌طلبان از اواخر سال 86 به صحنه انتخابات، همراه بازی‌های سیاسی بوده است.
بازی می‌آیم، نمی‌آیم، شاید بیایم، شاید نیایم. من می‌آیم یا او می‌آید. همه می‌آییم و شاید یکی بماند، یا همه می‌مانیم. یکی از این بازی‌هاست.
سیاه‌نمایی، مظلوم‌نمایی، همراه با جنگ روانی، و استفاده از همه ابزارهای تبلیغی، نامه‌نگاری‌های جمعی، امضاهای دستجمعی، یکی از این روشهای نکوهیده اصلاح‌طلبی است.
کوشش در فریب اقلیت‌های دینی، فرقه‌های گوناگون مذهبی از جمله دراویش برای جلب آرای آنها و فریب‌زنان و جوانان که خود را مدافع آنان جلوه دهند، و جذب آراء مسئله‌دارها و بهره‌برداری از هر موقع و موردی برای افزایش آراء خود، به هر شکل ولو غیرارزشی از طرف بخش‌هایی از اصلاح‌طلبان در طول این سال غیرقابل‌انکار است.
تخریب و تضعیف رقبا از هر طریقی که میسر گردد به ویژه با استفاده از دستگاه‌های جدید رسانه‌ای چون رایانه و ایمیل و اینترنت و ارسال پیامک و توسل به طنزهای ادبی و طنزهای مکتوب و غیرمکتوب نیز از کارهای ناپسند این جریان در این یک سال بوده است.
چهره‌سازی‌ و چهره‌پردازی و شخصیت‌تراس، و تملق‌گویی‌ها و مدیحه‌نویسی‌های مبالغه‌آمیز و خدایگانی!! گاه به وضعیت مشمئرکننده هم رسیده است.
جمع‌آوری همه عناصر و مسئله‌دار در این سی‌ سال با همه اختلاف عقاید و مشرب و سلیقه و حتی التقاط و انحراف فکری که در مراسم مختلف یادآور جریان تلخ 14 اسفند 1359 می‌باشد گوشه‌ای از آن است که اتفاق افتاده و ادامه دارد.
نمونه جالبی در این هفته برای بنده اتفاق افتاد. خانم خبرنگاری از روزنامه اعتماد که از نشریات اصلاح‌طلبان است و در مجلس روز سه‌شنبه یا چهارشنبه با این بنده مصاحبه‌ای نمود مانند بسیاری از خبرنگاران محترم که مصاحبه دارند.
روز یکشنبه 11/12 در روزنامه اعتماد این مصاحبه را با تحریف سخنان بنده بگونه‌ای ناشیانه چاپ کرد. از همان روز سایت‌های اصلاح‌طلب و یکی دو نشریه آنها، آن را چاپ کردند و از انواع و اقسام طنز و تحلیل و سئوال و سئوال‌های فرمایشی علیه این جانب به واقع معرکه‌ای راه انداختند، زشتی این تحریف در دو مورد بیشتر بود.
1ـ بهره‌برداری زشت و چندش‌آور از دو حادثه تلخ خودسوزی دو نفر که یکی از آنها مقابل مجلس اتفاق افتاد که موجب تاسف مرا فراهم آورد. من به خانواده داغدیده این افراد تسلیت می‌گویم. از این حادثه‌های ناگوار متاسفم. در مجلس در جهت تسلی خانواده‌های آنان اقداماتی شد. اما نمی‌توانم خودم را راضی کنم که تنفرم را از این روش زشت که خانواده‌های داغدار را ابزار بازی سیاسی اصلاح‌طلبانه کرده‌اند مخفی کنم.
اگر این اصلاح‌طلبان با بنده مخالفند. آن خانواده‌ها چه گناهی کرده‌اند؟
2ـ تحریف آشکار مطلب من که گفتم سی سال قبل آن دولت (دولت شاه) با همه غارتی که کرد 7 میلیارد دلار (به قیمت آن زمان) کشور بدهکار بود. و امروز با همه مشکلات کشور ما ذخیره ارزی دارد.
آنگاه این گفته را تحریف کرده‌اند و سی سال را به چهار سال تبدیل کرده‌اند که گویا منظور بنده دولت جناب آقای خاتمی است!
همه آنها با لحن و نوع مصاحبه‌های بنده آشنایی دارند از این مصاحبه‌ تعجب کردند و البته اکثر دانستند که این جوسازی است و اطلاع‌رسانی نیست. از فردای آن روز یک سلسله تهاجمات شروع شد که اکثر در جهت حرمت‌شکنی بود.
من هم به علت انجام وظیفه در مسئله بودجه 88، و سایر وظائف مجلس فرصت نکردم تا روز چهارشنبه توضیحاتی را که باید می‌دادم، بدهم. گرچه احتمال دارد که همین پاسخ را چاپ نکنند و یا دوباره به جوسازی رو بیاورند.
مهم نیست که آنها چه می‌کنند؟ مهم آن است که ملت ما بیدار و آگاه است و از همین روشهای غیرصحیح و گاه زشت و گاه بسیار زشت، واقعیت جریان اصلاح‌طلبی را بهتر می‌شناسد و متوجه می‌شود که کشور و مسئولیت آن را نمی‌توان به جریانی سپرد که چنین بازی سیاسی با ملت و مردم دارد.
راست چرا بوش و رایس و سران آمریکا و همدستان آمریکا از جریان اصلاح‌طلبی دموکراسی‌خواه در ایران و سایر کشورهای خاورمیانه حمایت می‌کنند؟
پاسخ را خودتان می‌دانید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات