*آقای سفیر! با انتخابات اخیر عراق شروع کنیم. با توجه به اینکه گفته شده انتخابات شوراهای استانی عراق یک نوع رفراندوم دوباره درباره قدرت رهبری نوری المالکی به حساب میآمده و با عنایت به نزدیکی زیادی آقای مالکی با جمهوری اسلامی، این انتخابات چه تاثیری بر روابط آینده تهران ـ بغداد میگذارد؟
**شوراهای استانی عراق هم در تعیین مسئولان استانها و هم از نظر اختیاراتی که در حیطه استانها دارند، مسئولیت بزرگی بر عهده دارند. به توجه به اینکه هر انتخاباتی یک ارزیابی هم از توانمندیهای احزاب و گروههای مختلف را به دست میدهد، در حقیقت یک ارزیابی است که اتفاق افتاده و به طور طبیعی این انتخابات در ارتباط با انتخابات پارلمانی قریبالوقوع عراق نیز قرار میگیرد، اما مساله انتخابات در عراق یک مساله داخلی است و آنچه که دولت و مردم عراق نشان دادهاند، این است که روند دموکراتیک در عراق شروع شده. آنچه که مهم است، فارغ از اینکه انتخابات چه نتیجهای داشته، این است که مسیر سیاسی، بویژه از نظر امنیتی دارد به خوبی پیش میرود. یعنی آنچه بیش از نتیجه انتخابات مهم است، حساسیت مردم و مسئولیتپذیریشان برای شرکت در انتخابات است و حتی مجموعههایی که انتخابات قبلی را تحریم کرده بودند، در انتخابات اخیر با شور و حرارت شرکت کردند و این یک دستاورد به حساب میآید. آنهایی که فکر میکردند از طریق مبارزه خارج از قانون علیه این حرکت دموکراتیک ایجاد شده در عراق میتوانند مانع ایجاد کنند، امروز خودشان در انتخابات شرکت کردهاند و این مهمتر از هر موضوع دیگری است و مردم عراق هستند که تعیین میکنند چه کسانی شایستهتر هستند.
*ولی به هر حال این انتخابات به نوعی وزنکشی سیاسی در عراق به حساب میآمد و پیش زمینهای برای انتخابات پیشرو بود. با این وجود هم برای جمهوری اسلامی تفاوتی نداشت که کدام گروه حائز اکثریت باشند؟
**برای جمهوری اسلامی آنچه که همیشه مهم بوده این است که در عراق نظام دیکتاتوری حاکم نباشد. اگر یک نظام دموکراتیک شکل بگیرد، این مورد احترام جمهوری اسلامی است و ما در این زمینه هم حمایت کردهایم، هم این روند را تایید کردهایم و هم کمک کردهایم. چون اگر انتخابات به مفهوم واقعی شکل بگیرد، دیکتاتور حاکم نخواهد بود و هر مجموعهای که حاکم شود باید با همه اقشار و قومیتها در عراق کار کند و ناگزیر است که با کشورهای همسایه نیز رابطهای دوستانه و در چارچوب منافع مشترک و احترام متقابل داشته باشد و همین نظام دموکراتیک همواره مورد نظر و مطلوب جمهوری اسلامی بوده است که بتواند ثبات و امنیت را تامین کند. ضمن اینکه ما فکر میکنیم که مردم عراق مردمی هستند که میخواهند کسانی را انتخاب کنند که به دوره سیاه گذشته برنگردند. جمهوری اسلامی نیز از ابتدای تشکیل شورای حکومتی تا به امروز که یک دولت منتخب پارلمانی سر کار است، با همه این مجموعهها همکاری کرده و برای ما فرقی نمیکند که بعد از انتخابات دموکراتیک، چه کسی در عراق قدرت را به دست میگیرد، ما به رای مردم این کشور احترام میگذاریم.
*اما مجرای پرحاشیه گروهک منافقین. اتحادیه اروپا، گروهک مجاهدین خلق(منافقین) را از لیست سیاه تروریستی خود خارج کرده و اگرچه عراق اعلام کرده که در اخراج اعضای این گروهک از خاک خود جدی است، به نظر میرسد این موضوع با مشکلاتی روبهرو شود. برنامه عراق برای اخراج این افراد دقیقاً چیست؟ آیا ضربالاجل دو ماهه تعیین شده از سوی آقای موفق الربیعی (مشاور امنیت ملی عراق) عملیاتی میشود؟
**از منظر دولت و مردم عراق، گروهک نفاق یک گروهک تروریستی است. مساله دیگر این است که قانون اساسی عراق اجازه حضور منافقین در خاک این کشور را نمیدهد. آن چیزی که الآن درز دادگاههای عراق وجود دارد، شکایتهای زیادی است از عملکرد جنایتآمیز این گروهک علیه مردم این کشور. الآن مردم عراق میگویند جنایاتی که اینها انجام دادهاند، فقط متوجه مردم ایران نبوده، بلکه به ما نیز در مقاطع مختلف ضربه زده است. این در بعد عراق، اما در بعد خارجی هم شما میدانید که حتی آمریکا این گروهک را یک گروه تروریستی قلمداد کرده است. دولت عراق هم از بعد از امضای توافقنامه خروج نیروهای نظامی آمریکا از عراق، که یکی از اصول آن مساله حاکمیت ملی عراق است. تاکید داشته که باید پروندههای امنیتی از جمله تحویل دولت عراق شود. دولت عراق همچنین بارها اعلام کرده که نمیخواهد جریاناتی در خاک این کشور وجود داشته باشد که مایه تخریب روابطش با همسایگان شود. از این منظر تصمیم دولت عراق بر اخراج اعضای این گروهک، جدی است و چیزی که آقای موفق الربیعی به عنوان مسئول این پرونده اعلام کرد و گفت که ما تا 2 ماه این کار را نیکنیم، نشان دهنده اراده جدی دولت عراق است؛ اما اینکه شرایط چنین اجازهای را به عراق بدهد که در ظرف زمانی دو ماهه این اتفاق بیفتد یا خیر، موضوعی است که باید انتظار کشید و مشاهده کرد. با این حال، دولت عراق بلافاصله بعد از مصوبه اتحادیه اروپا، اجتماعی از سفرای کشورهای ذیمدخل در این ماجرا از جمله ایران تشکیل داد و اراده خود را مجددا مورد تاکید قرار داد و گفت که اینگونه تصمیمگیریها تاثیری در اراده دولت عراق ندارد و از کشورهای حاضر درخواست کرد که به عملی شدن تصمیم عراق کمک کنند. از سوی دیگر عراق میخواهد به دلیل ارتکاب جنایاتی که از سوی این گروهک انجام شده، سران آنها را به دادگاه بکشاند و محاکمه کند. دولت عراق در این زمینهها نیز دارد اقداماتی را انجام میدهد.
*گفتید که عزم دولت عراق در این زمینه جدی است، اما ممکن است برخی «شرایط» مانع از عملی شدن ایران اراده شود. شرایطی که از آن حرف میزنید، همان فشار اروپاییهاست یا چیز دیگری؟
**نه، از نظر اجرایی و فنی شاید ماجرا کمی بیشتر طول بکشد. الآن عراق به تازگی اردوگاه اشرف (محل اقامت اعضای گروهک تروریستی مجاهدین خلق) را تحویل گرفته و مساله امنیت منطقه، کنترل آن و یگانهایی که مسئول تدبیر آن هستند و رفت و آمدهایی که باید صورت بگیرد، اینها همه زمان بر هستند...
*یعنی هیچ مانع سیاسی وجود ندارد، فقط موانع اجرایی است؟
**شاید بعضیها بخواهند موانع سیاسی خلق کنند، امام مهم این است که دولت عراق پرونده گروهک منافقین را به عنوان پروندهای که باید به انتها برسد، تلقی میکند، ولی خب همه شرایط در اختیار دولت عراق نیست و بعضاً مشکلاتی وجود دارد که به دولت عراق تحمیل میشود.
*آقای الربیعی از تحویل برخی از سران این گروهک به ایران برای محاکمه هم سخن گفته بودند. این موضوع چقدر جدی است؟
**از نظر دولت عراق، سران جنایتکار گروهک منافقین باید محاکمه شوند و از نظر دولت ایران نیز لیست مشخصی وجود دارد که نامبردگان در این لیست باید برای محاکمه تحویل جمهوری اسلامی بشوند. این لیست به دولت عراق هم اعلام شده و موضوع در حال پیگیری است.
*دولت عراق پذیرفته که آنها را تحویل ایران بدهد؟
**ما داریم در این باره مذاکره میکنیم. دولت عراق با اصل این موضوع که اینها تروریست هستند و باید به محکمه کشیده شوند، هیچ مسالهای ندارد. قوه قضائیه ایران هم این را اعلام کرده و ما باید این موضوع را پیگیری کنیم.
*ولی بعضیها گفتهاند که این وعده آقای الربیعی صرفاً برای دلخوشی دادن به ایران بوده که از امضای توافقنامه امنیتی بغداد ـ واشنگتن دلخوشی نداشته است...
**تصمیم دولت عراق در این زمینه به زمان تشکیل شورای حکومتی برمیگردد که بعداً در حکومت موقت و حکومت انتقالی هم مورد تاکید قرار گرفته. آن موقع که اصلاً مساله توافقنامه امنیتی مطرح نبود. گرهزدن این دو موضوع با هم، به دور از واقعیت است. خود مردم عراق از وجود این گروهک رنج میبرند و این مساله هیچ ارتباطی با شایعات مطرح شده ندارد.
*آیا ممکن است برخی از اعضای رده پایین این گروهک شامل عفو جمهوری اسلامی شوند و بتوانند به ایران برگردند؟
**بله! ما در گذشته هم چنین مواردی را داشتهایم. برای آن عناصر فریب خورده و کسانی که نادم هستند و به خطاهای خود پیبردهاند، همچنان در گذشته رافت جمهوری اسلامی شامل حالشان شده، این رافت وجود خواهد داشت.
*یکی دیگر از مشکلات ایران در همسایگیاش با عراق، مساله پ. ک. ک و کردهای خرابکار بوده است. چندی پیش توافقنامه سه جانبهای بین آمریکا، ترکیه و عراق برای تاسیس یک مقر فرماندهی سه جانبه در اربیل برای مبارزه با پ.ک.ک امضا شد. موضع ایران در این زمینه چیست و چرا ایران در این توافقنامه جایی نداشته است؟
**مساله مرزهای بین 2 کشور و مربوط به حاکمیت ملی دو کشور است و ربطی به کشور ثالثی ندارد. اینکه دیگران بخواهند بیایند در موضوع مرزهای دو کشور دخالت کنند، غیرقابل قبول است. برای مرزهای جمهوری اسلامی ایران و عراق این مساله روشن است و دو کشور مسئولانه و متعهدانه باید در قبال امنیت و حفاظت از مرزها تلاش کنند. درباره عملیات خرابکارانه هم نکته مهم این است که حضور گروههای تروریستی در منطقه شمال عراق و اقداماتی که آنها از این منطقه علیه همسایهها انجام میدهند، مهمترین عامل تشنج است. به طور طبیعی جمهوری اسلامی نسبت به امنیت مرزها و امنیت شهروندان مسئولیت دارد و فارغ از مرزهایش با جدیت تلاش میکند. طبیعتاً از این طرف هم دولت عراق در این زمینه مسئول خواهد بود که الحمدلله با فضای روابطی که وجود دارد، امیدواریم با یک همکاری مشترک و تنظیم کار و روشن بتوانیم این مشکلات را حل کنیم.
*یعنی ایران از تاسیس مقر فرماندهی سه جانبه در اربیل برای محدود کردن پ.ک.ک حمایت میکند؟
** من اربیل را اطلاعی ندارم؛ به طور کلی توضیح دادم.
*خبر دیگری هم چند وقت پیش منتشر شد مبنی بر اینکه ایران با دولت کردستان عراق تفاهمنامهای امضا کرده تا ایرانیان بدون اخذ رویداد بتوانند به این منطقه سفر کنند. در جریان این خبر هستید؟
الآن ما در کردستان عراق دو سرکنسولگری داریم؛ در اربیل و سلیمانیه که اینها به مسئولیتهای کنسولی مشغولند. یکی از وظایف کنسولی اعطای روادید به اتباع عراقی است که در کردستان هستند. کردها از طریق رسمی و قانونی وارد ایران میشوند و طبیعتاً از طرف جمهوری اسلامی هم هر شهروند ایرانی که بخواهد بیاید با داشتن روادید به عراق سفر کند.
*پس خبر سفر بدون روادید اصلاً درست نیست؟
**سفر بدون روادید کار غیرقانونی است.
*یعنی مثلاً شبیه اتفاقی که در کشورهای اتحادیه اروپا میافتد و شهروندان اروپایی بدون اخذ رویداد بین این کشورها سفر میکنند، این اتفاق بین ایران و کردستان عراق نمیافتد؟
**اگر قرار باشد هر تصمیمی درباره لغو روادید گرفته شود، این رد صلاحیت دو دولت مرکزی است. سر کنسولهای ما در اربیل و سلیمانیه در چارچوب هماهنگیهای بین دو دولت بغداد و تهران عمل میکنند. روابطی که ما در زمینههای کنسولی، اقتصادی، فرهنگی و هر نوع فعالیت جاری دیگر با کردستان عراق داریم، در چارچوب روابط دوجانبه جمهوری اسلامی ایران و جمهوری عراق است که بخشی از این فعالیتها به کردستان عراق منتهی میشود. البته در نظام عراق که فدرالی است، اختیاراتی به مناطق فدرالی دادهاند که در چارچوب آنها فعالیت میکنند، اما لغو روادید و یا هر سیاستی که بخواهد درباره مرزها و ترددها اعمال شود، باید بین دو دولت مرکزی مورد توافق قرار بگیرد.
*تعدادی از زائران ایرانی که به طور غیرقانونی وارد عراق شده بودند، در خاک این کشور دستگیر شدهاند و در زندانهای عراق هستند. آیا سفارت ایران آماری دارد که این افراد چند نفرند؟
**درباره افرادی که در زندانهای تحت مدیریت ارتش آمریکا بودهاند، آماری که ما داریم حدود 20 نفر است که به دلیل ورود غیر مجاز توسط نیروهای آمریکایی دستگیر شدهاند.
*در زندانهای تحت مدیریت دولت عراق چه طور؟
**در این زندانها هم کمتر از 200 نفر هستند که بیشتر آنها هم به دلیل ورود غیرمجاز دستگیر شدهاند و بازداشت هستند. من همین جا هم باز میخواهم یک توصیه کنم؛ با توجه به شرایط خاص عراق که مشکل امنیتی دارد و طبیعتاً قوانین و مقررات خاصی در این کشور وضع شده، از جمله درباره اتباع خارجی که به طور غیرمجاز وارد این کشور میشوند، جرایم سنگینی در نظر گرفته شده مثل محکومیت زندان تا 10 سال. درخواست من از هموطنان ایرانی این است که از ورود غیرقانونی به عراق خودداری کنند.
*باراک اوباما از وقتی که در آمریکا به ریاست جمهوری رسیده، از تخلیه هر چه زودتر نیروهای آمریکایی از عراق سخن گفته، اما از طرف دیگر هوشیار زیباری، وزیر خارجه عراق ابراز امیدواری کرده که آمریکا زودتر از موعد مقرر نیروهای خود را از عراق خارج نکند. سوال این است که بالاخره بناست چه اتفاقی بیفتد؟ آیا نیروهای ارتش آمریکا زودتر از موعد مقرر در توافقنامه امنیتی، عراق را ترک میکنند یا خیر؟
**اولین واکنشی که نخست وزیر عراق به سخنان رئیسجمهور آمریکا نشان داد، اعلام آمادگیای بود مبنی بر اینکه دولت عراق نسبت به این مساله نگاه مثبت دارد. هیچ کشوری نمیتواند حضور نیروهای خارجی اشغالگر را بپذیرد، بویژه که بعضی رفتارهای آمریکاییها در قابل مردم عراق بسیار ناشایست و توهینآمیز بوده. امیدواریم در شرایطی که به نظر میرسد وضعیت امنیتی دارد روند خوبی را طی میکند، این خواست دولت و ملت عراق برای خروج هر چه سریعتر نیروهای آمریکایی و غیر آمریکایی از خاک این کشور به عمل برسد.
*ولی آیا هیچ جایگزینی برای نیروهای آمریکایی که امنیت عراق را حفظ میکنند، وجود دارد؟ دولت عراق به تنهایی میتواند از عهده این کار برآید، چون برخی پیشنهاد حضور یک ارتش مشترک از کشورهای اسلامی به جای ارتش آمریکا را داده بودند. به نظر شما این پیشنهاد عملی است؟
**عراق یک کشور مستقل است و خودش شایستگی اراده امور خود را دارد و نیازی به قیم هم ندارد. در یک مقطعی مشکلاتی به مردم این کشور تحمیل شده که خود این مشکلات تا حدودی ناشی از حضور اشغالگران بوده، بخشی از آن هم بازمانده از رژیم گذشته است و بخش دیگری هم به موضوع تروریسم برمیگردد. در مجموع اگر این مشکلات حل شود، دولت عراق نه قیم میخواهد و نه نیازی به این دارد که ارتشی از بیرون بیاید و امنیتش را تامین کند. البته آنچه که مهم است، این است که کشورهای همسایه میتوانند در برقراری امنیت و ثبات عراق نقش مهمی بازی کنند و به دولت بغداد کمک کند.
*این سوال من هم هست. آقای جلیلی در مذاکراتشان با آقای الربیعی در تهران وعده در اختیار قرار دادن تجربیات امنیتی ایران را به مشاور امنیت ملی عراق دادند؛ بویژه در حوزه آموزشی و ساختاری سازی و غیره. با توجه به اینکه ساختارهای امنیتی عراق پیش از این در اختیار بعثیها بوده است، نیاز به بازسازی کاملاً احساس میشود. ایران چگونه این وعده را عملی خواهد کرد؟ آیا نیروهای آموزشی ایران به عراق عازم میشوند؟ یا مثلاً افرادی از عراق میآیند و در تهران آموزش میبینند؟
**هر اقدامی که بخواهد صورت بگیرد، در چارچوب توافقنامههای همکاری انجام میشود. همانگونه که ما توافقنامههای تجاری و فرهنگی را داریم، همکاریهای دفاعی ـ امنیتی جزو مسائلی است که باید تعریف بشوند و قراردادشان امضا شود.
*یعنی تا به حال توافقنامهای در این زمینه به امضا نرسیده است؟
**الآن ما در بعد دفاعی، در بعضی از بخشها توافقنامههایی امضا کردهایم؛ مثلاً در زمینه پاکسازی میادین مین که مساله مهمی هم هست. با توجه به اینکه در عراق مناطق زیادی به مین آلوده است، ما توافقنامهای امضا کردهایم و مدتی قبل هم هیات فنی عالیرتبه عراقی به ایران سفر کردند و برای اجرای این توافقنامه اقدام کردند. به هر حال ما تجربیات امنیتی خوبی داریم و با توجه به شرایط بعد از انقلاب اسلامی در ایران، ما امروز بهترین تجربیات را داریم و میتوانیم این تجربیات را در اختیار همسایهمان قرار بدهیم.
*و عراق هم استقبال میکند؟
**عراقیها حتماً استقبال میکنند. اما آنچه مهم است، این است که تمامی همکاریها شفاف، روشن و در چارچوب توافقنامههای همکاریای خواهد بود که به امضای طرفین میرسد. این آمادگی ـ همانطوری که آقای جلیلی گفتهاند ـ وجود دارد و علتش هم روشن است. جمهوری اسلامی معتقد است که ثبات امنیت منطقه در گرو ثبات و امنیت عراق است. اگر منطقه امن و باثباتی میخواهیم، باید عراق امنی داشته باشیم که بتواند سازندگی خود را شروع کند، با تروریسم مقابله کند و نیروهای خارجیای را که نه مردم عراق و نه مردم منطقه حضورشان را میپسندند، از این کشور خارج کند.
*برای تامین امنیت عراق؛ تهران، واشنگتن و بغداد، مذاکرات سهجانبهای را هم در چند دور برگزار کردند. آیا احتمال برگزاری دور جدیدی از این مذاکرات وجود دارد؟
**من الآن نمیتوانم چیزی پیشبینی کنم.
*عراق اعلام تمایلی نکرده است؟
**طبیعی است که در این اوضاع و احوال تغییرات دولت در آمریکا، این بحث وجود نداشته باشد. من هیچ اطلاعی راجعبه این مساله ندارم.
*احیاناً با توجه به اینکه آقای اوباما از مذاکره مستقیم ایران و آمریکا سخن گفتهاند، عراق علاقه ندارد نقش رابط یا میانجی را در این میان بازی کند؟
**اینگونه مسائل در حوزه دو کشور است و جمهوری اسلامی نیازی به رابط ندارد. اگر مصلحت باشد، راساً اقدام میکند. این موضوعی است که تهران مستقیماً راجعبه آن تصمیم میگیرد.
*آقای الربیعی در پایان سفر دی ماه خود به تهران، از یک «توافق نامه» صحبت کردند که در این سفر به دست آمده. این «توافق بزرگ» چه بود؟
**دو کشور ایران و عراق مشترکات زیاد، منافع مشترک زیاد و ظرفیتهای سیار زیادی در همه زمینههای همکاری دارند؛ اعم از فرهنگی، اقتصادی، تجاری و حتی امنیتی. الآن بین دو کشور، ما بیش از 130 سند همکاری امضا کردهایم که بخشی از آنها در حال اجراست. اصرار دو کشور بر این است که با بهبود شرایط امنیتی در عراق، ما بیاییم و توافقات را اجرایی کنیم. با توجه به اینکه جمهوری اسلامی تجربه خوب سازندگی بعد از دوران جنگ را دارد و عراق هم در آغاز راه سازندگی خود قرار دارد، باید روابط دو کشور بیش از این حرفها گسترش پیدا کند. در هر زمینهای که نگاه کنیم، 2 کشور مجال همکاری دارند که به دلیل وجود رژیم گذشته همکاری میسر نشده است. در آخرین سفر آقای مالکی به تهران هم اعلام شد که ایشان به حجم روابط چهارده میلیارد دلاری ایران و عراق قانع نیست. دو طرف بر این باورند که این حجم به 10 میلیارد دلار در سال برسد که تازه باز هم باید توسعه بیابد.